View Other Languages

We’ve gone social!

Follow us on our facebook pages and join the conversation.

From the birth of nations to global sports events... Join our discussion of news and world events!
Democracy Is…the freedom to express yourself. Democracy Is…Your Voice, Your World.
The climate is changing. Join the conversation and discuss courses of action.
Connect the world through CO.NX virtual spaces and let your voice make a difference!
Promoviendo el emprendedurismo y la innovación en Latinoamérica.
Информация о жизни в Америке и событиях в мире. Поделитесь своим мнением!
تمام آنچه می خواهید درباره آمریکا بدانید زندگی در آمریکا، شیوه زندگی آمریکایی و نگاهی از منظر آمریکایی به جهان و ...
أمريكاني: مواضيع لإثارة أهتمامكم حول الثقافة و البيئة و المجتمع المدني و ريادة الأعمال بـ"نكهة أمريكانية

03 می 2008

حقوق و مسئولیت ها

 
در این تصویر با اعلام اینکه "همۀ مردم برابر هستند. ..." بنجامین فرانکلین، جان آدامز، و توماس جفرسون اعلامیۀ استقلال را می نویسند.

حكومت های  مردم سالار بر این اصل كه دولت بوجود آمده است تا به مردم خدمت کند تکیه دارند. بعبارت دیگر، مردم،  شهروندان یک حکومت مردم سالارند و نه مطیع آن حکومت. از آنجا كه دولت مدافع حقوق شهروندان خود است، آنان نیز درمقابل وفاداری خود را به دولت عرضه می كنند. برعكس، در یك نظام  اقتدار طلب، دولت از مردم خود توقع وفاداری و خدمت دارد بدون آنكه هیچگونه الزام متقابلی به تامین رضایت آنان در برابر اعمال خود داشته باشد.

 

حقوق بنیادین

این رابطه  شهروند و دولت از ضروریات یك حكومت مردم سالا است. بنابر اعلامیه استقلال امریكا  كه به سال 1776 توسط توماس جفرسون  به رشته تحریر در آمد:

"ما این را حقایق در شمار بدیهیات می شماریم كه تمام ابناء بشر یكسان آفریده شده اند، كه از طرف آفریننده شان حقوقی انکار ناپذیر به آنان اعطا شده است، که زیستن، آزاد بودن پی گیری خوشبختی از جمله این حقوق اند. . بنابراین، بمنظور حراست از چنین حقوقی است که دولتها در میان افراد انسانی تشكیل شده اند و اختیارات قانونی خود را ازرضایت مردمی كه تحت حاكمیت آنان قرار دارند بدست می آورند."

 

در این تصویر بنجامین فرانکلین ، جان آدامز  و توماس جفرسون در حال تهیه پیش نویس اعلامیه استقلال هستند.  این اعلامیه با  این  شعار که "همه انسان ها یکسان خلق شده اند..."  زمینه را را برای پی افکندن دموکراسی آمریکا فراهم ساخت .

 

به بیان دقیق تر، در حکومت های مردم سالار، این حقوق بنیادین و مسلم شامل آزادی بیان و سخن، آزادی مذهب و وجدان، آزادی تشکیل اجتماعات و حق حمایت یکسان در مقابل قانون میباشد. این موارد بهیچ وجه فهرستی فراگیر از حقوقی که شهروندان باید در یک حکومت مردمی از آن بهره مند باشند نیست، اما در برگیرندۀ مجموعه ای از حقوق اساسی و تغییر ناپذیری است که هر دولت مردم سالار که ارزش برخورداری از چنین نامی را دارد باید رعایت کند. از آنجائی که این حقوق هیچگونه مستقل از دولت وجود دارند، به عقیدۀ جفرسون ، با وضع قانون نمی توان آنها را حذف کرد یا دستخوش تمایلات اکثریت رأی دهندگان قرار داد.

 

بیان، تجمع و اعتراض

 

آزادی سخن و بیان بویژه در مورد مسائل سیاسی و اجتماعی مایۀ حیات هر حکومت مردم سالاراست. دولتهای مردمی متن اکثر نطق های کتبی یا شفاهی را کنترل نمی کنند، به این ترتیب، حکومتهای ر مردم سالار اغلب آکنده از صداهای گوناگونی هستند که به ابراز عقاید و نظرات متفاوت یا حتی مخالف خود می پردازند. حکومتهای مردمی به پر سر و صدا بودن گرایش دارند.

 

حکومت مردمی به منزله یک امید:  20000 نفر از مردم در سال 2006  درهنگ کنک با حمل پلاکاردهایی که بر روی آن شعارهایی چون "عدالت، مساوات،دموکراسی، و امید" نوشته شده بود دست به تظاهرات زدند . 

