View Other Languages

We’ve gone social!

Follow us on our facebook pages and join the conversation.

From the birth of nations to global sports events... Join our discussion of news and world events!
Democracy Is…the freedom to express yourself. Democracy Is…Your Voice, Your World.
The climate is changing. Join the conversation and discuss courses of action.
Connect the world through CO.NX virtual spaces and let your voice make a difference!
Promoviendo el emprendedurismo y la innovación en Latinoamérica.
Информация о жизни в Америке и событиях в мире. Поделитесь своим мнением!
تمام آنچه می خواهید درباره آمریکا بدانید زندگی در آمریکا، شیوه زندگی آمریکایی و نگاهی از منظر آمریکایی به جهان و ...
أمريكاني: مواضيع لإثارة أهتمامكم حول الثقافة و البيئة و المجتمع المدني و ريادة الأعمال بـ"نكهة أمريكانية

26 می 2009

اظهارات توماس ریکس، متخصص، دربارۀ هوارد بسکرویل، شهید آمریکایی

متن گفتگوی اینترنتی CO.NX، 20 آوریل

 

در یک گفتگوی اینترنتی در CO.NX در تاریخ 20 آوریل، توماس ام. ریکس، متخصص مستقل در تاریخ اجتماعی و فرهنگی ایران، به پرسش هایی دربارۀ هوارد کانکلین بسکرویل پاسخ داده است.

20 آوریل 2009

 

اظهارات توماس ریکس، متخصص، دربارۀ هوارد بسکرویل، شهید آمریکایی

 

متن گفتگوی اینترنتی CO.NX، 20 آوریل

 

در یک گفتگوی اینترنتی در CO.NX در تاریخ 20 آوریل، توماس ام. ریکس1، متخصص مستقل در تاریخ اجتماعی و فرهنگی ایران، به پرسش هایی دربارۀ هوارد کانکلین بسکرویل2 پاسخ داده است.

 

آنچه در ذیل می آید، متن این گفتگو است:

 

(آغاز متن)

 

وزارت امور خارجۀ ایالات متحده

 

دفتر برنامه های اطلاعات بین المللی

 

متن گفتگوی اینترنتی

 

مهمان: دکتر توماس ریکس

 

تاریخ: 20 آوریل 2009

 

زمان: ساعت 11 صبح، به وقت شرقی (ساعت 15:00 به وقت گرینویچ)

 

مجری گفتگوی اینترنتی (مری): در روز دوشنبه، 20 آوریل، ساعت 11 صبح، به وقت شرقی، ساعت 15:00 به وقت گرینویچ، برای شرکت در گفتگوی اینترنتی با دکتر توماس ریکس دربارۀ هوارد کانکلین بسکرویل و روابط ایرانیان و آمریکایی ها با ما باشید.

 

مجری CO.NX (مارک): لطفاً همه توجه کنید؛ چون ما کمی مشکلِ صدا داریم، دکتر ریکس پاسخ های خود را برای شما تایپ خواهد کرد.

 

توماس ام. ریکس: من حدود 45 سال پیش و در سال 1964، وقتی یک داوطلب سپاه صلح در آذربایجان غربی بودم با هوارد بسکرویل آشنا شدم! من با یک داوطلب دیگر در شهر مهاباد در کردستان (ساوجبلاغ به زبان کردی) زندگی می کردم و برای ملاقات داوطلب های دیگر، پزشکان پرسبیتری3 در بیمارستان آمریکایی شهر تبریز و کنسول وقتِ آمریکا در این شهر، با اتوبوس محلی به تبریز سفر می کردم (یک سفرِ پنج ساعته).

 

وقتی در یکی از این سفرها از مهاباد در جلوی بیمارستان (آمریکایی) توقف کردم، قبرستان آمریکایی ها در کنار بیمارستان با نام همۀ مُبلغ های مذهبی آمریکایی، از جمله بسکرویل، که در آنجا به خاک سپرده شده بودند، توجهم را جلب کرد. متوجه شدم که قبر بسکرویل تنها قبری است که روی آن گل های تازه گذاشته شده است. بنابراین، من از یک میسیونر پرسیدم...

