31 آگوست 2009
برای متهمانی که می خواهند خطرات محاکمه شدن را به جان بخرند، وکیل مدافعی کارآمد می تواند حتی قدرت های غیر معمول در دولت را نیز به چالش بکشد. بری پولاک به عنوان عضوی از شرکت حقوقی میلر شوالیه، واشنگتن دی سی ، وکالت افراد و شرکت ها را در تحقیقات و محاکمات جنایی به عهده داشته است. این مقاله در نسخه ژوئیه 2009 نشریه الکترونیکی آمریکا، ساختار دادگاه هیئت منصفه به چاپ رسیده است.
نوشتۀ بری پولاک
نظام قضایی جنایی ایالات متحده در تعقیب کیفری جرائم جنایی اختیاراتی غیرمعمول به دولت داده است. اما در عین حال فشارهای بسیار سنگینی بر قدرت دولت برای اثبات محکومیت وارد می آورد. هم اختیاری که به دولت داده شده و هم محدودیت های اعمال شده بر آن نقشی چالش انگیز برای وکلای مدافع جنایی ایجاد می کند.
هنگامی که اتهامات جنایی وارد می شوند، متهم از حمایت های معمول قابل ملاحظه ای برخوردار می شود، از جمله حق تعیین وکیل در صورت عدم توانایی مالی متهم. اما احکام، حتی برای مجرمان بدون سوء سابقۀ غیر خشن هم ممکن است شدید باشد. دادستان ها اختیار گسترده ای در مورد دعوت به اقرار مصلحتی به جرم دارند که اتهامات کمتری را با احکام تخفیف یافته در برابر اقرار به جرم یا کمک متهم در تعقیب کیفری دیگران، یا هردو، متوجه متهم می کند. ترکیبی از اختیارات تقریبا نا محدود برای کاستن از اتهامات و احکام وزندان های طولانی مدت که به بسیاری از جرایم نسبت داده می شود، قدرت مانورعظیمی برای حل و فصل دعوی ها از طریق نظام مخالف با دادگاه به دادستان می دهد.
دو نمونۀ اخیر تفاوت کسانی را که به جرم خود اقرار می کنند و کسانی راکه به محاکمه تن می دهند نشان می دهد. یکی از مقامات مالی ارشد شرکت بزرگ مخابراتی، ام سی آی / ورلد کام مبادرت به تقلب مالی گسترده ای در شرکت نمود. او به جرم خود اقرار کرد و به پنج سال حبس محکوم شد. مقام اجرایی ارشد محاکمه و مجرم شناخته شد و به 25 سال حبس محکوم شد. به همین ترتیب مقام ارشد مالیهوستون ، تگزاس، شرکت مختلط انرون به تقلب مالی اقرار کرد و به شش سال زندان محکوم شد. مدیر ارشد دیگری که به محاکمه تن داد مجرم شناخته و به 24 سال زندان محکوم شد.
برای کسانی که به محاکمه تن می دهند خطرات زیادی وجود دارد، اما منافع بالقوه بسیارند. درمحاکمه، دولت بار اثبات مجرم بودن متهم را برای متقاعد کردن دسته جمعی 12 عضو هیئت منصفه به دوش می کشد. وکیل مدافع حق دارد ارایۀ اسناد و شواهد عینی را تحمیل کند و شهود را مجبور به حضور نماید. اما وکیل اغلب چشم بسته عمل می کند زیرا شهود مجبور نیستند پیش از محاکمه با وکیل صحبت کنند و دولت تنها مسئولیت محدودی برای افشای مدارکی که جمع آوری کرده دارد. به علاوه هر شاهدی حق دارد خودش را متهم نکند و می تواند از دادن شهادت خودداری کند. وکیل، برخلاف دولت، نمی تواند با اعطای مصونیت، شاهدی را مجبور به ادای شهادت نماید. به همین ترتیب، وکیل به طور معمول نمی تواند بی گناهی متهم را ثابت کند. بلکه ضعف ها را در دعوی دولت آشکار و سعی می کند بذر تردید را در میان اعضای هیئت منصفه به پراکند.
