View Other Languages

We’ve gone social!

Follow us on our facebook pages and join the conversation.

From the birth of nations to global sports events... Join our discussion of news and world events!
Democracy Is…the freedom to express yourself. Democracy Is…Your Voice, Your World.
The climate is changing. Join the conversation and discuss courses of action.
Connect the world through CO.NX virtual spaces and let your voice make a difference!
Promoviendo el emprendedurismo y la innovación en Latinoamérica.
Информация о жизни в Америке и событиях в мире. Поделитесь своим мнением!
تمام آنچه می خواهید درباره آمریکا بدانید زندگی در آمریکا، شیوه زندگی آمریکایی و نگاهی از منظر آمریکایی به جهان و ...
أمريكاني: مواضيع لإثارة أهتمامكم حول الثقافة و البيئة و المجتمع المدني و ريادة الأعمال بـ"نكهة أمريكانية

23 سپتامبر 2009

خاطرات: سازندگی در یک روستای هندوراس

 

12 دسامبر 2007

تا این جا مشغول بررسی کاری بودیم که اهالی روستا در غیاب ما انجام داده بودند و همچنین کاری را که در سفر قبل انجام داده بودیم هم کنترل کردیم که ببینیم تا چه حد مقاومت داشته است. مقداری هم اندازه گیری کردیم و مصالح به محل آوردیم.

یکی از کار های ما ساختن یک پل معلق برای ایجاد تکیه گاهی برای یک کانال آب است که از روی رودخانه می گذرد. پل از یک کابل فولادی تشکیل شده که به بلوک های سیمانی که در سفر قبل ساختیم، محکم می شود.  لوله آب از کابل هایی که باید به اندازۀ معین بریده شده و در نقاط خاصی ثابت شوند که بتوانند لوله ای را که بصورت معلق قرارگرفته را حفظ کرده  تا  نشت نکند و نشکند .

امروز سه قطعه از کانال ساخته شده از فولاد گالوانیزه را در طول یک شیب صخره ای جاسازی کردیم. کار حفاری را مردم هندوراسی انجام دادند. و بعد تیم ما قطعات را  سوار کرد. شب را به بریدن کابل ها برای فردا و انجام کار های مربوط به ساخت پل گذراندیم.

22 دسامبر 2007

امروز روز بزرگی است- روز راه اندازی پل. کار های ساختمانی به خوبی پیش رفت. اول فکر می کردم شانس آورده ایم. اما حالا که فکر می کنم، می بینم داشتن تجربه نقش مهمی ایفا می کند. ما از پروژۀ قبل مسائل زیادی آموخته بودیم.

به محل پل باز گشتیم تا کانال فولادی را به لوله های پلاستیک که زیرخاک کار گذاشته شده بود، متصل کنیم. دو لوله، درست با هم جفت و جور نمی شد، برای همین، مدت زیادی طول کشید تا سطح لوله های زیرزمین را کمی پایین تر بردیم تا با بقیۀ خط در یک سطح قرار بگیرند. اما هنوز هم جواب نمی داد.

بعد، من و مایک نشستیم تا یک راه حل دیگر پیدا کنیم. ما سومین زانوی  90 درجۀ  رابه خط لوله در جایی که به کنارۀ رودخانه می رسید، اضافه کردیم. همین کار باعث شد کانال آزادی حرکت بیشتری پیدا کند و ما بتوانیم آن را به لوله های پلاستیکی متصل کنیم. این تغییر در طراحی، به زودی به طرح استاندارد پل اضافه شد. شاید متوقف کردن کار و تفکر درمورد آن هم باید به فهرست کار های استاندارد روزانه اضافه می شد.

به نظر می رسد که لوس پلانیان  در کنار ما احساس راحتی بیشتری می کنند. آن ها امروز جلوی ما می گفتند و می خندیدند، این کاری بود که قبلا ً نکرده بودند. امید وارم در سفر بعدی وقت بیشتری برای معاشرت با آن ها داشته باشیم.

امروز آخرین کار های اتصال پل را انجام دادیم، دستور العمل فشرده نگه داشتن خاک اطراف آن برای باز کردن آب و تمیز کردن براده های فولاد و پاک کردن روغن های باقی مانده در لوله را هم به آن ها دادیم. فردا صبح برای تهیۀ وسایل مورد نیازمان به شهر نزدیک یورو  می رویم.

این پروژه دارد به سرعت تمام می شود. فردا یک ارزیابی سریع هم درمورد یک روستای دیگر می کنیم (ال چاگویت ). شب، اسباب هایمان را می بندیم، از مابقی وسایل ضروری لیست برداری و خوابگاه را تمیز می کنیم.

24 دسامبر 2007

شب کریسمس! برگشتن به آمریکا غم انگیز است، اما تمام شدن پروژه  دو ساله، احساس خوبی دارد. مسائل فنی و تشکیلاتی زیادی یاد گرفتیم که می توانیم در پروژه های بعدی از آنها استفاده کنیم. حالا سؤال این نیست که : "آیا باز خواهیم گشت؟" سؤال این است که : "کی باز خواهیم گشت؟"

پاسخ: "هر چه زود تر بتوانیم پول سفر هوایی و تهیۀ مصالح را جور کنیم."

با پيوندهای روبرو نشانه بگذاريد:     اين چيست؟