 

پرسش [هیپوداموس]: آقای دکتر ریکس، می توانید راجع به روش شناسی خود برای من بگویید؟ مبحث کار شما بسیار جالب است. وقتی من تهران بودم، چند نفر از فارق التحصیلان البرز را می شناختم؛ قدیمی ترهایشان بسیار به مدرسۀ خود افتخار می کردندنند!

 

پاسخ [توماس ام. ریکس]: دربارۀ دبیرستان البرز باید بگویم که هنوز یک مدرسۀ دولتی بسیار معتبر است که توسط میسیونرهای آمریکایی و به ریاست چهرۀ شناخته شده ای، دکتر ساموئل ام. جردنِ4، تأسیس شده است. ولی در سال 1940، این مدرسه توسط دولت ایران خریداری شد و از آن پس همچنان یک مدرسۀ دولتی باقی مانده است -- البته از نظر البرزی ها یک مدرسۀ دولتی نمونه بشمار می رود.

 

میسیونرهای زمان بسکرویل به سه گروه تقسیم می شدند: آنها که با انجیل هایشان به روستاهای ایران می رفتند و دین خود را تبلیغ می کردند؛ آنها که در مدارس ابتدایی و دبیرستان های متعلق به میسیون تدریس می کنند؛ و آنها که در بخش پزشکی فعال بودند و در 5 یا 6 بیمارستان در غرب، شمال و شرق ایران کار می کردند. در آن زمان، حتی یک دانشگاه پزشکی در شهر ارومیه (که در زمان شاه به رضاییه معروف بود) در استان آذربایجان غربی وجود داشت.

 

درمورد پرسش هیپوداموس دربارۀ روش شناسی ام باید بگویم من یک تاریخ دان در حوزه های فرهنگی و اجتماعی هستم که از اسناد مکتوب (خاطرات، اسناد و مدارک وزارت امور خارجه، اسناد رسمی مُبلغ های مذهبی و نامه نگاری های مُبلغ ها) استفاده می کنم. تاریخ شفاهی نیز بخشی از روش شناسی من است که وقایعی که مُبلغ های قبلی یا فرزندان آنها (که بسیاری از آنها در ایران به دنیا آمده و بزرگ شده اند و نه تنها به زبان فارسی، بلکه به زبان های ترکی آذری، ارمنی و آسوری نیز تسلط دارند) در خاطر دارند را جمع آوری می کنم. در نهایت من در حال مستندسازی مدارس نیز هستم که برای این کار از ساختمان های قدیمی در تهران عکس برداریاسی می کنم -- به عنوان مثال، جاهایی که مُبلغ ها زندگی و کار می کردند، از جمله دبیرستان البرز و مدرسۀ دخترانۀ کشیش های پرسبیتری به همان معروفیت، به نام ایران بِتِل5 (که در سال 1930، به مدرسۀ نوربخش تغییر نام داد و مانند دبیرستان البرز، همچنان یک مدرسۀ دخترانۀ دولتی در ساختمانی زیبا و قدیمی در خیابان فلسطین در تهران است).

 

پرسش [مهرزاد]: آیا شما فکر نمی کنید ایالات متحده از ایران می ترسد؟

 

پاسخ [توماس ام. ریکس]: فکر نمی کنم دولت ایالات متحده به آن معنا از ایران "بترسد"؛ آمریکا دارای ذخیرۀ عظیمی از اسلحه است وپرسنل نظامی ارتش ایالات متحده در تمامی جهان حضور دارد. من حقیقتاً فکر می کنم که مردم آمریکا دربارۀ ایران نگران هستند و از دولت فعلی ایران (و نه مردم ایران) ترسیده اند. "ترسِ" مردم آمریکا موضوع جدیدی در امور خارجۀ ما نیست. البته، بسیاری از آمریکایی ها هنر، موسیقی و غذای ایران را دوست دارند و داستان بسکرویل و دلیل مرگ وی در تبریز نیز برای آنها جالب هستند.

