20 اکتبر 2008

ادبیات اولیه آمریكا و دوران مستعمراتی تا ١٧٧٦

 

فصل اول

ادبیات اولیه آمریكا و دوران مستعمراتی تا ١٧٧٦

 

ادبیات آمریكا با اساطیر، افسانه ها، داستانها، و حماسه ها و اشعار حماسی فرهنگهای سرخپوستان آغاز می شود كه دهان به دهان گشته و به صورت شفاهی منتقل شده است.  در بین بیش از ٥٠٠ زبان سرخپوستی و فرهنگ قومی گوناگون كه قبل از ورود اولین اروپاییان در شمال امریكا رایج بود ادبیات مكتوبی وجود نداشت.  در نتیجه ادبیات شفاهی سرخپوستان آمریكا دارای تفاوتها و تنوعهای بسیاری است.  داستانهای شفاهی فرهنگهای قبایل شكارچی و به ظاهر چادرنشین از قبیل ناواهو Navajo با داستانهای قبیله های كشاورزی اسكان یافته مانند Acoma كه در دهكده های سرخپوستی زندگی می كردند متفاوت است؛ و داستانهای ساكنین كناره دریاچه های شمالی از قبیل اوجیبوا Ojibwa نسبت به قصه های قبایل صحرانشین از قبیل Hopi به طرز چشم گیری تفاوت دارد.

 

این قبایل هریک ادیان خود را داشتند – و خدایان مختلف، حیوانات، گیاهان، یا اشخاص مقدس را می پرستیدند.  نظام های دولتی آنها طیفی را از دموكراسی و شوراهای  ریش سفیدان گرفته تا حكومتهای مذهبی دربر می گرفت.  این تنوعهای قومی در ادبیات شفاهی نیز وارد شده است.

 

با این همه، هنوز هم امكان دارد تعمیم های معدودی را مورد توجه قرار داد.  برای مثال داستانهای سرخپوستی سرشار از احترام به طبیعت است. آنها برای طبیعت هم جنبه روحانی قائلند و هم به آن مانند یک مادر جسمانی می نگرند.  طبیعت زنده و از موهبت داشتن نیروهای معنوی برخوردار است؛ شخصیتهای اصلی آن می توانند حیوانات یا گیاهان باشند، و اغلب به صورت توتم (Totem) یعنی حیوان یا گیاه مقدسی كه به قبیله، گروه، یا شخص وابسته است ظاهر می شوند.  در ادبیات بعدی آمریكا هیچ چیز به اندازه “روح متعالی” (“Over-Soul”) اثر رالف والد و امرسون به احساس تقدس سرخپوستی نزدیك نشده است؛ پدیده ای كه تمامی زندگی را دربر می گیرد.

 

 قبایل مكزیكی موجودی را می پرستیدند بنام کتزالکوتل Quetzalcoatl، كه خدای تولتک ها Toltec و آزتک ها Aztec بود و داستانهائی درباره یك خدا یا فرهنگ متعالی در جاهای دیگر نیز نقل می شد.  باوجود این هیچ نوع حوزه دینی مستمر و منضبطی متمرکز بر یك الوهیت متعالی واحد وجود ندارد.  نزدیك ترین معادل ها برای داستانهای شفاهی روحانی دنیای قدیم یعنی آسیا و اروپا و غیره، اغلب روایاتی از اعمال و سفرهای جادوگران است.  گذشته از اینها داستانهائی درباره قهرمانان فرهنگی از قبیل مانا بوزوManabozho متعلق به قبیله اوجیبوا Ojibwa یا کایوت Coyot وابسته به قبیله ناواهو وجود دارد. با این اشخاص شیاد و حقه باز با درجات مختلفی از احترام برخورد می شود.  در یك داستان ممكن است مانند قهرمانان عمل كنند در حالیكه در داستان دیگر می توانند خودخواه یا احمق جلوه گر شوند.  هرچند برخی از صاحبنظران گذشته از قبیل روان شناس سوئیسی كارل یونگ داستانهای این اشخاص دورو و شیاد را تقبیح كرده و آنها را بیانگر جنبه پست و غیر اخلاقی روان آدمی می شناسند، محققان معاصر – كه بعضی از آنها خود سرخپوست هستند – خاطرنشان می سازند كه قهرمانان مورد احترام یونان از قبیل ادیسه Odysseus و پرومته Prometheus نیز اساسا اشخاص شیاد و حقه بازی بوده اند.

 

در ادبیات سرخپوستی مثالهائی از هر گونه شفاهیات را می توان یافت:  اشعار حماسی، آوازها، اساطیر، داستانهای تخیلی، داستانهای طنز آمیز، روایات جادوگران، چیستان ها، ضرب المثل ها، حماسه ها، و تاریخ های افسانه ای.  داستانهای مربوط به مهاجرت ها و اعمال نیاکان و نیز آوازهای مربوط به رویاها یا شفا دادن و داستانهای مربوط به قهرمانان شیاد و حقه باز به وفور وجود دارد. برخی از داستانهای آفرینش  بویژه از محبوبیت زیادی برخوردارند.  در یك داستان مشهور، كه در قبایل بسیاری بصورتهای گوناگون نقل می شود، یك لاك پشت جهان را بر پشت خود نگه داشته است.  در یك روایت قبیله شاین Cheyenne، خالق جهان یعنی ماهیو Maheo ، از چهار فرصت برای شكل دادن زمین در كائناتی كه غرق در آب است برخوردار است.  او چهار مرغ آبی را می فرستد تا سعی كنند زمین را از اعماق آب بیرون كشند.  غاز برفی، مرغ ماهیخوار و مرغابی وحشی در آسمان اوج می گیرند و آنگاه  در آب شیرجه می روند اما نمی توانند به ته آب برسند؛ اما مرغ آبی كوچكی به نام چنگر كه قادر به پرواز نیست موفق می شود با منقار خود مقداری گل بیرون بیاورد.  تنها یك مخلوق، مادر بزرگ لاك پشت فروتن Grandmother Turtle از هیكل مناسب برای نگه داشتن دنیای گلی كه خالق جهان Maheo بر لاك او شكل می دهد برخوردار است – و اینجاست كه وجه تسمیه اسم سرخپوستی آمریكا یعنی جزیره لاك پشت “Turtle Island” روشن می شود.

سرودها و اشعار نیز،مانند روایت ها موضوعات مختلفی را از مقدسات  تا مقولات سبك و طنز آمیز را دربر می گیرند:  لالایی ها، سرودهای جنگی و حماسی، اشعار عاشقانه و سرودهای بخصوص برای بازی های كودكان، قمار، سرودهای دسته جمعی گوناگون، موضوع های مربوط به جادوگری یا مراسم رقص از آن زمره اند.  سرودها معمولا تكراری هستند.  سرودهای كوتاه مربوط به رویاها گاهی از تشبیهات روشن و احساس لطیف که دراشعار كوتاه ژاپنی (haiku) یا اشعار متاثر از تصویر پردازی های شرقی می توان یافت سرشارند.  اینک نمونه ای از یك سرود چیپوا Chippewa :

 

 با خود اندیشیدم

که این باید مرغ ماهیخوار باشد،

                                    حال آنکه چیزی نبود جز

                                     پاشیدن آب از پاروی عشق من.

 

 

سرودهای مربوط به خواب و رویا، كه اغلب بسیار كوتاهند، یك نوع مشخص دیگر از این دسته به شمار می روند.  این سرودها كه در خواب یا در حالت الهام ظاهر می شوند و گاهی هیچ هشیاری را با خود ندارند، می توانند در رابطه با شفا یافتن، شكار یا اشعار عاشقانه قرار گیرند.  آنها اغلب، مانند این سرود Modoc حالت شخصی دارند.

