16 سپتامبر 2008

کتابی که ملتی را دگرگون ساخت

کتاب بهار خاموشِ نوشتۀ کارسون طرز فکر و اعمال بشریت را تحت تأثیر قرار داد

 
(Photograph used by permission of the The Manhattan Rare Book Company)

(مقالۀ زیر برگرفته از انتشارات وزارت امور خارجه است، راشل کارسون)

 

کتابی که ملتی را دگرگون کرد

نوشتۀ مایکل جِی فریدمن

 

در سال 1992، جمعی از آمریکاییان سرشناس، نظر خود را در مورد کتابی که در نیم قرن گذشته به چاپ رسیده و عمیق ترین تأثیر را بر طرز فکر و عملکرد بشریت گذارده است، اعلام کردند. اکثریت اعضای این گروه به کتاب بهار خاموش، نوشتۀ راشل کارسون، بیش از عناوین دیگر استناد کردند.

 

قدرت ماندگاری و الهام بخشی بهار خاموش، کمتر به دلیل پژوهش های دقیق کارسون -- حتی پیش از انتشار کتاب، متنقدان برخی از یافته های وی را مورد حمله قرار دادند -- و بیشتر به خاطر شیوۀ نگارش ظریف، روش ارائۀ تأثیرگذار و زمان غیر منتظرۀ آن نشات می گیرد. بهار خاموش توجه میلیون ها نفر، در آمریکا و سپس در سراسر جهان را به موضوعی جلب کرد که آنان به تدریج آمادۀ پذیرش آن می شدند: این که مصرف بی رویۀ آفت کش ها سلامت بشر و سلامت جهانی را که در آن می زیست، عمیقاً مورد تهدید قرار داده بود.

 

همان گونه که استاد تاریخ دانشگاه یِیل، دانیل جِی. کِوِلز، نوشته است: "کتاب کارسون احتمالا بیش از هر کتاب، نشریه یا رویداد دیگری، جنبش نوین زیست محیطی را که در دهۀ 1960 آغاز شده بود، شکوفا کرد."

 

تنها چند اثر توانسته اند چنین تأثیر مشابهی -- به عنوان نیروی تغییردهنده -- بر افکار عمومی آمریکا بگذارند. تأثیر کارسون را می توان با تأثیر توماس پِین مقایسه کرد که رسالۀ وی تحت عنوان "عقل سلیم" در سال 1776، حمایت های مردمی نسبت به استقلال آمریکا از بریتانیا را سبب شد. از دیگر آثار آمریکایی، با تأثیری مشابه شاید بتوان به کلبۀ عمو تام (سال 1852)، نوشتۀ هریت بیچر ستو، که به مبارزه علیه برده داری جان تازه ای بخشید، و جنگل (سال 1906)، نوشتۀ آپتون سینکلِر، که فرآیند بسته بندی ناسالم گوشت را توصیف کرد و تصویب قوانین فدرال برای بازرسی غذا را سبب شد، اشاره کرد.

 

ارتباط های سمّی

 

راشل کارسون برای مدت های طولانی به این نکته مظنون شده بود که آفت کش های شیمیایی قوی با بی احتیاطی مورد استفاده قرار می گیرند و نگران تأثیرات آنها بر محیط زیست بود. در سال 1958، استوارت و اُلگا هاکینز، از دوستان کارسون، مشوق آغاز تحقیقات وی شدند. خانوادۀ هاکینز در نزدیکی داکسبِری در ماساچوست، زیستگاهی برای پرندگان، به مساحت حدودا هشت هزار مترمربع، داشتند. پس از آن که دولت آن محل را در برنامۀ از بین بردن پشه با آفت کش های شیمیایی غرق کرد، بسیاری از پرندگان ساکن آن به دلیل آلودگی محل لانه سازی، برکه ها و آبگیرها، از منطقه ناپدید شدند.

