01 آگوست 2008
میزان استفاده از فناوری میان آمیش ها متفاوت است
واشنگتن – اگر مسافری در لنکستر کانتی ایالت پنسیلوانیا رانندگی کند، ممکن است صفی از خودروها را ببیند که به آرامی در چراگاههای این منطقه در حال حرکت هستند. کمی جلوتر، کالسکه ای که با اسب کشیده می شود احتمالا در حال حمل اعضای جامعۀ آمیش ثابت قدمی است که در اینجا مستقرند.
بازدید کنندگان ممکن است صحنه هایی که در لنکستر می بینند را به عنوان سمبل مردمی بییند که به شیوۀ قرن نوزدهم زندگی می کنند، از فناوری مدرن پرهیز می کنند و ترجیح می دهند که زندگی اولیه ای داشته باشند که در آن برق و لوله کشی مدرن وجود ندارد. دید عمومی ای که نسبت به 220,000 بزرگسال و کودک آمیشی که در 27 ایالت آمریکا و ایالت انتاریو در کانادا زندگی می کنند تاحدودی اشتباه است.
دیوید ال. ویور-زرکر، نویسنده، استادیار تاریخ مذهبی آمریکا و رییس دانشکدۀ مطالعات مذهبی و انجیلی کالج مسیا در ایالت پنسیلوانیا است. وی باورهای عمومی نسبت به آمیش ها را مطالعه کرده است و می گوید که بیشتر چیزهایی که مردم در مورد آمیش ها باور دارند از تصویری که رسانه ها ترسیم کرده اند نشأت می گیرند.
در واقع تفسیر آمیش ها از انجیل این است که باید از دنیا فاصله گرفت و آنها مقاومتی اعجاب برانگیز برای حفظ سنت هایشان مبنی بر احترام به جامعۀ محلی، کلیسا و خانواده نشان داده اند و در عین حال در پذیرش انتخابی برخی از فناوری های مدرن مهارت یافته اند. ویور-زرکر گفت که اگر یک فناوری خاص به جامعۀ آنها کمک می کند و با ارزشهای سنتی آنها در تضاد نباشد آنها در استفاده از آن به خود تردید راه نمی دهند.
ترسیم مرزها
هرچند، از آنجاییکه آمیش ها فردگرایی را بی ارزش می دانند، آنها معمولا بین استفاده از فناوری و مالکیت فردی تفاوتی جدی قائل می شوند. برای مثال، در لنکستر کانتی، که بیش از 20,000 آمیش در آن زندگی می کنند، غیرمعمول نیست که "کلبه های" تلفن را در خارج خانۀ آمیش ها ببینید.
ویور-زرکر گفت: "یک تلفن می تواند مشترکا توسط چندین خانوادۀ آمیش استفاده شود و ممکن است پیغام گیر نیز داشته باشد، ولی در فعالیتهای روزمره اختلال ایجاد نمی کند. این وسیلۀ مفیدی است ولی آنها نمی خواهند که به آن وابسته شوند."
در برخی موارد، مسائل اقتصادی محرک تصمیم برای پذیرش یک فناوری و یا ارتباط با غیرآمیش ها هستند. در لنکستر کانتی، که سرعت رشد جمعیت آمیش در حال جلو زدن از میزان زمین کشاورزی موجود است، بسیاری از آمیش ها مغتزه های خرده فروشی کوچک باز کرده اند که پتوهای دست باف و مبلمان دست ساز می فروشند.
ویور-زرگر گفت: "تعامل مرتب با توریستها موجب خواهد شد که نحوۀ رابطۀ آمیش ها با دنیای خارج تغییر کند. در تجارت، آنها باید با مشتریانشان ارتباط برقرار کنند."
راههای بسیار برای آمیش بودن
هر حوزۀ کلسایی آمیش به طور مستقل عمل می کند و بیش از 1,500 حوزه در قالب چهار فرقه پخش شده اند: آمیش بیچی، آمیشهای مخالف تعمید، آمیشهای فرقۀ نوین، و آمیشهای فرقۀ کهن. با وجودی که همۀ این فرقه ها باورهای اصلی مشترکی دارند، ولی میزان استفاده از فناوری و وفق پذیری با زندگی مدرن ممکن است در هر فرقه بسیار متفاوت باشد.
به گفتۀ مرکز مطالعات آناباپتیست و پیتیست یانگ در کالج الیزابت تاون در لنکستر کانتی، آمیش های بیچی و آمیشهای ضدتعمیدی صاحب خودرو هستند و از برق استفاده می کنند. آمیشهای فرقۀ کهن و فرقۀ نوین از اسب و کالسکه برای حمل و نقل استفاده می کنند و از شبکۀ برق عمومی استفاده نمی کنند. به استثنای برخی گروههای به شدت محافظه کار، در اکثر خانه های آمیش حمام وجود دارد.
ویور-زرکر گفت که در برخی موارد اختلاف نظر در مورد اینکه کدام فناوری ها باید مورد استفاده قرار گیرند و اینکه شیوۀ استفاده از آنها چگونه باید باشد، موجب تفرقه می شود و جوامع جدیدی را به وجود می آورد. "این قضیه مطمئنا در مورد شیوه های کشاورزی صدق می کند. در گذشته برخی جوامع در مورد اینکه آیا می توان از یک دشتگاه بسته بندی محصول در مزرعه استفاده کرد دچار اختلاف نظر بوده اند."
یکی از شایع ترین اختلاف نظرها در جوامع آمیش در مورد نحوۀ ساخت و تجهیز کالسکه ها است. برای مثال، ایمنی حکم می کند که بیشتر کالسکه ها دارای منعکس کننده های شب تاب و یا چراغهای برقی برای استفاده در شب باشند. ولی برخی از گروههای به شدت محافظه کار اصرار دارند که از هیچ نوع چراغی استفاده نکنند.
در برخی موارد رنگ کالسکه نشان دهندۀ گروه کوچکی از آمیش ها است و برخی زیرگروه ها را می توان از روی رنگ سقف کالسکه شان تشخیص داد. "شما می شنوید که افراد یکدیگر را سفید سقف یا زرد سقف یا سیاه سقف بنامند. اگر از یک فرد آمیش در این مورد سوال کنید احتمالا پاسخی منطقی نخواهید شنید. در زمان نامعلومی یک نفر تصمیم گرفته است که به این شیوه خودشان را از دیگران متفاوت بسازد."
مریل سودر، نویسنده، حدود 20 سال پیش از فیلادلفیا به لنکستر نقل مکان کرد. وی فریفتۀ این جامعه ومردمش شده بود که لباسهای ساده می پوشیدند و در خانه هایشان را قفل نمی کردند. اکنون برخی اوقات که فعالیتهایش وی را به حومۀ شهر می کشانند، سمبلهای زندگی سادۀ آنها به اندازۀ رستورانهای مک دونالدی که وی در شهر با خودرویش از کنارشان می گذرد معمولی به نظر می رسند. "همه شیوۀ زندگی آنها را قبول کرده اند. آنها جزیی از این منطقه هستند."