04 می 2008
ایالات متحد دارای یکی از گوناگون ترین ملت های جهان است. جمعیت 300 میلیون تنی آن به داشتن بیش از 30 میلیون تبعه ی متولد خارج از آمریکا مباهات می کند؛ این ها به زبان ها و گویش های مختلف حرف می زنند. هرساله حدود یک میلیون مهاجر جدید و بیشتر از آسیا و آمریکای لاتین به این تعداد اضافه می شود.
ادبیات هم به همین منوال، در آمریکای امروز، متنوع، گوناگون و در حال تحول است. صدا های زیادی از گوشه و کنار این سرزمین پهناور بلند می شود که تفکر های کهنه را به چالش گرفته و سنت های ادبی را با شرایط جدید زندگی ملت تطبیق می دهند. پیشرفت های اجتماعی و اقتصادی موجب شده که گروه هایی که سابق بر این معرفی نداشتند، اکنون بتوانند به تبیین خود بپردازند؛ و نوآوری های تکنولوژیک باعث شده که این جماعت آرای خود را به سرعت منتقل کنند. بر تعداد باشگاه های کتابخوانی اضافه می شود، و نیز نمایشگاه های کتاب، فستیوال ها و جلسات مشاعره هر چه بیشتر مورد توجه عموم قرار می گیرد. انتخاب کتابی از سوی یکی از این باشگاه ها، می تواند نویسنده ی گمنامی را معرفی کرده و یک شبه به شهرت برساند.
با مشاهده ی فهرست پرفروش ترین کتاب های نیویورک تایمز که هر هفته روز های یکشنبه به چاپ می رسد، متوجه می شویم که در صحنه ی امروزی ادبیات آمریکا تا چه حد گوناگونی وجود دارد. برای مثال، در ژانویه ی 2006، فهرست پرفروش ترین کتاب های با جلد شمیز،شامل داستان هایی از نورا رابرتز[1]، یک داستان تازه ی پلیسی از جان گریشام[2]، و در کنار این ها کتاب های علمی و تحقیقی مانند کتاب هایی در زمینه ی مردم شناسی به تألیف جارد دایموند[3]، جامعه شناسی، شامل نوشته ی ملکوم گلدول[4]، که از نویسندگان مجله ی نیویورکر است ، در باره ی توان بخشی به معتادان و جنایتکاران. وهمین طور چاپ دوباره ی کتابی از ترومن کاپوتی[5] به نام در کمال خونسردی که گزارش تکان دهنده ای از جنایتی می باشد که مرز میان ادبیات و روزنامه نگاری را کمرنگ می کند و اخیراً از روی آن فیلمی نیز تهیه شده است.
کتاب های تألیف نویسندگان غیر آمریکایی و کتاب هایی در مورد موضوعات بین المللی هم در این فهرست به چشم می خورد. مانند رمان دلخراش نویسنده ی افغانی آمریکایی خالد حسین به نام بادبادک ران، در مورد دوستان دوران کودکی است که بعد از حکومت طالبان از یک دیگر جدا شدند، و کتاب خاطرات آذرنفیسی، به نام خواندن لولیتا در تهران، که با لحن گزنده ای از تدریس آثار بزرگ ادبیات غرب به دختران جوان ایرانی حکایت می کند. کتاب سومی هم هست به نام خاطرات یک گیشا، نوشته ی آرتور گولدن (که به صورت فیلم نیز درآمده)، و حاکی از زندگی یک زن ژاپنی در زمان جنگ جهانی دوم می باشد.
به علاوه، این فهرست پرفروش ترین کتاب ها ، نشان می دهد که موضوعات مذهبی هم از محبوبیت خوبی برخوردارند. طبق گزارش هفته نامه ی ناشران، در سال2001 ، اولین بار بود که فروش کتاب هایی با مضامین مسیحی، از رمان ها و کتب علمی جلو زد. در میان پرفروش ترین کتاب ها با جلد گالینگور، در همان فهرست یکشنبه ی مذکور، رمان دن براون[6]، موسوم به کد داوینچی، و داستان ان رایس[7] موسوم به مسیح خدا: خارج از مصرهم دیده می شوند.
علاوه بر فهرست پرفروش ترین کتاب های تایمز، کتاب فروشی های زنجیره ای هم بخش هایی را به آثار مربوط به ادیان مهم جهان مانند مسیحیت، اسلام، یهودیت، بوداییسم و گاهی نیز هندوییسم تخصص داده اند.
در بخش ادبیات زنان در کتاب فروشی ها می توان آثاری از فمینیست های موج سوم یافت ، جنبشی که مخاطبان آن زنان جوان در سنین 20 و 30 سال هستند و در فضایی رشد کرده اند که حاکی از برابری وسیع اجتماعی در آمریکا می باشد. موج سوم فمینیست ها کاملا ً این قدرت را دارا هستند که از علائق شخصی زنان در انتخاب هایشان حمایت کنند. غالبا ً در اذهان مردمی، این جنبش با بازگشت به سنت و بچه داری ، ماتیک و زنانه بازی اشتباه گرفته می شود، و برای همین این زنان جوان واژه ی "دختر" را احیا کرده و از گذاشتن نام فمینیست بر روی خود اجتناب می کنند. با خاطرات بریجیت جونز، نوشته ی هلن فیلدینگ[8] و سکس در شهر، نوشته ی کانداس باشنل[9] که توصیف زنان مجرد در شهر می باشد، ژانر عامه پسندی در میان زنان بدعت گذاشته شده.