 

                                          من

                                          كه سرود هستم

                                          اینجا قدم می زنم

 

سنن و تاریخ شفاهی سرخپوستان در رابطه آنها با ادبیات آمریكا بطور كلی، یكی از غنی ترین و ناشناخته ترین موضوعات در مطالعات آمریكائی است.  سهم سرخپوستان در آمریکا بزرگتر از آن چیزی است كه غالبا تصور می شود.  از میان صدها لغت سرخپوستی در انگلیسی روزمره آمریكائی می توان از canoe (قایق باریك)، tobacco (تنباكو)، Potato (سیب زمینی)، mocasin (مار زهردار)، moose (گوزن شمالی)، Persimmon (خرمالو)، Racoon ( نوعی جانور گوشتخوار)، tomahawk (تبرزین) و totem (درخت یا شیئی مقدس در فرهنگ های بومی)  نام برد.  نوشته های سرخپوستان معاصر نیز، كه در فصل ٨ به آنها می پردازیم، از زیبائی فراوانی برخوردار اند.

 

ادبیات دوران اكتشاف

 

اگر تاریخ بر پاشنه دیگری چرخیده بود، ایالات متحده به آسانی ممکن بود بخشی از امپراطوری های بزرگ اسپانیا یا فرانسه در ماورای دریاها باشد.  ساكنان کنونی آن به اسپانیائی تكلم می كردند و با مكزیك  ملت واحدی تشكیل می دادند،  یا به زبان فرانسه حرف می زدند و به كبك Quebec ومونترال در کانادا که فرانسه زبان هستند می پیوستند.

 

با این همه نخستین كاشفان آمریكا، انگلیسی، اسپانیائی یا فرانسوی نبودند.  اولین مدارك اكتشاف اروپائی ها در آمریكا به زبان اسكاندیناوی است.  یک نوشته باستانی اسكاندیناوی قدیم Vinland Saga نقل می كند كه چگونه ماجراجوئی بنام Leif Eriksson و گروهی از اهالی سرگردان اسكاندیناوی به مدت كوتاهی در دهه اول قرن یازدهم، یعنی تقریبا ٤٠٠ سال قبل از كشف ثبت شده بعدی دنیای جدید توسط اروپائی ها، در محلی در ساحل شمال شرقی آمریكا – احتمالا در Nova Scotia در كانادا – سكونت گزیدند.

 

گرچه اولین تماس شناخته شده و مداوم آمریكائی ها با بقیه جهان با سفر معروف یك كاشف ایتالیائی بنام كریستف كلمب كه هزینه آن توسط حكام اسپانیا فردیناند و ایزابلا پرداخت شده بود آغاز شد، یادداشت های كلمب موسوم به “Epistola” كه در ١٤٩٣ به چاپ رسید بازگو كننده وضعیت هیجان انگیزاین سفر است:  وحشت مردان كشتی كه از گرفتار شدن در چنگال دیوها بیمناک بودند یا می ترسیدند از لبه دنیا به پائین سقوط كنند، طغیانی که نزدیک بود در کشتی به وقوع بپیوندد، تحریف گزارش وقایع كشتی توسط کلمب، تا مردان او ندانند تا چه حد از كسانی كه قبلا در دریا پیشروی کرده بودند، جلو تر رفته اند؛ و نخستین نگاه سرنشینان  به خشكی هنگامی كه به آمریكا نزدیك شدند.

 

غنی ترین منبع اطلاعات درباره تماس های اولیه بین سرخپوستان آمریكا و اروپائیان  بارتلمی دی لاس کساس   Bartolome’ de las Casas است.  این كشیش در جوانی به فتح كوبا كمك كرد. او یادداشت های كلمب را رونویسی می كرد و در اواخر عمر خود اثری  پر حجم و زنده  به نام "تاریخ سرخپوستان"  History of Indians نوشت و در آن به بردگی گرفتن سرخپوستان توسط اسپانیائی ها را مورد انتقاد قرار داد.

 

اقدامات اولیه انگلیسی ها برای مستعمره كردن آمریکا مصیبت بار بود.  اولین مهاجرنشین در سال ١٥٨٥ در روانوک Roanoke در ساحل كارولینای شمالی تشكیل شد.  همه افراد آن از بین رفتند و تا امروزهم قصه هائی از سرخپوستان چشم آبی Croat در منطقه گفته می شود.  دومین مهاجرنشین كه در سال ١٦٠٧ تأسیس و جیمز تاون James town نامیده شد بیشتر دوام آورد:  .  جیمزتاون  گرسنگی، بیرحمی و سوء اداره و اغتشاش را تحمل كرد.  در هر حال ادبیات این این دوره، آمریكا را با رنگ های درخشان و به عنوان سرزمین نعمت ها و فرصت ها ترسیم می كند.  داستان های مربوط به ایجاد این مهاجرنشین ها در جهان پر آوازه شد.  كشف روانوک Roanoke توسط توماس هاریوتHariot Thomas بدقت در كتاب "یک گزارش كوتاه و حقیقی در باره سرزمین تازه كشف شده ویرجینیا" (١٥٨٨)

A brief and True Report of the New Foun Land of Virginia 

ثبت شد.  كتاب هاریوت بسرعت به لاتین، فرانسه و آلمانی ترجمه شد.  متن و تصویرها روی صفحه حكاكی گردید و بمدت بیش از ٢٠٠ سال بطرز وسیعی تجدید چاپ شد.

 

ثبت وقایع عمده مهاجرنشین جیمز تاون به وسیله ناخدا جان اسمیت یكی از رهبران آن درست نقطه مقابل گزارش دقیق و علمی هاریوت بود.  اسمیت یك فرد خیال پرداز درمان ناپذیر بود و به نظر می رسد كه به ماجراهای خود شاخ و برگ فراوان داده باشد.  ما داستان معروف دختر سرخپوست پوکاهانتا Pocahontas را به او مدیونیم.  چه حقیقت و چه داستان، این حكایت در تخیل تاریخی آمریكائی جای استواری دارد.  این داستان می گوید كه چگونه Pocahontas دختر عزیز دردانه رئیس پوهاتان Chief Powhatan هنگامی كه كاپیتان اسمیت در زندان رئیس بود جان او را نجات داد.  بعدها هنگامی كه انگلیسی ها  پوهاتان را وادار كردند دخترش را به عنوان گروگان تسلیم كند، نازكی و لطافت اندام، هوش و زیبائی او انگلیسی ها را تحت تأثیر قرار داد و در سال ١٦١٤ او با یك نجیب زاده انگلیسی بنام

 John Rolfe ازدواج كرد.  این ازدواج باعث شد بین مستعمره نشین ها و سرخپوستان صلحی بوجود بیاید كه هشت سال برقرار بود و همین باعث شد كه مستعمره نشین نو پا كه برای بقای خود تلاش می كرد از بین نرود.

 

در قرن هفدهم دزدان دریائی، ماجراجویان و كاشفان راه را برای موج دوم مهاجرنشین های دائمی گشودند و به آنها امکان دادند كه زنان، كودكان، وسائل كشاورزی و ابزارهای صنعتی خود را همراه ببرند.  ادبیات اولیه دوران اكتشاف که شامل خاطرات روزانه، نامه ها، سفرنامه ها، دفاتر ثبت وقایع در كشتی ها و گزارش های ارائه شده به پشتیبانان مالی كاشفان – حكام اروپائی، یا شركت های تجاری در انگلستان و هلند، شرکتهایی که  سهام مشترک داشتند – است به تدریج جای خود را به وقایع ثبت شده توسط مهاجر نشین های مستقر شده داد.  از آنجا كه انگلستان بتدریج مالكیت مهاجرنشین های شمال آمریكا را بدست آورد، معروف ترین و دست چین شده ترین مطالب ادبی دوران مهاجرنشینی به انگلیسی است.  در همان حال كه ادبیات اقلیت های آمریكا در قرن بیستم به شكوفائی خود ادامه می دهد و زندگی آمریكائی به طرز روز افزونی تعدد فرهنگ  را پذیرا می شود، محققین از نو اهمیت ارثیه اقوام گوناگون و در هم آمیخته این قاره را كشف می كنند.  هرچند که داستان ادبیات امروزبیشتر متوجه جنبه انگلیسی آن است، به رسمیت شناختن ریشه های غنی چند ملیتی آن نیز از اهمیت برخوردار است.

