18 دسامبر 2008

اين مقاله، گزیده ای از کتاب "مسلمان بودن در امريکا " است که نمونه های بسیاری در آن به تصویر کشیده شده اند. اين کتاب توسط دفتر برنامه های اطلاعات بين المللی منتشر شده و با فورمت PDF در دسترس است.
هبا امین، هنرمند معاصر 28 ساله، تا آنجائی که به یاد می آورد در حال طراحی بوده است، ولی دنبال کردن هنر به صورت تمام وقت تا زمانی که او دانشجوی سال سوم بود، به ذهنش نرسیده بود. در آن زمان، امین، که هم اکنون در مینیا پولیس زندگی می کند، در رشته ریاضیات درس می خواند و در نظر داشت که معمار شود.
امین در قاهره، مصر به دنیا آمده و بزرگ شده است. پدر مرحوم او طراح داخلی بود؛ و مادرش، کارمند اداری در یک مدرسه خصوصی آمریکائی بود که امین هم از مقطع کودکستان تا سال دوازدهم در آن درس می خواند.
پس از دبیرستان، امین به ایالات متحده سفر کرد تا در دانشکده مک آلستر ، دانشگاه خصوصی هنر آزاد در سنت پل، مینه سوتا، به تحصیلات خود ادامه دهد. در سال سوم دانشگاه، امین متوجه شد که اشتیاق وی در زمینه هنر است، نه ریاضیات، و در سال 2002 یک مدرک لیسانس در رشته هنر استودیو، با تمرکز بر نقاشی رنگ روغن، کسب کرد.
وی به فائق اویس، سردبیر دایرة المعارف هنرمندان آمریکائی عرب تبار، گفت، زندگی در ایالات متحده به او این امکان را داده است که "نقش مشاهده گر خارجی را داشته باشد" و چشم او را نسبت به پرمایگی فرهنگ مصری و عرب بگشاید که او " قبلاً یا آن را نادیده می گرفت و یا بی اهمیت می پنداشت."
به مدت چندین سال، آثار امین در مورد پرتره های زنان عرب بدوی بود، که به گفتۀ او "بخاطر کارهای دستی سوزن دوزی و منجوق دوزی شده اشان معروف هستند."
اتحادیه اروپا برنامه ای را برای حفظ این صنایع دستی برای طراحی کرده است، و بودجه این کار را تأمین کرده و زنان مسن تر را به آموزش این هنرها به جوانتر ها تشویق کرده است. من به این مسئله علاقه مند شدم و در کنار قبیله های مختلفی ماندم تا شاهد روند کار باشم. همچنین من شاگرد یک هنرمند عرب بدوی شدم که نقاشی های شنی خلق می کرد.
در زمانیکه امین وقت خود را با قبیله های مختلف بدوی می گذراند، متوجه شد که بیشتر از آنکه علاقه مند به کارهای دستی آنها باشد، علاقمند به شیوه زندگی آنها شده است.
او به یاد می آورد، "من مبهوت میزان تعلق آنها به محیط اطراف و زمینهایشان بودم، و چقدر ناراحت کننده بود که فرهنگ آنها به خاطر وسعت مناطق شهری و مدرنیزه شدن در حال سقوط و ویرانی بود.

امین با کشیدن پرترۀ زنان عرب بدوی به رنگهای روشن همراه با نقش و نگارهای هندسی شهری در کنار یکدیگر کار خود را شروع کرد. او گفت: "این نقش و نگارها نقاشی ها را تحت کنترل خود درآورد، که نشان دهنده این است که چگونه شهر، فرهنگ بدوی را تحت سلطه خود درمی آورد."
به تدریج، نقاشی های عرب بدوی امین، او را به مسیر هنری دیگری، یعنی به سمت نصب قطعات سه بعدی، کشاند. او توضیح داد: "همانطور که پرتره می کشیدم، متوجه شدم که واقعاً به شکل ساختار شهری علاقمند هستم."
بار دیگری که امین در قاهره بود، گفت: "من تعدادی کارهای ساختمان سازی نیمه کاره و رها شده را دیدم ــ مقدار زیادی زمین گرانقیمتی که توسط ساختمان های ناتمام پوشیده شده بود. من از این ساختمان ها عکس انداختم، و بعد شروع به یک سری کار بر روی آنها کردم، در موردشان تحقیق کردم. آنها چه بودند، چرا رها شده بودند، تأثیر آنها بر روی مردم."
امین مجذوب این فکر شد که به شهر، به عنوان یک ایدۀ احساسی نگاه کند، تا به عنوان یک ایدۀ ساخت و ساز، واین مسئله او را به راه متفاوتی کشاند.
او گفت: "من متوجه شدم که نقاشی کمی محدود است. من نمی توانستم آن حسی را که به دنبالش بودم به طور واقعی بازگو کنم. من می خواستم به سمت چیزی بروم که بیشتر تجربی بود. هنر نصب به من امکان خلق فضائی برای ابراز عقاید حسی ای که به دنبالشان بودم داد."
آثار امین در تعدادی از گالری های مینیا پولیس، نیویورک، و واشنگتن به نمایش گذاشته شده است.
او در وب سایت خود نوشت: "من به زیربنای شهر به عنوان بازنمائی از پیشرفت جامعه نگاه می کنم. طراحی شهری نشانی از وضعیت سیاسی جامعه می باشد، و من علاقمند هستم که در شهرهای خاورمیانه که زیربنای اقتصادی مانع و فشار سنگینی بر زندگی روزمره مردم است، بررسی های انجام دهم. من علاقمند هستم تأثیر شهر را بر فضای شخصی بدانم، جائیکه آغاز اولویت و تقدم ساختار شهر بر فردیت و شروع تداخل ساختمان ها و انسان ها و پوشیده شدن یکی توسط دیگری در عوض هم زیستی با یکدیگر می باشد."
او نوشت: "منظور ساده ازاین نصب ها آن است که این عقیده را که محیط اطراف یک شخص در رفتارش تأثیر بسزائی دارد، به نمایش گذارد."
در ادامه کارهای نصبی امین، به تازگی کتابی را که شرح حال زنان مسلمان در تاریخ می باشد، با عنوان "زنان استثنائی از دنیای مسلمان" مصور کرده است.
علیرغم موفقیت هنری اش، امین از اینکه برای تأمین زندگی اش وابسته به هنرش باشد، خوشش نمی آید. او گفت: " من بر روی فروش آثارم تمرکز نکرده ام. و این مسئله مرا از زیر اجبار خلق آثارم آنطوری که مردم می خواهند آزاد می سازد. من ده سال است که در دانشکده هستم و نهایتاً مایل هستم در دنیای دانشگاهی باقی بمانم."
او گفت: "من علاقه زیادی به زندگی در ایالات متحده دارم. من علاقه زیادی به محیط دانشگاه دارم.، جائیکه برای بررسی و کندوکاو ایده هایم و چگونگی ابراز آنها وقت دارم."