11 آوريل 2008

اسپانگلیسی : صحبت به زبان محلی

 
بزرگنمائی عکس
اسپانگلیش: ساختن زبان جدید آمریکا؛ نوشته ایلان استاوانس که پدیدۀ زبان اسپانگلیش را توصیف می کند.

ایلان استاوانس

در این مقاله نویسنده توضیح می دهد که چرا و چه گونه در ایالات متحده، از مخلوط انگلیسی و اسپانیایی زبانی آمیخته ساخته شده که نه تنها در مکالمات، بلکه در نوشتجات نیز کاربرد وسیعی دارد. ایلان استاوانس استاد فرهنگ آمریکای لاتین و لاتین دانشکده ی لویس-سبرینگ در کالج امهرست در امهرست، ماساچوست است. تألیفات او شامل عناوین زیر است: شکل گیری یک زبان جدید انگلیسی (هارپر کالینز) و زبان باطراوت (هوتون میفلین).

رشد اقلیت لاتین درایالات متحده، که طبق گزارش سال 2005 اداره ی آمار آمریکا، دارای جمعیتی معادل 43 میلیون نفراست، در برهه ای حساس و در تلاش برای کسب هویت است. اسپانگلیسی ، آمیخته  اسپانیایی و انگلیسی، که به طور نامشخصی در کوچه و خیابان، کلاس های درس، میان سیاستمداران، موعظه های مذهبی، و البته در رادیو، تلویزیون و اینترنت استفاده می شود، تجلی این هویت است.

از لحاظ تاریخی، ریشه  اسپانگلیسی  به آمریکای دوره  استعمار برمی گردد، زمانی که تمدن ایبریایی  رد پای خود را در فلوریدا و مناطق جنوب غرب بر جای گذاشت.  تا سال 1848، یعنی زمانی که مکزیک تقریبا ً دو سوم از قلمرو خود (کلورادو، آریزونا، نیومکزیکو، کالیفرنیا، یوتا) را به همسایه اش فروخت، زبان اسپانیایی، زبان رسمی اداری و آموزشی بود. این زبان با زبان های بومی تعامل داشت. با ورود انگلیسی ها، فرایند آمیزش زبان اسپانیایی و انگلیسی آغاز شد. این فرایند، در پایان قرن نوزدهم و با جنگ میان آمریکا و اسپانیا محکم تر شد. آمریکاییان با ورود به حوضه  کاراییب، زبان انگلیسی را نیز با خود آوردند.

با وجود این که اسپانگلیسی در بخش های متعددی از تمدن هیسپانیک، از کاتالونیا در اسپانیا گرفته تا پامپاس در آرژانتین، شنیده می شود، این زبان در ایالات متحده رشد کرده  و شکوفا شد.  برخی آن را در مناطق کشاورزی جستجو می کنند، اما جایگاه واقعی آن در اصلی ترین مراکز شهری، یعنی جاهاییست که هیسپانیک ها استقرار پیدا کردند – مانند لوس آنجلس، کالیفرنیا؛ سان آنتونیو و هوستون، تگزاس؛ شیکاگو، ایلینوی؛میامی، فلوریدا؛ و شهر نیویورک- که بیش از هر جای دیگر تأثیر این زبان احساس می شود. به هر جهت باید دانست که اسپانگلیسی انواع گوناگون دارد: چیکانو، کوبایی، پورتوریکویی، دومنیکنی، و غیره. کاربرد آن از منطقه به منطقه، و از نسل به نسل متفاوت است. به عنوان مثال، یکی از مهاجرانی ک از مکزیک به شهر ال پاسو در تگزاس آمده، در زبان خود از اصولی استفاده می کند که او را از مهاجران نسل دوم کلمبیایی-آمریکایی  ایالت نیوجرسی واقع در شمال غرب، متمایز می سازد.

این بچه شش ساله در کانزاس در یک کلاس دو زبانه تحصیل می کند.

به طور کلی، اسپانیایی زبانان سه استراتژی به کار می برند: جا به جا کردن قواعد، که بر اساس آن تغییر قواعد زبان اسپانیایی و انگلیسی در یک عبارت واحد صورت می گیرد؛ ترجمه ی هم زمان؛ و اختراع واژگانی جدید که در فرهنگ های لغت، مانند فرهنگ انگلیسی آکسفورد یا فرهنگ زبان اسپانیایی، یافت نمی شود. مثلا ً، !Wachale به جای! watch out [مواظب باش!] و rufo به جای roof [سقف].