نویسندگان کتب علمی نیز، پدیده ی پسا فمینیسم را تجربه می کنند. اسطوره ی مامان (2004) توسط سوزان داگلاس[10] و مردیت مایکلز[11] ، به تحلیل نقش رسانه ها در "جنگ مامان ها" می پردازد، و و مانیفست آ: زنان جوان، فمینیسم و آینده (2000) نوشته ی جنیفر بامگاردنر[12] و ایمی ریچاردز[13] به فعالان زن در عصر اینترنت توجه دارد. کیتلین فلاناگان[14]، روزنامه نویس است و خود را ضد فمینیست می خواند، و در نوشته های خود به تضاد میان زندگی خانوادگی و زندگی حرفه ای زنان پی می برد. مقاله ی او در آتلانتیک ، در سال 2004، " چه گونه نظام ارباب و رعیتی نهضت زنان را نجات داد" ، گزارشی است از زندگی زنان حرفه ای که کار خود را مدیون زنان مهاجر طبقات پایین تر هستند، چون مراقبت از خانه و بچه ها را عملا ً آن ها بر عهده دارند، و با این مقاله بحث های زیادی را برانگیخت.
روشن است که ادبیات آمریکا در قرن جدید بیشتر به سوی دموکراسی و عدم تجانس پیش می رود. منطقه گرایی شکوفا گشته، و نویسندگان بین المللی یا "جهانی"، با دور نما های خارجی آن، موجب انکسار فرهنگ آمریکا شده اند. نوشته های چند قومیتی انواع ادبی بسیار غنی تو لید می کند، و همگام با رشد ادبیات قومی، سنت های جدیدی نیز ایجاد می شود. ادبیات غیر داستانی و خاطرات نویسی هم شکوفا شده. ژانر داستان کوتاه درخشش بیشتر پیدا کرده ، و داستان های کوتاه کوتاه نیز ریشه می دوانند. نسل تازه ای از نمایشنامه نویسان، موضوعات اجتماعی را کماکان به روی صحنه می برند. در این بررسی کوتاه مجالی برای پرداختن به گوناگونی ادبیات آمریکا نیست. در عوض، باید به پیشرفت عمومی آن و چهره های شاخص تر توجه کرد.
پسامدرنیسم
پسامدرنیسم نوعی تجزیه شدن است: کولاژ، آمیختگی، و استفاده از صدا ها، معانی، صحنه ها و هویت های گوناگون.نویسندگان پسامدرن ساختار های بیرونی را زیر سؤال می برند، ساختار های سیاسی، فلسفی یا هنری. آن ها به استادان ادبیات روایی مدرن بد گمان هستند. و در عوض به ژانر های فرهنگی مردم پسند توجه دارند، مانند ادبیات علمی تخیلی، جاسوسی، و داستان های پلیسی، و در واقع کاشفان فرهنگ عامه هستند.
صدای سفید دان دلیلو، که مانند قطعات کوتاه ویدئویی در 40 بخش تنظیم شده، دست بر روی معمای عرضه کردن اثر می گذارد. یکی از شخصیت ها با تعجب سؤال می کند: "مردم قبل از تلویزیون همین قدر ابله بوده اند؟" مزاح بی انتها، اثر بسیار طولانی (1000 صفحه، 900 پانوشت) دیوید فاستر والاس[15] تروریست های ویلچر نشین را با معتادان به مواد مخدر، و توصیفات فوتوریستی کشوری مانند آمریکا در هم می آمیزد. در گالاتئا 2.2 ، ریچارد پاورز[16] فناوری پیشرفته را با زندگی خصوصی می آمیزد.
نویسندگان پسامدرن، تحت تأثیر توماس پینچون، پیرنگ های چنان پیچیده ای تألیف می کنند که برای درک آن ها باید به تخیلات خود جهش بدهیم. آن ها عمق تاریخ را به یک بُعد خلاصه می کنند؛ رمان های ویلیام ولمن[17]، به قدری سریع در میان مکان و زمان می لغزند که گویی موش کامپیوتر میان خطوط متن می چرخد.
