View Other Languages

We’ve gone social!

Follow us on our facebook pages and join the conversation.

From the birth of nations to global sports events... Join our discussion of news and world events!
Democracy Is…the freedom to express yourself. Democracy Is…Your Voice, Your World.
The climate is changing. Join the conversation and discuss courses of action.
Connect the world through CO.NX virtual spaces and let your voice make a difference!
Promoviendo el emprendedurismo y la innovación en Latinoamérica.
Информация о жизни в Америке и событиях в мире. Поделитесь своим мнением!
تمام آنچه می خواهید درباره آمریکا بدانید زندگی در آمریکا، شیوه زندگی آمریکایی و نگاهی از منظر آمریکایی به جهان و ...
أمريكاني: مواضيع لإثارة أهتمامكم حول الثقافة و البيئة و المجتمع المدني و ريادة الأعمال بـ"نكهة أمريكانية

16 می 2009

گفتگو با ناشران دربارۀ خلق گلچینی از ابر پهلوانان آسیایی- آمریکایی

رمان گرافیکی به کاوش موضوع هایی چون میراث، تاریخ، و هویت می پردازد

 

سؤال: چه زمانی تصمیم به گردآوردی این گلچین ادبی گرفتید؟ آیا جرقۀ فکری درپی گردهمایی با دوستان و همکاران بود یا کسی آن را پیشنهاد کرد؟

چو : کل موضوع به طور اتفاقی رخ داد. قبلا، تهیۀ خبرنامۀ آموزشی برای غول صنعتی دایموند کامیکس  را به عهده داشتم. در مه 2006، دربارۀ آفرینندگان داستان های خنده دار آسیایی-آمریکایی که مصاحبه ای نیز با آن ها داشتم، مانند جین یانگ ، گرگ پک ، و درک کرک کیم ، مقاله ای منتشر کردم. فکر می کنم آن مقاله به شکلی به دست جف رسید و تصمیم گرفت برای در ستون درج آن به اسم "پاپ آسیایی" در سانفرانسیسکو کرونیکل ، با من دربارۀ فعالیت آسیایی- آمریکایی ها در عرصۀ نمایش خنده دار مصاحبه ای ترتیب دهد.

طی مصاحبه، صحبت از این به میان آمد که چرا از تعداد بیشتری از قهرمانان آسیایی-آمریکایی در کتاب ها استفاده نمی شود، و افکار پنهان خود دربارۀ ابَرقهرمانان را مطرح کردیم. راستش، مطمئن نیستم فکر انتشار کتاب را چه کسی مطرح کرد- این فکر به عنوان "چه خوب می شد اگر" به ذهنمان خطور کرد.

در آن زمان، به نظر می سید که گفتگویمان همان یک بار باشد و تصور نمی کردیم که باز هم با یک دیگر در این مورد صحبت کنیم. از طرفی، هیچ یک از ما از نقاشی سررشته ای ندارد، برای همین، درست کردن یک رمان گرافیکی نهایتا یک خواب و خیال بود.

اما چند هفته بعد من جری را در یک گردهمایی مربوط به کتاب های خنده دار در فیلادلفیا ملاقات کردم. و صحبت هایم با جف درمورد درست کردن کتابی با قهرمانان آسیایی- آمریکایی را به او گفتم. اتفاقا جری و جف با هم آشنایی داشتند- و جری فکر کرد که فکر بسیار خوبی است. حالا که عملا اولین هنرمند را در میان خود داشتیم، تصمیم گرفتیم سعی خودمان را بکنیم. برای پیدا کردن همکاران دیگر، با افرادی که می شناختیم تماس گرفتیم، و یکی از آن ها پری  بود که جف او را از زمان کار هنرپیشگی اش می شناخت- پری در فیلم آسیایی- آمریکایی فردا با اقبالی بهتر نقش اول را به عهده داشت. از قضا، او قبل از کار هنرپیشگی با مارول کمیکس  همکاری داشت و مثل ما یکی از طرفداران پر و پا قرص بود؛ ما در اصل برای همکاری با او به عنوان یکی از ناشران مشترک، او را ربودیم.

بقیۀ قضیه را، به قول معروف، همه می دانند.

یانگ: همان طور که کیت گفت، ارتباط اولیۀ میان ما در سال 2006، موجب وقوع یک سلسله رویدادهای زنجیره ای - و تقریبا سه سال بعد! - منجر به چاپ این کتاب شد. اما اگر از زاویۀ دیگری به موضوع نگاه کنیم، منشأ این کتاب به بیش از سه دهۀ قبل باز می گردد، زمانی که همۀ ما بچه بودیم. بزرگ شدن ما همراه با عشق به کتاب های خنده دار بود، زیرا در رسانه های آن زمان قهرمانی وجود نداشت که بچه های آسیایی-آمریکایی بتواند خود را به آن نزدیک بدانند. به غیر از بروس لی، که قبل از این که ما به دنیا بیاییم مرده بود، قهرمان آسیایی دیگری در فیلم های سینما یا تلویزیون وجود نداشت. در کتاب های خنده دار هم قهرمانی نبود... اما لااقل می توانستیم وانمود کنیم که چهرۀ پشت نقاب ها، یعنی صورت های پنهان قهرمانانی مانند اسپایدرمن و بتمن شاید کمی به ما شباهت داشته باشد.