 

حکومتی که طرفدار مردم سالاری است به شهروند فهیم و فرهیختۀ خود متکی است شهروندی که دستیابی به اطلاعات او را قادر می سازد تا آنجا که امکان پذیر است در زندگی عمومی جامعه مشارکت کامل داشته باشد و از مقامات یا سیاستهای سرکوبگرایانه و غیر معقول دولت انتقاد کند شهروندان و نمایندگان منتخب آنان به این نکته اذعان دارند که دموکراسی به امکان دسترسی هرچه آزادتر به عقاید، اطلاعات و نظرات سانسور نشده بستگی دارد. برای آنکه مردمی آزاد بتوانند بر خود حکومت کنند، باید بتوانند عقاید خود را– بطور صریح، بطور علنی ئ بطور مرتب – چه بصورت شفاهی و چه بصورت مکتوب -- آزادانه بیان کنند.

 

حمایت از آزادی بیان باصطلاح یک "حق منفی" است که بسادگی دولت را ملزم می سازد از محدود ساختن بیان خودداری ورزد. در اکثر موارد، در یک حکومت مردمی مقامات خود را درگیر تدوین محتوای بیانات مکتوب و شفاهی نمی کنند.

 

 اعتراض محکی برای حکومت های مردم سالار به شمار می آید – به این حق تشکیل اجتماعات صلح آمیز جنبه اساسی دارد و در تسهیل استفاده از آزادی بیان نقشی غیر قابل انکار ایفا می کند. در یک جامعۀ مدنی به اشخاصی که پیرامون مسائل مختلف اختلاف نظر دارند اجازه داده می شود تا جلسات پر شور بحث و تبادل نظر بر گزار کنند. در آمریکای امروزی، حتی مسائل بسیار اساسی نظیر امنیت ملی، جنگ و صلح آزادانه در روزنامه ها و شبکه های رادیو تلویزیونی به بحث گذاشته می شود و کسانی که با سیاست خارجی هیئت حاکمه مخالفت می ورزند به آسانی به مطرح کردن نظرات خود می پردازند.

رأی دهندگان فرانسوی از طریق یک همه پرسی به قانون اساسی پیشنهادی اروپا مخالفت خود را با رد کردن آن اعلام کردند.

 

توسعۀ دموکراتیک و رونق اقتصادی معمولاً با هم ارتباطی تنگاتنگ دارند. عکس بالا یک بازار در استانبول را نشان می دهد .

 

آزادی بیان یک حق مسلم است ولی مطلق نیست و نمی تواند برای برانگیختن خشونت مورد استفاده قرار گیرد. افترا و هتک حرمت در صورتی که به اثبات برسد غالباً از سوی دادگاه تعریف و کنترل می شود. حکومتهای مردمی، معمولا برای خود در جلوگیری از ایراد سخنرانی ها و تشکیل اجتماعاتی که ممکن است به تحریک خشونت منجر شود، به شکل ناحقی به آبروی دیگران لطمه وارد سازد یا سبب براندازی یک دولت قانونی شود، معمولاً می بایست با درجات بالایی از تهدید مواجه شده باشند. بسیاری از حکومتهای مردمی از برگزاری سخنرانی هایی که به دامن زدن به تعصبات نژادی یا فرقه ای منجر می شوند  جلوگیری می کنند. با این همه چالشی که فراروی حکومتهای مردمی قرار دارد حفظ توازن است: دفاع از آزادی بیان و اجتماعات در عین رویاروئی با  سخنرانی هایی که به راستی باعث بر انگیختن خشونت، ارعاب، یا براندازی نهادهای طرفدار مردم سالاری می شوند. شخص می تواند مخالفت خود را با عملکرد یک مقام دولتی شدیداً و بطور علنی ابراز نماید؛ با این حال دعوت به کشتن وی یک جنایت محسوب می شود.

 

آزادی مذهبی و بردباری

همۀ شهروندان باید در پیروی از وجدان خود در مورد مسائل مربوط به اعتقادات مذهبی آزاد باشند. آزادی مذهب شامل برخورداری از حق عبادت بصورت فردی یا همراه با دیگران، در انظار عمومی یا در خلوت، و یا اصولاً عدم پرستش چیزی، و شرکت در مراسم، مناسبت ها و آموزش های مذهبی بدون واهمه  از آزار و اذیت از سوی دولت و یا سایر گروه های جامعه در این زمینه است. این حق همۀ افراد جامعه است که عبادت کنند یا در ارتباط با مذهب و یا یک عقیده خاص تشکیل اجتماع دهند و مکانهایی برای این منظور احداث یا نگهداری کنند.

