26 ژانويه 2009
مارین آلسوپ، رهبر ارکستر صعود آهنگسازان جدید آمریکائی –آفریقائی را ستایش کرد
بالتیمور – از هنگام مرگ غیر منتظره مارتین لوتر کینگ جونیور، در 1968، زندگی ، کلمات و فلسفه رهبر مقتول حقوق مدنی، راه خود را در بین وجدان عمومی آمریکائی ها و سایرین، از طریق رشته های مختلف هنری یافته است. یاد و خاطره کارها و ارزش های کینگ را کتاب ها، نمایشنامه ها فیلم ها و رقص ها به یادگار نگه داشته اند.
در 1982، ژوزف شوانتنر[i]، آهنگسازآمریکائی، سمفونی به نام "روز جدید برای جهان" ( با نام فرعی بامداد آزادی) خلق نمود. وی متنی ترکیبی از نطق ها، و نوشته های کینگ را با موسیقی BLOD SCORE با هدف نشان دادن تجارب و روحیه جمعی آمریکائی های آفریقائی تبارو همچنین آرزوهای آنان برای برادری و صلح، تلفیق نمود
مارین آلسوپ[ii]، گارگردان هنری و رهبر ارکستر سمفونی بالتیمور اظهار نمود: "این موسیقی با تمام رنگ ها و سازهای ضربی آن به شدت از حالات درونی سرچشمه میگیرد. و سپس نوبت سازهای زهی می رسد که تا این حد روان است."
در مصاحبه با America.gov در 9 ژانویه، آلسوپ، در فردای رهبری قطعه موسیقی سالانه در ستایش کینگ، افکار خود را در مورد آهنگساز و این سنفونی بیان داشت.
شوانتنر، که در سال 1979 برای ساختن آهنگ های اولیه خود برنده جایزه پولیتزر[iii] شد، قطعه "بامداد جدید برای جهان" را به عنوان یک قطعه پیوسته ،از جنبه موسیقی ساخت. به لحاظ متن، وی این قطعه را به سه بخش مشخص تقسیم نمود که نمایشگر مبارزات گذشته آمریکائی های آفریقائی تباربرای تساوی نژادی، مبارزات معاصر، و آینده ای که به تحقق رویای کینگ برای فرصت های مساوی و هماهنگ؛ است ،می باشد. با توجه به نمایش راوی و ارکستر، کلمات و موسیقی در این قطعه با یکدیگر تعامل دارند.
برای مثال، هنگامی که راوی (گذشته را احضار می کند) کلمات کینگ را می سراید که می گوید "زمانی می آید که مردم از تحقیر شدن و تبعیض نژادی خسته می شوند،" ضربات و صدای بلند موسیقی، احساسی از توفان و رها شدن به دست می دهد. سپس، ایده کینگ در مورد اشاره تاریخ شناس ها به "مردم بزرگ – مردم سیاه— یادآوری می شود که معنی و هویت جدیدی در رگ های تمدن تزریق کرده است،" و غزلی با شکوه در موسیقی شکل می گیرد.
آلسوپ گفت: "طریق به کار گیری بیانات اقتباس شده شوانتنر مشخص نیست. وی جمله "من رویائی دارم" را تا تقریباً پایان قطعه حفظ می کند. و سپس او به قطعه کلاسیک و آرام می رسد."
صفتی که به بهترین وجه متن انتخاب شده را توصیف می کند "مهار ناپذیر" است که اشاره ای -- به عنوان مثال به آرزوی آمریکائی های آفریقائی تباربه پیشرفت و آن چنان که گفته معروف کینگ است: "خارج کردن کشور از دام شن های روان بی عدالتی به صخره های محکم برابری،" است. آلسوپ گفت، این احساس در موسیقی نیز تبلور دارد.
وی گفت: "این یک موسیقی پیچیده ای است. اما در عین حال موسیقی است که به راحتی قابل درک است. من فکر میکنم این موسیقی منعکس کننده سخنان دکتر کینگ است که پیچیده ولی به آسانی از طریق احساسات قابل درک است. بنابراین موسیقی بیانگر فلسفه، خصوصیات و محتوی آنچه که او می گفت—عقاید خیلی پیچیده، ولی مستقیم معطوف به قلب و خیلی مهم، است."
چندین کار دیگر که توسط نسل جدیدی از آهنگسازان آمریکائی های آفریقائی تبار در زمینه موسیقی کلاسیک خلق شده است در برنامه کنسرت ستایش از کینگ اجرا شد. علاقمندان به موسیقی در اقصی نقاط دنیا، برای بسیاری از سبک های موسیقی های معروف مانند موسیقی کلیسائی، جاز، بلوز[iv]، رپ، هیپ هاپ، و غیره مدیون آمریکائی های آفریقائی تبار هستند. آما آهنگ های ساخته شده در زمینه موسیقی کلاسیک توسط آهنگسازان آمریکائی های آفریقائی تبار کمتر معروف هستند و آنطورکه آلسوپ گفت، کمتر متداول هستند. وی این امر را به موقعیت متوسط زنان در میان آهنگسازان معاصر موسیقی کلاسیک تشبیه کرد.
آلسوپ بیان داشت: "یکی از مشکلات ذاتی، تاریخی است –در سال های اواخر 1800 و سال های اوایل 1900، هنگامی که آمریکائی های آفریقائی تبار به موسیقی کلاسیک علاقمند شدند، آنها به سمت موسیقی مردمی رفتند زیرا موسیقی کلاسیک متعلق به خواص بود. جیمز پی جانسون[v]، که قطعه جاز "پارلستون[vi]" را نوشت، انقلابی در موسیقی مردمی ایجاد کرد، اما وی آرزو داشت که آهنگساز کلاسیک باشد. زنان نیز، در حد قابل ملاحظه ای موقعیت پائینی داشتند و اجازه نداشتند وارد سالن های مقدس شوند. بنابراین مسئله زمان مطرح است، و هنوز زمان زیادی لازم است."
وی به دارین آتواتر[vii] و میشا آبلز[viii] اشاره داشت – دو آهنگسازی که در مراسم قبلی ستایش از کینگ کارهای آنان ارائه شد – و هم چنین دو نفر دیگر – جیمز لی[ix] و جیمز سانفورد[x] – اشاره نمود که وی کارهای آنها را قبلاً رهبری نموده است.
آلسوپ اظهار داشت: "من فکر می کنم که بالاخره، ما وارد دورانی شویم که در آن، همانطور که دکتر کینگ گفت، دیگر تژاد مسئله تعین کننده ای نباشد. شاید ما واقعاً بتوانیم تعصبی به رنگ نداشته باشیم. من خوش بین هستم. و امیدوارم چنین باشد."