 

دوران مستعمراتی در نیوانگلند

 

احتمال دارد كه در تاریخ جهان اهالی هیچ مهاجرنشینی به روشنفكری پیورتن ها نبوده باشند.  بین ١٦٣٠ تا ١٦٩٠ تعداد فارغ التحصیلان دانشگاهی در قسمت شمال شرقی ایالات متحده به نام نیوانگلند  New England برابر با تعداد آنها در مملكت مادر بود.  با توجه به این که بیشتر تحصیل كردگان آن زمان ازاشراف یعنی ازکسانی تشکیل می شدند كه تمایل نداشتند زندگی خود را در شرایط سخت بیابانی به خطر بیندازند، این یک حقیقت مبهوت كننده است.  البته پیورتین ها كه اشخاصی خودساخته بودند و اغلب خود آموزی می كردند استثناءهای قابل توجهی بر این قاعده به شمار می رفتند.  آنها در ضمن این كه مهاجرنشین ها را  در سراسر نیوانگلند بر قرار می کردند  به آموزش به عنوان ابزار فهم و اجرای اراده خداوند می نگریستند.

 

تعریف پیورتین ها از نوشته خوب آن چیزی بود كه اهمیت عبادت خداوند و خطرات معنوی را كه روح در این دنیای خاكی با آن روبرو بود كاملا روشن می کرد  و انسان را از آن آگاه می ساخت.  سبك در میان پیورتین ها تنوع بسیار زیادی داشت و طیفی را از اشعار پیچیده مربوط به ماوراء الطبیعه و یادداشت های ساده تا تاریخ نگاری مذهبی سرشار ازفضل فروشی شامل می شد.  صرفنظر از سبك و شیوه ای که ممکن بود به کار گرفته شود،  موضوعات مشخصی پیوسته مطرح بودند،  به زندگی به عنوان یك آزمون نگریسته می شد؛ شكست در این راه نفرین ابدی و آتش جهنم را بدنبال داشت و موفقیت به سعادت و بركت آسمانی ختم می شد.  این دنیا صحنه جنگ دائمی بین نیروهای اایزدی  و قوای شیطانی بود.  این دشمن مهیبی بود كه خود را پشت چهره های گوناگونی پنهان می كرد.  بسیاری از پیورتین ها با شور و هیجان منتظر فرا رسیدن “هزاره” (“millenium”) بودند. هزاره هنگامی است كه قرار است عیسی به زمین برگردد، به ذلت و بدبختی انسانها پایان دهد و به مدت ١٠٠٠ سال در صلح و وفور نعمت بر جهان حكومت كند.

 

 محققان از دیرباز ارتباط بین طریقه پیورتین ها Puritanism  و سرمایه داری را خاطر نشان ساخته اند:  هر دو مكتب بر جاه طلبی، سخت کوششی و جد و جهد فراوان برای موفقیت تكیه می كنند.  هرچند  افراد پیورتین نمی دانستند كه آیا در اصطلاح دقیقا مذهبی “رستگار” شده  و در شمار برگزیدگانی هستند كه به بهشت خواهند رفت،  اما به  پذیرش این اعتقاد كه موفقیت های دنیوی خود نشانه ای از آن گزینش است تمایل داشتند.  ثروت و موقعیت اجتماعی نه تنها به خاطر نفس ثروت و موقعیت اجتماعی تعقیب می شد بلکه به نشانه اطمینان از سلامت معنوی و قول زندگانی جاوید نیز مورد استقبال قرار داشت.

 

علاوه بر آن، مفهوم مباشرت و سرپرستی مشوق موفقیت بود.  پیورتین ها همه اشیاء و وقایع را به عنوان نشانه هایی از مفاهیم معنوی عمیق تر تعبیر می کردند  و بر این باوربودند كه با تامین سود خود و رفاه جامعه، برنامه های خداوند را نیز اشاعه می دهند.  آنها بین حوزه های فعالیت مذهبی و دنیوی خط مشخصی نمی كشیدند:  همه زندگانی بیان كننده خواست الهی بود – باوری كه بعدها به صورت فلسفه متعالی Transcendentalism  سر برآورد.

 

نویسندگان پیورتین در ثبت وقایع معمولی برای آشكار كردن معانی روحانی آنها، اغلب به كتاب مقدس استناد می جستند و فصل و آیه مربوطه را نیز ذكر می كردند.  در نظر آنان تاریخ یك چشم انداز مذهبی نمادین بود كه پیروزی پیورتین ها بر دنیای جدید و سلطنت خداوند را بر زمین به ارمغان می آورد.

 

اولین مهاجران پیورتین كه در نیوانگلند مستقر شدند نمونه جدیت در اصلاح مسیحیت بودند.  آنها كه به عنوان “زائران” (Pilgrims) شناخته شدند گروه كوچكی از مومنان بودند كه در سال ١٦٠٨ در زمان آزارهای مذهبی از انگلستان به هلند – كه حتی آن زمان هم به بردباری مذهبی شهرت داشت – مهاجرت كرده بودند.

 

آنها مانند بیشتر پیورتین ها، كتاب مقدس را به صورت تحت اللفظی تفسیر می كردند.  كتاب دوم قرنطیان را كه می گوید “خداوند گفت از میان آنها بیرون بیائید و جدا باشید” می خواندند و به آن عمل می كردند.  پس از مأیوس شدن از تصفیه كلیسای انگلیس از درون، این “جدایی طلبان” تعدادی كلیسای “متعهد” زیرزمینی تشكیل یافتند كه پیروان در آنها قسم می خوردند كه به جای پادشاه به گروه خود وفادار باشند.  این افراد بعنوان خائنان به پادشاه و نیز مرتدهائی كه جایشان در جهنم است اغلب مورد آزار قرار می گرفتند.  این جدایی سرانجام آنها را به دنیای جدید كشاند.

 

ویلیام براد فورد   William Bradford : (١٦٥٧-١٥٩٠)

 

مدت كوتاهی پس از آنكه “جدائی طلبان” به ساحل رسیدند ویلیام برادفورد بعنوان فرماندار پلیموت Plymouth در مهاجرنشین خلیج ماساچوست انتخاب شد.  او مردی بسیار پارسا بود كه نزد خود تحصیل كرده و چند زبان از جمله عبری را آموخته بود تا “به چشم خود وحی های قدیم خداوند را در زیبایی اصیلشان تماشا كند”.  شركت او در مهاجرت به هلند و سفربا كشتی Mayflower به پلیموت، سپس به  عهده گرفتن وظایف فرماندار، برای او به عنوان اولین مورخ مهاجرنشین، یك موقعیت کمال مطلوب فراهم آورد.  تاریخی که او زیر عنوان "کشتزار پلیموت" Of Plymouth Plantation (١٦٥١) نوشته سرگذشت روشن و دقیق آغاز این مهاجرنشین را بیان می کند.  وصف او از اولین دیدار آمریكا از شهرت شایسته خود برخوردار است:

 

"پس از گذشتن از اقیانوس پهناور، و دریایی از گرفتاری ها ... آنها اكنون نه دوستی داشتند كه مقدمشان را گرامی دارد و نه مسافرخانه ای وجود داشت كه آنها را  مشغول کند، یا تن خسته و كوفته شان را راحتی بخشد؛ حتی خانه ای وجود نداشت، چه رسد به  شهری كه بدان روی آورند، یا از آن كمك بطلبند... بومیان وحشی... بیشتر حاضر بودند تیرهای خود را در سینه هاشان بنشانند تا كار دیگری کنند.  زمستان بود و کسانی كه زمستان آن كشور را می شناسند آگاهند كه چه سخت و وحشی است و دارای چه توفانهای كشنده و وحشتناكی است... همه این عوامل با چهره سخت و عبوس خود و تمامی سرزمین پوشیده از جنگل و بیشه، چشم اندازی وحشی و بی رحم عرضه می كردند. "

 

 برادفورد همچنین اولین سند خودمختاری مهاجرنشیننان دنیای جدید انگلیس یعنی “پیمان می فلاور” Mayflower compact را ثبت كرد.  این عهدنامه هنگامی تنظیم شد كه “زائران” هنوز از كشتی پیاده نشده بودند.  این سند پیشگام اعلامیه استقلال بود كه صد و پنجاه سال بعد نوشته شد.