 

تعداد مُبلغ هایی که در بین سال های 1853 تا 1960 در ایران بودند، شاید به 500 نفر برسد. این مُبلغ های هم اکنون در ایالات متحده زندگی می کنند و هنوز در جوامع یا کلیساهای خود فعال هستند. عشق آنها به همۀ چیزهای ایرانی به حدی افسانه ای است که بسیاری از آنها در جلساتی که من و همکارانم درمورد ایرانِ امروزی برگزار می کنیم، با علاقه و دانش زیادی شرکت می کنند و به ما مراجعه نموده و بسیار خوب فارسی صحبت می کنند که موجب خوشحالی همۀ ماست. بنابراین، دولت ما از ایران نمی ترسد و ...

 

پرسش [علی]: آقای دکتر ریکس، من یک پیشنهاد دارم. نظرتان راجع به اینکه روز شهادت هوارد را "روز دوستی آمریکایی ها و ایرانیان" بنامیم، چیست؟ آیا می توانید روی آن کار کنید؟ منظورم این است که می توانید راجع به آن از دولت ایالات متحده سؤال کنید؟

 

پاسخ [توماس ام. ریکس]: این پیشنهاد بسیار خوبی برای روز همبستگی آمریکاییان و ایرانیان است. واژۀ "شهید" بوسیلۀ ایرانی هایی که من می شناختم و آنها که خانۀ مشروطه در تبریز را اداره می کنند، استفاده می شود. بنابراین، من این موضوع را با خانوادۀ بسکرویل در میان می گذارم که ببینم آیا آنها هم به این کار علاقه مند هستند یا خیر. فکر می کنم بهتر است که از خانوادۀ وی بخواهیم که اولین قدم را بردارند و سپس حمایت برنامه های تحقیقاتی دربارۀ ایران در سراسر کشور و تعدادی از مؤسسات و برنامه های تحقیقاتی خاورمیانه از این اقدام را جلب کنیم.

 

پرسش [توماس 2]ه: آیا آقای بسکرویل یک شهید است، یا یک قهرمان یا یک "الگو"؟ :-)

 

پاسخ [توماس ام. ریکس]: فکر می کنم که بسکرویل نقش بالقوه و مثبتی را که ما به عنوان یک ملت می توانیم همراه با مردم "دیگر" جهان ایفا کنیم، به ما آمریکایی ها نشان داد. به عقیدۀ من، او یک الگوی بی نظیر از کمالِ مطلوب ماستآرمانها ی خود ماست (چیزی که خود او می  گفت)؛ کمالِ مطلوب ما در تعهد به آرمان های عادلانه و پیشرو به نام اکثریت (مسائل زیست محیط زیستیی، حقوق بشر و حقوق مدنی زنان و کودکان و غیره) و نه پشتیبانی از تعداد بی شمار افراط گرایان و افراد بیرحم و قلدر در جهان. بسکرویل به همان اندازه که از تعهد خود به روحیۀ میسیون پرسبیتری در مورد خدمات عمومی انگیزه می گرفت، تحت تأثیر مطالعات و پژوهش های خود درمورد تاریخ فرانسه و آمریکای امروزی و آرمان ها (و فرهنگ سیاسی) خانوادۀ خود و فضای سال های 1900، که رفتارها و مواضع سیاسی مختلفی از طرف ایالات متحده اتخاذ می شد، نیز بود. به هر حال، من مطمئن نیستم نظر وی دربارۀ مردم اوگلالا لاکوتا6 در جامعۀ خودش در پِلَت شمالی7 در نبراسکا خیلی ...

 

پرسش [علی]: در آن زمان، مردمان ناآگاه بی تفاوت در تبریز بسیار بودند. هنگامی که هوارد جان خود را فدای آزادی ایرانیان کرد، آنها شرمنده شدند و به جمع صف آزادیخواهان پیوستند. من فکر می کنم ما نباید نقش هوارد را یک نقش فردی در نظر بگیریم، بلکه باید او را به عنوان شجاعت بزرگی که وی با مبارزۀ بی باکانه و مرگ خود به ایرانیان تزریق کرد بشناسیم!