ادبیات غیر داستانی خلاق: خاطرات و زندگی نامه ی شخصی
بسیاری از نویسندگان، برای منعکس کردن دیدگاه های خود، تشنه ی یافتن ژانر هایی هستند که باز تر و کمتر در قید قواعد باشند. ظهور ادبیات جهانی، چند قومیتی و ادبیات زنان- یعنی آثاری که نویسندگان از تجربیات خود مبتنی بر فرهنگ خاصی استفاده می کنند- به نوشتن زندگی نامه ی شخصی و خاطرات جذابیت بخشیده. با این که حدو مرز این انواع ادبی جای بحث بسیار دارد، معمولا ً خاطرات، کوتاه تر از زندگی نامه است که دیدی جامع به زندگی نویسنده می باشد. تحلیل پسامدرن، برای خیلی از نویسندگان مسئله ی "خود" کامل را با مشکل روبرو کرده که کجا این خود کامل شده و می تواند به زبان نوشتاری درآید. بعضی برای مبارزه در راه یافتن خود واقعی ، به خاطرات نویسی متوسل می شوند. این که اصالت را چه گونه باید تعریف کرد، و نویسنده تا چه حد مجاز است به خاطرات خود شاخ و برگ بدهد، از موضوعات بحث در جلسات نویسندگان است.
نویسندگان، خود، نکاتی درمورد این گونه مسائل در کتاب های مربوط به نویسندگی ذکر کرده اند، مانند زندگانی نوشتن (1989) نوشته ی انی دیلارد[18]. خاطرات شایان توجه عبارتند از نور سرقت شده (1989) نوشته ی ود مهتا[19]. که در هندوستان به دنیا آمده و در سه سالگی بینایی خود را از دست داد. گزارش او از سفر تنهایی به آمریکا برای ادامه ی تحصیلاتش، بسیار خواندنی است. خاکستر آنجلا (1996)، نوشته ی فرانک مک کورت[20]، که نویسنده ای ایرلندی آمریکایی است، با شور و حرارت و طنز، از کودکی و فقر، الکلیسم در خانواده، و عدم مدارا در ایرلند حکایت می کند. دست به دهان (1997)، نوشته ی پل استر[21]، از فقری می گوید که سد راه نوشتن او شده و روح او را مسموم نمود.
داستان کوتاه: مسیری نو
ژانر داستان در اواخر دهه ی 1970 تا حدی درخشش خود را از دست داده بود. داستان های تجربی فرا تخیلی که توسط نویسندگانی چون دونالد بارتلم، رابرت کوور، جان بارت، و ویلیام گاس نوشته می شد، دیگر خواننده نداشت. نشریاتی هم که تیراژ زیاد داشتند و داستان های کوتاه را به چاپ می رساندند، مانند ستردی ایونینگ پست[22] ورشکست شده بودند.
باید کسی از شمال غرب اقیانوس آرام می آمد-یک رئالیست پرشهامت و دنبله روی سنت ارنست همینگوی- تا به این ژانر جان تازه ای ببخشد. ریموند کارور[23] (1938-1988) یکی از طرفداران جان گاردنر بود که تحت تأثیر آثار او می نوشت و مانند گاردنر هنراو با دیدگاهی اخلاقی در آمیخته بود. او بر فقر و الکلیسم غالب شد تا تبدیل به یکی از پرقدرت ترین داستان نویسان آمریکا گردد. در آثار او، ممکن است ساکت باشید ، خواهش می کنم؟ (1976)، وقتی راجع به عشق حرف می زنیم یعنی از چه حرف می زنیم (1981)، کلیسای جامع (1983)، از جایی که تلفن می زنم (1988)، به انسان هایی از طبقه ی کارگر بر می خوریم که دارای شغل های کوچک هستند، معتاد به الکل بوده و در اتاق های کرایه ای زندگی می کنند، او از آن ها با سبک مینیمالیست می نویسد که بسیار تأثیر گذار می باشد.
رمان نویس و داستان نویس دیگری نیز با کارور در ارتباط است، موسوم به ان بیتی[24] (1947-)، شخصیت های او متعلق به طبقه ی متوسط جامعه بوده و معمولا ً بی هدف زندگی می کنند. در داستان های او با رویداد های سیاسی و ترانه های مردمی هم برخورد می کنیم، و تغییرات جامعه ی آمریکا را دهه به دهه در آثار او شاهد هستیم. از آثار متأخر او شهر پارک (1998) و یادآوری کامل (2001) است.
نویسندگان دیگری نیز بودند که با تأثیر پذیرفتن از آثار کارور و بیتی، در اواسط دهه ی 1980، به نوشتن داستان های نئورئالیستی پرداختند و عبارتند از ایمی همپل[25] با اثر دلایل زندگی (1985)، دیوید لیویت[26] ، با رقص خانوادگی (1984)، ریچارد فورد با راک اسپرینگز (1987)، بابی ان میسون[27] با اثری موسوم به شیلو و داستان های دیگر (1982)، و لوری مور[28] ، با کمک خود (1985). دیگر چهره های قابل ذکر آندره دوبوس[29]، نویسنده ی رقص بی هنگام (1996)، و جان آپدایک[30]، نویسنده ی پر کار است که مجموعه ی اخیر داستان های او موسوم به بعد از حیات و داستان های دیگر (1994) است.
امروز، همان طور که جلو تر در همین فصل در مورد آن صحبت خواهد شد، نویسندگانی که متعلق به اقوام وملیت های دیگر هستند، رویکرد های غیر غربی به داستان نویسی یافته و این ژانر مورد توجه بیشتر مردم و منتقدان ادبی قرار گرفته است. داستان ها و نویسندگان همه فن حریف مبنای فرم های آمیخته اند: یعنی رمان هایی که دارای ساختاری متشکل از داستان های کوتاه یا عکس هایی با شرح مختصر هستند، و متون غیر داستانی خلاق که تاریخ را با زندگی نامه ی شخصی و داستان تلفیق می کنند.
