11 آوريل 2008
رابین فریدمن
از زمانی که نوجوانان بوده اند، احتمالا ً زبان مخصوص شان هم وجود داشته است. وسایل ارتباطی الکترونیک امروز – و تغییر نگرش برخی دانش پژوهان – جایی برای زبان محاوره، در زبان نوشتاری باز کرده و تا حد زیادی آن را پذیرفته است. رابین فریدمن خبرنگار و نویسنده کتاب های متعددی برای کودکان و نوجوانان است.
اگر تصور می کنید زبان انگلیسی روز به روزمختصر ترمی شود، درست فهمیده اید. از اختصارات خبری گرفته تا پیام های نوشتاری و پیام های کوتاه جهت جلب توجه، ما کمتر و کمتر حرف می زنیم – و بیشتر به زبان محاوره اتکا پیدا می کنیم.
چرا؟
این موضوع به علل متعددی بستگی دارد، منجمله اشباع گریز ناپذیر تکنولوژی، در کنار نوعی زندگی که در آن مجالی برای سر خاراندن وجود ندارد، وسوسه ی استفاده از اصطلاحات نوجوانان، و همین طور، چرخه ی اجتناب ناپذیر تحول، که در عوض جهت مثبت، راه منفی را در پیش گرفته است.
این روز ها حجم زیادی از ارتباطات روزمره ی ما از طریق کامپیوتر صورت می گیرد – که فقط شامل ایمیل نیست، بلکه پیام های کتبی را هم در بر می گیرد که برای آن از وسایل و دستگاه هایی استفاده می شود که مختص نوجوانان هستند. به نظر می رسد زبان انگلیسی روزمره، تبدیل به کدهایی برای بیان اختصارات شده، ترکیبات مرموزی که از حروف و اعداد تشکیل شده اند، و یا حتی سمبل هایی که تقلیدی از حالات صورت هستند.:)
غالبا ً هم از حروف کوچک استفاده می شود.
بعضی اعداد، مخصوصا ً 2 و 4، نقش مهمی ایفا می کنند – و به ترتیب، جایگزین to و for می شوند – اما جالب توجه تر از همه پذیرش عدد 3 به جای حرف e است (b3 و th3 ) ، و عدد 8 برای صدایی که تولید می کند (مانند کلمات great و later ، که نوشته می شود gr8 و l8r ).
برخی از این واژه های اختصاری، نیاز به توضیح ندارند ( مثل حرف u برای رساندن you و ur برای your ) ، و بعضی دیگر هم کم و بیش به طرزی منطقی مراد را می رسانند (b4 به جای before)، بعضی هم برنام حروف تأکید دارند (qt برای cutie و cu به جای see you) یا مواقعی هم به کوتاه سازی واژه ای می پردازند ( cuz به جای because) ، یا کلمات را با حروف اختصاری می رسانند (مانند bff به جای best friends forever)، اما بعضی هم عجیب جلوه می کنند (مانند peeps به جای people). و در یکی از موارد مسخره، اصطلاح محاوره، از سلف خود طولانی تر است ( I luv you در حال حاضربه صورت I heart you نوشته می شود).
بعضی اصطلاحات که مدت زیادی رواج داشته اند، کاملا ً قابل تشخیص هستند: lol (laughing out loud) [بلند خندیدن]، btw (by the way) [در ضمن]، و imho (in my humble opinion) [به نظر حقیر].
اما بعضی از این اصطلاحات مانند معما هایی گیج کننده هستند: iykwim (if you know what I mean) [اگر منظورم را می فهمی] ، mtfbwy (may the force be with you) [امیدوارم قدرت لازم را داشته باشی]، و wysiwyg (what you see is what you get) [از کوزه همان برون تراود که در اوست].
گاهی، این زبان بومی که مانند آشی در هم جوش است، برای هرکس به غیر از زبان شناسان و آن هایی که خوره ی کامپیوتر هستند، مطلقا ً سرگیجه آور است. اما زمانی که پشت فرمان اتومبیل هستیم و برای جواب دادن به یک یادداشت اداری باید از یک دستگاه عجیب و غریب به اندازه ی یک خلال دندان استفاده کنیم، سرعت آن را نمی توان زیر سؤال برد – و یا حتی ضرورت آن را – البته این کار را توصیه نمی کنیم و از طرفی خلاف قانون هم هست، با این حال بسیار معمول می باشد.
به استثنای واژه ی peeps ، مابقی مثال هایی که در بالا آورده شده درزبان محاوره ی نوشتاری بسیار رایج هستند. زبان محاوره ی گفتاری، داستانی کاملا ً جداگانه است. و این جاست که نسل جوان واقعا ً زبان خود را دارد (منظور بازی با کلمات است).
زبان محاوره ی امروز، سریع تر از اسم رمز های دیروز تغییر می کند. به این دلیل که، واژه هایی که تا دو سال پیش معمول بودند، بدون هیچ علت خاصی، در میان نوجوانان امروز محبوبیت ندارند. من جمله لغاتی مانند phat، sweet ، excellent ، awesome ( که همگی به معنای "خوب" هستند). و همین طور dude ، که متعلق به دهه ی 1990 است.
اما زبان محاوره ماهیتا ً گذرا بوده و عمری کوتاه دارد. این زبان برای این که خاصیت محاوره ای بودن خود را حفظ کند باید همواره جدید بماند. زبان محاوره مانند مُد است : هرگز برای مدتی طولانی ماندگار نیست. آمریکایی ها از معمول ترین لغات هم خسته می شوند ومتعاقب انتخاب طبیعی، واژگانی بر جا می مانند که از همه قوی تر هستند.

خوب این روز ها چه چیز هایی باب است؟ یعنی در این ماه.
