View Other Languages

We’ve gone social!

Follow us on our facebook pages and join the conversation.

From the birth of nations to global sports events... Join our discussion of news and world events!
Democracy Is…the freedom to express yourself. Democracy Is…Your Voice, Your World.
The climate is changing. Join the conversation and discuss courses of action.
Connect the world through CO.NX virtual spaces and let your voice make a difference!
Promoviendo el emprendedurismo y la innovación en Latinoamérica.
Информация о жизни в Америке и событиях в мире. Поделитесь своим мнением!
تمام آنچه می خواهید درباره آمریکا بدانید زندگی در آمریکا، شیوه زندگی آمریکایی و نگاهی از منظر آمریکایی به جهان و ...
أمريكاني: مواضيع لإثارة أهتمامكم حول الثقافة و البيئة و المجتمع المدني و ريادة الأعمال بـ"نكهة أمريكانية

16 نوامبر 2009

پرسشی در سالروز رکود بزرگ سال 1929، تفاوت وضع کنونی در چیست؟

 

واشنگتن- هشتاد سال پیش، در 28 و 29 ماه اکتبر 1929، بازار سهام ایالات متحده سقوط کرد. در این دو روز که به عنوان دوشنبه و سه شنبۀ سیاه شناخته می شوند، حباب معاملات مبتنی بر سفته بازی ترکید و به رکود بزرگ دامن زد.

در هشتادمین سالروز رکود بزرگ، مقایسۀ بازار سهام امروزی با بازار سال های دهۀ 1920 قابل توجه است. سرمایه گذاری در بازار اوراق بهادار در چهار گوشۀ جهان و تقریباً در نیمی از خانوارهای ایالات متحده متداول شده است. سرمایه گذاری های جدیدی از قراردادهای مالی تضمینی (1) گرفته تا سفته بازی بر روی معاملات رهنی (2) ایجاد شده اند. لایه هایی از دولت و انضباط  و نظارت شخصی متوجه حصول اطمینان از انجام معاملات به طور منظم و جلوگیری از تقلب اند؛ ودر حالی که گروهی از افراد به دلیل بحران مالی اخیر، خواستار قوانین نظارتی بیشتری هستند، اِعمال مقررات نظارتی به منزلۀ یک دگرگونی نسبت به سال های پر رونق دهۀ 1920 که برای همه آزادی عمل وسیعی وجود داشت، شمرده می شود.

در همان حال، بسیاری از عواملی که منجر به سقوط اقتصادی 1929 شدند، به جای خود باقی مانده اند. هنوز هم چنان  دوره هایی وجود دارند – برخی آنها را دوره های طمع و ترس  که موجب ایجاد حباب های متکی بر سفته بازی و سپس ترکیدن آنها می شوند نامیده اند.  و سرمایه گذاری به شکل ذاتی همچنان فعالیت پرخطری محسوب می شود که شما ممکن است در آن به همان سهولتی که پول به دست می آورید پول را هم از دست بدهید.

مارک زندی، اقتصاددان ارشد شرکت Moody’s Economy.com مستقر در وست چستر، پنسیلوانیا گفت: "مشترک ترین عامل در این دو بحران، طبیعت انسان است. آن روحیه های حیوانی همان هایی هستند که در سال های دهۀ 1920 نیز با آن مواجه بودیم. سفته بازی، به بازارهای اوراق بهادار، مسکن در این بحران صدمه رساند."

در 1929، تنها نزدیک به 2 درصد از خانوارهای آمریکایی دارای اوراق قرضه یا سهام بودند. در حالیکه اکنون نزدیک به 50 درصد از خانوارهای آمریکایی به طور مستقیم یا غیر مستقیم در بازار سرمایه گذاری کرده اند. بنا به گفتۀ مایکل گُلدستاین، استاد درس مالیه در کالج ولسلس، ایالت ماساچوست، یکی از دلایل این تفاوت این است که هزینۀ خرید و فروش در سال های دهۀ 1920 بسیار بالاتر از امروز بود. در عصر کنونی، روزانه میلیاردها سهام در سراسر جهان از طریق معاملات الکترونیکی دست عوض می کنند.

سهولت معامله به این معنی است که افراد بیشتری در سراسر جهان در بازار بورس ایالات متحده سهام دار هستند. گُلدستاین گفت: "نیویورک ممکن است هزاران کیلومتر با محل سکونت شما فاصله داشته باشد، با وجود این بازتاب سقوط بورس در بلفاست، بیروت، و پکن احساس می شود.

در 1929، نه کمیسیون بازارهای اوراق بهادار وجود داشت و نه سازمان های مستقل  نظارت بر خود مانند مرجع نظارتی صنعت مالی (3). گُلدستاین گفت، بازار بورس نیویورک اکثر معاملات را تحت کنترل داشت، و با این حال هیچ وسیله ای برا ی متوقف کردن فروش های هراسان سهام در اختیار نداشت. امروزه، مقرراتی وجود دارند که در صورت سقوط خیلی زیاد قیمت ها، معاملات را متوقف می کنند.

پذیرش گستردۀ مؤسسات معروف به صندوقهای سرمایه گذاری متقابل، سرمایه گذاران را برای تنوع بخشیدن به سرمایه گذاری خود کمک کرده است. در حالیکه در سال های دهۀ 1920 افراد تنها می توانستند سهام یک یا دو شرکت را خریداری کنند.