داستان های کوتاه کوتاه: داستان های برق آسا
داستان کوتاه کوتاه، داستان مختصری است که طول آن بیش از یک یا دو صفحه نمی باشد. به قول کتابی شامل منتخب داستان های برق آسا، به گردآوری رابرت شپارد و جیمز تامس، به آن داستان برق آسا هم اطلاق می شود.
در این گونه داستان ها، برای پروراندن شخصیت مجال اندکی وجود دارد. و بیشتر، پیرنگ است که مرکز داستان را تشکیل می دهد: یک دوره ی بحرانی، و شخصیتی که در این وضعیت باید واکنشی داشته باشد. نویسندگان از نثر روایی زیرکانه و الگو های زبان شناختی استفاده می کنند؛ در بعضی موارد این داستان های بسیار کوتاه، حالت یک شعر منثور را دارد. طرفداران این گونه داستان ها ادعا می کنند که این ها "با جغرافیای کاهش یافته ، بازتاب شرایط پسامدرن هستند که در آن مرز ها فاصله ی کمی از یک دیگر دارند. و در این داستان ها یک سادگی متین می یابند. خرده گیران در این داستان ها نمودی از انحطاط فرهنگی ، فقدان قابلیت های خواندن، وحوزه ی محدودی از توجه می بینند. با این حال، این گونه داستان ها جایی برای خود یافته اند: می توان آن ها را از طریق پست الکترونیکی برای هر کسی ارسال کرد، و توزیع آن ها نیز می تواند به صورت الکترونیکی باشد. برای قرائت در کلاس درس مناسب هستندو نیز الگو های خوبی برای تکالیف کتبی به شمار می آیند.
نمایشنامه
نمایشنامه های معاصر،در آثار پسامدرن که مخلوطی از امور سیاسی و شخصی می باشند، رئالیسم را با تخیل، در هم می آمیزند. تونی کاشنر[31] (1956-) برای نمایشنامه های فرشتگان در آمریکا ، که جایزه ای هم به آن اختصاص یافت، که به موضوع بیماری ایدز و هم جنس خواهی در سال های دهه ی 1980 و 1990 می پردازد، مورد استقبال زیادی قرار گرفت. قسمت اول: هزاره نزدیک می شود (1991) و قطعه ی همراه آن، قسمت دوم: پرسترویکا (1992)، روی هم هفت ساعت به طول می انجامند. در این نمایشنامه ها کمدی، ملودرام، تفاسیر سیاسی و جلوه های ویژه با پیرنگ های مختلف و شخصیت های حاشیه ای تلفیق شده.
در سال های اخیر، نمایشنامه نویسان زن از موفقیت های خاصی برخوردار بوده اند. از چهره های برجسته در میان آنان می توانیم از بت هنلی[32] (1952-) نام ببریم، که اهل میسی سیپی است، و به خاطر شخصیت سازی هایش از زنان جنوبی، معروف می باشد. او با نمایشنامه ی جنایات قلب (1978) ، که فیلمی هم بر اساس آن ساخته شد، به شهرت رسید. این نمایشنامه درباره ی سه خواهر غیر عادی است که محبت ان ها نسبت به یک دیگر، آن ها را از یأس و نا امیدی می رهاند. نمایشنامه های بعدی او شامل همچشمی خانم فایرکراکر (1980)، بیداری جیمی فاستر (1982)، رقص نوآموز (1985) و نقطه ی پرشانس (1986)، در مورد انواع روابط اجتماعی در جنوب است، مسابقات ملکه ی زیبایی، مراسم خاک سپاری، مهمانی ها و مجالس رقص.
وندی واسراستین (1950-2006)، زاده ی نیویورک، نمایشنامه ای دارد موسوم به زمانی که داینا شور برکره ی زمین حکومت می کرد (1975) که مسابقات زیبایی را هجو می کند. او بیشتر به خاطر گزارشات هایدی (1988) معروف است، که در باره ی خانم استادی است که به بدبختی خود اعتراف می کند و کودکی را به فرزندی قبول می نماید. او در آثاری چون خواهران روزنویگ (1991)، یک دختر آمریکایی (1997) و پول کهنه (2000)، آرمان های زنان را مطرح می کند.
نمایشنامه نویسان جوان تر مانند سوزان لوری پارکس[33] (1964-) که آفریقایی آمریکایی است دنبال کار نویسندگان ما قبل خود را گرفتند. پارکس که در پایگاه های نظامی متعدد در آمریکاو آلمان بزرگ شده بود، در آثار تجربی خود به موضوعات سیاسی می پردازد که عدم تعلق آن ها به زمان خاصی، یاد آور کار های ساموئل بکت است. بهترین کار او موسوم به بازی آمریکا (1991)، در مورد قتل پرزیدنت آبراهام لینکلن به دست جان ویلکس بوت[34] است. در نمایشنامه ی سگ بالا/سگ پایین (2001) ، او به همین تم برمی گردد که داستان دو برادرآفریقایی آمریکایی به نام های لنیکلن و بوت ورقابت آن ها در همه ی مراحل زندگی است.
