18 دسامبر 2008

این مقاله، خلاصه ای از کتاب مصور مسلمان بودن در آمریکا، که توسط اداره برنامه های اخبار بین المللی منتشر شده است، می باشد. متن کامل این کتاب در قالب PDF در دسترس می باشد.
مهاجران از اقصی نقاط جهان به آمریکا آمده اند. آنها با یک دیگر متفاوت هستند، اما دلیل مهاجرت آنها مانند یک دیگر است: برخی برای فرار از شیوه زندگی قدیم خود، و برخی برای یافتن زندگی جدید. برخی از خشونت فرار کرده اند، و برخی از قید سنت ها، فقر، و یا کمبود فرصت ها. آنها در قرن نوزدهم عمدتا از اروپا می آمدند و در قرن های بیستم و بیست و یکم از سایر نقاط جهان – آسیا، آفریقا، خاورمیانه، و آمریکای مرکزی و جنوبی.
آنها با امید قدم به خاک آمریکا می گذاشتند، و اغلب غیر از این امید چیز دیگری به همراه نداشتند.
آنها در ابتدا با برخوردهای متفاوتی روبرو می شدند. این آمریکاییان جدید، خود را در سرزمینی بسیار وسیع می یافتند که نیازمند کار و کوشش آنها بود. اما برخی که با سنت ها و مذهب این تازه واردان آشنایی نداشتند، با این آمریکاییان جدید مانند خارجی ها رفتار می کردند و اعتقاد داشتند که آنها هیچ گاه تبدیل به آمریکایی واقعی نخواهند شد. این عقیده اشتباه بود. گروه های پی در پی مهاجران با آزادی، ایمان، و سخت کوشی توانسته اند داستان های متمایزی را به تاریخ آمریکا بیافزایند، جامعه و فرهنگ ما را غنی سازند، و معنای همیشه پویا و در حال تکامل واژه ای را که تمامی ما را به یک دیگر پیوند می دهد را متبلور سازند: آمریکایی بودن. و امروز این داستان در مورد یک آمریکایی مسلمان است.
در سال 1965 یک قانون مهاجرت جدید تصویب شد که تاثیر عمیق و گسترده ای در روند ورود مهاجران به آمریکا داشت. به موجب این قانون دیگر سهمیه های مرتبط با ملیت مهاجران در ورود آنها به آمریکا نقشی نداشت. روابط خانوادگی و مهارت های شغلی همچنان از عوامل مهاجرپذیری به شمار می رفت. با این تغییر، تعداد مهاجران افزایش یافت و برای اولین بار تعداد بسیار زیادی از مسلمانان از آسیای جنوبی و خاورمیانه به ایالات متحده آمدند. آنها وارد کشوری شدند که تفاوت های بسیار زیادی با کشوری که مهاجران در قرن نوزدهم وارد آن می شدند، داشت. اما آمریکاییان جدید هم اکنون نیز با همان چالش های قدیمی پیش روی مهاجران مواجه می شوند: یافتن جایگاه خود در ساختار اجتماعی، اقتصادی و سیاسی آمریکا.
به عنوان مثال دو خواهر به نام های اشیا و امان بوندایویی را در نظر بگیرید. والدین آنها اهل الجزایر هستند و این دو خواهر به عنوان افراد آمریکایی مسلمان نزدیک شیکاگو، ایلینویز، بزرگ شده اند. به گزارش رادیوی عمومی ملی (NPR)، اشیا و امان در دوران کودکی و نوجوانی خود هم کانال تلویزیونی برنامه کودکان نیکلودئون را تماشا می کردند و هم شبکه خبری الجزیره را. آنها هنگام سفارش غذا از بیرون نیز گاهی مرغ سوخاری کنتاکی سفارش می دهند و گاهی نیز فلافل رستوران مورد علاقه خود را.
