View Other Languages

We’ve gone social!

Follow us on our facebook pages and join the conversation.

From the birth of nations to global sports events... Join our discussion of news and world events!
Democracy Is…the freedom to express yourself. Democracy Is…Your Voice, Your World.
The climate is changing. Join the conversation and discuss courses of action.
Connect the world through CO.NX virtual spaces and let your voice make a difference!
Promoviendo el emprendedurismo y la innovación en Latinoamérica.
Информация о жизни в Америке и событиях в мире. Поделитесь своим мнением!
تمام آنچه می خواهید درباره آمریکا بدانید زندگی در آمریکا، شیوه زندگی آمریکایی و نگاهی از منظر آمریکایی به جهان و ...
أمريكاني: مواضيع لإثارة أهتمامكم حول الثقافة و البيئة و المجتمع المدني و ريادة الأعمال بـ"نكهة أمريكانية

02 آوريل 2009

بهره برداری از نیروی اعتراض

 
دانشجویان لس آنجلس با استفاده از امکانات مخابراتی یک تظاهرات غیر منتظر، متشکل از 30,000 نفر را سازماندهی کردند.

نوشتۀ کلی شرکی (Clay Shirky)

 ابزار سادۀ ارتباط از راه دور، موانع را از سر راه اقدام های جمعی مردم عادی برداشته و جهان را متحول می کنند.

 کلی شرکی نویسنده و مشاور در زمینۀ اثرات اجتماعی و اقتصادی فن آوری اینترنتی است و علاوه بر این، در دانشگاه   نیویورک هم تدریس می کند. تازه ترین کتاب او، "همه می آیند: نیروی سازماندهی بدون سازمان ها" نام دارد.

در روز دوشنبه 27 مارس سال 2006، دانش آموزان دبیرستان های لوس آنجلس واقع در کالیفرنیا، با ترتیب دادن راهپیمایی اعتراض آمیز به لایحۀ HR4437 کنگرۀ آمریکا که پیشنهاد جلوگیری از ورود مهاجران غیرقانونی را کرده بود، تعجب معلم ها و مدیران مدرسه را برانگیختند. این یک راهپیمایی عادی نبود زیرا ده ها هزار تن از دانش آموزان سراسر شهر در آن شرکت داشتند. این راهپیمایی دانش آموزی متشکل از جمعیت اسپانیایی تبار، متاثر از اعتراض بزرگسالان جامعه بود که دو روز قبل صورت گرفته بود. تعداد دانش آموزانی که از مدارس بیرون آمده و تا شهرداری به راهپیمایی پرداخته بودند به قدری زیاد بود که ایجاد راه بندان کرده و موضوع اعتراض آنان را در معرض دید و توجه عموم مردم شهر قرار داده بود.

این اعتراض ها، ابعاد چشمگیری داشت که یکی از آن ها وسعت آن بود، یعنی ده ها هزار تن از مردم که همگی دست به اقدام هماهنگ سیاسی زده بودند. ایجاد هماهنگی همزمان و در چندین نقطه از شهر کار دشواری است. و آوردن بچه های دبیرستانی به راهپیمایی همزمان، در حالی که هنوز حق رأی دادن هم ندارند، کاری بس دشوارتر. و دخالت دادن مهاجرانی که شاید هرگز قادر به رأی دادن نباشند، باز از این هم دشوار تر است. اجرای چنین اقدامی در حالی که مدیران مدارس چیزی از آن ندانند، شگفت آور است. رازی را میان 30,000 تن حفظ کردن، اصلا بی اهمیت نیست. و اما ساماندهی این کار در عرض 48 ساعت هم، حتی تا سال قبل از آن، غیرممکن به نظر می رسید.

چیزی که راهپیمایی اعتراض آمیز سریع و پنهانی را ممکن ساخت، به کارگیری ابزار نوین ارتباط از راه دور بوده است، به ویژه استفاده از تارنمای مای اسپیس ( که یک شبکۀ تعاملی اینترنتی است) و SMS (پیام های کوتاه تلفنی). با استفاده از این ابزار، دانش آموزان توانستند هماهنگی لازم را ایجاد کرده و نه فقط فرد به فرد، بلکه گروه به گروه برنامه ریزی کنند. آن ها همان طور که باید، پیام های خود را بدون این که مدیریت مدرسه از آن با خبر گردد، به یک دیگر و به گروه های دانش آموزی منتقل نمودند.