 

پیورتین ها سرگرمی های دنیوی از قبیل رقص و ورق بازی را كه به اشراف بی خدا و زندگی عاری از اخلاق مربوط می شد تأئید نمی كردند.  خواندن و نوشتن كتابهای “سبك” نیز در همین طبقه قرار می گرفت.  مغزهای پیورتین نیروی عظیم خود را بر كتابهای غیر داستانی و موضوعات روحانی مانند شعر، موعظه، مقالات دینی و تاریخ نگاری متمرکز می كردند.  خاطره نویسی های ساده و صمیمانه و تاملات آنها، زندگی داخلی و درونی این مردم درونگرا و پرشور را ثبت کرده است.

 

آن براد استریت Anne Bradstreet (١٦٧٢-١٦١٢ حدود)

نخستین کتاب شعری که توسط  یك آمریكایی  انتشار یافت به آن براد استریت، نخستین زن آمریكایی که کتابی منتشر کرد تعلق داشت --  با توجه به اینكه در سالهای اولیه استقرارنخستین مهاجرنشین های آمریكائی در سرزمین جدید چاپخانه وجود نداشت، تعجب آور نیست كه این كتاب در انگلستان منتشر شده باشد.  آن براد استریت كه در انگلیس متولد شد و همانجا به تحصیل پرداخت، دختر مباشر املاك یك  دوک انگلیسی بود.  هنگامی كه ١٨ ساله بود همراه خانواده خود مهاجرت كرد.  شوهر او سرانجام به فرمانداری مهاجرنشین خلیج ماساچوست رسید، كه بعدها توسعه یافت و به شهر بزرگ بوستون تبدیل شد.  او اشعار طولانی مذهبی خود را بر موضوعات متعارفی از قبیل توصیف فصل ها ترجیح می داد، اما خوانندگان معاصر بیش از همه از اشعار كنایه آمیزش در باره موضوعات زندگی روزمره و سروده های گرم  و عاشقانه اش  برای  شوهر و فرزندان خود لذت می برند. اواز شعر ماوراء الطبیعه انگلیسی الهام می گرفت و كتاب او " دهمین الهه شعر اخیراً از آمریكا سر بر آورده است"

 The Tenth Muse Lately Sprung Up in American (١٦٥٠)،  نفوذ ادموند اسپنسر، فیلیپ سیدنی و سایر شعرای انگلستان را  نشان می دهد.  او اغلب از استعاره های دوراز ذهن و تشبیهات گسترده به طرز ماهرانه ای استفاده می كند.  در شعر “به شوهر عزیز و دوست داشتنی ام” (١٦٧٨)  از تصویرسازی های شرقی، موضوعات عشقی و قیاس كه در آن زمان در اروپا محبوبیت داشت استفاده می كند، اما در پایان شعر، به آنها مفاهیمی پارسا گونه می بخشد:

 

اگر هرگز دو تن دریک قالب  وجود داشتند،، بی شك آن دو تن ما بودیم،

اگر مردی هرگز همسرش را دوست می داشت،  آن مرد تو بودی؛

اگر هرگز زنی با شوی خود سعادتمند بوده باشد،

ای زنان اگر می توانید، او را با من قیاس كنید.

من عشق تو را بیش از همه معادن زر

یا تمامی ثروت های مشرق زمین می ستایم،

عطش عشق من چنان است كه رودها آنرا خاموش نتوانند كرد،

و پاداشی جز عشق  تو او را در خور نیست.

عشق تو چنان است كه پاداش دادن به آن به هیچ روی در توان من نیست،

از خدا به دعا می خواهم که صد چندان ترا پاداش دهد

پس بیا تا دمی كه زنده ایم چنان آنرا نگاهداریم و قدر بدانیم،

كه پس از رفتنمان ، جاودانه زنده باشیم.

 

ادوارد تیلور Edward Taylor (١٧٢٩-١٦٤٤ حدود)

ادوارد تیلور،  شاعر پرشور و درخشان که به حرفه كشیشی اشتغال داشت، مانند آن براد استریت و در حقیقت دیگر نویسندگان اولیه نیوانگلند در انگلستان به دنیا آمده بود.  او پسر یك خرده مالك بود – بدین معنی كه پدرش كشاورز مستقل ومالك زمین خود بود.  تیلور که آموزگار بود در سال ١٦٦٨ ترجیح داد بجای آن كه به كلیسای انگلستان سوگند وفاداری یاد كند با كشتی عازم نیوانگلند شود.  او در كالج هاروارد به تحصیل پرداخت و مانند بیشتر كشیش های فارغ التحصیل هاروارد، یونانی، لاتین و عبری می دانست.  آن مرد بسیار فروتن و پارسا هنگامی كه شغل دائمی خود را بعنوان كشیش در شهر مرزی وستفیلد Westfield در ماساچوست، در عمق ١٦٠ كیلومتری یك جنگل انبوه و وحشی، پذیرفت، كار خود را بعنوان یك میسیونر برای مهاجران آغاز كرد.  تیلور فرهیخته ترین مرد منطقه بود و از دانش خود  در کارش به عنوان كشیش، پزشك و رهبر مدنی شهر بهره می گرفت.

 

تیلور، این  مردی بی ادعا، پارسا و سخت کوش، هرگز اشعار خود را منتشر نكرد.  این اشعار تنها در سالهای دهه ١٩٣٠ كشف شدند.  اگر او خود زنده بود بی شك كشف كارهایش را به عنوان مشیت الهی تلقی می كرد.  خوانندگان امروزی باید از دسترسی به اشعار او كه بهترین نمونه های شعر قرن هفدهم آمریكای شمالی به شمار می روند، سپاسگزار باشند.

 

تیلور انواع مختلف شعر را به رشته نظم كشید:  مرثیه های تشییع جنازه، ترانه ها، یك “مباحثه” به سبك قرون وسطی، و یك اثر ٥٠٠ صفحه ای به نام تاریخ منظوم مسیحیت (كه عمدتا تاریخ شهدای آن است).  به عقیده منقدان معاصر، بهترین کارهای او یك رشته " تاملات مقدماتی" كوتاه هستند.

 

مایكل ویگلز ورث Michael Wigglesworth (١٧٠٥-١٦٣١)

مایكل ویگلز ورث نیز مانند تیلور كشیش پیورتین بود كه در انگلستان به دنیا آمده و در هاروارد تحصیل كرده بود.  وی كه به طبابت اشتغال داشت سومین شاعر مهم دوران مستعمراتی نیوانگلند به شمار می رود.  او در بهترین اثر خود “روز قیامت” The Day of Doom (١٦٢٢) موضوعات مورد علاقه  پیورتین ها را پی گیری می کند.  این یك اثر روایتی مفصل است كه اغلب به صورت ابیات آشفته و نازل بیان می شود.  این اثر وحشتزا که اصول اعتقادی كالوینیست ها را تبلیغ می کند،  محبوب ترین شعر دوران مستعمراتی  و نخستین اثر پر فروش در آمریكا بود.  در این اثر تصویر مخوفی از عذاب جهنم  به صورت ترجیع بند ارائه می شود.

