View Other Languages

We’ve gone social!

Follow us on our facebook pages and join the conversation.

From the birth of nations to global sports events... Join our discussion of news and world events!
Democracy Is…the freedom to express yourself. Democracy Is…Your Voice, Your World.
The climate is changing. Join the conversation and discuss courses of action.
Connect the world through CO.NX virtual spaces and let your voice make a difference!
Promoviendo el emprendedurismo y la innovación en Latinoamérica.
Информация о жизни в Америке и событиях в мире. Поделитесь своим мнением!
تمام آنچه می خواهید درباره آمریکا بدانید زندگی در آمریکا، شیوه زندگی آمریکایی و نگاهی از منظر آمریکایی به جهان و ...
أمريكاني: مواضيع لإثارة أهتمامكم حول الثقافة و البيئة و المجتمع المدني و ريادة الأعمال بـ"نكهة أمريكانية

19 آگوست 2008

جنبش میان مذهبی

 
ساکنان محلی لس آنجلس ( راست)، به بودیست های تایلندی که غذاهای اهدائی آنها را قبول می کنند، تعظیم می کنند.

 

نوشتۀ: گوستاو نیبور

در مدت بیش از یک قرن، بعضی از آمریکائیان، با امید به ایجاد درک متقابل و همکاری بیشتر در جوامع خود، کوشش کرده اند تا با گروه های دیگر مذهبی ایجاد ارتباط نمایند.

گوستاو نیبور مؤلف کتاب فراسوی مدارا: درجستجوی درک میان مذهبی در آمریکا است. او دانشیار ادیان در دانشگاه سیراکوز نیویورک هم می باشد.

در سال 1991، خاخام یکی از کنیسه های حومۀ نیویورک در لانگ آیلند، از یکی از رهبران  مذهبی خود سئوالی کرد. آیا گروهی از مسلمانان در آن نزدیکی هست که بخواهد با اعضای کنیسه آشنا شود و از طریق وجوه مشترک مذهبی با یک دیگر آشنایی بیشتری پیدا کنیم؟ این فکر برای خاخام جروم دیویدسون، رهبر روحانی معبد بت ال در ناحیۀ ناساو، نیویورک، خیلی هم فکری غیرعادی محسوب نمی شد. او سال ها به دعوت از غیر یهودیان - پروتستان ها، کاتولیک های پیرو کلیسای رم، و گاها ً مسلمانان آمریکائی- برای صحبت در سازمان  یهودی ملی خود اشتغال داشت. او می گفت، اما چنین کاری در سطح محلی انجام نشده بود. مهم بود که این تجربه امتحان بشود.

مدتی گذشت، اما قبل از سپری شدن یک سال، بعضی از اعضای اصلی بت ال موافقت کرده بودند صحبت هایی را با همتایان خود در جامعۀ اسلامی لانگ آیلند، که مسجدی در چند مایلی آن جا بود، آغاز کنند. آن ها متواضعانه و به سادگی از تعریف دو مذهب از لحظات مهم  زندگی  شروع کردند (هنگام تولد یک نوزاد شما چه کار هایی انجام می دهید؟ جشن عروسی را چگونه برگذار می کنید؟) و سپس به بحث دربارۀ اصول خداشناسی در کتب مقدس خود پرداختند. یهودیان و مسلمانان وقتی درمورد یک دیگر به اندازۀ کافی شناخت یافتند، در مقام مقایسۀ اختلافات خود بر سر خاورمیانه برآمدند – آن طور که دیویدسون آن را می خواند، "مسائل پیچیده". زمانی که من پیرامون تحقیق درمورد کتابی راجع به مناسبات میان مذهبی مصاحبه ای  با اوترتیب دادم، دامنۀ این مباحث به سال پانزدهم کشیده شده بود. فروغ خان، پزشکی که به عنوان رییس مسجد هم خدمت می کرد، گفت آیا فرقی می کند؟ در سطح جهانی فرقی نمی کند، اما اگر بتوانم کاری کنم که شناخت دوجامعه نسبت به یک دیگر بیشتر شود، من نام آن را موفقیت می گذارم.