 

کارسون در طول چهار سال بعد، با کارشناسان علمی مشاوره کرد. وی بعدها گفت: "هر چه بیشتر دربارۀ استفاده از آفت کش ها می آموختم، بیشتر متحیر و متأثر می شدم. آنگاه متوجه شدم که همۀ این اطلاعات، نکاتی بود که می توانست به کتابی تبدیل شود. فهمیده بودم که تمامی آنچه برای من به عنوان طبیعیدان بیشترین اهمیت را داشت، مورد تهدید قرار گرفته بود و من کاری از این مهم تر [از نوشتن این کتاب] نمی توانستم انجام دهم."

 

کارسون به این نتیجه رسید که در زیستگاهی طبیعی گونه های به هم مرتبط، مواد شیمیایی که هدفشان فقط حشرات یا دیگر آفات هستند، خیلی زود مورد مصرف موجودات دیگر نیز قرار می گیرند و بدین ترتیب وارد زنجیرۀ غذایی می شوند. طبق مشاهدات کارسون، پس از آن که شهرداری شهر دیترویت، درختان نارون بومی را با مواد حشره کش اسپری کرد، به زودی ناچار به جمع آوری لاشه های سینه سرخ ها شد که به مادۀ دِدِت آلوده بودند. این پرندگان از کرم های خاکی تغذیه کرده بودند که برگ های درختان آلوده را خورده بودند.

 

کارسون در این باره چنین نوشت: "تعداد 11 کرم خاکی بزرگ می توانند میزان کشندۀ سمّ دِ. د. ت. را به  سینه سرخ منتقل کنند. و کرم ها بخش کوچکی از غذای روزانۀ پرندگانی را تشکیل می دهند که در هر دقیقه 10 تا 12 کرم خاکی می خورند."

 

(U.S. Fish and Wildlife Service)

حدود نیمی از نوشته های کارسون در سه شمارۀ پیاپی مجلۀ نیویورکر در ماه ژوئن 1962 منتشر شد. این گزیده مقالات منجر به آغاز مناقشه ای ملی شد. وزارت کشاورزی ایالات متحده نامه های بسیاری دریافت کرد که "نگرانی و تعجب" نگارندگان را از این که دِدِت و دیگر "اکسیرهای مرگبار" شیمیایی به صورت متداول استفاده می شدند، نشان می داد.

 

از پرزیدنت جان اف. کندی در این باره پرسیده شد که آیا دولت ایالات متحده تحقیقی درمورد استفاده از دِدِت انجام می دهد که وی پاسخ داد: "بله... مخصوصاً پس از کتاب خانم کارسون."

 

بیشتر بخش صنایع مواد شیمیایی به بهار خاموش به عنوان تهدید می نگریستند. یکی از اتحادیه های تجارت آفت کش چنین بیان داشته بود: "اعضای ما جار و جنجالی به پا داشته اند." نیویورک تایمز نیز گزارش داده بود: "برخی از شرکت های تولید مواد شیمیایی، دانشمندان خود را بر آن داشته اند که کتاب خانم کارسون را خط به خط تحلیل و بررسی کنند."

 

ولی منتقدان موفق به یافتن اشتباه های کمی در داده ها و اطلاعات کتاب شدند. در عوض، انتقادها بر این که کارسون چگونه دغدغه های خود را به گونه ای اغراق آمیز بیان کرده و منافع حقیقی آفت کش ها در تولید مواد غذایی فراوان و قابل دسترس را کوچک شمارده است، متمرکز شدند. منتقد کتاب نیویورک تایمز دربارۀ بهار خاموش چنین نوشت: "وی تلاش می کند حسابی ما را بترساند، و تا حدود زیادی، موفق شده است."

 

تمامی این تبلیغ ها، تقاضا برای این کتاب را بسیار افزایش داد. بهار خاموش در ماه سپتامبر 1962 به صورت کتاب کاملی به چاپ رسید، به عنوان منتخب کلوب کتابِ ماه برگزیده شد و به سرعت به یکی از پرفروش ترین کتاب ها تبدیل شد. شبکۀ تلویزیونی CBS نیز مستندی یک ساعته دربارۀ این کتاب پخش کرد.

