15 سپتامبر 2009

زنی آرام که کتابش ندایی رسا داشت

زنی آرام که کتابش ندایی رسا داشت

 
(Yale Collection of American Literature, Beinecke Rare Book and Manuscript Library)

(مقالۀ زیر بر گرفته از انتشارات وزارت امور خارجه است، راشل کارسون)

 

زنی آرام که کتابش ندایی رسا داشت

نوشتۀ فیلپس مکینتاش

 

راشل کارسون که زنی خجول و فروتن و از کارمندان سابق دولت بود، به نظر نمی رسید به یکی از تأثیرگذارترین زنان آمریکای امروز تبدیل شود. ولی کارسون در زندگی به دو چیز عشق می ورزید -- عشق به طبیعت و عشق به نوشتن -- عشقی که در سال 1962 به انگیزۀ وی برای نوشتن بهار خاموش تبدیل شد؛ کتابی که وجدان زیست محیطی مردم آمریکا را بیدار کرد و اقدام بی سابقۀ ملی جهت محافظت از طبیعت در برابر تخریب مواد شیمیایی را موجب شد.

 

کارسون، به عنوان دانشمندی آموزش دیده، نتایج خود را دربارۀ خطرهای درازمدت آفت کش ها به ثبت می رساند؛ و به عنوان نویسنده ای متبحر، این خطرها را با زبانی در حد درک خوانندۀ معمولی منتشر کرد.

 

طبیعت شناسی مادرزاد

 

راشل کارسون، 100 سال پیش در شهر کوچکی در غرب پنسیلوانیا به دنیا آمد. با این که وی بسیار دور از ساحل دریا بزرگ شد، چنین به یاد می آورد که حتی در دوران کودکی، "به شدت شیفتۀ تمام چیزهایی بود که به دریا و اقیانوس مربوط می شد". به علاوه، وی مصمم بود که روزی نویسنده شود.

 

کارسون در کالج زنان پنسیلوانیا در رشتۀ زبان انگلیسی تحصیل می کرد، ولی قبل از ورود به سال سوم، به رشتۀ زیست شناسی تغییر رشته داد -- اقدامی متهورانه در دورانی که زنان به ندرت وارد رشته های علوم می شدند. وی در سال 1932 موفق به اخذ مدرک کارشناسی ارشد با درجۀ عالی در رشتۀ زیست شناسی دریایی از دانشگاه جانز هاپکینز شد. کارسون در دورانی که در دانشگاه مِریلند در رشتۀ جانورشناسی تدریس می کرد، تابستان ها را در آزمایشگاه زیست شناسی دریایی وُودز هول در ماساچوست می گذارند – جایی که برای اولین بار دریا را دید.

 

وی با نوشتن متون علمی رادیویی برای ادارۀ شیلات ایالات متحده، خدمت دولتی خود را آغاز کرد و در سال 1936، شغلی به عنوان کارشناس زیست شناسی آبزیان به وی پیشنهاد شد -- دومین زنی که تا آن زمان در این مؤسسه در سِمتی حرفه ای استخدام شده بود. کارسون به مدت 15 سال کارمند دولت فدرال بود و به نگارش مقاله های آموزشی در مورد محافظت از محیط زیست و منابع طبیعی و ویرایش مقاله های علمی مشغول بود. وی در زمان بازنشستگی در سال 1952، به سمت سر ویراستار انتشارات سرویس شیلات و حیات وحش ایالات متحده ارتقا یافته بود.

 

کارسون در دورانی که در دولت کار می کرد، به نوشتن دربارۀ عشق خود به دریا به صورت مستقل ادامه می داد. در سال 1941، وی اولین کتاب خود، زیر دریا-باد، را به چاپ رساند، نگاهی طبیعت گرایانه به مبارزه برای زندگی در دریا و در طول سواحل. کتاب دوم وی، دریای اطراف ما، که فرآیند شکل گیری زمین و اقیانوس ها را توصیف می کرد، به یکی از پرفروش ترین کتاب ها تبدیل شد و برای وی شهرتی جهانی کسب کرد.

 

موفقیت مالی حاصل از فروش کتاب ها، به کارسون اجازه داد از کار دولتی بازنشسته شده و کلبه ای در سواحل مِین برای خود بسازد. در ادامۀ پژوهش های خود دربارۀ دریا، او یک بار بر کشتی ماهیگیری سوار شد و به سمت آب های متلاطم منطقۀ ماهی گیری جورجز بَنکز در نزدیکی سواحل ماساچوست سفر کرد. کتاب سوم وی، کرانۀ دریا، راهنمایی دربارۀ زندگی آبزیان، در سال 1955 منتشر شد.