اما وقتی آن نقاب ها برداشته می شد، چهرۀ پیتر پارکر  را می دیدیم، نه پیتر پارک ؛ بروس وین  را می دیدیم، نه بروس وانگ  (آن طور که کیت دوست دارد بگوید). حتی در کتاب های کمیک که شخصیت هایش می توانستند به هر جایی تعلق داشته باشند- کرات دیگر و ابعاد دیگر- و هر شکلی باشند- قرمز، آبی، بنفش یا سبز- باز هم آسیایی ها نامرئی بودند (و منظورم نامرئی بودن مانند سو استورم  هم نیست).

برای هر چهارتای ما این تجربه ای مشترک بود، و می دانستیم که خیلی های دیگر هم همین احساس را داشتند. در زمان خلق این کتاب، سه نفر از ما چهار نفر بچه دار شدند- پری دختر دومش به دنیا آمد، من پسر دومم را پیدا کردم، و کیت هم دختردار شد- همین موضوع تأکیدی بود بر این که نمی خواستیم بچه هایمان با  وضعیتی مشابه رو به رو باشند.

زیرا هر چه باشد، ابَرقهرمانان تبدیل به اسطوره های اصلی زمانۀ ما شده اند. اگر به سینما بروید، متوجه می شوید که همۀ فیلم های پرفروش داستان یک ابَرقهرمان است و خیلی غم انگیز است که چهره و صدای شما بخشی از آن سنت شگفت انگیز را به تصویر نکشد.

س: آیا از شرکت کنندگان در این طرح خواستید که از دستورالعمل خاصی پیروی کنند؟ آیا موضوع یا رویداد خاصی بود که مایل بودید روی آن تأکید شود؟ آیا شما (و/یا دیگر ناشران) تکلیف به خصوصی برای آن ها تعیین کردید، یا این که آن ها صرفا افکار خودشان را دنبال کردند؟

شن : ما تنها یک درخواست از شرکت کنندگان و نویسندگان کردیم- این که قهرمانان از یک پیشینۀ ذاتا آسیایی-آمریکایی برخوردار باشند. آن ها باید از خود سؤال می کردند، "چرا این شخصیت در این گلچین ادبی خاص حضور دارد؟"

وقتی نویسندگان این دستورالعمل را در پیش گرفتند، موجب شد که این تجربۀ آسیایی-آمریکایی که تا آن زمان تنها در حواشی داستان ها حضور داشت، بیشتر به چشم آید و- درعوض مطرح کردن قومیت به عنوان یک فکربعدی- از این قهرمانان شخصیت هایی گیرا، پرجذبه و متنوعی بسازد. اما درعین حال هشیار بودیم که گرفتار افراط هم نشویم زیرا نمی خواستیم قهرمان هایی بسازیم که از شدت اخلاقی بودن و داشتن ویژگی های خوب، جایشان روی جعبۀ صابون باشد.

داستان "9066" نوشتۀ جاناتان تسوی  طرحی بود که کتاب را به جریان انداخت. در این جا یک قهرمان ژاپنی-آمریکایی در دهۀ 1940 داشتیم که بعد از جریان پرل هاربر، علی رغم همۀ قهرمانی هایش تحت بازداشت قرار می گیرد. این قهرمان در رویارویی با شرایط، از قومیت ذاتی برخوردار بود. در این جا قهرمانی واقعی داشتیم که با خطراتی واقعی جان گرفته بود. آیا زمانی که آزاد می شود به خاطر آن چه کشورش با او کرده تبدیل به آدمی شرور و عقده ای خواهد شد؟ و یا این که بر آن فائق می آید و به مبارزه دÐ راه عدالت ادامه می دهد، یعنی همان کاری که در زندگی واقعی، سربازان هنگ 44 زمانی که خانواده شان در بازداشت بودند، انجام دادند؟ همین ویژگی است که به این شخصیت ها، برای خوانندگان از هر نژادی که باشند، جامعیت می بخشد.