اما به وجود آوردن امکان اعتراض، با عملی ساختن آن تفاوت دارد. آن چه آن را عملی ساخت، یک حس واقعی سیاسی بود: دانش آموزان قصد داشتند پیامی را به یک دیگر و به عموم مردم منتقل کنند. تارنمای مای اسپیس و پیام های کوتاه تلفنی موجب شد که این کاربران از امکانی برخوردار شوند که سابقا آن را نمی شناختند، اما خود پیام، یعنی درخواست شمول سیاسی در تصمیم گیری درمورد سیاست های مهاجرت، چیزی مستقل از این ابزار بود.

هرچند برخی افکار خوش بینانه درمورد ابزرا ارتباطات راه دور نوید ورود به یک بهشت ما ورای سلسله مراتبی را می داد، اما چنین چیزی اکنون رخ نمی دهد و در آینده هم رخ نخواهد داد. هنوز هیچ یک از امتیازهای رسانه های حرفه ای و گسترده، محو و ناپدید نشده است . بلکه امتیازهای نسبی نهاد ها از میان رفته است، یعنی نسبت به رسانه هایی که مستقیما از سوی شهروندان کنترل می شود.

در این جا، موضوع بر سر گروه های فاقد هماهنگی است تا به اهداف مشترکی که همیشه داشته اند، دست یابند. بشر موجودی اجتماعی است، نه گاها و نه تصادفا ، بلکه همیشه همین طور است، و جامعه هم ساختۀ دست تک تک اعضای آن نیست؛ بلکه نتیجۀ عملکرد گروه هایی است که آن را تشکیل می دهند. هر گاه قابلیت های گروه برای برقراری ارتباط میان یک دیگر ارتقا داده می شود، ماهیت اموری که می توانند به اتفاق یک دیگر انجام دهند، تغییر می یابد.

صحبت کردن به معنی انتشاردادن است

این تغییرها را می توان در رابطۀ متفاوت میان شهروندان و رسانه ها مشاهده کرد: این گفتۀ قدیمی که آزادی مطبوعات فقط برای آنانی که صاحب مطبوعات هستند وجود دارد، به اهمیت اینترنت و تلفن های همراه اشاره دارد. در قلمرو دیجیتال، صحبت کردن همان منتشر کردن است، و انتشار چیزی روی اینترنت، به معنی امکان برقرار کردن ارتباط با دیگران است. با ظهور رسانه ای که ارتباطات میان اشخاص، پخش عمومی برنامه ها، و هماهنگی اجتماعی را یکجا میسر می کند، می توان از آزادی بیان، آزادی مطبوعات و آزادی تشکیل اجتماعات به طور یکجا برخوردار شد.

با در هم آمیختن عناصر مربوط به بیان، پخش، و تشکل در یک رسانه، ما به جهانی وارد می شویم که هر یک از از رسانه های دیجیتالی، خود جامعه ای را تشکیل می دهند: افرادی که به نوشتۀ خاص، تصویر و یا فیلم های معینی علاقه دارند ممکن است مایل به گفتگو با یک دیگر هم باشند. ایجاد هماهنگی و تقارن میان گروه ها از طریق رسانه های اجتماعی، ویژگی تازه ای به رسانه های سنتی می دهد؛ این رسانه ها نه تنها منبع اطلاعات هستند، بلکه پایگاهی برای هماهنگی نیز محسوب می شوند. در مورد راهپیمایی لوس آنجلس، مای اسپیس فضایی برای دانش آموزان ایجاد کرد تا آن ها بتوانند اطلاعات مربوط به HR4437 را در آن انتشار دهند (عملکرد پخش) و با یک دیگر به طور مستقیم دربارۀ این لایحه گفتگو کنند (عملکرد ارتباطی) و پیشنهاد یک اقدام مشترک و دسته جمعی را مطرح نمایند (عملکرد هماهنگی)، و این همه فقط در  فضایی واحد تحقق می یافت.