اگر از کلمه ی hot ( به معنای "خوب" و همین طور "جذاب") استفاده کنید، امروزی محسوب می شوید، و گر نه – دست کم ازلحاظ درجه ی حرارت - اگر از کلمه ای استفاده کنید که برای تمامی نسل های بعد از دوره ی بحران اقتصادی خوشایند بوده، شما cool [با حال] خواهید بود.
Cool ، واژه ایست که از دید استاندارد های زبان محاوره، قدمتی ما قبل تاریخی دارد. این واژه در زمان فرهنگ جاز، در اواخر دهه ی 1930 ، به وجود آمد، ولی از آن زمان تا به حال، همه ی نسل ها از آن ، چون واژه ای ساخته وپرداخته ی خود، استقبال کرده اند.
در واقع اصطلاحات زیاد دیگری که همان معنی را می دهند – swell، rad ،far-out، bodacious، crazy، hep groovy، bully- قدرت ماندگاری cool را نداشته اند.
این واژه نه تنها در میان نوجوانان امروزی رواج دارد، بلکه در میان والدین آن ها نیز محبوب است. بزرگسالان در سرقت زبان بچه های خود مشهور هستند، اما این روز ها، راه و چاه حرف زدن در این بازار مکاره را بلد بودن ، واقعا ً به معنای تفاوت میان سود دهی و ورشکستگی است. طبق تحقیقی که از سوی گروه تیلور ، شرکتی تحقیقاتی در زمینه ی بازار مُد میان نوجوانان، صورت گرفته، جمعیت نوجوان آمریکا سهمی معادل 170 میلیارد دلار در اقتصاد آمریکا دارد.
شاید از این طریق بتوان دریافت که چه گونه این تعداد کلمات زبان محاوره به زبان انگلیسی راه پیدا کرده اند، چه در رسانه ها، چه در فرهنگ مردمی، و چه در استفاده روزمره از سوی بزرگسالان، و نسل های میان سال stick it) to the man ، you rock ، whatever ، old school ، talk to the hand ).
با این همه، جذابیت ذاتی زبان محاوره طوری است که هر نسل زبان خاص خود را شکل می دهد. نتیجه، زبانی شاد و شنگول است که به خاطر طراوت زبان شناختی اش مورد استفاده قرار می گیرد.
از آن جا که بعضی از این کلمات دارای منشأ قبیحه هستند، ممکن است توهین آمیز هم تلقی بشوند. در واقع، مخالفان زبان محاوره ی عامیانه عقیده دارند که این زبان دارای اثرات منفی بر کلام عمومی است. اما این اتهام شاهدی برقدرت و توانایی آن است. با این حال و بنا به تعریف، زبان محاوره هوشمندانه تر از انگلیسی استاندارد است. مردم پسند و فریبنده است، و قادر به ایجاد جرقه هایی از شوخ طبعی و حتی شعر می باشد.
در سال 1961، چاپ سوم فرهنگ کالجت میریام وبستر ، که کتابی قطور و معتبر بوده و سابقه ی چاپ آن به سال 1898 می رسد، در عوض نظر خواهی از تعدادی افراد دانشگاهی و عضو فرهنگستان، همان گونه که تا به حال در تاریخ، رسم نوشتن لغتنامه بوده است، برای انتخاب مدخل های خود به نشریات مردمی و عامه پسند روی آورد.
این چاپ تازه از لغتنامه که حاوی واژگانی از زبان محاوره ی عامیانه نیز بود، "شرم آور"، "محکوم کردنی" و "مایه ی آبروریزی" خوانده شد.
امروزه، به هر جهت، همه فرهنگ های لغت حاوی زبان محاوره ی عامیانه هم هستند، حتی اگرهم همه از این موضوع راضی نباشند. جنبشی موسوم به "جنبش تجویزی"، متشکل از دانش پژوهانی که معتقد هستند فرهنگ لغات باید طرز صحیح به کار بردن زبان را به مردم بیاموزد، تا جایی پیش رفته است که مخالفان خود را لاقید پرداز ( در عوض فرهنگ نویس ) خوانده و آن ها را به رواج دادن بیسوادی متهم می کند.
"توصیفی"، به دانش پژوهانی اطلاق می شود که معتقد هستند هر واژگانی که استفاده عام دارد، به فرهنگ لغات متعلق است. این دانش پژوهان، به برقرار کردن ارتباط به شیوه ی صحیح، بیشتر از زبان مناسب اهمیت می دهند؛ به این معنی که مهم است مردم زبان یک دیگر را درک کنند، ولی این که از چه زبانی استفاده می کنند اهمیتی ندارد.
نسل های قدیمی تر، به دلیل دلتنگی برای زمان های گذشته، یا وحشت از واژه های جدید، در برابر تغییراتی که جوانان در زبان ایجاد می کنند، همواره مقاومت کرده اند.
واقعیت امر این است که چیزی به معنای زبان صحیح و درست وجود ندارد، زیرا با گذشت زمان، زبان مرتبأ در حال تحول است.
در دهه های 1930 و 1940، فرهنگ سوینگ و جیترباگ بود که زبان روز را اختراع کردو در دهه ی 1950، این وظیفه به عهده ی شعرای بیت و مجریان برنامه های موسیقی رادیو بود که لحن صحبتشان سرعت زیادی داشت. در دهه ی 1960 این نقش به عهده هیپی ها بود. زبان محاوره عامیانه ی امروز از فرهنگ هیپ-هاپ و موسیقی رپ منشأ می گیرد.
و ما می گوییم، "آهای، حالیت شد؟"
آرای بیان شده در این مقاله ضرورتا ً منعکس کننده دیدگاه ها و سیاست دولت آمریکا نیست.