 

دانشمندی مبارز

 

با این که کارسون بیشتر دربارۀ دریا می نوشت، از مدت ها قبل، دربارۀ آسیب های زیست محیطی ناشی از سوء استفاده از آفت کش های شیمیایی نگران شده و در سال 1945، اقدام ناموفقی را برای فروش مقاله ای درمورد آزمایش آفت کش ها به مجلۀ ریدِرز دایجست انجام داده بود. در سال 1958، در حالی که شواهد و مدارک دربارۀ خطرهای استفاده از دِ. دِ. ت. و دیگر آفت کش ها در حال افزایش بود، کارسون با دریافت نامه ای از دوستانش از کِیپ کُد6، ماساچوست، که توضیح داده بودند اسپری هوایی دِ. دِ. ت. موجب مرگ پرندگان بسیاری در زمین های آنان شده بود، به شدت متأثر شد.

 

وی مصمم شد که افکار عمومی را از این خطرات آگاه سازد و به دلیل این که یک بار دیگر در فروش مقاله ای با این موضوع به مجله ای شکست خورده بود، آغاز به نوشتن بهار خاموش کرد. وی در طول چهار سال متمادی، با دقت تمام در مورد موضوع کتاب به پژوهش پرداخت و از آنجا که انتقاد شدید شرکت های تولید مواد شیمیایی را پیش بینی می کرد، 55 صفحه در مورد منابع و فهرست مفصلی از کارشناسانی که دست نویس های وی را مرور کرده بودند، ضمیمۀ کتاب کرد.

 

هنگامی که اولین بخش کتاب در تابستان 1962 در مجلۀ نیویورکر به چاپ رسید، همان طور که انتظار می رفت، صنایع شیمیایی وی را "زنی عصبی و دیوانه" خواندند. البته کتاب به سرعت مورد توجه افکار عمومی قرار گرفت، خصوصاً پس از این که شبکۀ تلویزیونی مهمی برنامۀ ویژه ای دربارۀ آفت کش ها پخش کرد که مصاحبه ای با کارسون -- شخصیتی آرام، متین و منطقی -- را نشان می داد.

 

علاوه بر حضور در برنامه های تلویزیونی و مصاحبه های مختلف، کارسون در برابر هیئت های مختلفی در کنگره شهادت داد و تأسیس کمیسیونی برای آفت کش ها یا نوعی مؤسسۀ قانونی جهت محافظت از مردم و محیط زیست در برابر خطرات شیمیایی را خواستار شد.

 

میراث ماندگار

 

هفت سال بعد و در سال 1970، کنگره سازمان حفاظت از محیط زیست را تأسیس کرد که نتیجۀ مستقیم جنبش زیست محیطی بود که جرقه های آن توسط بهار خاموش روشن شد. در سال 1972، دولت دِ. دِ. ت. را ممنوع اعلام کرد -- آفت کشی که موجب شده بود نماد ملی آمریکا، عقاب سر سفید، و انواع دیگری از پرندگان تا آستانۀ انقراض پیش بروند.

 

در آن زمان، عدۀ کمی از این موضوع اطلاع داشتند که راشل کارسون در همان دورانی که مشغول نگارش بهار خاموش و تحمل جنجال های پس از انتشار آن بود، درگیر مبارزه ای ناموفق علیه سرطان سینه نیز بود. در آوریل سال 1964 و در 56 سالگی، او در خانه اش در سیلور اسپرینگ، مریلند، درست خارج از واشنگتن دی. سی. از دنیا رفت و هیچ گاه از قوانین مهمی که نتیجۀ فعالیت های وی بود، مطلع نشد.

 

وی در سال 1962 و در کمال فروتنی به دوستی نوشت: "اکنون می توانم باور کنم که حداقل کمکی انجام داده ام. غیروافع بینانه است اگر بخواهیم تصور کنیم که کتابی به تنهایی می تواند تغییر کاملی ایجاد کند." وی بیش از این نمی توانست در اشتباه باشد. آن گونه که زندگی نامه نویس کارسون، لیندا لیِر، اشاره کرده است: "در برابر حملات شخصی و با وجود بیماری شدیدش، راشل کارسون نمونه ای غیر قابل انکار از توانایی فرد در ایجاد تغییر بود."

 

[فیلیس مکینتاش، ویراستار سابق مجلۀ حیات وحش ملی، در حوزۀ بهداشت و سلامت مقاله می نویسد]

با پيوندهای روبرو نشانه بگذاريد:     اين چيست؟