منطقه گرایی
در دو دهه ی اخیر ، ادبیات مبتنی برمنطقه گرایی در آمریکا فراگیر شده است. تمرکز زدایی، دقیقا ً شرایطی است که باز گوکننده ی پسامدرنیسم در ادبیا آمریکا می باشد، و بیشتر در ژانر روایی مشاهده می شود. برای به دست دادن بازتابی از ملت، نمی توان فقط از یک نقطه نظر واحد استفاده کرد. دیگر شهری نیست که تنها مرکز جنبش های هنری باشد، آن گونه که نیویورک زمانی بود. مجامع هنری در بسیاری از شهر ها پا گرفته اند و فناوری الکترونیک حیات ادبی را غیر متمرکز نموده است.
همراه با تحولات اقتصادی و تغییرات اجتماعی، میل شدیدی نیز برای سنت پدیدار شده. مشخص ترین اسطوره های آمریکایی از زمین و سرزمین حکایت می کنند، و نویسندگان در آثارشان به دو مقوله ی ذکر شده، بازگشته اند: جنگ داخلی در جنوب، غرب وحشی، زندگی کشاورزان مید وست، سرزمین های آبا اجدادی قبایل جنوب غرب، و دیگر نقاطی که در آن جا اسطوره و واقعیت به هم می پیوندد. البته بسیاری از نویسندگان از بیش از یک منطقه ملهم شده اند ، که در شکل گیری بینش و مشخصه ی آثار آن ها تعیین کننده بوده است.
شمال شرق
مناظر شمال شرق، منطقه ای با زمستان های طولانی، جنگل های انبوه، و کوهستان هایی نه چندان بلند که پوشیده از درخت می باشند، اولین منطقه ی انگلیسی زبان مستعمرات بود، و احساس در انگلستان بودن را در خود حفظ کرده است. بوستون در ماساچوست، مرکز فرهنگی این منطقه است و مملو از مؤسسات تحقیقی و دانشگاه های مختلف می باشد. غالب نویسندگان اهل نیو اینگلند ، شخصیت هایی را توصیف می کنند که ویژگی های پوریتن ها را دارند، و بازگو کننده ی شرایط و وضعیت زندگانی پروتستان های طبقه ی متوسط، و اصلاح طلبان اجتماعی بوده اند. در مناطق روستایی ، خانوار های مستقل کشاورزی به زندگی در بازار جهان مشغول هستند.
جویس کارول اوتز[35]، فضای رمان های گوتیک خود را در مناطق شمالی نیویورک انتخاب می کند. ریچارد روسو (1949) در کتاب خود موسوم به سقوط امپراتوری (2001)، از زندگی در یک شهر صنعتی در مین می نویسد، ایالتی که محل وقوع داستان های ترسناک استفن کینگ[36](1947-) می باشد.
داستان های تلخ و شیرین سو میلر[37] (1943-) که در ماساچوست اتفاق می افتند، مانند مادر خوب (1986)، بازتاب نوعی زندگی ضد فرهنگ در کیمبریج هستند ، شهری که نمونه ی گوناگونی فرهنگ و اجتماع، سرزندگی فکری، و نوآوری های تکنولوژیک است. آنیتا دیامانت[38] (1951-) با کتاب خود به نام چادر قرمز (1997)، که داستانی تاریخی و فمینیستی است و بر پایه ی یکی از داستان های کتاب مقدس نگاشته شده، موفق به کسب تحسین همگانی گشت.
راسل بنکس[39] (1940-)، اهل مناطق روستایی و فقیر نشین نیوهمپشایر، از نوشته های تجربی، به آثار رئالیستی تر روی آورده ، مانند مصیبت (1989)، داستانی درباره ی شخصیت های متعلق به طبقه ی کارگر در نیوهمپشایر. برای این نویسنده، شناخت اصلیت، بخش اصلی هویت را تشکیل می دهد. در کتاب مصیبت، نویسنده به تمسخر کسانی می پردازد که به فلوریدا، آریزونا و کالیفرنیا رفته اند، در آن جا تریلر یا آپارتمانی خریده اند، و هر روز بازی پرتاب دیسک می کنند تا وقت مردنشان فرا برسد. از آثار اخیر بنکس، ابرشکاف (1998) می باشد، که داستانی تاریخی درباره ی جان براون، طرفدار الغای برده داری است.
انی پروکس[40] (1935-)، در رمان خود موسوم به ترانه های دا (1988) درباره ی مبارزات اهالی شمال نیواینگلند می نویسد. بهترین رمان او، اخبار عرضه شده(1993)، در مکانی شمالی تر ، یعنی کانادا اتفاق می افتد. او سال ها نیز در غرب زندگی کرده و یکی از داستان های کوتاه او مبنای فیلمی بود موسوم به "کوه کمرشکسته" که در سال 2006 ساخته شد.