آزادی مذهب، مانند سایر حقوق اساسی بشر، نه از سوی دولتها ایجاد می شود و نه از جانب آنان اعطا می گردد، بلکه همۀ حکومتهای مردمی باید ار آن حمایت کنند. اگر چه ممکن است که بسیاری از حکومتهای طرفدار مردم سالاری رسماً جدائی مذهب و حکومت را بپذیرند، با این حال آنچه از نظر دولت و مذهب ارزش محسوب می شود عمدتاً با یکدیگر در تضاد قرار ندارند. دولتهایی که از آزادی مذهب برای همۀ شهروندان حمایت می کنند احتمالاً از آزادیهای دیگری که لازمۀ بهره مندی از آزادی مذهب است نظیر آزادی بیان و تشکیل اجتماعات نیز حمایت می کنند.  مهاجرنشینان آمریکا و عمدتاً ایالتهایی که از قرون هفدهم و هیجدهم تحت سلطه حکومت مذهبی قرار داشتند، بطور همزمان به ارائۀ نظریه هایی در مورد بردباری مذهبی و مردم سالاری غیر مذهبی پرداختند. بر عکس، برخی از حکومتهای دیکتاتوری اقتدار طلب قرن بیستم در جهت حذف مذهب تلاشهایی بعمل آوردند زیرا مذهب را همانند سخنرانی سیاسی نوعی ابراز وجود توسط وجدان افراد می دانستند. حکومتهایی که طرفدار واقعی مردم سالاری هستند بر این عقیده اند که اختلافات مذهبی فردی را باید محترم شمرد و معتقدند که نقش کلیدی دولت در حمایت از انتخاب مذهب است، حتی در مواردی که حکومت یک عقیده مذهبی خاص را تحریم می کند. بهر حال، این بدان معنا نیست که مذهب فی نفسه می تواند بهانه ای برای ایجاد خشونت علیه سایر ادیان یا علیه جامعه بطور اعم قرار گیرد. مذهب در چارچوب یک جامعه طرفدار مردم سالاری اعمال می شود ولی آنرا تحت کنترل خود در نمی آورد.

 

مسئولیت های شهر وندی

شهروندی در یک حکومت مردمی مستلزم مشارکت، احترام و بردباری است –  هم حقوق و هم  مسؤلیت. آنگونه که بنیامین باربر ، دانشمند علوم سیاسی خاطز نشان می سازد: "حکومت مردمی اغلب بعنوان حکومت اکثریت شناخته شده و حقوق فردی بعنوان دارائی های شخصی افراد در نظر گرفته می شود ... اما این استنباطی نا درست هم از حقوق و هم از دموکراسی است."

 

 

حکومتهای مردم سالار، همگام با تثبیت موقعیت خود آزادیهای بیشتری را اعطاء میکنند. هنگامی که به رأی دهندگان فرانسوی اجازه داده شد تا در مورد قانون اساسی پیشنهادی برای اروپا (که در ماه مه 2005 با پست برای آنها فرستاده شده بود)، در یک رفراندم شرکت کنند، آنها نظر الزام آور خود را با رد این قانون اعلام کردند . 

 

برای موفقیت یک حکومت مردمی، شهروندان باید فعال بوده و حالت انفعالی نداشته باشند زیرا می دانند كه مسئولیت موفقیت یا شكست دولت فقط بر عهده خود آنها است و نه هیچ كس دیگر.

 

این کاملا درست است كه افراد حقوق اساسی خود را مانند آزادی بیان، تشكیل اجتماعات و مذهب اعمال می کنند --  اما به تعبیری دیگر حقوق نیز مانند افراد بتنهایی نمی توانند کارساز باشند. حقوق در چار چوب یك جامعه اعمال می شوند و به این دلیل است كه حقوق و مسئولیت ها با هم  دارای ارتباطی تنگاتنگ اند.

 

دولت دموکراتیک كه توسط شهروندان انتخاب می شود در مقابل آنان پاسخگوست و از حقوق فردی حمایت می كند تا شهروندان در یك حكومت مردم سالار بتوانند به تعهدات و مسئولیت های مدنی خود عمل كنند و از این طریق جامعه را در كل انسجام بخشند.

 

حداقل این است که شهروندان باید خود را در مورد مسائل حادی كه رو در روی جامعۀ آنان قرار دارد آموزش دهند تا بتوانند آگاهانه رأی دهند. انجام برخی از وظایف مانند خدمت در هیئت های منصفه در محاكم مدنی و جنائی و یا خدمت در ارتش ممکن است قانونا اجباری باشد ولی دراكثر موارد داوطلبانه و اختیاری است.

 

جوهر اصلی اقدام دموکراتیک مشاركت صلح آمیز، فعال و آزادانه گزینش شدۀ شهروندان در زندگی اجتماعی جامعه و کشور خویش است. بعقیده یكی از محققان به نام دایان راویچ  " دموکراسی یك فرآیند است، شیوه ای از زیستن  و كارکردن بایکدیگر است . چنین فرآیندی تکاملی است نه ایستا. این فرایند نیازمند همكاری، سازش و بردباری از سوی تمامی شهروندان است. تحقق بخشیدن به چنین فرآیندی ساده نبست بلکه دشوار است. آزادی به معنای قبول مسئولیت است نه رهائی از قید و بند مسئولیت." انجام چنین مسئولیتی می تواند به مشاركت فعال در سازمانها یا پیگیری هدف های مشخص جامعه منجر شود. بالاتر از همه،  به تحقق رساندن دموکراسی نیازمند رفتاری خاص و تمایل به پذیرفتن این  باور است  كه مردمی كه با شما فرق دارند از دارای حقوق یكسانی هستند.

با پيوندهای روبرو نشانه بگذاريد:     اين چيست؟