 

پاسخ [توماس ام. ریکس]: شواهدی در دست است که نشان می دهد مرگ وی توجه شبه نظامیان انجمن و مبارزات ستارخان برای تبریز را به میزان قابل ملاحظه ای جلب کرد. در روز پس ازمرگ بسکرویل، تاجری به خانۀ خانوادۀ ویلسون رفت و با گفتن اینکه "ما می دانیم که او برای ما مرد"، پارچۀ بسیار زیبایی به پدر روحانی ساموئل ویلسون داد که روی قبر بسکرویل بگذارد. ضمناً، مُبلغ های مذهبی بسیار از موج عشق و قدردانی نسبت به رفتار شجاعانۀ بسکرویل متعجب شدند. در انجمن تاریخی پرسبیتری در فیلادلفیا، نامه های بسیاری در وصف بسکرویل وجود دارد. در سال 1929، کنسول آمریکا در تبریز (آگوست فرین8) مدارکی برای گزارش هفت صفحه ای خود به وزارت امورخارجه در واشنگتن دی سی جمع آوری کرد. در سال 1959، پنجاهمین سالگرد مرگ وی به طور کامل توسط تبریزی ها برنامه ریزی و مدیریت شد که وزارت امور خارجه را کاملاً شگفت زده کرد.

 

پرسش [علی]: آقای دکتر ریکس، من یک تاریخ نویسدان ایرانی هستم. به نظر من، نقش هوارد در تبریز همانند نقش ستارخان است. چرا؟

 

پاسخ [توماس ام. ریکس]: شما به هوارد بسکرویل اعتبار زیادی می دهید. خیلی جالب است که ستارخان احساس کرد که هیئت های خارجی به وی توجه بیشتری دارند و بسکرویل را دعوت کرد در خانه اش به وی بپیوندد و به او درجۀ "معاون فرماندۀ" شبه نظامیان تبریزی را اعطا کرد. اگر به آن روزها در تبریز بنگریم، شاید نظر شما و اعتبار زیادی که بسکرویل می دهید، درست باشد. ستارخان و دیگر شبه نظامیان با صحبت دربارۀ شجاعت و صداقت بسکرویل و "هدیۀ" وی به ملت ایران، نطق های زیادی بر مزار او ایراد کردند (مراسم خاکسپاری حدود سه ساعت به طول انجامید). ستارخان و باقرخان خود قهرمان به شمار می آمدند. در واقع، برای من جالب است که با وجود انتقادها علیه گذاشتن تندیس نیم تنۀ بسکرویل در خانۀ مشروطه، مردم تبریز از این اقدام پشتیبانی کردند و این تندیس همچنان در جایگاهی مهم، در کنار تندیس ستارخان، قرار دارد.

 

نظر [علی]: آقای دکتر ریکس، لطفاً تمام تلاش خود را انجام دهید. آمریکایی ها دشمن ما نیستند و ما نیز دشمن آمریکایی ها نیستیم. این امر به دوستی و اتحادِ ما کمک می کند.

 

نظر [توماس ام. ریکس]: علی، من کاملاً موافق هستم.

 

پرسش [توماس]: من کجا می توانم این داستان را پیدا کنم؟

 

مجری CO.NX (سارا): توماس، می توانی دربارۀ این داستان در اینجا بیشتر بخوانی:

http://www.america.gov/st/texttrans-english/2009/February/20090225171026ihecuoR0.4956934.html

 

پرسش [توماس]: "تنها تفاوت بین من و این مردم، محل تولد من است و این تفاوت بزرگی نیست"، این چیزی است که آقای بسکرویل ادعا می کرد. باورهای این مرد من را به یاد دیدگاه های آقای پیِر لَنَر9 می اندازد. نظر شما دربارۀ این رابطۀ "آرمان گرایانه" چیست؟

 

پاسخ [توماس ام. ریکس]: شکی نیست که بسکرویل یک آرمان گرا بود. البته این بدان معنا نیست که وی فردی واقعیت گریز یا خیال پرداز بود یا مثلاً از مرحله پرت بود. هوارد بسکرویل حقیقتاً به زمان خود تعلق داشت، جوانی که تازه دورۀ لیسانس را به پایان رسانده بود و می توانست داوطلبی درجه یک برای سپاه صلح باشد (مانند بسیاری از ما در بیست سالگی که وارد برنامۀ سپاه صلح ایران 3 شده بودیم). هوارد انگیزه های زیادی داشت، از جمله اعتقاد وی به اینکه جنبش مشروطۀ ایران دارای طبیعتی عادلانه و پیشرو بود و اینکه زندگی خانواده های مبلغ ها در آیندۀ نزدیک به مخاطرهخطر می افتاد.

