03 نوامبر 2008
مت ساندرز (متولد 1975، تاکوما (319)، واشنگتن) در ‘آموزشگاه هنر دانشگاه ییل’، نیو هیون، کانتیکات (2000، کارشناسی ارشد هنری در رشته نقاشی / چاپگری) و ‘کالج هاروارد’ (320)، کمبریج، ماساچوست (1997، کارشناسی در رشته مطالعات بصری و زیست محیطی) تحصیل کرده است. او در مکان های متعددی نمایشگاه های انفرادی برگزار کرده است، از جمله در ‘هنرهای زیبای لومبارد – فرید’ (321)، نیویورک (2003)؛ ‘گالری آنالیکس فورور’ (322)، ژنو، سوئیس (2001)؛ ‘مرکز هالیوک’ (323)، کمبریج، ماساچوست (1999). جوایز و افتخاراتی که او کسب کرده شامل این هاست: ‘بورس تحصیلی رابرت شولکوف’ (2001) (324)؛ ‘جایزه لوئیس سادلر’ (325) (1997)؛ و ‘جایزه توماس تی. هوپس’ (326) (1997). ساندرز در برلین آلمان زندگی و کار میکند.
‘نمایش و خودآگاهی، تماشاگری و همچشمی، در حال حاضر، ایده ای از مد افتاده ای هستند و الگوهای فرهنگ توده ای جانشین فرد و خانواده به عنوان اجزای اصلی فلسفه و روان شناسی شده اند. بازار فرهنگ بزرگتر از آن شده است که هیچ زبانی بتواند آن را توصیف کند. ما، بیش از همیشه، همسازی دقیقی با حرکت های ظریف اشیا پیدا کرده ایم – با دنیای بیش ار حد پیچیده و تصنعی دنیای فرهنگ که خود را به تصویر میکشد. سینما و، از جهات دیگر، تاریخ متون – یا زیرمتن های -- اصلی ما هستند.
ما در فضای رایانه ای و در کوچه و خیابان، نمایش های ماهرانه ای از اشتیاق خود به آن ها را روی صحنه میبریم. با این همه، سینمای تنها، و تماشاگر تنها، خیلی ملول به نظر میرسند. و خیره کننده.
جک اسمیت (327) و، عملا’، وارهول (328) شیوه هایی برای توصیف رویدادها ‘با هنرپیشه هایی همگی عنان گسیخته’ ایجاد کردند. کار من با وسوسه این لحظات ثبت شده و تقریبا’ ملموس نمایش هایی آغاز شد که متوقف میشوند یا هرگز شروع نمیشوند یا بارهای بار اجرا میشوند. تاریخ هم بارهای بار اجرا میشود (همانطور که نقاشی، معمولا’). وقتی من به کار پرداختم، بازی بین این تصاویر خودیافته از هنرپیشه ها و عکس های تبلیغاتی آن ها بیشتر به شیوه و سبک مربوط میشد، و به وسعتی که لحظات تاریخی به آن ها میبخشند. کار من گردش سیالی بین نقاشی، طراحی، و تصویر متحرک بوده، و من میخواهم که آثارم مشخصا’ حالت ارجاعی داشته باشند، به شدت شخصی باشند، و در نهایت تعمیم پیدا کنند و به جریان بیفتند. از جمله دیگر موارد، آثار من نشان از خود دارند – نموداری از دغدغه های ذهنی من هستند. این آثار به تازگی جذب دوران عاشقانه سینما شده اند، دورانی که زندگی ها، کارها، برنامه ها، نمایش ها، و تجربه خود من به عنوان یک بیننده را پوشش میدهد