رمان هایی که ویلیام کندی[41] (1928-) نوشته ، در آلبانی، در شمال ایالت نیویورک اتفاق می افتند، و معروف ترین رمان او، علف فلزی، هم در میان آن هاست. عنوان روی جلد کتاب نشانی از لحن محاوره ای پرشهامت او و شخصیت های ناخوشایند و پر تعداد کتاب است: ای آلبانی! شهر عجیب جادوگران سیاسی، اقوام نترس، اشراف تماشایی، هیچ کس های درخشان، و اشراری که ناچیز شمرده می شوند (1983). کندی سردمداریک جنبش ادبی ایرلندی آمریکایی بود که افرادی چون مری مک کارتی[42]، مری گوردون[43]، آلیس مک درموت[44]، و فرانک مک کورت[45] ، عضو آن بودند.
سه نویسنده ای را که در دانشگاه براون، در رودآیلند تحصیل کردند و همزمان، کلاس هایی با آنجلا کارتر، نویسنده ی انگلیسی گرفتند، هسته ی اصلی "نسل بعد" می شناسند. آن ها عبارتند از دونالد آنتریم (1959-) که زندگی فرهنگستانی را در صد برادر (1997) هجو می کند، این داستان در کتابخانه ای عظیم اتفاق می افتد که از آن می توان مردم بی خانمان را نظاره کرد. ریک مودی (1961-)، به خاطر کتابش موسوم به توفان یخ (1994) شناخته شده است. رمان های جفری یوجینایدز (1960) شامل جنسیت میانه (2002)، است که داستان زندگی و تجربیات یک هرمافرودیت را حکایت می کند. این سه نویسنده ی صاحب سبک، که بینشی نامتمرکز و متمایل به پوچی دارند، سنت ضد پینچون و آپدایک را از این هم فرا تر می برند. آثار دیوید فاستر والاس را نزدیک به کارهای این سه نویسنده ارزیابی می کنند. والاس که در ایتاکا، نیویورک متولد شده بود، برای رمان نیمه جدی و نیمه کمیک خود موسوم به جاروی سیستم (1987)، و داستان های کوتاه با عنوان دختری با مو های عجیب (1989) معروفیت زیادی کسب کرد.
میانه ی آتلانتیک
ایالات حاصلخیز میانه ی آتلانتیک که با نام نیویورک شناخته می شود، و بندر عظیم آن، دروازه ایست باز بر روی امواج عظیم مهاجرت. امروزه، اقتصاد متنوع این ایالت، امور مالی، تجارت، حمل و نقل ، تبلیغات و مُد را در بر می گیرد. شهر نیویورک مرکز صنعت نشر و چاپ و نیز گالری های هنری و موزه های ارزشمند است.
دان دلیلو، متولد شهر نیویورک، کار خود را با نویسندگی برای تبلیغات آغاز کرد، و موضوع رمان هایش، به غیر از مسائل دیگر، موضوع مصرف کنندگی است. آمریکانا (1971) این طور به پایان می رسد: "مصرف کردن در آمریکا، خریدن نیست، بلکه داشتن رؤیایی است". شخصیت های اصلی رمان های او به دنبال هویتی هستند که مبتنی بر تصور باشد. سرو صدای سفید (1985) در مورد جک گلادنی و خانواده ی اوست، که در آن از سبک های مختلف نثر، من جمله سبک تبلیغات نویسی استفاده کرده است. در قطعه ی زیر، می توانیم با سبک دلیلو آشنا شویم: "... خلأ، احساس تاریکی کیهانی. مسترکارد، ویزا، آمریکن اکسپرس." قطعاتی برگرفته از تبلیغات که کتاب مملو از آن هاست و در طول متن اصلی، جا به جا آورده می شوند، از ناخواآگاه گلادنی برخاسته اند که او طوطی وار، آن ها را تکرار کرده و سرو صدای سفید نهفته را ایجاد می کنند.کتاب های بعدی دلیلو در مورد چهره های سیاسی و تاریخی است: در لیبرا (1988)، از به قتل رسیدن پرزیدنت کندی می گوید و آن را ناشی از سرکوبگری تبلیغات می داند؛ در جهان زیرزمینی (1997)، شبکه ای ارتباطی میان یک بازی بیس بال و بمب هسته ای در قزاقستان فرض می کند.
در نیویورک، شهر چند بُعدی و چند زبانه، داستان هایی که شهری پسامدرن را توصیف می کنند، به فراوانی یافت می شود. نمونه ای از آن، تریلوژی نوشته ی پل آستر[46] (1947-) ،شامل کتاب های شهر شیشه ای (1985)، ارواح (1986)، و اتاق در بسته (1986) است . در این اثر که از ساموئل بکت و رمان های کارآگاهی الهام گرفته، نویسنده ای منزوی که بر روی کتابی پلیسی کار می کند، پل آستر را که درباره ی سروانتس می نویسد، مخاطب قرار می دهد. در این تریلوژی ادعا می شود که "واقعیت" چیزی نیست به غیر از متنی که تجسم شده و به صورت داستان تألیف گردیده، و به این ترتیب، مرز سنتی میان واقعیت و تخیل را از میان بر می دارد.در واقع ، این تریلوژی به ساختار شکنی خود می پردازد. به همین نحو، کتی ایکر[47] (1948-1997)، با داستان سرایی پسامدرن، مانند امپراتوری پوچی (1988)، در جستجوی نظریه ای فردی در زمان و مکان، بخش هایی از آثار سروانتس و چارلز دیکنز را در کنار هم قرار می دهد.