 

وی تحت تأثیر رفتار و کردار دوستان خود نیز، مانند میرزا حسن شریف زاده -- که جلوی کنسولگری فرانسه در تبریز و پس از خروج از جلسه ای برای حل اختلافات بین چند تن از بازرگانان بزرگ شهر، هدف گلوله قرار گرفت -- بود. پس از مرگ شریف زاده، ستارخان گفته بود که "انجمن مغزهای خود را از دست داد"، که منظور وی این بود که جنبشِ رسیدن به یک ایران مستقل و دموکراتیک و مترقی یکی از "عزیزان" خود را از دست داد.

 

نظر [توماس 2]: مطمئناً او یک آرمان گرا بود! ولی نه فقط یک آرمان گرا، بلکه او مانند یک "وطن پرست جهانی آرمان گرا" بود.

 

مجری CO.NX (مارک): همه توجه کنید؛ دکتر ریکس الآن گفتگوی اینترنتی را ترک می کند. البته، بسیاری از شما درخواست کرده بودید که این بحث را با وی ادامه دهید. اگر کسی از شما هنوز دراین باره اقدام نکرده است، لطفاً آدرس e-mai ایمیل l خود را بگذارید و ما آن را برای دکتر ریکس خواهیم فرستاد.

 

نظر [علی]: متشکرم.

 

نظر [توماس 2]: بسیار مایۀ افتخار بود!!!

 

توماس ام. ریکس: خوب، من هم از پرسش های شما دربارۀ هوارد سی. بسکرویل لذت بردم. او موضوع پژوهش های کنونی من است که در پائیز امسال به پایان خواهند رسید و نتیجۀ آنها یک کتاب خواهد بود. کار کردن بر روی این موضوع تاریخی، به من یاد داد که چگونه بسیاری از ما تحت تأثیر دنیای اطرافمان، شادی ها و مشکلاتی که مردم تجربه می کنند و روش هایی که مردم مشکلات خود را حل می کنند،  قرار می گیریم. بسکرویل جوانی بسیار دوست داشتنی بود و من امیدوارم بتوانم جسارت کافی برای توصیف سفیر نمونۀ آرمان ها و شجاعت های آمریکایی مان را داشته باشم. وی از زندگی خود در تبریز حقیقتاً لذت برد و از همۀ لحظات زندگی خود استفاده کرد.

 

مجری CO.NX (مارک): متشکرم دکتر ریکس!

 

نظر [توماس 2]: عالی بود! متشکرم!

 

مجری CO.NX (مارک): اگر مایل به ادامۀ این بحث هستید، حتماً آدرس e-mailایمیل خودتان را برای ما ارسال کنید. ما اطلاعات شما را به دکتر ریکس منتقل خواهیم کرد.

 

مجری CO.NX (مارک): در ضمن، برای کسب اطلاعات بیشتر دربارۀ موضوع های دیگر گفتگوهای اینترنتی به conx@state.gov نامه بنویسید.

 

مجری CO.NX (سارا): گفتگوی اینترنتی ما اکنون به پایان می رسد. از دکتر توماس ام. ریکس که امروز به ما ملحق شدند بسیار متشکریم. متن گفتگوی اینترنتی امروز طی دو روز کاری آینده در آدرس http://co-nx.state.gov و

http://www.america.gov/multimedia/askamerica.html ارسال خواهد شد.

سخنرانان برنامه بر اساس تخصص انتخاب می شوند و ممکن است دیدگاه های وزارت امور خارجۀ ایالات متحده را منعکس نکنند.

 

(پایان متن)

 

 

 

 

 

1. Dr Thomas M. Ricks

2. Howard Conklin Baskerville

3. Presbyterian

4. Dr. Samuel M. Jordan

5. Iran Bethel

6. Oglala Lakota

7. North Platte, Nebraska

8. August Ferrin

9. Pierre Lanares

با پيوندهای روبرو نشانه بگذاريد:     اين چيست؟