 

كیفیت این اثر از نظر شعری وحشتناك است، اما همه آنرا دوست داشتند.  این كتاب جذبه یك داستان وحشت انگیز را با اعتبار و نفوذ جان كالون در هم می آمیزد.  طی مدتی بیش از دو قرن، افراد این تجسم طولانی و دردناك وحشت مذهبی را به حافظه می سپردند، كودكان با غرور آن را می خواندند و كهنسالان در هر سخنرانی از آن نقل قول می كردند.  مجازات های وحشتناك ذكر شده در این شعر، با زخم مخوفی كه آرتور دیمزدیل  Arthur Dimmesdale كشیش مقصردر داستان"نامه ارغوانی" The Scarlet Letter اثر ناتانیل هاوتورن Nathaniel Hawthorne (١٨٥٠)  بر خود وارد می كند تفاوت چندانی ندارد. این موضوع در باره آهاب،  ناخدای لنگ هرمان ملویل، این “فاوست” Faust نیوانگلند كه عطش او برای دانش ممنوعه در كتاب موبی دیك Moby-Dick (١٨٥١) كشتی بشریت امریكا را غرق می كند، نیز صادق است. (موبی دیك كتاب مورد علاقه داستان نویس قرن بیستم آمریكا ویلیام فالكنر William Faulkner بود.  فالکنر در آثار عمیق و مضطرب كننده  خود به این  نکته اشاره می كند كه دید تیره و متافیزیكی آمریكای پروتستان هنوز زائل نشده است).

 

در اشعار اولیه نیوانگلند مانند بیشتر شاخه های ادبیات دوران مستعمراتی، ، از نظر شکل و شیوه کار از كشور مبدأ یعنی انگلستان تقلید می شود. با این همه  شور و هیجان مذهبی و اشارات متعدد به كتاب مقدس و نیز صحنه ها و محیط جدید به نوشته های نیوانگلند، یك هویت ویژه می بخشند.  تازه باید به یاد داشت که  نویسندگان دور افتاده دنیای جدید قبل از پیدایش وسائل حمل و نقل سریع و ارتباطات الكترونیك زندگی می كردند.  در نتیجه نویسندگان دوران مستعمراتی از سبكی تقلید می كردند كه دیگر در انگلستان كهنه شده بود.  بنابراین ادوارد تیلور، بهترین شاعر  آن عصر، پس از آنكه شعرهای ماوراء الطبیعی در انگلستان دیگر طالب نداشت و از دور خارج شده بود هنوز از این گونه اشعار می سرود.  با وجود این  گهگاه، از جمله در مورد اشعار تیلور، آثاری غنی،  با اصالتی خیره كننده از گوشه انزوای مستعمرات سر بر می کشیدند..

 

غالبا چنین به نظر می رسید كه نویسندگان مستعمراتی از وجود نویسندگان بزرگ انگلیسی از قبیل  بن جانسن بی خبرند.  بعضی از نویسندگان دوره مستعمرات هم شاعران انگلیسی را كه به فرقه دیگری تعلق داشتند رد می كردند و به این ترتیب خود را از بهترین اشعار تغزلی و هیجان انگیزی كه زبان انگلیسی پدید آورده بود جدا و محروم می ساختند.  علاوه بر این به علت فقدان كتاب بسیاری از مستعمره نشینان در حالت جهل باقی مانده بودند.

 

 بهترین الگو برای نوشتن و  راهنمای عقیده  و رفتار كتاب مقدس بود.   ترجمه مجاز انگلیسی كه از کتاب مقدس در  دسترس آنها قرار داشت هنگام نشر دیگر کهنه و منسوخ تلقی می شد.  قدمت كتاب مقدس كه بسیار باستانی تر از كلیسای رم بود آن را در چشم پیورتین ها معتبر می ساخت.

 

 پیورتین های نیواینگلند به داستانهای یهودیان در تورات چسبیدند و در این اعتقاد راسخ شدند كه آنها نیز مانند یهودیان به خاطر ایمان خود مورد تعقیب و آزار قرار گرفته اند. آنها هستند که به خدای واحد حقیقی اعتقاد داشته و دارند و از جانب خدا انتخاب شده اند تا اورشلیم جدید New Jerusalem – یعنی بهشت در روی زمین را تأسیس كنند.   پیورتین ها از موارد تشابه بین  خود و یهودیان باستان در تورات آگاه بودند.  موسی بنی اسرائیل را از بردگی مصر بیرون آورد و رهبری كرد، دریای سرخ را با كمك معجزات خداوند شكافت تا مردمش نجات یابند و شریعت خداوند را به صورت ده فرمان دریافت كرد. رهبران پیورتین احساس می كردند كه آنها نیز مانند موسی به یاری خدا  قوم خود را از فساد معنوی انگلیس رهایی بخشیده اند، به كمك خدا به گونه ای معجزه آسا از یك دریای طوفانی گذشته اند و طبق خواسته های او قوانین جدید و اشکال جدیدی از حكومت را وضع می كنند.

 

دنیای مستعمراتی به كهنگی و قدمت تمایل داشت، و مطمئناً نیوانگلند هم از این امر مستثنی نبود.  پیورتین های نیوانگلند بنابر انتخاب و اعتقاد خود و به موجب مقتضیات افرادی كهنه گرا بودند.

 

 ساموئل سیوال  Semuel Sewal (١٧٣٠-١٦٥٢)

 چیزی كه خواندنش از اشعار شدیداً مذهبی سرشار از اشاره به كتاب مقدس آسانتر است یادداشتهای غیر مذهبی و تاریخی است كه با وقایع حقیقی سروكار دارد و از جزئیات زنده استفاده می كند.  اثر فرماندار جان وینتراپ (۳۳) به نام دفتر وقایع روزانه (١٧٩٠) بهترین اطلاعات را درباره مستعمره جوان خلیج ماساچوست و نظریه سیاسی پیورتین ها به دست می دهد.

 

"دفتر خاطرات روزانه" اثر ساموئل سیوال كه سالهای ١٦٧٤ تا ١٧٢٩ را دربر می گیرد زنده، جذاب و سرگرم كننده است.  سیوال در زمره نویسندگان اولیه نیواینگلند از قبیل برادفورد و تیلور قرار می گیرد كه قبلاً از آنها سخن گفته ایم.  او كه در انگلستان به دنیا آمده بود در كودكی به مستعمره نشینها آورده شد.  وی خانه خود را در ناحیه بوستون بنا كرد، از هاروارد فارغ التحصیل شد و در مشاغل قضایی، اداری و مذهبی به كار پرداخت.

 

سیوال آنقدر دیرپا به عرصه وجود گذاشته بود كه بتواند شاهد انتقال زندگی مذهبی سخت و انعطاف ناپذیر پیورتین ها به دوران دنیوی تر دوره آمریكائیهای تاجر پیشه در مهاجر نشینهای نیواینگلند باشد.  “دفتر خاطرات روزانه “ او كه اغلب با خاطرات ساموئل پپیس Samuel Pepys انگلیسی از همان دوران مقایسه می شود، به گونه ای غیر عمد وضع دوره انتقال را ثبت می كند.

 

یادداشتهای سوال مانند خاطرات پپس، ثبت دقیق زندگی روزانه و منعكس كننده علاقه او به حیاتی توأم با تقوا و رفاه است.  او به خریدهای كوچك شیرینی برای زنی كه با  وی معاشرت داشته و نیز به عدم توافق با او بر سر استفاده از وسایل پرهزینه مانند كلاه گیس و كالسكه برای تظاهر به اشرافیت اشاره می كند.

