18 دسامبر 2008

جوانان مسلمان اثر خود را بر جای می گذارند : لینا خان، فیلم ساز

 
لینا خان، فیلم ساز

اين مقاله، گزیده ای از کتاب "مسلمان بودن در آمريکا" است که نمونه های بسیاری در آن به تصویر کشیده شده اند. اين کتاب توسط دفتر برنامه های اطلاعات بين المللی منتشر شده و با فورمت PDF در دسترس است.

در یک بعد از ظهر داغ ماه اوت در لوس آنجلس، لینا خان راهروهای "هَند پِراپ روم"، شرکتی که لوازم صحنه را برای فیلم های مشهور هالیوود مانند هوانورد و رفتگان تامین می کند را با دقت از نظر می گذراند. قفسه ها پر از لاشه های مصنوعی، بوداهای برنزی تایلندی، ابزار، دستگاه ها و اشیاء عجیب و غریبی هستند که به ساختن جادوی سینما کمک می کنند. خان که یک روسری سبز کمرنگ به سر و یک ژاکت کرم رنگ سنگین به تن دارد، یک شمشیر 60 سانتی نینجا را کشف کرده و با نگاهی شیطنت آمیز بر روی صورت گرد و رنگ پریده اش آنرا از نیام بیرون کشیده می گوید: "این به درد می خورد."

 گرچه این فارغ التحصیل 24 ساله دانشکده فیلم  شباهت چندانی به یک فیلم ساز ندارد بدین معنی که او جوان، زن، مسلمان معتقد و یک سرخپوست آمریکایی است اما  فیلم های کوتاه و نماهنگ می نویسد و کارگردانی می کند و نیز آگهی تجاری برای رستورانی به نام کریو ساخته است (در یک آگهی تجاری، یک نینجا سمبوسه های چرخان پرتاب می کند).

خان برای فیلم کوتاه یک دقیقه ای به نام  باسم سعی می کند، برندۀ یک جایزۀ 5 هزار دلاری شد. این فیلم به شوخی نشان می دهد که چگونه یک مرد مسلمان آمریکایی سعی می کند خود را با همه چیز تطبیق دهد - برای نمونه با گوش دادن به موسیقی هیپ هاپ که با صدای خیلی بلند از رادیوی اتومبیلش پخش می شود. فیلم کوتاه سه دقیقه ای او به نام سرزمینی به نام بهشت که در اصل نماهنگی بود که روی آهنگی به همین نام به خوانندگی کریم سلامه، خواننده ای از یک کشور مسلمان گذاشته شده بود، جایزه 20 هزار دلاری "وان نیشن" را به دست آورد. وان نیشن نام یک گروه مدافع مسلمان است که بودجه مسابقه فیلم سازی را تأمین کرد. خان تعداد زیادی زن و مرد با پیشینه مختلف را برانگیخت که تابلوهای دست نویسی را حمل کنند که حاوی پیام هایی است که می خواهند مردم جهان درباره آنها به عنوان آمریکایی های مسلمان بدانند.  برخی از نوشته ها شوخی آمیز، مانند: "من هم از ویکتوریا سکرت خرید می کنم" و برخی دیگر جدی هستند، مانند : "خواهر من در 11 سپتامبر کشته شد."

یکی از داوران مسابقه 2007 وان نیشن به نام کریم عبدالجبار که پیشتر بازیکن حرفه ای بسکتبال بوده، به فیلم سرزمینی به نام بهشتبه خاطر" زبان سینمایی زیبای آن" امتیاز بالایی داد، در حالیکه ماریان پرل، روزنامه نگار، این فیلم را" به خاطر نو بودن و حس شوخ طبعی و در عین حال توجه به احساسات عمیقی که جامعه مسلمانان و بقیه ما داریم" ستود.

خان به خاطر دارد که کار سرزمینی به نام بهشت، کار مهمی بود. این پروژه با یک پرسش شروع شد : "اگر می توانستی به هرکسی در جهان که مسلمان نیست چیزی بگویی چه می گفتی؟ " او گفت: "من ایمیل های متعددی فرستادم، به مساجد رفتم، از هر فهرست خدمات اسلامی مهمی که به فکرم رسید استفاده کردم."

نخستین پاسخی که خان دریافت کرد این بود: "اسلام مرا از فکر کردن به خودکشی باز می دارد." او گفت: "آنجا بود که دانستم این همان فیلمی است که می خواهم بسازم. به این موضوع فکر نکرده بودم. من سعی داشتم اعتراض های مسلمانان را نشان بدهم اما فکر نمی کنم بتوانم از طرف همه آنان سخن بگویم. و این نخستین سرنخ من بود. من 2,500 پاسخ دریافت کردم، آنها را دسته بندی و محدود کردم و فیلم را ساختم ."