به غیر از آن، ما فقط یک توربزرگ پهن کردیم و شاهد رسیدن طرح ها و نوشته ها بودیم. به تدریج متوجه داستان هایی با موضوع های مشابه شدیم و آن ها را به طور هماهنگ در شش سرفصل کتاب گرد آوردیم. به طور مثال، سرفصل "جنگ و خاطرات" شامل داستان هایی از جنگ جهانی دوم است، "برخورد جهان ها" شامل داستان های مربوط به مهاجرت، "نیروی زنان" به قهرمانان زن قدرتمند آسیایی-آمریکایی اختصاص دارد، و "سرفصلی برای قهرمانان" مملو از داستان هایی است که از اقدامات خطیر قهرمانان در جهان واقعیت الهام گرفته.

س: چگونه تصمیم گرفتید کار کدامیک از هنرمندان و نویسندگان را در این گلچین ادبی بیاورید؟ آیا به دنبال نشان دادن تنوعی از سبک ها بودید؟

ما : ما به طور گروهی، طرح ها و نوشته های هریک از هنرمندان را بررسی، و طبق نظر خودمان سبک های مختلف نویسندگی را با هم جورکردیم. متأسفانه، مجبور بودیم به تعداد زیادی از استعداد ها جواب رد بدهیم. اما این موضوع نباید موجب ناراحتی کسی شود؛ اگر و در هر زمانی که به جلد دوم برسیم، نیاز داریم همه با اشتیاق تمام، نوشته و طرحشان را مانند زمان کار روی جلد اول، در اختیار ما قرار دهند. اما به طور کلی، نمی توانم بگویم تا چه حد تحت تأثیر سطح کار حرفه ای و انسجامی که در کار هریک از هنرمندان می دیدم، قرارگرفتیم.

س: هدف کلی شما چه بود؟ آیا این گلچین ادبی پیام کلی دارد؟ امیدوار هستید خوانندگان شما چه نصیبی از آن ببرند؟

چو: فکر می کنم می توان برداشت های متعددی از این کتاب کرد. یکی از اهداف ما در ارائۀ هویت های پنهانی، استفاده از بزرگ نمایی کهن الگوی ابَرقهرمان، یعنی یکی از نمادین ترین اشکال داستان سرایی به شیوۀ آمریکایی، برای به تصویر کشیدن وجوه متعدد تجربۀ آسیایی-آمریکایی بود. در عین حال، با دراختیار داشتن این تعداد آثار از نویسندگان (در مجموع 66 قطعه) با سبک های هنری و نویسندگی بسیار متفاوت، می توانستیم گوناگونی موجود در جامعۀ آسیایی- آمریکایی را هم نشان دهیم.

یانگ : همان طور که پری هم قبلا گفت، ما قصد داشتیم جماعتی از ابَرقهرمانان اصیل راکه به اندازۀ قهرمانانی که ما با آن بزرگ شده ایم، جالب و غنی بودند در یک جا جمع کنیم- که اصالت آسیایی – آمریکایی داشته، و متعلق به فرهنگی باشند که ما می شناسیم و به آن مرتبط هستیم.

انگیزۀ ما برای این کار دوجانبه بود: اولین انگیزه، به کارگرفتن این شیوۀ منحصر به فرد داستان سرایی با استفاده از کلمات و تصاویر بود تا نقطه نظرات خودمان را از این طریق در بافت عظیم داستان سرایی آمریکا بگنجانیم. تعداد نویسندگانی که وقایع تاریخی فعلی را به عنوان پس زمینۀ داستان های خود انتخاب کرده بودند، برای ما شگفت آور بود؛ از بنای خط آهن که دسترسی به غرب را ممکن ساخت، تا بازداشت ژاپنی های آمریکایی، و فروافتادن بمب روی هیروشیما و ناکازاکی، تا جنگ ویتنام، ظهور ژاپن و بعد چین و هند به عنوان رقبای اقتصادی آمریکا، رسیدن اسلام به آمریکا، و حتی وقایع تازه تر که از سرخط اخبار گرفته شده، مانند شرایط کشته شدن وینسنت چین  در سال 1982 و اتهام بی اساس جاسوسی به ون هو لی  در سال 1999. نویسندگان این داستان ها با استفاده از شخصیت های نمادین، توانستند به کند و کاو نقش آسیایی-آمریکایی ها در شکل دادن به تاریخ کشورمان، بپردازند.

در عین حال، ما با گردآوری این داستان ها به پدیدآوردن ده ها ابَر قهرمان ذاتا آسیایی-آمریکایی دست زدیم؛ برای مثال، پری داستانی نوشت دربارۀ نسل های بازمانده از بمباران هسته ای ژاپن، که بعد از آن وقایع، از قدرت های غیرعادی برخوردار شدند. در این داستان، شخصیت های غیر آسیایی نمی توانستند جایی داشته باشند- و همان طور که پری می تواند شهادت بدهد، این چیزی است که اغلب در هالیوود اتفاق می افتد!