اشیا، بیست ساله، به NPR گفت: "در آمریکا، ما اول می گوییم که مسلمان هستیم، زیرا این موضوعی است که ما را متمایز می سازد. اما در کشورهای دیگر، مانند کشورهای مسلمان، ما اول می گوییم که آمریکایی هستیم."
داستان آنها از لحاظی قابل توجه به شمار می رود و از طرفی این گونه نیست. زیرا هیچ چیز را نمی توان بیش از نسل جدیدی که – از دریچه متنوع ترکیب نژاد و مذهب – خود را به عنوان آمریکاییان معرفی می کنند، آمریکایی دانست.
بهزاد یغماییان، آمریکایی ایرانی تبار و نویسندۀ استقبال از بی ایمانی: داستان مهاجران مسلمان در غرب می گوید: "آمریکا همیشه برای مسلمانان و غیرمسلمانان سرزمین موعود بوده است." او به نیویورک تایمز گفت: "مهاجران هنوز به این دلیل به این کشور می آیند که ایالات متحده چیزی را به آنها می دهد که در کشور خود از آن بی بهره هستند."
داستان های آمریکاییان مسلمان دارای چهارچوبی شبیه به یک دیگر می باشد، اما هر یک از این داستان ها به تنهایی دارای تاثیر چشمگیری بر تنوع پویای کشوری هستند که نه تنها توسط اجداد مشترک ما بنا شده است، بلکه بر مبنای ارزش های مشترک آزادی، فرصت های برابر، و حقوق برابر برای همه انسان ها ایجاد شده است.
هسیا دینر، مورخ، می نویسد: "در هر برهه از تاریخ آمریکا، زنان و مردانی از نقاط مختلف جهان به آمریکا آمده اند. به آنها به عنوان خارجیانی نگریسته می شد که زبان، فرهنگ، و مذهب آنها در آن زمان برای جو غالب جامعه آمریکا بیگانه بود. با گذشت زمان و تغییر نگرش ها نسبت به فرهنگ ایالات متحده، مهاجران و فرزندان آنها دست به ایجاد جوامعی نژادی زدند و در زندگی مدنی آمریکا مشارکت کردند، و به خدمت به جامعه پرداختند."
آمریکاییان مسلمان دارای دگرگونی و تنوعی هستند که حتی در قالب استانداردهای آمریکایی نیز فوق العاده می باشد. در تقابلی آشکار با سایر گروه های مهاجرین، آمریکاییان مسلمان را نمی توان بر مبنای نژاد و یا ملیت آنها دسته بندی کرد. از این لحاظ آنها شبیه به آمریکاییان لاتین تبار می باشند، که اصلیت آنها متعلق به اسپانیا، کشورهای آمریکای لاتین، و جزایر کاراییب است.
تنوع و دگرگونی آمریکاییان مسلمان از این نیز گسترده تر است و اصلیت آنها شامل جنوب آسیا، خاورمیانه، آسیای جنوب شرقی، منطقه بالکان در اروپا، آفریقا، و همچنین تعداد رو به رشدی از مسلمانان لاتین تبار می باشد.
به این دلیل که ایالات متحده از جمعیت این کشور بر مبنای مذهب آنها آمارگیری نمی کند، هیچ آمار رسمی و دولتی ای در مورد تعداد مسلمانان آمریکا وجود ندارد. این تعداد از 2 میلیون نفر تا 7 میلیون نفر تخمین زده می شود. از این تعداد، حدودا 34 درصد پاکستانی بوده و یا از منطقه جنوب آسیا هستند، و 26 درصد را نیز اعراب تشکیل می دهند.
25 درصد دیگر آمریکاییان مسلمان را نیز اتباع این کشور تشکیل می دهند، که اکثراً آمریکاییان آفریقایی تبار می باشند، و این امر خود باعث پیچیدگی بیشتر تجربیات غنی آمریکاییان مسلمان می شود. به بیان دیگر، داستان آمریکاییان مسلمان تنها به مهاجرت و آمریکایی شدن محدود نمی شود، بلکه بخشی از قدرتمندترین موضوع ها در تاریخ آمریکا به شمار می رود: تلاش برای برابری نژادی.