اگر این قضیه به نظر غیرعادی می آید، دلیلش این است که این گونه برخورد ها معمولا ً سروصدایی به پا نمی کنند و جایی در عناوین خبری ندارند، که به نظر می سد این عناوین فقط به درد گزارش دادن از مخاصمات می خورند، نه همکاری میان گروه های مذهبی. اما جلسات لانگ آیلند در الگویی می گنجد که گویا فقط در ایالات متحده یافت می شود. علیرغم این که در اخبار، اختلافات مذهبی با تنش و خشونت رابطۀ مستقیم دارند، اما همکاری میان آمریکاییان متعلق به سنت های  مختلف، رو به تزاید است. این گرایش معمولا ً در قالب تشکیل منظم جلسات میان اعضای فرقه های مختلف مذهبی بروز می کند؛ حال این جلسات برای برگزاری گفتگوی رسمی، یا تشریک مساعی در پروژه های اجتماعی، مانند ادارۀ یک غذاخوری خیریه یا ایجاد برنامه های سوادآموزی برای کودکان است. در پژوهشی متعلق به مؤسسۀ تحقیقات مذهبی هارتفورد در کانتی کات، گزارش داده شده که از میان فرق مذهبی که از سوی این مؤسسۀ مورد سئوال قرار گرفته بودند، - مسیحیان، یهودیان، مسلمانان، و غیره – تلاش های اجتماعی و مشارکت های آنان به میزان چهار برابر افزایش داشته است و در فاصلۀ سال های 2000 تا 2005، میان همۀ فرق به 38درصد بالغ گردیده است.

ملت با ایمان

دانشجویان یهودی و مسلمان در یک تبادل نظرمذهبی به وسیله کلیسا های سنت پل در ایالت مینه سوتا (مدرسه روزانه یهودیان هیلیچر درمینه سوتا)

وجود دو عامل، این روند را توضیح می دهد. اول و مهم تر از هر چیز، طبق آمار ملی موجود، ایالات متحده کشوری مذهبی است. آمریکاییان برای باور ها و اعمال مذهبی پایه، که معرف حیات کشور، گذشته و حال آن می باشد، ارزش زیادی قائل هستند. در ژوئن سال 2008، سازمان غیر انتفاعی پیو در زمینۀ مذهب و زندگی مردم یک همه پرسی وسیع، با شرکت 35,000 تن ترتیب داد و نتایج آن را چنین اعلام کرد، که 92 درصد از مردم آمریکا به خدا اعتقاد دارند؛ 75درصد اظهار داشته اند که هفته ای یک بار دعا می کنند، و بسیاری از مردم روزانه به این کار مبادرت می کنند. این یافته ها با نظرسنجی های سابق که طی آن اعلام شده بود از هر 10 آمریکایی 7 نفر مذهب را در زندگی خود "مهم" یا "خیلی مهم" تلقی می کنند، تطبیق دارند. سابقۀ این باور که ایمان به خودی خود فضیلتی باارزش است را می توان در تاریخ آمریکا جستجو کرد. پرزیدنت جورج واشنگتن در نطق تودیع خود در سال 1796 اظهار داشته بود که شهروندان جمهوری قادر به ادارۀ خود نبوده و از آزادی های خود به تمام و کمال استفاده نخواهند کرد مگر این که از فضیلت برخوردار باشند. واشنگتن گفته بود، و فضیلت مدنی بر مبنای مذهب و اخلاق به دست می آید. (او مشخص نکرده بود کدام مذهب.)

و دوم این که، روند مشارکت های میان مذهبی، ارتباط نزدیکی با تغییرات جمعیت شناختی دارد که از چند دهۀ پایانی قرن بیستم در ایالات متحده جریان داشته است. در اکتبر سال 1965، بعد از هفته ها مباحثه در کنگره، پرزیدنت لیندن ب. جانسون حکم اجرای قوانین مربوط به اصلاحات همه جانبۀ مهاجرت را امضا کرد. طبق قانون تازه، در های کشور به روی مهاجران جدید آسیایی، آفریقایی، و آمریکای لاتینی باز شد – این هجوم جمعیت موجب چندگونگی دورنمای مذهبی کشور گردید. آمریکایی های نورسیده، نه تنها شامل مسیحیان و یهودیان بودند که دست کم از قرن هفدهم در کشور حضور داشتند، بلکه اکنون، جوامع بودایی، هندو، جایینیست، مسلمان ها، سیک ها، زرتشتی ها، و سایرین را نیز شامل می شد.

