13 نوامبر 2009

آیا اقتصاد جهانی می تواند الگوی رشد تازه ای پیدا کند ؟

برخی از اقتصاددانان خواستار مصرف بیشتر در اقتصادهای صادرات محور هستند

 
بازارچه هایی از این دست در شهر گوآنگژو در چین رشد کرده اند اما مصرف از رشد اقتصادی عقب می ماند.

واشنگتن – هزینه کردن بخش خصوصی برای خرید کالاها و خدمات در آمریکا حاصل بیش از دو سوم فعالیت اقتصادی آمریکاست. تا سالها، خرید مبلمان، وسایل منزل و دیگر کالاها توسط مصرف کننده آمریکایی موجب افزایش رشد اقتصادی در داخل این کشور و کشورهایی می شد که به آمریکا کالا صادر می کنند. در زمانهای بروز رکود اقتصادی، سیاستمداران آمریکا، پول خرج کردن مصرف کننده را – از طریق سیاست مالیاتی و اطلاعیه های عمومی به عنوان بهترین روش برای خروج از رکود مورد حمایت قرارمی دادند.

اما رکودی که در اواخر 2007 آغاز شد متفاوت بوده است. از آنجائیکه اعطای وام های پرخطر از سوی بانک های آمریکا و اخذ وام های مفرط از سوی برخی از آمریکایی ها در این رکود نقش داشته است، قناعت در میان بسیاری از آمریکایی ها فکرغالب شده است.  این امر ممکن است در دراز مدت رویدادی مثبت باشد اما سؤالی که مطرح می شود این است که چه کسی تقاضای لازم برای رساندن اقتصاد جهانی به رشد قاطع را ایجاد می کند.

برخی اقتصاددانان به مصرف کنندگان در اقتصادهای در حال ظهور به خصوص چین چشم دوخته اند تا خلاءای را که کاهش هزینه کردن آمریکایی ها ایجاد کرده، پرکنند. به علاوه آنان تصور می کنند مادامیکه چین بخش خرده فروشی داخلی خود را توسعه می دهد آمریکا باید بخش صادرات خود را توسعه دهد.

هنگامی که مرکز خرید گلدن ریسورسز[1] در سال 2004 در پکن گشایش یافت تا مرکز خرید آمریکا در مینیاپولیس[2] را به عنوان بزرگترین مرکز خرید در جهان، پشت سر گذارد برخی آنرا نمادی از تمایل چین به تبدیل شدن به یک ملت مصرف کننده دانستند.

اما گلدن ریسورسز نتوانست انبوه خریداران مورد انتظار را جذب کند و حتی مرکز خرید بزرگتری که در 2005 در دونگوآن[3] گشایش یافت در 2008 تعطیل شد. پول خرج کردن مصرف کننده چینی از 1995 پیوسته رشد داشته است اما اقتصاد آن (که به طور عمده از صادرات صنعتی تغذیه می شود) از آن هم سریع تر رشد کرده است. در نتیجه ، مصرف به عنوان درصدی از تولید ناخالص داخلی (جی دی پی) [4] در 2007 از 47 درصدی که یک دهه قبل از آن به خود اختصاص می داد به 36 درصد کاهش یافت و از این رو طبق اعلام بانک جهانی نقش کمتری در تولید اقتصادی نسبت به آمریکا، برزیل یا هند دارد.

ناامیدانه در جستجوی مصرف کننده

شرلی شونینگر[5] از بنیاد آمریکای نوین، که گروهی سیاست پژوه است گفت دولت اوباما باید برای تشویق چین و دیگر کشورهای دارای مازاد تجاری برای ایجاد تقاضای داخلی نیرومند تر، بیشتر تلاش کند.

پرزیدنت اوباما در تلاش برای شکل منطقی تر دادن به وضعیت اقتصاد جهانی، خواستار عصر جدیدی از" همکاری، نه رویارویی " با چین شده است. در یک اجلاس بلند پایه چین وآمریکا، دو طرف درباره یک نقشه راه چهاربخشی برای هدایت سیاست های اقتصادی شان توافق کردند. هدف آن نقشه راه، افزایش میزان ذخایر آمریکا و کاستن از کسری بودجه، همچنین راندن اقتصاد چین به سمت وابستگی بیشتر به تقاضای داخلی به عنوان یک منبع رشد است. درباره اینکه این اهداف چگونه به اجرا در می آیند هیچ توضیحی منتشر نشده است. (رجوع کنید)

به اعتقاد میشائل پتیس[6]، پروفسور آمریکایی امور مالی در دانشگاه  پکن، دولت باید با چین به توافق برسد که در مقابل برخی اقدامات چین به منظور حذف یارانه های تولید، واشنگتن سیاست هایی را تداوم بخشد که از تقاضای مصرف کننده آمریکایی برای مدتی بیش اززمان لازم برای بازیابی رشد اقتصاد آمریکا حمایت می کند.