 

مری راولندسون Mary Rowlandson (١٦٧٨ حدود – ١٦٣٥ حدود)

اولین نویسنده زن نام آور مری راولندسون، همسر یک كشیش است كه خاطرات خود را از یازده هفته اسارت در دست سرخپوستان در خلال قتل عامی كه این افراد در سال ١٦٧٦ به راه انداخته بودند به طرزی روشن و تكان دهنده شرح می دهد.  این كتاب بی شک به آتش احساسات ضد سرخپوستی  دامن زد، همانگونه كه اثر جان ویلیامز به نام “اسیر بازخرید شده” The Redeemed Captive (١٧٠٧)  كه شرح دو سال اسارت او بدست فرانسویان و سرخپوستان به دنبال یك قتل عام بود،  نیز چنین تاثیری به جا گذاشت.  اینگونه آثار زنانه معمولاً حالت یادداشت هایی در اطراف موضوعات داخلی خانوده را دارد و مسلتزم تحصیلات ویژه ای نیست.  می توان استدلال كرد كه ادبیات زنانه از رئالیسم ساده و خودمانی و لطافت طبع متعارفی بهره مند است.   آثار زنده ای از قبیل “یادداشت های روزانه”  سارا كمبل نایت

 S. Kamble Knight (كه پس از مرگ نویسنده و در سال ١٨٢٥ منتشر شد) و مربوط به یك سفر تنها و شجاعانه در ١٧٠٤ از بوستون به نیویورك و بالعكس است بی شک نسبت به سبك پیچیده و غریب پیورتین ها یك استثناء به شمار می آید.

 

كاتن مدر Cotton Mather (١٧٢٨-١٦٦٣)

هیچ شرح و گزارشی از ادبیات مهاجرنشین های نیوانگلند، بدون ذكر كاتن مدر، این فضل فروش متبحر، كامل نیست.  مدر كه در بین چهار نسل  طایفه خود در ماساچوست متعلق به نسل سوم آن بود، در بیش از ٥٠٠ كتاب و جزوه به تفصیل درباره نیوانگلند مطلب نوشت.  جاه طلبانه ترین اثر او "مگنولیا کریستی امریکانا"  Magnalia Christi Americana (تاریخچه كلیساهای نیوانگلند) نام دارد که از طریق یك سلسله شرح حال ها تاریخچه سكونت در نیوانگلند را بطور مفصل شرح می دهد.  این كتاب بسیار قطور، معرف ماموریت پیورتین ها درداخل سرزمین های وحشی به منظور تأسیس سلطنت خداوند است. ساختاراین اثر بر داستان تکامل تدریجی ُزندگی مقدسان" در آمریکا و حالت نمونه ای آن استوار است. تعصب و غیرت او تا حدی سبك پر آب و تاب و فخر فروشی هایش را جبران می كند: “من از شگفتی های آیین مسیحیت می نویسم که از محرومیت های اروپا به كرانه های آمریكا روی آورد.”

 

راجر ویلیامز (١٦٨٣-١٦٠٣ حدود)

در سالهای پایانی قرن هفدهم و آغاز قرن هیجدهم، علیرغم كوشش های گاه گاه و خشن پیورتین ها در پایان دادن به بردباری در برابر عقاید دیگران، مطلق اندیشی و تعصب مذهبی بتدریج رو به تحلیل نهاد.  یك روحانی به نام راجر ویلیام به علت دیدگاههای مذهبی خود سختی های زیادی را تحمل كرد.  او كه در انگلیس از پدری خیاط بدنیا آمده بود در بحبوحه زمستان سخت ١٦٣٥ نیوانگلند از ماساچوست تبعید شد.  ویلیامز كه از سوی فرماندار ماساچوست، جان وینتروپ، مخفیانه هشداری دریافت كرده بود، تنها از طریق زندگی با سرخ پوستان  توانست از معرکه جان سالم به در برد.  او در ١٦٣٦ یك مهاجرنشین جدید در رود آیلند Rhode Island تأسیس كرد كه مقدم افرادی را که به مذاهب دیگرتعلق داشتند گرامی می داشت.

 

ویلیامز كه فارغ التحصیل دانشگاه كمبریج انگلستان بود، نسبت به كارگران و دیدگاههای متفاوت دارای احساسات مساعدی بود.  اندیشه های او از زمان خودش فراتر می رفت.  ویلیامز از نخستین خرده گیران امپریالیسم بود و بر این نكته اصرار داشت كه پادشاهان اروپا حق ندارند امتیاز زمین های امریكا را به كسی اعطا كنند، زیرا زمین های این سرزمین متعلق به سرخپوستان است.  ویلیامز همچنین به جدایی دین از دولت اعتقاد داشت – باوری كه همچنان در آمریكا یك اصل زیربنایی محسوب می شود.  او معتقد بود كه دادگاه ها نباید قدرت تنبیه افراد را به دلایل مذهبی داشته باشند. این موضع گیری موقعیت حکومت های سختگیر مذهبی نیوانگلند را به متزلزل کرد.  او كه به برابری و دموكراسی اعتقاد داشت برای همه عمر دوست سرخپوستان باقی ماند. از جمله كتابهای متعدد ویلیامز اولین فرهنگ لغات و اصطلاحات سرخپوستان به نام  “کلید گشایش زبانهای آمریكا” A Key Into the Languages of America  (١٦٤٣) بود. این كتاب همچنین یك اثر اولیه قوم شناسی است كه شرح دلیرانه ای از زندگی سرخپوستان بر پایه زمانی كه او در بین قبایل آنها می زیست ارائه می دهد.  هر فصل به یك موضوع  مشخص مانند غذا خوردن و زمان صرف غذا اختصاص دارد –.  كلمات و اصطلاحات سرخ پوستی در ارتباط  با موضوع فصل  و آمیخته با برخی اظهار نظرها و داستانها آمده و معمولا به یك شعر ختم می شود.  پایان فصل اول چنین است:

اگر فرزندان طبیعت، چه وحشی و چه اهلی ،

چنین مهربان و فروتن اند،

چه بد است كه فرزندان خداوند

خواستارانسانیت باشند.

 

در فصل مربوط به كلمات درباره تفریح  چنین اظهار نظر می كند :  “این یك حقیقت عجیب است كه انسان معمولاً تفریحات مجانی و فرح بخش بیشتری در بین این وحشی ها می یابد تا بین هزاران نفر كه خود را مسیحی می نامند.”

 

زندگانی ویلیامز به طرز بی مانندی الهام دهنده است. او طی دیداری از انگلستان در خلال جنگ خونین داخلی،  پس از مشاهده قطع شدن تحویل ذغال سنگ به فقرای لندن درفصل زمستان ، با بهره گیری از تجارب خود در جان بدر بردن از یخ بندان نیوانگلند،  ترتیبی داد تا هیزم به آنها تحویل داده شود. او از بردباری مذهبی دفاع جانانه ای بعمل آورد و نه تنها به خاطر دفاع از فرقه های مختلف مسیحی نامه نوشت بلكه برای غیر مسیحیان نیز چنین كرد.  ویلیامز در کتاب خود به نام " مرام خونین آزار رسانی به خاطر وجدان" The Bloody Tenet of Persecution for Cause of Conscience

(١٦٤٤) چنین نوشت:  “این اراده و فرمان خداوند است كه اجازه عبادت  به اکثریت معتقدان  ادیان، یهودی، ترك یا ضد مسیحی  درمیان انسانها و در همه ملت ها داده شود...”

بدون شك تجربه فرهنگی زندگی در میان سرخپوستان مهربان و دارای صفات انسانی تا حد زیادی نشان دادن چنین حكمت و خردی را از جانب او توجیه می كند.

 

در مهاجر نشین ها جریان تاثیر گذاری دو جانبه بود.  به عنوان مثال جان الیوت كتاب مقدس را به زبان ناراگانست Narraganset ترجمه كرد.  سرخپوستان به مسیحیت روی آوردند.  حتی امروزه كلیسای سرخپوستان مخلوطی از مسیحیت و باورهای سنتی سرخپوستان را ارائه می دهد.