به لحاظ عملی، این مهاجرت به معنای همزیستی همۀ افراد معتقد به مذاهب گوناگون در کنار یک دیگر است: در شهر های بزرگ و حومۀ آن ها، مسیحیان، یهودیان، مسلمانان، هندو ها، و بودایی ها خود را در محیط های کاری، فضا های آموزشی، و محلات، در کنار یک دیگر می یابند. شمار فزاینده ای از افراد  قصد دارند این گروه های چندگونه را باز هم به یک دیگر نزدیک تر کنند. ابو پاتل، یک مسلمان هندی تبار که خانواده اش در دهۀ 1970 به غرب میانه مهاجرت کرد، مایل است از طریق گفتگو و فعالیت هایی که موجب امتزاج بیشتر این گروه ها می شود، کلیشه ها را از بین ببرد. پاتل بعد از اتمام تحصیلات دورۀ کارشناسی خود در ایلینوی و دورۀ کارشناسی ارشد در آکسفورد، اقدام به پایه گذاری " هستۀ میان مذهبی جوانان "  نمود که در شیکاگو واقع است. این سازمان در وهلۀ اول در محیط های دانشگاهی فعال است، و از دانشجویان برای ملاقات با معتقدان به سایر مذاهب، بحث درمورد باور های اصلی، و کار داوطلبانه در پروژه ها، مانند تعمیر خانۀ فقرا و نظافت پارک های شهر، ثبت نام به عمل می آورد. پاتل که اکنون مدیر اجرایی این سازمان است می گوید، اندیشۀ آن ها تغییر دادن مذهب اعضا  نیست، بلکه استحکام بخشیدن به عقاید و هویت مذهبی دانشجویان در حین کشف آن دسته از سنت های اخلاقی است که مذاهب به طور مشترک دارا هستند.

تاریخچۀ جنبش میان مذهبی

ایده  اصلی گفتگوی  اندیشمندانه میان اقلیت های مذهبی در شیکاگو به یک رویداد تاریخی منحصر به فرد در 11 سپتامبر سال 1893 باز می گردد. در آن تاریخ، و درست هنگامی که شیکاگو میزبان نمایشگاه  بین المللی بود، کنفرانس خاصی ترتیب یافت. این کنفرانس که پارلمان جهانی مذاهب نام داشت، از سوی پروتستان های محلی برگزار شد و از نمایندگان 10 گروه مذهبی برای شرکت در آن دعوت شد تا هر یک دربارۀ باور ها و اعمال مذهبی خود سخن بگوید. این رویداد که دو هفته به طول انجامید، به عنوان یک دورۀ درس عمومی ادیان تطبیقی، در تمام کشور شور و هیجان برپا کرد. هزاران تن در آن شرکت کردند، من جمله خبرنگاران که شرح مفصل آن را از کرانه تا کرانۀ آمریکا گزارش  کردند. آن چه به طور خاص مطرح شد، توجه ویژه به دو تن از ناطقان غیر مسیحی بود، یک معلم هندو به نام سوامی ویوه کاناندا، و یک راهب بودایی موسوم به آناگاریکا دارماپالا. هر یک از این دو معرف مذهبی بود که آمریکایی ها با آن آشنایی نداشتند و به سختی آن را درک می کردند. این دو تأثیر زیادی هم بر شنوندگان گذاشته بودند و هم بر خوانندگان روزنامه ها که تیراژشان افزایش زیادی یافته بود. این دو چهرۀ مذهبی متعلق به آسیای جنوبی، هر دو خواستار  گفتگو  و احترام متقابل میان مذاهب جهان بودند. ویوه کاناندا که در روز اول این گردهمایی به سخنرانی پرداخت، از نواختن زنگی در جلسۀ افتتاحیه خبر داد که ناقوس مرگ انواع تعصب و جزم اندیشی بود. ما البته می دانیم که آروز هایی که او بیان کرد، تنها بیش از یک قرن بعد تحقق یافت، اما حرف های او برای بعضی منبع الهام باقی ماند.

این پارلمان بدون برخورداری از جانشینی که سال های بعد هم آن را به پیش ببرد، کار خود را به پایان رساند. توجه گستره به  گفتگو، در واقع تا اواسط دهۀ 1990 نه در ایالات متحده به وقوع پیوست و نه در بریتانیا. در سال 1993، سالگرد صدمین سال این پارلمان، موجب جذب هزاران تن از مردم به شیکاگو شد، این جمعیت کثرت کافی برای  ایجاد سازمانی دائمی جهت ادامۀ چنین گردهمایی های بین المللی را داشت. شورای پارلمان مذاهب جهان (CPWR) جلساتی را در سال 1999  در کیپ تاون آفریقای جنوبی، ترتیب داد؛ در سال 2004 در بارسلون، اسپانیا؛ و دورۀ بعدی در سال 2009 در استرالیا خواهد بود.

