11 ژانويه 2009
آغاز متن
اما این آپارتمان های دیگر بسیار پر جمعیت بودند، و درآنها قلب زندگی با هیجان می تپید. و این خوش گذرانی به گونه ای دوارانگیز تا هنگامی ساعت زنگ نیمه شب را می نواخت، به نحو دوار انگیزی ادامه داشت، . و سپس همانگونه که گفته ام، صدای موسیقی خاموش می شد، و حرکات رقصندگان والس به پایان می رسید، و وقفه ای ناراحت کننده همانند قبل حکم فرما می گردید. اما اکنون 12 ضربه توسط زنگ ساعت به صدا درآمده بود، و به همراه آن، افکار بیشتری با در اختیار داشتن مدت زمان کافی به اذهان متفکر در میان کسانی که به خوش گذرانی مشغول بودند،رخنه می کردند. و نیز چنین اتفاق افتاد که پیش از آنکه انعکاس های نهایی آخرین زنگ به خاموشی فرو روند، افراد زیادی درون جمعیت وقت اضافه برای آگاهی از حضور یک چهره ماسکدار که پیش از این توجه هیچ کس را به خود جلب نکرده بود، پیدا کرده بودند. شایعه این حضور جدید زمزمه کنان پخش شد، و سرانجام از میان جمعیت همهمه و نجوایی از ترس و تنفر به پا خاست.
پايان متن