در سرتاسر کشور، چه در مراکز شهری و چه در جوامع روستایی، مساجد و سازمان های اجتماعی و فرهنگی مسلمانان وجود دارد. اگر قصد دارید از موزه بین المللی تمدن و فرهنگ مسلمانان – اولین موزه تاریخ اسلام در ایالات متحده – بازدید کنید، نیازی نیست که به نیویورک و یا واشنگتن سفر کنید، بلکه کافی است به بخش هنری شهر جکسون در ایالت میسی سیپی بروید. دیربورن درایالت میشیگان مرکز زندگی بیشترین تعداد آمریکاییان عرب تبار در ایالات متحده می باشد. مسلمانان اهل آسیای جنوبی و آفریقا جوامعی پویا و رو به رشد را در نیویورک- نیوجرسی تشکیل می دهند. تعداد زیادی از مهاجران سومالیایی در مینیاپولیس و سنت پل، مینه سوتا، زندگی می کنند، و کالیفرنیای جنوبی مرکز بزرگترین جامعه آمریکاییان ایرانی تبار به شمار می رود.
با این حال، این جوامع نژادی نیز یکپارچه نیستند. بسیاری از عرب هایی که در دیربورن و نقاط دیگر زندگی می کنند، مسلمان نبوده و مسیحی هستند، و تعدادی از ایرانیان مقیم لس آنجلس نیز یهودی هستند.
تعمیم دادن و کلیت بخشیدن در مورد چنین جوامع متنوعی بیش از آن که روشنگر باشد، سبب ایجاد ابهام می شود. و بهتر است که موارد نمونه ای این جوامع مورد بررسی و تحقیق قرار گیرند.
مایا آنجلو، شاعر برجستۀ آمریکایی آفریقایی تبار می گوید: "ما باید این نکته را دریابیم که تنوع و دگرگونی مانند نقش یک فرش دیوارکوب بسیار زیبا و غنی می باشد. و باید درک کنیم که تمامی تار و پود این فرش صرف نظر از رنگ خود ارزشی برابر دارند، و صرف نظر از بافت خود دارای اهمیتی یکسان هستند."
به عنوان مثال، برای امان بوندایویی از شیکاگو، آزادی به معنای تصمیم او در مورد پوشیدن یک روسری بود. او به یاد می آورد که در دوران دبیرستان به پاریس سفر کرده بود و در آنجا آنها با دختران دانش آموز یک مدرسه خصوصی که در اعتراض به یک قانون فرانسه مبنی بر ممنوعیت استفاده از روسری در مدارس عمومی تاسیس شده بود، صحبت کردند. بوندایویی به NPR گفت: "من و دوستانم به آنها نگاه می کردیم و در آن لحظه به خود می گفتیم خدا را شکر که ما در آمریکا زندگی می کنیم و می توانیم به راحتی با روسری به خیابان بیاییم، بدون این که لازم باشد برای رفتن به مدرسه روسری خود را برداریم."

در مقابل، برای نور فاطمه، مهاجر پاکستانی، آزادی به این معنا است که او می تواند پس از اقامت در منطقۀ بروکلین در نیویورک – که به نام پاکستان کوچک نیز شناخته می شود – دیگر روسری بر سر نکند، زیرا آمریکاییان عموما این مسایل اجتماعی و مذهبی را به عنوان مسایل خصوصی افراد تلقی می کنند. فاطمه به نیویورک تایمز گفت: "این جا سرزمین فرصت هاست، همه با یک دیگر برابر هستند. من این دلیل به ایالات متحده آمدم که می خواهم پیشرفت و ترقی کنم. این به معنای تولدی دوباره برای من است."