برای تعداد زیادی از مردم آمریکا، اهم اقدامات مربوط به مناسبات میان مذهبی در سطح محلی صورت می گیرد، مانند نمونۀ لانگ آیلند. اتفاقات زیادی در آستانۀ حملات تروریستی 11 سپتامبر 2001 در نیویورک و واشنگتن افتاده است. هر چند این وقایع در بعضی جا ها به تنش های موجود میان مسلمانان و غیر مسلمانان دامن زد، این واکنش ها به هیچ وجه فراگیر نبود. در بعضی از شهر ها بلافاصله بعد از حملات تروریستی – سیاتل، دنور، و واشنگتن دی سی به عنوان مثال – مسیحیان و یهودیان برای حمایت از مساجد در مقابل هجوم دشمنان و دلگرمی دادن به همسایگان و همکاران مسلمان خود، با شتاب وارد عمل شدند. در طولانی مدت، این حملات موجب شد فرقه های مختلف با یک دیگر  سر صحبت را باز کنند.  بسیاری از آمریکایی های مسلمان، ابتدا به ساکن و به ابتکار خود برای آشنا کردن همسایگان کنجکاو با اصول اولیۀ اسلام،  یک سلسله جلسات باز برگزار کردند – "روز های مساجد باز" .

این گرایش البته فراگیر نبود. بسیاری از آمریکایی های متدین و معتقد به باور های مختلف در این گونه رویداد ها شرکت نمی کنند. برخی از آن ها رویکردی عمیقا ً بد بینانه و حتی خصمانه نسبت به موضوع  دارند، و معتقد هستند که تنها اعتقادات آن هاست که واقعیت مطلق دارد. آن ها معتقدند که گفتگو های مذهبی با سایر مردم اتلاف وقت و حتی بدتر از آن است. طبق متمم اول قانون اساسی آمریکا، که متضمن آزادی مذهب برای همۀ شهروندان است، این مردم حق کامل حمایت از باور ها و طرز تلقی خود را دارند.

اما همان طور که از گزارش پیو که در بالا به آن اشاره شد پیداست، اکثریت آمریکایی ها در مورد باور های مذهبی خود جزم اندیش نیستند. و همان طور که من در تحقیقاتم متوجه شده ام، تعداد زیادی از آنان مایل هستند که دربارۀ باور ها و اعمال مذهبی همسایگان خود بیشتر بدانند، و برای آشنایی با این امور دوست دارند وقت خود را به آن اختصاص بدهند. بسیاری از کنجکاوی خود الهام می گیرند. اما شاید بهترین زمینه برای آن در بیانات 41 سال پیش پدر روحانی، مارتین لوتر کینگ جونیور باشد. یک کشیش باپتیست آمریکایی آفریقایی تبار، که به خاطر رهبری جنبش حقوق مدنی شناخته شده است. اما نزدیک به پایان عمر خود، او با یک راهب بودایی ویتنامی طرح دوستی ریخت؛ تیک نات هان که در آن زمان طی مأموریت برای صلح ، به نقاط مختلف آمریکا سفر می کرد. درخواست نات هان برای صلح و آشتی در ویتنام، مایۀ الهام کینگ گردید، که بعد ها نیز او را برای دریافت جایزۀ صلح نوبل کاندیدا کرد. در آن هنگام، کینگ مقاله ای  نوشت که در آن از خوانندگان می خواست تصور کنند که نوع بشر یک "خانۀ جهانی بزرگ را به میراث برده است که همۀ ما باید در آن در کنار یک دیگر زندگی کنیم." کینگ ساکنان آن را نام برد، یهودیان و غیر یهودیان، کاتولیک های پیرو کلیسای رم و پروتستان ها، مسلمان ها و هندو ها، و آنان را خانواده ای واحد خواند که دارای عقاید و فرهنگ چندگونه بودند که " از آن جا که ما نمی توانیم جدا از یک دیگر زندگی کنیم، باید یاد بگیریم تا بتوانیم به طریقی در کنار هم و در صلح روزگار بگذرانیم."

نظرات بیان شده در این مقاله ضرورتا ً منعکس کنندۀ دیدگاه و سیاست دولت آمریکا نیست.

با پيوندهای روبرو نشانه بگذاريد:     اين چيست؟