اگر بخواهیم این موضوع را در قالب نظامی توضیح دهیم، باید از اصطلاح "آگاهی مشترک" استفاده کنیم، به این معنی که در یک گروه، نه تنها تک تک افراد از اتفاق ها به خوبی اطلاع دارند، بلکه هریک از اعضای گروه با دقت تمام با مسئلۀ مربوط آشنایی پیدا می کنند. آگاهی مشترک، پیش درآمدی برای اقدام هماهنگ است و نتیجۀ کار با استفاده از رسانه های همزمان و سیّار ارتقا می یابد.

یکی از منابعی که با استفاده از پیام های سریع و سیّار موجب دسترسی به آگاهی مشترک می شود، خدمات تویتر (Twitter) است، خدمات مربوط به انتقال پیام های کوتاه تلفنی یا کامپیوتری به افرادی که عضو تویتر هستند. هر چند این خدمات جوابگوی همه گونه پیامی هست، خود تویتر پیشنهاد می کند فقط برای جواب دادن به سئوال "در حال حاضر داری چه کار می کنی؟" از آن استفاده شود.

نتیجه این که غالب پیام هایی که از این طریق رد وبدل می شود، معنای خاصی ندارد. مثلا در یک روز پنجشنبۀ معمولی، این ها نمونه ای از پیام هایی است که تصادفا از طریق تویتر ردو بدل می شود:

پل دیزمانگ: جا به جا کردن وسایل از یک خانۀ اجاره ای به یک خانۀ اجاره ای دیگر.

رادیوپالم واین: کینگ سانی اید- برقص، برقص، برقص

لیزانا: روز افتضاحی را می گذرانم.

توانایی های مخابراتی بهبود یافته می تواند به دستاوردهای بیشتری منتهی شود.

پاتوراما: گویا امکان خرید یک قلموی مشکی فابر کاسل از طریق اینترنت وجود ندارد. باید یک بستۀ 10 تایی خرید. فکر کنم چندتایی اضافه بیاید.

تعداد زیادی از پیام های عمومی چنین کیفیتی دارند- وضعیت خوب کینگ سانی اید، جابجایی وسایل، روز های افتضاح- که محتوای پیام های عمومی مورد توجۀ غالب کاربران قرار نمی گیرد. اما مبتذل بودن غالب پیام ها به معنی پیش پا افتاده بودن همۀ آن ها نیست، مانند نمونۀ زیر که در سال 2007 در قاهره ارسال شده (و دارای زمان بندی هم هست):

    علا: به داکی که می رفتیم دادستان من و مانال را متهم به افترا زنی کرد (10:11 صبح 4 آوریل)

    علا: در انتظار تصمیم دادستان ممکن است شب را در بازداشت به سر ببریم (1:57 بعد ازظهر 4 آوریل)

    علا: به پاسگاه پلیس داکی می رویم (3:31 بعد ازظهر 4 آوریل)

    علا: در پاسگاه پلیس مقام های ارشد حضور نداشتند و در بلاتکلیفی هستیم (4:29 بعدازظهر 4 آوریل)

    علا: ادارۀ امنیت جیزه ما را آزاد نمی کند و باید به پاسگاه داکی بازگردیم (7:59 بعداز ظهر 4 آوریل)

    علا: در راه بازگشت به پاسگاه پلیس (10:25 بعداز ظهر 4 آوریل)

    علا: آزاد شدیم (11:22 بعدازظهر 4 آوریل)

علا، یا همان علا عبدالفتح، یک برنامه ریز مصری، فعال دموکراسی و وبلاگ نویس است که در قاهره زندگی می کند. او در این جا بازداشت شدن به همراه همسرش، مانال، را در محلۀ الدوکی قاهره به صورت مستند ثبت کرده است، این ماجرا 12 ساعت بعد با آزادی آن دو پایان یافت. دستور بازداشت او از سوی عبدالفتح مراد، یک قاضی مصری صادر شده بود که قصد تعطیل ده ها تارنما را به اتهام توهین به قرآن، خدا، رییس جمهور و کشور، داشت. هنگامی که وبلاگ نویسان طرفدار دموکراسی در مصر به پوشش دادن به این سانسور پرداختند، مراد نام آن ها را نیز به فهرست وبلاگ هایی که باید ممنوع اعلام می شد، اضافه کرد.