 

روح بردباری و آزادی مذهبی كه به تدریج در مهاجرنشین های آمریكا رشد كرد، ابتدا در رُُد آیلند و پنسیلوانیا، محل زندگی كوئیكر  Quakerها پا گرفت.  كوئیكرها که به عنوان  شریف، با وجدان و با تحمل معروف بودند، و با نام  “دوستان” از آنها یاد می شد،  به تقدس وجدان فردی به عنوان سرچشمه نظم اجتماعی و اخلاقیات باور داشتند.  باور بنیادین كوئیكرها به عشق و برادری جهانی آنها را عمیقاً آزاده و مخالف مرجعیت جزمی مذهبی بار آورده بود.  پس از رانده شدن از ماساچوست سختگیر كه از نفوذ آنها هراس داشت، در ١٨٦١ تحت رهبری ویلیام پن W. Penn  یك مهاجرنشین بسیار موفق را که همان پنسیلوانیا باشد به وجود آوردند.

 

جان وولمن John Woolman (١٧٧٢-١٧٢٠)

 

معروف ترین کار كوئیكرها “وقایع روزانه” (١٧٧٤) اثر جان وولمن است كه زندگی درونی او را به سبكی خالص و دلچسب با چنان شیرینی و لطافتی ثبت می كند كه تحسین بسیاری از نویسندگان آمریكائی و انگلیسی را برانگیخته است.  این مرد لایق و بلند مرتبه خانه خود را در شهر رها كرد تا در بین سرخپوستان مناطق وحشی درون سرزمین اقامت گزیند،  زیرا با خود اندیشید كه شاید بدین طریق از آنها چیزی بیاموزد و با عقاید آنها وجه اشتراكی بیابد.  او به سادگی از اشتیاق خود دایر بر “احساس و فهم زندگی آنها وروحیه ای كه با آن زندگی می كنند” می نویسد.  روح عدالتخواه وولمن  طبعاً به انتقاد اجتماعی روی می آورد:  " دریافتم  كه بسیاری از سفیدپوستان به سرخپوستان عرق نیشكر Rum می فروشند، كه به نظر من شر بزرگی است."

 

وولمن یكی از نخستین نویسندگان مخالف برده داری  بود و در سال های ١٧٥٤ و ١٧٦٢ دو مقاله تحت عنوان “بعضی ملاحظات درباره چگونگی نگهداری سیاهان” منتشر كرد.  او كه یك نوع پرست پر حرارت بود از “اطاعت انفعالی” نسبت به مقامات و قوانینی که  ناعادلانه تشخیص داده شوند پیروی می كرد.  او کسی بود که به عنوان پیشگام راه را برای مقاله معروف هنری دیوید ثورو H. D. Thoreau به نام “نافرمانی مدنی” (١٨٤٩) هموار كرد و این راه  را  به نسلهای بعدی نشان داد.

 

جاناتان ادواردز Jonathan Edwards     (١٧٥٨-١٧٠٣)

 

نقطه مقابل جان وولمن، جاناتان ادواردز است كه تنها ١٧ سال قبل از این مرد كوئیكر معروف بدنیا آمد.  وولمن از تحصیلات رسمی كمی بهره مند شده بود؛ در حالی که ادواردز تحصیلات عالی داشت.  وولمن از ندای وجدان خود پیروی می كرد، ادواردز سرسپرده قانون و مقامات دولتی بود.  هر دو نویسنده خوبی بودند، اما آنها دوقطب مخالف تجربه مذهبی دوره مستعمراتی را آشكار می سازند.

شخصیت و افكار ادواردز توسط احساس وظیفه شدید و محیط سختگیر پیورتین شكل گرفته بود. این دوعامل درهم آمیخته  و او را وا می داشتتند كه از كالونیسم سخت و عبوس در برابر نیروهای آزادی خواه و آزادی طلب كه هر دم در اطراف او سر بر می آوردند دفاع كند.  شهرت او در درجه اول مدیون موعظه وحشت آور و قوی او زیر عنوان  “گناهكاران در دست خداوند غضبناك” (١٧٤١) است:

 

"اگر خدا شما را رها كند، بی درنگ غرق می شوید و پائین می روید و با تمام گناهان خود در گرداب بی انتها عوطه می خورید... خدایی كه شما را درست به همان طریق كه كسی یك عنكبوت یا یك حشره منفور را بر بالای آتش گرفته باشد، بر فراز گودال دوزخ نگاه داشته،  از شما متنفر  و به طرز وحشتناكی غضبناك است... شما در نظر او به درد هیچ کاری جز آنكه به اعماق جهنم پرتاب شوید نمی خورید."

 

موعظه های ادورادز دارای اثر كوبنده ای بود و تمامی جماعات شنونده را به شدت به هیجان می آورد و به گریه می انداخت.  با این همه در دراز مدت خشونت عجیب و غریب آنها مردم را از كالونیسم كه ادواردز چنان با شجاعت از آن دفاع می كرد بیگانه ساخت.  موعظه های جزمی و قرون وسطائی ادواردز دیگر در تجربه مهاجرنشین های نسبتاً صلح جو و مرفه قرن هیجدهم جایی نداشت.  پس از ادواردز جریان تازه و آزادی خواهانه ای در جهت بردباری  نیرومند گرفت.

 

ادبیات در مهاجرنشین های جنوبی و میانه

 

ادبیات جنوب قبل از انقلاب، اشرافی و غیر مذهبی بود و منعكس كننده نظام های غالب اجتماعی و اقتصادی مزارع جنوب بشمار می رفت.  مهاجران اولیه انگلیسی بیشتر به دلیل فرصتهای اقتصادی جذب مهاجرنشین های جنوبی می شدند تا به خاطر برخورداری از آزادیهای مذهبی.

 

هرچند بسیاری از اهالی جنوب كشاروزان یا كاسبكاران فقیر بودند و زندگی چندان بهتری از بردگان نداشتند، افكار طبقه باسواد جنوبی تحت تاثیر آرمان های ادیبان نجیب زاده و زمین دار دنیای قدیم شكل گرفته بود. حفظ چنین موقعیتی تنها از طریق برده داری امكان پذیر بود.  قانون اساسی سفیدپوستان ثروتمند جنوبی را از مشاغل دستی معاف می كرد و به آنها اوقات فراغت می بخشید و رؤیای  یك زندگی اشرافی را در سرزمین های وحشی امریكا امكان پذیر می ساخت.  تأكید پیورتین ها بر كار سخت،  تعلیم و تربیت و حرارت و صمیمیت طرفدار چندانی نداشت ، بر عکس آنچه که بیشتر در اطرافش گفتگو  می شد تفریحاتی از قبیل اسب سواری و شكار بود.  كلیسا بیشتر جولانگاه اجتماعی  اشراف بود تا عرصه ای برای آزمون های دقیق وجدانی.

 

ویلیام برد Wiliam Byrd (١٧٤٤-١٦٧٤)

 

طبیعتاً فرهنگ جنوب در اطراف آرمان های  نجیب زادگان  می گشت.  ویلیام برد مردی بود که به دوره رنسانس تعلق داشت، درعین حال  هم می توانست مزرعه ای را اداره كند.  او قادر به خواندن آثار كلاسیك یونانی بود و قدرت یك مالك فئودالی را هم  داشت.

 

ویلیام برد در نامه مشهور خود در تاریخ ١٧٢٦ به دوست انگلیسیش چارلز بویل كنت اورری Orrery زندگی مطبوع در مزرعه خود وست اور Westover را چنین تشریح می كند:

 

"علاوه بر امتیاز هوای پاك، ما همه چیزها را به حد وفور،  بدون آنكه خرجی برایمان داشته باشد (منظورم از ما كسانی هستند كه مزرعه دارند)، در دسترس داریم  .  من برای خود دارای یك خانواده بزرگ هستم و در خانه من به روی همه باز است، با این همه صورت حسابی ندارم كه بپردازم و یك سكه نیم كرونی ماهها در جیب من دست نخورده باقی می ماند.