امروزه آمریکاییان مسلمان، به مناسبت های متعدد و مختلف، آیین ها و سنت های خود را به جا می آورند، که این جنبه ای بسیار مهم از هویت آنها به شمار می رود و یکی از آزادی های بیشماری است که این کشور برای تمامی شهروندان خود فراهم کرده است. به موازات آشنایی بیشتر آنها با این آزادی ها، آنها در می یابند که خود نیز اکنون آمریکایی شده اند.
سالم المراعاتی، مدیر اجرایی شورای روابط عمومی مسلمانان، به روزنامه ساکرامنتو بی (Sacramento Bee) در کالیفرنیا گفت: "نکته ای که ما به جامعه آمریکاییان مسلمان تاکید می کنیم، این است که میهن انسان جایی است که نوه هایش در آنجا بزرگ می شوند، نه جایی که پدربزرگش در آنجا فوت کرده است."
آمریکاییان مسلمان با افزایش جمعیت خود، اطمینان و اعتماد به نفس خود، و سازمان ها و انجمن های خود، در تمامی زمینه ها از تجارت و تحقیق و پژوهش گرفته تا ورزش و هنر فعالیت می کنند. دامنه حضور و فعالیت آنها بسیار گسترده و متنوع است، مانند ساموئل هاک نور، مهاجر متولد پاکستان، که غذاهای ادویه دار و حلال او توانست جایزه بهترین فروشنده خیابانی غذا در نیویورک در سال 2006 را برایش به ارمغان بیاورد؛ دکتر الیاس زرهونی، از الجزیره، که از 2006 تا 2008 ریاست موسسۀ ملی بهداشت را بر عهده داشت؛ فرید زکریا، مقاله نویس و ویراستار نیوزویک؛ موس دف، هنرپیشه و خواننده هیپ هاپ؛ دیکمبه موتومبو، ستاره حرفه ای بسکتبال تیم هوستون راکتز؛ و کیت الیسون، اولین عضو مسلمان کنگره ایالات متحده از ایالت مینه سوتا.
نسل جدید از آمریکاییان مسلمان بر غنای پزشکی، علوم، و ادبیات آمریکا می افزایند. نوال نور، متخصص زنان و زایمان، که در سودان متولد شده و در مصر بزرگ شده است، با تاسیس مرکز بهداشت زنان در بوستون، ماساچوست، پیشگام بهداشت و سلامتی زنان به شمار می رود. او در سال 2003 عضویت افتخاری دانشگاه مک آرتور ( که به نام "جایزه نوابغ" نیز نامیده می شود ) را به دست آورد و در سال 2008 نیز بورسیۀ پژوهشی مسلمانان دانشگاه استنفورد را کسب کرد.
بابک پرویز، آمریکایی ایرانی تبار از دانشگاه واشنگتن، دستاوردهای چشمگیری در نانوتکنولوژی – کاربردهای الکترونیکی و بیولوژیکی فوق العاده ریز در سطح سلولی و مولکولی – شامل وسایل بسیار ریزی که می توانند به طور مستقل خود را به دفعات مونتاژ کنند، کسب کرده است.
موژا کاف، نویسنده ای که در کودکی از سوریه به آمریکا آمده است، در کتاب شعر خود به نام ای میل های شهرزاد و یک رمان به سبک خودزندگینامه به نام دختری با روسری نارنجی که وقایع آن در هند اتفاق می افتد، با طنزی ملایم و مشاهداتی دقیق، فرهنگ آمریکا و آمریکاییان مسلمان را مورد بررسی و تعمق قرار داده است – این دو کتاب او با استقبال و تحسین گسترده ای – خصوصاً در بین زنان جوان آمریکایی مسلمان روبرو شد.
او همچنین نویسنده مقاله های اینترنتی در مورد روابط اجتماعی و جنسی برای جوانان مسلمان می باشد و معتقد است که آثاری مانند خودزندگینامه مالکوم ایکس و بادبادک باز – نوشته خالد حسین – می توانند سبب تمایز و برجستگی ادبیات آمریکاییان مسلمان شوند.