بر هم زدن زدن توازن

خدماتی مانند تویتر که ظاهرا بسیار پیش پا افتاده هستند، چه حسنی می توانند برای الفتح و دیگر فعالان دموکرات در مصر داشته باشند؟ الفتح این گونه به توصیف تویتر می پردازد، "ما از آن برای مطلع ساختن فعالان دربارۀ فعالیت های اعتراض آمیز استفاده می کنیم. و فعالان سیاسی برای هماهنگی واکنش خود تویتر را به کار می برند." از آن جا که فعالان سیاسی از نزدیک زیر نظر قرار دارند، تویتر به آن ها اجازه می دهد اقدام های خود را به طور همزمان هماهنگ کنند که این امر، توازن اقدام ها را به نفع آنان به هم بزند.

یکی از اولین استفاده هایی که الفتح و بیش از ده تن از همکارانش از تویتر کردند، در جریان محاصرۀ اتومبیل دوستشان ملک بود که توسط پلیس متوقف شده بود و آن ها با اقدامی همزمان و هماهنگ، توانستند از توقیف اتومبیل توسط پلیس جلوگیری کنند. آن ها که می دانستند پیام هایشان تحت کنترل است، به یک دیگر اطلاع دادند که تعداد زیادی از طرفدارانشان به زودی به محل می رسند. پلیس برای رویارویی با آن ها، تقاضای نیروی کمکی کرد، و به این ترتیب اتومبیل از سوی خود پلیس متوقف ماند و توقیف نشد. به این ترتیب ملک، تا رسیدن نمایندگان مطبوعات و اعضای مجلس، سر جای خود باقی ماند. ترس از ارائه وجهۀ بد برای پلیس، باعث آزادی ملک شد، و بدون استفاده از تویتر ممکن نبود چنین نتیجه ای به دست آید.

ایجاد هماهنگی میان گروه هایی که در غیر این صورت پراکنده می مانند، روز به روز ارتقا می یابد: ابزارهای نوینی مرتبا در حال شکل گرفتن هستند. هر قدر این ابزار جزئی به نظر برسند، اما به آگاهی مشترک کمک می کنند و هماهنگی میان گروه ها می تواند در پیشبرد سیاست ها نیز مؤثر واقع شود، زیرا برخورداری از آزادی لازم برای فعالیت در هر گروهی، ذاتا امری سیاسی محسوب می شود. استفادۀ روزافزون همزمان و اجتماعی از پیام های کوتاه، از چین گرفته تا نیجریه، نشان می دهد که ما با به کارگیری این ابزار، توانمندی خود را وسعت می بخشیم و با ارتقای این ابزار، به وسعت فعالیت های خود می افزاییم.

این ابزارهای اجتماعی پدیدآورندۀ فعالیت های گروهی نیستند، بلکه موانع را از سر راه آن برمی دارند. و آن موانع چنان با اهمیت و فراگیر بوده اند، که با از میان رفتن آن ها جهان کاملا متحول می شود. به همین جهت هم تحولات مهم بر مبنای استفاده از پیچیده ترین ابزار فن آوری استوار نبوده، بلکه مدیون به کارگیری ساده ترین ابزار، مانند ایمیل، تلفن های دستی، و وب سایت است. این ها ابزاری هستند که در دسترس غالب مردم قرار دارند، و کاملا در زندگی روزمرۀ خود از آن ها بهره می گیرند. وقوع انقلاب زمانی نیست که جامعه استفاده از فن آوری های نوین را آغاز می کند؛ انقلاب زمانی رخ می دهد که جامعه رفتار تازه ای را در پیش بگیرد.

 نظرات بیان شده در این مقاله لزوما منعکس کنندۀ دیدگاه ها و سیاست های دولت آمریکا نمی باشد.

 

 

                 

با پيوندهای روبرو نشانه بگذاريد:     اين چيست؟