شهر نیویورک میزبان بسیاری از گروه های مختلف نویسندگان است که علائق مشترک دارند. زنان یهودی شامل سینتیا اوزیک[48] (1928)، از سوی اهالی برانکس، فضا و مکان وقوع رمانش موسوم به کاغذ های پاترمسر (1997)، مورد تحسین قرار گرفت. در رمان شال (1989)، نقطه نظر مادرجوانی را در مورد قتل عام یهودیان مطرح می کند. مجموعه داستان ها (1994)، نوشته ی گریس پالی[49] (1922-) ضربان نبض مقطع این شهر بزرگ را ثبت می کند.
از میان دیگر نویسندگان که با زندگی پرشتاب معاصر اخت هستند، جی مک اینرنی[50] (1955-) است که رمان او ، داستان زندگی من (1988) در فرهنگ شکوفایی اقتصادی سال های 1980 و در میان جوانان معتاد به مواد مخدر فضا سازی شده؛ و نیز تاما یانوویتس[51] (1957-) که طنز نویس است. به تصویر کشیدن انزوا و اعتیاد در گمنامی یک شهر بزرگ، تداعی کننده ی آثار جان چیور است. حومه های اطراف شهر هم الهام بخش تعدادی از نویسندگان بود. بسیار از آثار مری گوردون (1949-) که شخصیت های اول آن ها زن هستند در محل تولد او، لانگ آیلند وقوع می یابند. و همین طور آلیس مک درموت (1953-)، که رمان او، بیلی دوست داشتنی (1998) به تحلیل قول وفا نشده ی یک الکلیک می پردازد.
دیگر رئالیست های میانه ی آتلانتیک عبارتند از ریچارد بوش[52] (1945-)، متولد بالتیمور، و نویسنده ی در فصل شب (1998) و مجموعه داستان های کسی که مراقب من باشد (1999). بوش از خانواده های از هم پاشیده شده می نویسد، مانند ان تیلر[53] (1941-)، که او هم متولد بالتیمور است، و شخصیت های غریب او زندگی انزوا جویانه و آشفته ای دارند. تیلر استاد در شرح جزییات است و باذکاوت آثارش را می نویسد. معروف ترین آثار او عبارتند از شام در رستوران دلتنگی (1982) و توریست اتفاقی (1985)، که در سال 1988 فیلمی بر مبنای آن تهیه شد. ازدواج غیر حرفه ای (2004)، از طلاق در چشم اندازی 60 ساله از زندگانی به سبک آمریکایی حکایت می کند.
نویسندگان آفریقایی آمریکایی نیز سهم بزرگی در این زمینه داشته اند. کتاب زندگی نامه ی شخصی آدری لرد[54]، زامی: هجی جدید نام من (1982)، حکایت زندگی و تجربیات زنی سیاهپوست در آمریکا است. بی بی مور کمبل[55] (1950-)، متولد فیلا دلفیا، رمان هایی دارد در مورد زندگی خانه و خانواده ، مانند ترانه ی بلوز تو شبیه مال من نیست (1992). گلوریا نیلور[56] (1950-)، متولد نیویورک، در زنان محله ی بروستر (1982)، از زندگی زنان متخلف می نویسد، و این رمانی بود که او را به شهرت رساند.
ادگار واید من[57] (1941-) در هوموود، بخش سیاهپوست نشین پیتزبورگ در پنسیلوانیا متولد شد. تریلوژی هوموود او که به سبک فالکنر است-محل قایم شدن (1981)، دامبالا (1981)، و دیروز برایت فرستاده شد (1983)- برای به نمایش گذاشتن تجربه های سیاهپوستان، از نقاط نظر متغیر و بازی زبان استفاده می کند. معروف ترین داستان کوتاه او ، "برادران و نگهبانان" (1984)، درباره ی روابط او با برادر محبوسش است. در گله کشی (1996)، او به موضوع یکی از داستان های قدیمی خود، "تب" (1989) بر می گردد. رمان او به نام دوشهر (1998) در پیتزبورگ و فیلادلفیا وقوع می یابد.
دیوید برادلی[58] (1950-)، هم متولد پنسیلوانیا است، کتاب او به نام ماجرای چنیزویل (1981) در "راه آهن زیرزمینی" اتفاق می افتد، شبکه ای متشکل از شهروندان که در زمان جنگ های داخلی ، برای برده های جنوب ، امکانات فرار به شمال را فراهم می کردند.