دان فیلیپس، مدیر اجرایی مورنینگ اِستار، یک مؤسسۀ پژوهش و مشاوره  در سرمایه گذاری مستقر در شیکاگو که در بررسی مؤسسات خرید اوراق بهادار تخصص دارد، گفت که در رکود 2008 بازار، یک چهارم اوراق بهادار بیش از 75 درصد از ارزش خود را از دست دادند، ولی ازهر 15,000 مؤسسۀ خرید سهام، تنها یک مؤسسه چنین ضرری را تجربه کرد.

فیلیپس گفت: "اینکه سرمایه گذاران از طریق چنین مؤسساتی سرمایه گذاری می کنند، اقدام بسیار مثبتی است، حال چه این سرمایه گذاری ها به طور فعالانه مدیریت شوند یا تابع نمودار سود و زیان یک صندوق سرمایه گذاری باشند . گوناگونی در مقابل همه چیز از شما محافظت نمی کند، ولی امکان وقوع یک رویداد فاجعه انگیز را کاهش می دهد. این وضعیت بسیار بهتر از داشتن سهام تنها در یک شرکت است که ارزش آن به صفر رسیده است."

آرنی آلسین، مسئول سهام گذاری در شرکت مدیریت سرمایۀ آلسین مستقر در لاکوئینتا، کالیفرنیا گفت، با این وجود، تجربه بحران بازار سهام – شاخص میانگین صنعتی داو جونز در 2008 به میزان 33 درصد کاهش یافت- در بسیاری از سرمایه گذاران احساس سوخت به وجود آورده و آنها را نسبت به سرمایه گذاری مجدد در سهام بی میل کرده است، حتی در مواردی که سهام با قیمت های بسیار خوبی عرضه می شوند.

آلسین گفت: "اعتماد در یک لحظه از دست می رود و بازیابی آن سال ها به طول می انجامد. این  بسیارتاسف انگیز است، چون فرصت های شگرفی در بازار وجود دارند."

پس در حالی که بعضی امور دستخوش تغییر شده  و برخی دیگر به همان شکل سابق باقی مانده اند، چه درس هایی می توانیم از رکود بزرگ 1929 بیاموزیم؟ مهم ترین درس به وضوح توسط بِن برنانکی، رئیس بانک مرکزی ایالات متحده که در شغل پیشین خود به عنوان استاد دانشگاه، کارشناس رکود بزرگ بوده است، آموخته شد.

تعداد زیادی از اقتصاددانان پذیرفته اند که ،  بانک مرکزی پس از سقوط بازار سهام در 1929 با سختگرانه تر ساختن سیاست های پولی به جای کاهش نرخ بهره برای برانگیختن رشد، و با عدم اتخاذاقدامات لازم برای رفع هراس، به طور فاجعه باری مرتکب اشتباه شد. یوجین وایت، استاد اقتصاد در دانشگاه راتجرز در نیوجرسی گفت که چنین سیسستی بحران اقتصادی را وخیم تر کرد و کشور را به رکود اقتصادی بزرگ  گرفتارانداخت.

وایت گفت: "درسی که همگان از این دوره آموختند این بود که بانک مرکزی نباید از اقتصاد واقعی چشم بردارد تا توجه خود را معطوف به دارایی های حُبابی کند." در نتیجه، بانک مرکزی تحت ریاست برنانکی، با سرعت عمل به سیستم بانکی پول تزریق کرد، و به این ترتیب در گردش پول  سهولت ایجاد به وجود آورد و زمانیکه سرمایه گذاران هراسناک از بازار روی گرداندند، برای خریداری وام ها و سایر اوراق بهادار به طور مستقیم در بازارها مداخله کرد.

ولی احتمالاً مهم تریم درسی که می توان از رکود بزرگ 1929 ، به اضافۀ سقوط بازار سهام در 1987 و 2008 آموخت، این است که هیچ نسلی در مقابل چنین فاجعه ای ایمن نیست. فیلیپس گفت: "اگر فکر کنید ‘ هرگز چنین اتفاقی در بازار سهام امروز نخواهد افتاد،’ خود را گول زده اید. بازارها همیشه در حال تغییرند."

در عصر کنونی، سرمایه گذاران به عنوان دانشی مرسوم پذیرفته اند که نرخ بازگشت سالیانۀ بازارهای سهام در دراز مدت به طور میانگین ده درصد است. ولی اگر شما نزدیک به بازنشستگی  و یا در سال های نخست بازنشستگی و باشید و بازار سقوط کند، میانگین سالم دراز مدت از کاهش پس اندازهای شما جلوگیری نخواهد کرد.

فیلیپس گفت: "ما در جهانی زندگی می کنیم که آشفته تر و غیر قابل پیش بینی تر از همیشه است. بررسی این مطالب بسیار مهم است و شما با کمی خوش شانسی خواهید توانست حساسیت خود را به "ترس و طمع" کاهش دهید."

 

1.    credit-default swaps

2.    mortgage securitizations

3.    Financial Industry Regulatory Authority (FINRA )

با پيوندهای روبرو نشانه بگذاريد:     اين چيست؟