چین به کمک می شتابد ؟

اما مصرف کنندگان چینی در موقعیتی نیستند که به این زودیها جایگزین خرید کنندگان آمریکایی شوند زیرا طبق اظهارات دانیل گراس[7]، رئیس مرکز مطالعات سیاست اروپا در بروکسل، متوسط در آمد چینی ها بسیار کم است. همچنین در چین مصارف خانگی تنها یک سوم کل ذخایر داخلی را تشکیل می دهند؛ بخش مشترک بقیه را به خود اختصاص می دهد.

پتیس گفت یک را ه برای برخورد با این وضعیت، کاهش ذخایر اشتراکی از طریق الزام شرکت ها به پرداخت سود سهام بیشتر به سهام داران برای افزایش درآمد خانواده است.

بانک های چین بهره ناچیزی به حساب های شخصی می پردازند و هنوز برای ایجاد یک نظام وام مسکن برای تأمین بودجه مسکن راه درازی در پیش دارند.

چین پیوسته تمایل خود را به دور کردن اقتصاد خود از وابستگی شدید به صادرات اعلام کرده است اما اقدامات آن از نظر برخی اقتصاددانان متناقض بوده است. پتیس اظهار داشت گروه های سیاسی که از سوی برخی کارگزاری های مختلف دولت چین سازمان دهی می شوند از الگوی رشد موجود دولت انتقاد می کنند. اما، به گفته وی، بخش های مهم قدرت – همچون رهبران ایالتی و شهری و شرکت های دولتی – از تغییر و تحول استقبال نمی کنند.

پتیس اظهار داشت تردید و تأمل چین قابل  درک است. گذار از اقتصاد های صادرات محور به اقتصادهای مصرف محور هرگز آسان نبوده است. وی گفت: "هرکسی که منطقی باشد موافق است که این یک فرآیند کند و زمان بر است."

اما پتیس در مورد طرح محرک اقتصادی در چین مردد است زیرا وی می گوید که این طرح  به منظور استحکام بخشیدن به الگوی موجود از طریق تأکید بر سرمایه گزاری در تأسیسات زیربنایی و ظرفیت تولید طرح ریزی شده است. پتیس گفت فشار برای کند کردن رشد بیکاری سیاست گذاران چینی رامجبور کرد در تولید کارخانه ای سرمایه گذاری کنند اما به اعتقاد وی در درازمدت این محرک ، اضافه ظرفیت تولید ایجاد خواهد کرد و اقتصاد چین را حتی بیش از گذشته به مصرف در آمریکا وابسته خواهد ساخت.

پتیس گفت وی علائمی را مشاهده می کند که حاکی از آن است که چین ممکن است به حد نهایی سرمایه گذاری صنعتی خود برسد، وبرای سیاست های خود برای اعطای وام جدید به شرکت ها محدودیت قائل شود.

مطالعه صورت گرفته از سوی مؤسسه پترسون برای اقتصاد های بین المللی[8] که در ماه ژوئیه انتشار یافت حاکی است دولت چین تا مدتی تلاش کرد تا از وابستگی شدید به صادرات دوری کند. نویسندگان این مطالعه اعتقاد دارند که این فرآیند طی شش ماهه نخست 2009 در شرایطی که دولت گام هایی برای تشویق مصرف خصوصی برمی دارد، سرعت گرفته است. این مطالعه حاکی است چین باید بررسی گردش پول خود را تسریع بخشد، چیزی که از نظر بسیاری از اقتصاد دانان خارج از چین به عنوان آزمون نهایی اهداف و نیات این دولت محسوب می شود. این به کاهش کسری تجاری و تقویت قدرت خرید مصرف کنندگان کمک خواهد کرد.

گزارش کامل برای خرید بر روی تارنمای مؤسسه موجود است.

1.       Golden Resources

2.       Minneapolis

3.       Dongguan

4.       gross domestic product (GDP)

5.       Sherle Schwenninger

6.       Michael Pettis

7.       Daniel Gros

8.       Peterson Institute for International Economics

blog comments powered by Disqus
با پيوندهای روبرو نشانه بگذاريد:     اين چيست؟