فدی یودا، که از والدینی فلسطینی در تگزاس متولد شده است، یک پزشک بخش اورژانس است که اکنون در هوستون کار می کند. او در پناهگاه های آوارگان در زامبیا و دارفور، سودان، با سازمان پزشکان بدون مرز همکاری کرده است. او همچنین یک شاعر برجسته به شمار می رود و مجموعه اشعار او با عنوان زمین در اتاق زیر شیروانی جایزه رقابت های معتبر شاعران جوان دانشگاه ییل را به دست آورده است.
لوییس گلوک، شاعر و منتقد، در مقدمه خود بر کتاب یودا نوشت: "بسیاری از این اشعار، شعرهایی کوچک هستند، اما عظمت مفهوم و معنای آنها انکارناشدنی است. پدران و برادران تبدیل به پیامبران می شوند، فرضیه ها تبدیل به رویا می شوند و جزییات ساده یک منظره تبدیل به نمادها و پیش گویی ها می شوند. این کتابی متنوع، منسجم و قدرتمند است: نمی توان آن را پیش از خواندن بر زمین گذاشت، و نمی توان آن را فراموش کرد."
یک اسلام جدید و واقعی در حال ظهور است که بر اساس آزادی های آمریکایی و همچنین نتایج حملات یازدهم سپتامبر شکل گرفته است. گرچه طبق نظرسنجی های مرکز تحقیقات پو (PEW) و سایر سازمان ها، میزان تحصیلات و درآمد آمریکاییان مسلمان از حد متوسط بالاتر است، اما حملات تروریستی – که توسط غیرآمریکاییان برنامه ریزی و اجرا شدند – موجب بروز شک و بدبینی در بین سایر آمریکاییان شد، که عکس العمل آنی آنها علاوه بر موضع گیری های نژادی، دوری جستن و ناهمبستگی با آمریکاییان مسلمان بود. متاسفانه، این گونه بدبینی ها و سوءظن ها در دوران جنگ و یا هنگام ترس از حملات خارجی – در ایالات متحده و دیگر کشورها – چندان غیرعادی نیست. اما سال 2008 را نمی توان با سال 2002 مقایسه کرد که ترس و سوءظن در اوج خود بود. سابقه و تجربه های قبلی نیز مهم هستند: هر گروه از مهاجران عمده در ایالات متحده، با میزانی از تبعیض و برخوردهای نامناسب روبرو شده و بر آن غلبه کرده اند.
به عنوان مثال، به گفته نیویورک تایمز، نور فاطمه، از آزادی جدید خود در جامعۀ پاکستانی های نیویورک بسیار خشنود است، جایی که چند سال قبل پس از یازدهم سپتامبر، ترس در آن موج می زد و شرکت ها و مغازه ها و مدارس تعطیل شده بودند. در زمانی که فاطمه به ایالات متحده آمد، پاکستان کوچک تحت مدیریت مایی رضوی، تاجر محلی، بر این مشکلات غلبه کرده بود. رضوی به راه اندازی کلاس های زبان انگلیسی و کامپیوتر کمک کرد، یک ساختمان برای انجمن ها را افتتاح کرد، و رهبران جامعه پاکستان کوچک تحت مدیریت او توانستند با مقامات فدرال دیدار کرده و روابط خود را با آنها بهبود بخشند.
بنا به گزارش تایمز، "در راهپیمایی سالیانه روز استقلال پاکستان تعداد بسیار زیادی پرچم آمریکا به چشم می خورد. این یک تغییر و تحول در جوامع مسلمانان مهاجر در کشور آمریکا به شمار می رود."
یکی از اقدام های مناسب و مفید برای از بین بردن تنش های ایجادشده پس از حملات تروریستی، توسعه و گسترش گفتگوی بین ادیان در ایالات متحده بوده است.