در این کتاب نوعی عملکرد پنهانی وجود دارد که نشان می دهد این دو انگیزه از نظر ما چه معنایی دارد. ما یک کلان شهر خیالی واقع در غرب میانه خلق کردیم و نام آن را شهر تروا  گذاشتیم که محل اصلی وقوع بسیاری از داستان های کتاب است؛ ما این شهر را به عنوان "سرزمین ابَرقهرمانان" تعریف می کنیم، جایی که افرادی دارای قدرت های فوق انسانی می توانند آزادانه و بدون تعهدات قانونی یا لو رفتن هویت پنهانی خود، در کنار انسان های "عادی" زندگی کنند. ما نام تروا را به این دلیل انتخاب کردیم که کتاب، به نوعی یک اسب تروا است- راهی برای پنهانی وارد کردن این داستان ها و شخصیت ها به درون فرهنگ مردمی، درست وقتی کسی نگاه نمی کند!

س: آیا اظهار نظری از سوی خوانندگان داشته اید؟ اگر جوابتان مثبت است، چه واکنشی نسبت به این گلچین ادبی داشته اند؟ آیا عکس العمل آن ها شما را متعجب کرد؟

شن: صفحۀ نقد و بررسی کاربران در Amazon.com، برای من مانند یک جمع بندی از نظرات آن ها است: "بعد از خواندن [این کتاب] زبانم بند آمده بود... اصلا فکر نمی کردم در دورۀ زندگی ام امکان خواندن کتابی دربارۀ ابَرقهرمانان[آسیایی- پاسیفیک-آمریکایی] پیدا کنم، وفرزندانم را هم در آن سهیم کنم. دانستن این که مردم عملا منتظر انتشار یافتن چنین کتابی بوده اند، واقعا هیجان انگیز است.

وقتی برای معرفی کتاب در سفر بودیم، از دیدن مردمی که یک نسخه از آن را برای خودشان می خریدند و نسخه ای هم برای اهدا به کتابخانۀ محلی شان می خریدند تا محتوای آن در دسترس نسل های بعد هم قرار بگیرد، واقعا تعجب می کردم. ما در جریان امضای کتاب، اول بار شاهد این کار توسط آقایی در دانشگاه نیویورک بودیم، و بعد فرد دیگری در دانشگاه کالیفرنیا در دیویس، و خانمی هم در دانشگاه تگزاس-آستین... من فقط امیدوارم این کار رواج پیدا کند. این آغاز یک میراث است: و موضوع، داستان هایی است که به نسل بعد منتقل می شود.

چو: تعجب من از اشتیاق و علاقۀ افرادی است که لزوما هم طرفدار کتاب های کمیک نیستند. به افراد زیادی برخورد کرده ام که می گویند کتاب های کمیک نمی خوانند، اما این کتاب را سفارش داده اند چون لازم دانسته اند از چیزی که آسیایی-آمریکایی ها به صورت هنر انتشار داده و تا این حد با فرهنگ مردم در آمیخته، حمایت کنند.

از همه چیز هم که بگذریم، من لذت می برم از این که می بینم خیلی از طرفداران کتاب های غیر کمیک از طریق آشنایی با این کتاب، طرفدار خواندن کمیک شده اند!

س: آیا برنامۀ همکاری در آیندۀ نزدیک برای گلچین ادبی دیگری هم دارید؟

ما: ما صحبت مختصری دربارۀ جلد دوم آن کرده ایم. من به شخصه امیدوارم این اتفاق بیفتد و چیز هایی که از این کتاب یاد گرفتیم را در جلد بعدی آن به عمل درآوریم. امیدوارم این روند متوقف نشود و تا زمانی که داستان های زیبایی برای بازگو شدن هست، ما کتاب درست کنیم.

یانگ: این موضوعی است که تازه بحث درمورد آن را شروع کرده ایم، اما چیزی هست که ما را سرشوق می آورد. در یکی از اولین گردهمایی های ما کسی دست بلند کرد و چیزی گفت که ما را به فکر واداشت. او گفت، نوشتن داستان های جالب و مثبت با وارد کردن ابَرقهرمانان در آن، کار آسانی است، چون ابرقهرمانان آدم هایی خوب هستند. اما تعداد زیادی از شخصیت های جالب توجه در کمیک ها، آدم های خوب نیستند- بلکه آدم های شروراند. چرا هیچ داستانی دربارۀ قهرمانان شرور آسیایی-آمریکایی تدوین نکرده اید؟ و این موضوع ما را به فکر انداخت: کتابی که به کند و کاو دربارۀ شخصیت های شرور بپردازد، چگونه کتابی است؟ توضیح بدهد چگونه آن ها به راه بد وارد شدند، و کاریکاتور های متعلق به "خطر نژاد زرد" را تبدیل به شخصیت های واقعی و جالب کند؟ ما توافق کردیم که آن هم فکر باحالی است. این طور نیست؟

 

با پيوندهای روبرو نشانه بگذاريد:     اين چيست؟