 

حقیقتی بزرگ تر

 

همانطور که منتقدان کارسون نیز متوجه شدند، بهار خاموش دارای قدرتی احساسی است که توانست بر انتقادها علیه جزئیات خاصی از استدلال کارسون غلبه کند. حتی همان طور که مجلۀ تایمز استدلال کرد که "بسیاری از کلی گویی های ترسناک کتاب... آشکارا اشتباه و غیر منطقی هستند"، بیشتر خوانندگان به این نتیجه رسیدند که کارسون حقیقتی بزرگتر را دریافته و با دقت ترسیم کرده است: این که اتکای فزایندۀ بشر به مواد شیمیایی مرگبار، هزینه هایی واقعی به همراه دارد که هنوز به درستی شناخته نشده اند.

 

کمتر خواننده ای یارای مقاومت در برابر توانایی ادبی کارسون را داشت. "روزی روزگاری، در قلب آمریکا، شهر کوچکی قرار داشت که زندگی در آن در هماهنگی کامل با محیط اطراف جریان داشت"؛ وی چنین نوشته بود:

 

آنگاه بلایی غریب به درون این ناحیه نفوذ کرد و همه چیز آغاز به تغییر کرد.... بیماری عجیبی به وجود آمد... اندک پرندگانی که در گوشه و کنار دیده می شدند، بیمار و در حال احتضار بودند؛ به شدت می لرزیدند و توان پرواز نداشتند. بهاری بود بدون هیچ صدا و آوایی. صبحگاهان که زمانی با همخوانی بامدادی و نوای پرندگان به تپش می افتاد، هیچ صدایی به گوش نمی رسید؛ تنها سکوت بر مزارع، جنگل و مراتع حکمفرما بود.

 

در ماه مه 1963، "هیئت مشورتی علمی" پرزیدنت کندی گزارشی 43 صفحه ای منتشر کرد که در آن محدودیت هایی برای استفاده از آفت کش ها در نظر گرفته شده بود. کندی بلافاصله دستور اجرای این پیشنهادات را صادر کرد که طی آن وزارت کشاورزی ملزم به پایان دادن به برخی از برنامه های سم پاشی و ادارۀ غذا و دارو (FDA) ملزم به بررسی -- "هرچه سریعتر" -- سطوح مجاز باقیمانده های احتمالی آفت کش ها در مواد غذایی می شد. در این گزارش، به این نکته نیز اذعان شده بود که "تا پیش از انتشار کتاب بهار خاموش، توسط راشل کارسون، مردم عموما به سمی بودن آفت کش ها ناآگاه بودند".

 

بهار خاموش به وسیلۀ بسیار مهمی برای اقدامات محافظ محیط زیست در ایالات متحده و خارج از آن تبدیل شد. در سال 1972، FDA تقریباً استفاده از دِ.د. ت. را به طور کامل در ایالات متحده ممنوع کرد (بسیاری بر این عقیده اند که این ماده در صورت مصرف صحیح، منفعت بسیاری برای کشورهای مالاریا زده دارد)، و قوانین جدید استفاده از آفت کش های تجاری را به استفادۀ "کاربران مجاز" و آموزش دیده، محدود کرد.

 

راشل کارسون فقط یک سال و نیم پس از Ãنتشار بهار خاموش زنده بود -- نه چندان کافی که بتواند شاهد نقش مهم آن در تولد دوبارۀ وجدان زیست محیطی باشد؛ ولی، تا اندازه ای که بفهمد تفاوتی ایجاد کرده است. وی در نامه ای به دوستی نوشت: "من احساس تعهدی جدی کرده ام که کاری را که از دستم بر می آید، انجام دهم. ولی اکنون می توانم باور کنم که حد?قل کمک کوچکی کرده ام."

 

[مایکل جی فریدمَن عضو هیئت تحریریۀ دفتر برنامه های اطلاعات بین الملل در وزارت امور خارجۀ ایالات متحده است.]

با پيوندهای روبرو نشانه بگذاريد:     اين چيست؟