View Other Languages

We’ve gone social!

Follow us on our facebook pages and join the conversation.

From the birth of nations to global sports events... Join our discussion of news and world events!
Democracy Is…the freedom to express yourself. Democracy Is…Your Voice, Your World.
The climate is changing. Join the conversation and discuss courses of action.
Connect the world through CO.NX virtual spaces and let your voice make a difference!
Promoviendo el emprendedurismo y la innovación en Latinoamérica.
Информация о жизни в Америке и событиях в мире. Поделитесь своим мнением!
تمام آنچه می خواهید درباره آمریکا بدانید زندگی در آمریکا، شیوه زندگی آمریکایی و نگاهی از منظر آمریکایی به جهان و ...
أمريكاني: مواضيع لإثارة أهتمامكم حول الثقافة و البيئة و المجتمع المدني و ريادة الأعمال بـ"نكهة أمريكانية

30 آوريل 2007

پیوندهای نامحتمل، ایران و پورتلند در اورگان را به هم مربوط می‌کند

جامعهٔ ایرانی-آمریکایی مشوق دوستی است

 

آغاز متن

نوشتهٔ استیو هولگیت(2)
فرستادهٔ ویژهٔ USINFO

پورتلند، اورگان – در ابتدا ارتباط میان شیراز در ایران و پورتلند در اورگان بی‌اهمیت می‌نماید. بله، شیراز شهر گل‌های رز و بلبلان است و همچنین پورتلند – البته به جز بلبلان.مرحوم ترنس اُدانل(3)، یکی از معدود نویسندگان مشهور پورتلند، کتابی از مجموعه یادداشت‌های کلاسیک خود فراهم آورده بود که در مزرعه‌ای در حومهٔ شهری نه چندان دور از شیراز می‌گذرد. در تعدادی از تاکستان‌های پورتلند، مرکز ایالت اورگان انگورهای شیراز پرورش می‌یابند.

با این حال غیرمحتمل‌ترین ارتباطات می‌توانند به گونه‌ای دور از انتظار مستحکم باشند و مجموعهٔ اتفاقات اخیر در پورتلند نشان می‌دهد که میان ایران – به ویژه شیراز – و این شهر متوسط در گوشهٔ سرسبز و کوهستانی شمال‌غرب ایالات متحده، ارتباطی چندجانبه و دور از انتظار وجود دارد.

در میان جدیدترین وقایع شهر: تام پاتر(4)، شهردار پورتلند اولین روز "نوروز" (سال نو ایرانی) را روز "ستایش از فرهنگ ایرانی" نامید؛ شورای شهر پورتلند قطعنامه‌ای را تصویب کرد که در میان سایر چیزها بیانگر دوستی میان مردم شهر و مردم ایران است؛ و این شهر عزم خود را برای خواهرخواندگی با شهر شیراز اعلام کرد. دانشگاه ایالتی پورتلند که بزرگترین مؤسسهٔ آموزش عالی در این شهر است اخیراً کرسی استادی در زبان فارسی و مطالعات را بعد از چندین دهه توقف برقرار کرده است.

چنین فهرست چند جانبه‌ای از ارتباطات را نمی‌توان فقط به یک نفر و یا یک گروه نسبت داد، بلکه بیشتر انگیزه‌ای که در پس این روابط وجود دارد از گروهی می‌آید که کمیتهٔ دوستی ایرانی آمریکایی(AIFC) (5) نامیده می‌شود. AIFC که اجتماعی غیررسمی از ایرانی‌-آمریکایی‌های محلی، داوطلبان سابق سپاه صلح و سایر افرادی است که یا به ایران سفر کرده‌اند یا در آنجا زندگی کرده و یا درس خوانده‌اند، در سال 2006 برای تحکیم علائق میان پورتلند و ایران تشکیل شد.

رهبر غیررسمی این گروه گودرز اقتداری(6) است که یک ایرانی-آمریکایی چهارشانه با صدایی آرام و رفتاری جدی و لبخندی همیشگی است. اقتداری که میزبان یک برنامهٔ رادیویی دربارهٔ مسائل خاورمیانه است در دههٔ 1990 به پورتلند آمد. او اخیراً در مصاحبه‌ای با USINFO توضیح داد که هدفش در کمک به شکل‌گیری AIFC تحکیم روابط دوستانه میان ایران و پورتلند بوده است.

او گفت: "این گروه از فکر و سخن ِ تعدادی از ما به وجود آمد که گفتیم ’ بد نیست افرادی را که این تجربه را با ایران داشته‌اند گردهم جمع کنیم و امکان ارتباط را ایجاد نماییم‘."