کریم داوود، دانشجوی مقطع دکترا در رشتۀ زبان و ادبیات عربی در دانشگاه جورج تاون، که به عنوان یک شهروند سفیر داوطلب در وزارت خارجه آمریکا فعالیت کرده است، گفت: "هر بار که شما با شخصی از یک فرهنگ و تمدن دیگر گفتگو کرده و آشنا می شوید، به عنوان یک انسان رشد می کنید و یاد می گیرید که با دیدگاهی متفاوت به مسایل بنگرید. تنوع و دگرگونی زیبا و دوست داشتنی است."
حملات یازدهم سپتامبر همچنین سبب شد تا جامعه مسلمانان آمریکا حضوری فعالتر در زمینۀ فعالیت های مدنی و سیاسی داشته باشد – و به دفاع از مسایل مهم و مورد توجه بپردازد، با سازمان ها و انجمن های غیرمسلمان روابطی دوستانه برقرار کند، و با تعصب و اقدامات خشونت آمیز مقابله کند.
نفیس سید، نویسنده و ویراستار از دانشگاه هاروارد، در یک تفسیر در تارنمای گفتگوی آزاد altmuslim.com می گوید: "حضور و مشارکت فعالانه در سیاست، نشان دهندۀ این حقیقت است که آمریکاییان مسلمان بخشی از بافت جامعه آمریکا هستند، و همچنین تاکیدی بر مواضع میهن دوستانه آنها در قبال این کشور است."
سید با نقل قول آزاد از پرزیدنت جان اف. کندی گفت: "مساله این نیست که مشارکت در فعالیت های سیاسی چگونه می تواند به آمریکاییان مسلمان کمک کند، بلکه مساله این است که آمریکاییان مسلمان چگونه می توانند به این کشور کمک کنند."
مانند سایر نقاط جهان، در ایالات متحده نیز بخش عمده جمعیت آمریکاییان مسلمان را سنی ها تشکیل می دهند، گرچه تعداد بسیار زیادی از شیعیان و پیروان طریق صوفی ها نیز در آمریکا زندگی می کنند. پال برت، نویسندۀ کتاب اسلام آمریکایی: تلاش برای روح یک مذهب در سال 2007، می گوید: "علی رغم این تنوع، تفاوت ها و تمایزاتی که احتمالاً در هر کشور دیگری برجسته تر بودند، به علت پلورالیسم عمیقی که مشخصه جامعه آمریکا به شمار می رود، در ایالات متحده نامحسوس تر هستند... بسیاری از مهاجران به این علت از کشورهای دوردست به ایالات متحده آمده اند، که از خصومت ها و دشمنی های دیرینه موجود در دنیای قدیم فرار کنند، تحصیلات خود را ادامه دهند، به وضعیت اقتصادی بهتری دست یابند، و آینده ای بهتر برای فرزندان خود فراهم کنند."
عقاید و باورهای مترقی و پیشرو، اعطای نقشی برجسته تر به زنان، و حتی تکامل اخیر"مساجد اعظم" که از لحاظ ابعادی مانند کلیساهای بزرگ مسیحیت هستند، از مشخصه های اسلام منحصر به فرد آمریکایی به شمار می روند که به سرعت در حال توسعه و تکامل می باشد.
بارت در یک مصاحبه در تارنمای altmuslim.com گفت: "من متوجه شده ام که مسلمانان در آمریکا به شیوه های بسیار متفاوتی دین خود و پیشینه های نژادی خود را با عرف و باور عمومی موجود در کشوری که به آن مهاجرت کرده اند، وفق می دهند. نمی توان هیچ فرمول و راهکار خاصی را ارایه کرد، همان گونه که هیچ فرمول و راهکاری برای گروه های مهاجر در گذشته نیز وجود نداشته است... من اطمینان دارم که همسان سازی و تطبیق مسلمانان تنها به یک شیوه نخواهد بود، بلکه شامل شیوه های متفاوتی خواهد بود."