وکیل مدافع جنایی هم حق و هم در واقع مسئولیت دارد تمام دلایل و حقایق ممکن را از طرف متهم برشمارد، با این محدودیت که مشاور حقوقی نمی تواند به عمد شهادت جعلی دهد.
چالش دولت
در نظام دادگاه فدرال آمریکا، ضریب محکومیت تقریبا 90 درصد است. اما فشارهای وارده بر دولت در دادگاه بسیار زیاد است به خصوص هنگامی که با مشاور حقوقی کارکشته ای با منابع کافی برای پیگیری حقایق و اقامۀ چالش های حقوقی روبرو باشد. جایزه کسانی که شکیبایی آزمودن شواهد دولت را از طریق فرآیند مخالف داشته باشند، ممکن است تبرئه و اثبات حقانیت باشد. دولت که عادت ندارد شواهدش به چالش کشیده شود ممکن است دریابد که شهودش چندان هم ثبات رأی ندارند یا مدارکش بیش از آن که پیش بینی می کرد دال بر بی گناهی است.
من حدود 20 سال است که وکیل مدافع جنایی بوده ام. با وجود استثناهایی، در اغلب پرونده های من نتیجه عادلانه و روند کار شگفت انگیز بوده است.
پیگرد قانونی مدیران شرکت انرون نشانگر اختیارات و محدودیت های دولت است. اتهامات تقلب گسترده در انرون خیلی زود منجر به بد نامی عمومی آن به عنوان شرکتی شد که اسناد مالی را جعل کرده و این که از نظر افکار عمومی کارکنان آن شیادان ثروتمندی بودند که چنان که باید سود برده بودند در حالی که سرمایه گذاران جزء به حال خود رها شدند تا از تبعات این جریان رنج بکشند.
وزارت دادگستری آمریکا منابع غیرمعمولی را در تعقیب کیفری تقلب ادعا شده در انرون وارد کرد. از بیش از صد نفر به عنوان همدستان ادعا شده در فروپاشی انرون نام برده شد. تقریبا 20 اعتراف به جرم گرفته شد و حدود 12 مدیر از پرونده خود در دادگاه دفاع کردند. اسناد دولت در پرونده های انرون که در نهایت به محاکمه انجامید مبهم بود. دو نفر ازتمام جرائم تبرئه شدند و هیئت منصفه نتوانست علیه چندین نفر دیگر به رأی برسد. برخی افراد که محکوم شده بودند با درخواست فرجام،رأی آنان ابطال شد. اما در نهایت دولت حکم محکومیت دو تن از بالاترین مقامات انرون را به دست آورد.
موکل من، که حسابدار سابق انرون با دارایی محدود بود می توانست به سادگی به جرم خود اقرار کند و احتمالا محکومیت متوسط عادلانه ای می گرفت. اما او قاطعانه به بی گناهی خود اعتقاد داشت. به رغم منابع غیر عادی دولت، خواری و تحقیری که شهروندان هوستون (و اعضای هیأت منصفه) با آن انرون را می نگریستند و احتمال سال ها محکومیت زندان در صورتی که حتی یکی از جرائم او به اثبات می رسید، موکل من تصمیم گرفت در برابر دولت آمریکا بایستد و آن را مجبور کند که دعوی خود را اثبات کند. من از طریق بازجویی از شهود دولت که به بسیاری از آنان قول داده شده بود در برابر شهادتشان تحت پیگرد قرار نخواهند گرفت، به او کمک کردم. همچنین در ارایه دفاعیه او از جمله شهادت کارشناس حسابداری و از همه مهم تر شهادت خود او، به او کمک کردم.
در انتها هیئت منصفه ای از همتایان خود او، به اتفاق آراء او را از تمام اتهامات مبرا دانستند. برای کسانی همچون موکل من در این پرونده، که شجاعت آن را دارند که خطرات غیر معمولی را که دادگاه هیئت منصفه ای جنایی در بردارد بپذیرند، این روند می تواند مؤثر باشد و کاملا هم مؤثر است.
ناتان لانک فورد دستیاری در میلر شوالیه در تهیه این مقاله مرا یاری کرد.
آراء بیان شده در این مقاله لزوما دیدگاه ها یا سیاست های دولت آمریکا را منعکس نمی کند.