 

من مانند یك بزرگ خاندان دارای گله و رمه، غلامان و كنیزان خود هستم و هر گونه مبادله كالا بین خدمتكاران من رواج دارد.  بنابراین گذشته از مشیت الهی از قید همه كس آزادم..."

 

ویلیام برد تجسم روحیه  اصیل  جنوبی و مستعمراتی است.   او ١٠٤٠ هكتار زمینی را كه به ارث برده بود به ٧١٦٠ هكتار گسترش داد و یك معامله گر و مزرعه دار بود.  كتابخانه او با ٣٦٠٠ كتاب بزرگترین كتابخانه جنوب بشمار می رفت. او از كودكی دارای هوش سرشاری بود.   پدرش او را به بهترین مدارس انگلستان و هلند فرستاد و این هوش و ذکاوت را توسعه داد.  وی به دربار فرانسه راه یافت،  به عضویت انجمن سلطنتی در آمد و با بعضی از نویسندگان درجه اول زمان خود بخصوص ویلیام دبلیو چرلی W. Wycherley و ویلیام كانگریو  W. Congreve دوست بود.  خاطرات روزانه  لندن او نقطه مقابل دیدگاه های پیورتین های نیوانگلند، و سرشار از خاطرات ضیافهای پر خرج، جشنهای خیره كننده و هوس بازیهاست و در آن جای كمی به تأمل و خویشتن كاوی داده شده است.

 

امروزه بیشتر شهرت برد مدیون اثر او بنام تاریخ خط تقسیم History of the Dividing Line است كه خاطرات سفر ١۷٢٩ او را به مدت چند هفته و به مسافت ٩٦٠ كیلومتر در داخل سرزمینها برای نقشه برداری خط تقسیم مهاجرنشین های همسایه ویرجینیا و كارولینای شمالی شامل می شد.  تأثیر فوری كه بیابانهای وسیع، سرخپوستان، سفیدپوستان نیمه وحشی، حیوانات وحشی، و همه نوع  مسائل و مشكلات بر این نجیب زاده متمدن نهاده باعث می شود كه این كتاب بصورتی بی مانند آمریكایی و بسیار جنوبی ظاهر شود.  اواولین مهاجرنشین های ویرجینیا را چنین مسخره می كند:  “حدود ١٠٠ مرد كه بیشتر آنها از خانواده های خوب محروم بوده اند”.  و در مورد جیمز تاون شوخی اش گل می كند كه:  “مثل انگلیسیهای حقیقی كلیسائی ساخته اند كه بیشتر از ٥٠ پاوند خرج بر نداشته و میكده ای كه ٥٠٠ پاوند تمام شده است.”  نوشته های برد نمونه های درجه اولی از علاقه شدید جنوبیها به دنیای مادی است:  زمین، سرخپوستان، گیاهان، حیوانات و مهاجران.

 

رابرت بورلی R. Beverley (١٧٢٢-١٦٧٣ حدود)

 

رابرت بورلی یك مزرعه دار ثروتمند دیگر و نویسنده "تاریخ و وضعیت کنونی ایالت ویرجینیا"

 The History and Present State of Virginia (١٧٢٢-١٧٠٥) تاریخ مهاجرنشین ویرجینیا را به سبكی انسانی و نیرومند عرضه می كند. او نیز مانند برد سرخپوستان را تحسین می كرد و نظرات خرافی و عجیب اروپائیها را راجع به ویرجینیا–به عنوان نمونهً این اعتقاد كه “این سرزمین همه افرادی را كه به آنجا می روند سیاه می كند-- یادآور می شد. َ او مهمان نوازی گرم جنوبیها را خاطر نشان می ساخت، خصیصه ای كه تا امروز همچنان باقی است.

 

طنز های بذله آمیز نوعی اثر ادبی است كه در آن خباثت یا حماقت انسانی از طریق طنز، تمسخر یا مزاح مورد حمله قرار می گیرد.  این نوع آثار غالباً در جنوب مستعمراتی ظاهر می شود.  گروهی از مهاجرنشینهای عصبانی در اعلامیه ای  با عنوان " داستان حقیقی و تاریخی مهاجرنشین جورجیا"

 A True and Historical Narrative of the Colony of Georgia (١٧٤١) بنیان گذار انسان دوست جرجیا، ژنرال جیمز اوگلثرب G. Oglethorpe را هجو كردند.  آنها  او را ظاهرا به خاطر این که چنان فقیر نگاهشان داشته است ستوده  و گفته بودند از آنها  بقدری كار می كشد كه مبجورند “خصلت با ارزش فروتنی” را در خود پرورش دهند واز  “دلهره های هر نوع جاه طلبی بیشتر” پرهیز كنند.

 

شعر پر سر و صدا و هزل آمیز “عامل سات وید"  Factor  Sot weed” مهاجرنشین مریلند  را هجو می کند.  نویسنده این اثر، یك انگلیسی به نام ابنی زر كوك Ebene Zer Cook ، سعی می کند در مریلند به تجارت تنباكو وارد شود ولی موفق نمی شود.  كوك برخوردهای خشن این مهاجرنشین را با طنز بسیار ظریفانه ای بیان كرده و مهاجرنشین های مریلند را متهم می می کند كه او را گول زده اند.  شعر با یك نفرین اغراق آمیز پایان می یابد:  “باشد كه خشم الهی آن مناطق را چنان ویران كند / كه نه یك مرد وفادار در آن باقی بماند نه یك زن عفیف”

 

بطور كلی می توان جنوب مستعمراتی را تا حدودی با یك سنت ادبی دنیوی، آگاهی دهنده و واقع گرایانه مرتبط دانست. جنوبیها با تقلید از شیوه ها ادبی انگلیسی، موفق شدند در تعمق طنز آمیز و دقیق در شرایط متمایز دنیای تخیل خود را به اوج برسانند.

 

اولادا اكیانو (  گوستاووس واسا ) Olaudah Equiano (Gustavas Vass)

(١٧٩٧-١٧٤٥ حدود)

در طول دوران مستعمراتی نویسندگان سیاه پوست مهمی مانند اولادا اكیانو و جوپیتر هامون

 J. Hammon ظهور كردند.  اكیانو كه یك ایبو IBO از كشور نیجر (در آفریقای غربی) بود اولین نویسنده سیاه پوست آمریكا است كه شرح حال خود را به نام " روایت جالب زندگی اولادو اكیانو، یا گوستاووس واسای افریقائی"

 The Interesting Narrative of the Life of Olaudah Equiano, or Gustavos Vassa, the Africa (١٧٨٩)  به رشته تحریر کشید.  در این كتاب - كه نمونه اولیه سبك روایت بردگان است،  اكیانو داستان سرزمین مادری خود، وحشتها ، بی رحمی های اسارت و به بردگی گرفتار شدن خود را در سواحل هند غربی شرح می دهد.  اكیانو كه به مسیحیت گروید، به طرز تكان دهنده ای از رفتار بیرحمانه و “غیر مسیحی” كه  با او صورت می گرفته اظهار تأثر و تأسف می كند  واین همان احساسی است كه در قرون بعدی  بسیاری از سیاهان آمریكا از خود بروز می دهند.

 

جوپیتر هامون  Jupiter Hammon (١٨٠٠ حدود – ١٧٢٠ حدود)

 

شاعر سیاه پوست آمریكائی جوپیتر هامون كه در لانگ آیلند نیویورك یك برده بود به خاطر اشعار مذهبی خود و نیز” خطابه ای به عنوان سیاهان ایالت نیویورك”

 An Address to the Negros of the State of New York (١٧٨٩)، فراموش نخواهد شد.  او در اثر اخیر از آزاد كردن فرزندان برد گان طرفداری  و بردگی موروثی را محكوم می کند.  شعر او با عنوان " تفكر شامگاهی  An Evening Thought  نخستین شعر منتشر شده توسط یك مرد سیاه پوست در آمریكا بود.

با پيوندهای روبرو نشانه بگذاريد:     اين چيست؟