این گروه درطی چند ماه هیئتی برای گفتگو تشکیل داد تا به اهالی پورتلند در شناخت فرهنگ و اجتماع ایرانی یاری دهد. همچنین AIFC به عنوان بخشی از یک رویداد دو روزه یک کنسرت "نواختن برای صلح" ترتیب داد که در آن یک نوازندهٔ "عود" اهل عراق با یک نوازندهٔ ایرانی "نی" بداهه‌نوازی می‌کردند. اقتداری با لبخند به یاد می‌آورد که "ما همچنین از چند نوازندهٔ یهودی‌آمریکایی هم دعوت کرده بودیم تا نمونه‌ای باشد از همدلی میان مردم."

برای این که این رویداد کاملاً عام باشد، این کنسرت در کلیسایی مسیحی در مرکز شهر اجرا شد. این کنسرت جمعیت متنوعی متشکل از چند صد نفر شنونده را به خود جلب کرد. اقتداری دربارهٔ فعالیت‌های گوناگون گروه می‌گوید: "همهٔ آنچه ما در تلاش انجام آن هستیم فراهم کردن مکانیزمی برای بهبود دوستی است."

در میان سایر اعضای گروه AIFC گرچن کافوری(7) دیده می‌شود که در دههٔ 60 در ایران و در سپاه صلح بوده است. این خانم از دو سالی که در ایران بوده است با علاقهٔ زیادی یاد می‌کند و می‌گوید که کارش در آنجا "دگرگون‌کنندهٔ مسیر زندگی بود". او دربارهٔ شکل‌گیری این گروه می‌گوید که این کار بخشی از تلاش برای دادن چهره‌ای انسانی به ایران و تأکید بر تاریخ 5000 سالهٔ آن بود. او می‌گوید: "ایران کشوری غنی و بی‌نظیر است که باید در زمینهٔ بسیار گسترده‌تری از [رئیس جمهور احمدی‌نژاد] به آن نگاه شود."

کافوری که چندین سال در مقام برگزیده ای در منطقهٔ پورتلند بود و یک‌ بار عضو شورای شهر پورتلند هم بوده است، در تلاش‌های AIFC برای جلب موافقت شورای شهر در تصویب قطعنامه‌ای که بیانگر دوستی با ایران و پیمان خواهرخواندگی با شهر شیراز بود، پیش‌قدم شد.

بسیاری از اشخاصی که گروه AIFC را تشکیل دادند، اعضای گروهی بودند که با دانشگاه ایالتی پورتلند کار کردند تا کرسی استادی زبان فارسی را دوباره در مرکز مطالعات خاورمیانهٔ دانشگاه که دارای اعتبار خاصی است، برقرار کنند. اقتداری دربارهٔ لزوم ایجاد این کرسی در دانشگاه به USINFO می‌گوید: "آشکار است که ایران در این منطقه نقش مهمی را بازی می‌کند. حضور مردمی که می‌توانند به این زبان سخن بگویند، روزنامه بخوانند و... ضروری است."

اقتداری و کافوری و سایر اعضای گروه عمیقاً باور دارند که دوستی ایرانی-آمریکایی نعمات زیادی را برای مردم هر دو کشور دربردارد. اقتداری برآورد می‌کند که حدود 5/1 تا 2 میلیون نفر ایرانی-آمریکایی در ایالات متحده زندگی می‌کنند که از این تعداد 10000-15000 نفرشان در منطقهٔ پورتلند زندگی می‌کنند. او می‌گوید: "یکی از چیزهایی که ایرانی‌ها با خود می‌آورند ارزش‌های خانوادگی است" و ادامه می‌دهد که ایرانی‌ها هم مانند آمریکایی‌ها، آمادهٔ هماهنگ شدن با تأثیرات فرهنگی دیگر هستند.

اقتداری دربارهٔ ایالات متحده گفت: "این یک فرهنگ جهانی است و فراسوی مرزهایش بر بسیاری از مردم تأثیر می‌گذارد." او اضافه کرد که ایالات متحده قهرمان الگوی سیاسی لیبرال از نظر آزادی بیان و حکومت پارلمانی است،‌ الگویی که علاقهٔ قدرتمندی را برمی‌انگیزد، حتی در ایران.

به رغم تمام تفاوت‌هایی که میان ایران و ایالات متحده وجود دارد، آشکار است که اقتداری و کافوری معتقدند که مردم هر دو کشور می‌توانند چیزهای زیادی را از یکدیگر بیآموزند. با چنین نگاهی، دیگر ارتباط نامحتمل میان پورتلند و شیراز به نظر نامحتمل نمی‌آید.

www.usinfo.state.gov



1. Portland, Oregon
2. Steve Holgate
3. Terrence O’Donnell
4. Tom Potter
5. American Iranian Friendship Committee (AIFC)
6. Goudarz Eghtedari,
7. Gretchen Kafoury

پايان متن

با پيوندهای روبرو نشانه بگذاريد:     اين چيست؟