در سراسر جهان، هزاران زبان "مرزی" وجود دارد، که از آن میان می توان به فرانگله  (فرانسه و انگلیسی)، پورتونیول (اسپانیایی و پرتغالی)، و هیبریا (عبری و عربی) اشاره کرد. این که همه  این زبان ها متضاد هستند ، چندان تعجب برانگیز نیست. بعضی آن ها را تلاش های حساب نشده تلقی می کنند، که نه این طرفی هستند و نه آن طرفی؛ و بعضی ها هم نوآوری آن ها را مورد ستایش قرار می دهند. اسپانگلیسی هم بحث برانگیز است. منتقدان می گویند، این زبان گواهی است بر این که لاتینی ها، آن طور که مهاجران سابق به فرهنگ جدید نزدیک می شدند،  با فرهنگ آمریکایی قاطی نمی شوند. من با دید متفاوتی به قضیه نگاه می کنم. لاتینی ها بزرگترین اقلیت را تشکیل می دهند. الگوی مهاجرت آن ها شباهتی به دیگر اقلیت ها ندارد.  نخست اینکه  سرزمینی که در آن ریشه دارند، درست در همسایگی است. ورود آن ها به آمریکا مداوم است، و شباهت به دیگر گروه هایی که اکثریت آن ها در دوره ای معین به آمریکا وارد شدند، ندارد. و بخشی قابل توجه از سرزمینی که امروز ایالات متحد را تشکیل می دهد، قرن ها از زبان اسپانیایی استفاده کرده است.

مضافا ً بر این، باید تأثیر آموزش دو زبانه را نیز در نظر داشت، یعنی برنامه ای فدرال که در دهه  1980در سراسر کشوربه اجرا درآمد. کودکان دبستانی هیسپانیک که طبق این برنامه آموزش یافته اند، ارتباطی هر چند ضعیف، با هر دو زبان  اسپانیایی مکزیکی،  داشته اند. مجموع این عوامل بیانگر این امر است که اسپانیایی، برخلاف سایر زبان های متعلق به مهاجران، از میان نرفته است. و برعکس، با انطباق خود، دائم در حالتی پویا ست و با چالش های نوین خود را وفق می دهد.

من ده سالی است که به ثبت واژگان و تعبیرات اسپانگلیسی مشغول هستم وبه این پدیده عشق می ورزم. در سال 2003، فرهنگی شامل حدود 6000 مدخل منتشر کردم و فصل اول کتاب سروانتس، دون کیشوت اهل لامانچا را به زبان اسپانگلیسی ترجمه نمودم. این ترجه را ادامه دادم و حالا نیمه  اول این رمان را به اتمام رسانده ام.

سؤالات زیادی درباره ی زبان اسپانگلیسی مطرح است. آیا یک گویش است؟ آیا باید با زبان کریول مقایسه شود؟ چه شباهت هایی با زبان انگلیسی سیاهپوستان دارد؟  آیا ممکن است تبدیل به یک زبان تمام عیارگردد که دارای قواعد نحوی خاص خود است؟ زبان شناسان پاسخ های متفاوتی به این سؤالات می دهند. من شخصا ً به سؤال آخر با جمله ای از ماکس وینریش  پاسخ می دهم که مؤلف یک تاریخ چند جلدی درباره ی زبان یدیش است. وینریش می گوید تفاوت میان یک زبان و گویش در این است که زبان در پشت خود یک ارتش ویک نیروی دریایی دارد. و غالبا ً متذکر می شوم که در دو دهه ی اخیر، در محافل زیادی تلاش برای نوشتن به زبان اسپانگلیسی صورت گرفته، که نشان دهنده  این است که این زبان از محدوده  ارتباطات صرفا ً شفاهی خارج می شود. در حال حاضر، رمان، داستان و اشعاری به این زبان نوشته شده، و همین طور در فیلم های سینمایی، ترانه ها و البته سایت های اینترنتی بی شماری هم از این زبان استفاده می شود.

یکی از دانشجویان من، با لبخندی بر لب، اسپانگلیسی را "زبان محلی" می خواند.

آرای ارائه  شده در این مقاله ضرورتا ً منعکس کننده ی دیدگاه ها و سیاست دولت آمریکا نیست.

با پيوندهای روبرو نشانه بگذاريد:     اين چيست؟