لینا خان در حال فیلم برداری صحنه ای از "باسم سعی می کند"

پس از پخش این ویدیو، خان صدها ایمیل از کسانی دریافت کرده است که می گویند این فیلم آنان را به گریه انداخته است، به آنان برای گفتگو درباره اسلام با خانواده شان یا شکستن دیوارهایی که کلیشه ساخته اند انگیزه داده است. این فیلم درهای حرفه ای را به روی او گشوده است، مانند ملاقات با مورگان اسپرلاک، مستند ساز. شورای امور عمومی مسلمانان طی مراسم ضیافت شامی در هالیوود از او به عنوان فیلم سازی که فیلم هایش باید مورد توجه قرار گیرد قدردانی کرد.

خان که فارغ التحصیل دانشکده فیلم دانشگاه کالیفرنیا در لوس آنجلس است گفت: "اگر من در این مسابقه شرکت نکرده بودم تا به حال هیچ پیشرفتی نکرده بودم."

خان به سینما به عنوان گونه ای عمل گرایی اجتماعی که آنرا اصل مهمی از مذهبش می داند، علاقه مند شد. از آنجا که او به زودی ازدواج می کند، انتظار می رفت که یک حلقه نامزدی با نگین الماس را قبول کند، اما خان می گوید: "من نمی خواستم با صنعت الماس هیچ سرو کاری داشته باشم، الماس های خونین. واقعا خیلی دردناک است." پدر و مادر من می گویند: "چرا تو آنقدر غیر منطقی هستی؟ برو یک انگشتر الماس بخر. آن قدرها هم مهم نیست. اما من فکر می کنم کار خیلی مهمی است . این آزمونی است برای اینکه ببینید می توانید دارایی های خودتان را برای دیگران فدا کنید. " او به جای الماس، یک انگشتر با نگینی از سنگ موسانیت انتخاب کرد.

و هنگام فیلم برداری خارج از استودیو، او اصرار دارد از افرادی به عنوان مسئول تدارک غذا استفاده شود که فقط مرغ محلی می پزند. خان گفت: "برادرم همیشه مرا دست می اندازد و مرا لیزا سیمپسون می نامد که به خواهر روشنفکر و شل و وارفته مجموعه کارتونی آمریکایی خانواده سیمپسون اشاره می کند."

خان در دوران دانشجویی که در رشته علوم سیاسی و تاریخ در دانشگاه کالیفرنیا در لوس آنجلس تحصیل می کرد دریافت که دانشجویان فقط هنگامی که فیلمی درباره نسل کشی مثلا در رواندا و دارفور می دیدند، یا اگر یک بازیگر قضیه را تبلیغ می کرد  به موضوع علاقمند می شدند. او از دیدن فیلم های هالیوود مانند محاصره و سقوط هلیکوپتر سیاه نیز که از تصاویر برای ربط دادن تروریسم به وضو و اذان استفاده می کنند خسته شده است.

خان گفت: "این چیزها مرا آزار می داد. بنا براین تصمیم گرفتم به جای شکایت کردن وارد گود شوم و کاری انجام دهم. من می خواستم فیلم هایی درباره مسائل اجتماعی بسازم زیرا به نظر می رسد فیلم بهترین راه برای بیان یک داستان است- آنجاست که مردم واقعا گوش می دهند و با کسانی که آن مسائل را تجربه می کنند رابطه برقرار می کنند." او برای ادامه تحصیل در مقطع فوق لیسانس در فیلم سازی به دانشگاه کالیفرنیا، لوس آنجلس رفت.

در شرکت هَند پِراپ روم، خان در جعبه ای پر از شورایکن یا ستاره [نوعی اسلحۀ مخفی مورد استفادۀ] نینجاها جستجو می کند. او به محض انتخاب وسایل [مورد استفاده در فیلم خود]، سوار تویوتا پرایوس قرمز رنگ و خاک گرفته اش می شود و در جاده های تپه های هالیوود بسوی شرکت لباس های غربی و جستجوی ماسک ها و لباس های نینجا می رود. علاوه بر آگهی تجاری نینجا، پروژه بعدی او شامل مجموعه ای از آگهی های بازرگانی درباره انتخابات ریاست جمهوری و نماهنگ دیگری برای سلامه می باشد.

اما وقتی از یک فیلم شخصی 40 دقیقه ای که او در حال ساخت آن است سخن به میان آمد او فقط گفت: "آنها انتظار چیزی برجسته و مردم پسند را دارند. بنابراین من کمی احساس فشار می کنم . " این به خان بستگی دارد که چه اعجازی خلق کند.

ویدیوی  باسم سعی می کند و سرزمینی به نام بهشت را می توانید در تارنمای YouTube.com  تماشا کنید.

با پيوندهای روبرو نشانه بگذاريد:     اين چيست؟