رمان های نوشته ی تری الیس [59](1962-) عبارتند از حرف های پیش پا افتاده (1988)، تعمیرات خانگی (1993)، و همین جا، همین الان (1999)، و نمایشنامه ی او، افسر نیروی هوایی تاسکجی (1995)، مقاله ای با عنوان "زیبایی شناسی جدید سیاه" متعلق به سال 1989 که به توضیح حساسیت های هنری چند قومیتی در میان نسل های جوان می پردازد.
نویسندگان متولد واشینگتن دی سی، که تا نیویورک چهار ساعت با اتومبیل فاصله دارد، شامل ان بیتی (1947-) است که قبلا ً در مورد داستان های کوتاهش صحبت شد. رمان های او در مورد زندگی روز مره عبارتند از تصور کردن ویل (1989)، تویی دیگر (1995)، و زندگی من، با هنرمندی دارا فالکون (1997).
پایتخت آمریکا محل زندگی بسیاری از نویسندگان رمان های سیاسی است. رمان های وارد جاست [60](1935-) در محافل نظامی، سیاسی و روشنفکری واشینگتن وقوع می یابند. کریستوفر باکلی (1952) به هجویه های سیاسی خود، رنگ و بویی محلی می دهد؛ اثر او به نام مردان کوچک سبز رنگ (1999) تمسخر پاسخ های رسمی دولت به موجودات فضایی است. مایکل کابن[61] (1963-)، که در حومه ی واشینگتن متولد شد اما به کالیفرنیا نقل مکان کرد، در کتاب خود موسوم به اسرار پیتزبورگ (1988)، از نوجوانانی که مرحله ی بلوغ را می گذرانند می نویسد؛ در رمان خود، ماجرا های شگفت آور کاوالیر و کلی (2000)، نویسندگی و زرق و برق زیبایی را، به سبک فیتزجرالد، در هم می آمیزد.
جنوب
جنوب شامل مناطقی مجزا در بخش های جنوب شرق آمریکا است ، از رشته کوه های آپالاچی و دره ی وسیع میسی سیپی، تا نهر های دود کننده ی کرانه های خلیج. برده داری و زمین های پنبه کاری، موجب شد که جنوب، ثروتمند ترین بخش آمریکا در زمان قبل از جنگ های داخلی گردد. اما بعد از جنگ، این منطقه در منجلاب فقر فرو رفت و برای یک قرن در همین شرایط ماند. امروز، جنوب قسمتی از کمربند خورشید است، یعنی آن دسته از مناطق آمریکا که رشدی سریع دارند.
جنوب، که سنتی ترین قسمت کشور است، به میراث خود افتخار می کند. مضامینی که همیشه مطرح بوده و کماکان پایدار هستند عبارتند از خانواده، زمین، تاریخ، مذهب، و نژاد. بیشتر نوشته های جنوب، رنگ از انسانیتی دارند که از فقدان نیرو هایی که در جنگ داخلی کشته شدند، بر می خیزد و نیز میراث برده داری در آن خطه.
جنوب، با سنت سینه به سینه ی غنی خود، مهد پرورش بسیاری از نویسندگان زن بوده است. بابی ان میسون[62] (1940-) متولد کنتاکی، از تحولاتی می نویسد که با فرهنگ توده صورت گرفت. در معروف ترین داستان او، "شیلو" (1982)، یک زن و مرد باید رابطه ی خود را تغییر داده و یا از یک دیگر جدا شوند، زیرا توسعه ی خانه سازی شهری، که در غرب کنتاکی گسترش می یابد، این طور ایجاب می کند. در داستان کوتاه میسون به اسم در خارج از شهر (1985) اثرات جنگ ویتنام را بر یک دختر جوان معصوم مشاهده می کنیم که پدرش را در جنگ از دست داده.
می اسمیت[63] (1944-) آثارش را بر اهالی کوه های آپالاچی متمرکز می کند، و ازموسیقی فولکلوریک آمریکا در رمانش موسوم به رؤیای شیطان (1992) می گوید. جین ان فیلیپس[64] (1952-) در رمان بلیط های سیاه (1979)، ازافرادی می نویسد که در جامعه به نحوی جا نیفتاده اند ، و رمان آرزو های ماشینی (1984)، در میان حاشیه نشینان کوه های ویرجینیای غرب وقوع می یبابد.
رمان های جیل مک کورکل [65](1959-) بازگو کننده ی اصلیت اوست که متعلق به کارولینای شمالی می باشد. داستان عشقی پرزمر و راز ماه کارولینا (1995) به کشف یک خودکشی چندین سال قبل در دهکده ای کرانه ای می پردازد که امواج نا آرام دریا دیوار های خانه ها را ویران می کنند. دوروتی آلیسون[66] (1949-)، در رمان اتو بیوگرافیک خود، حرام زاده خارج از کارولینا (1992)، از موطن خود در کارولینای جنوبی می گوید، که از دید یک پسر بچه ی حرام زاده ی دوازده ساله که او را استخوان صدا می زنند، توصیف می شود. [67]الن گیلکرایست (1935-)، غالب داستان های کوتاه مجموعه داستان (2000)های خود رادر طول رود میسی سیپی در نیو اورلینز فضا سازی می کند.
در میان رمان نویسان مرد در جنوب می توانیم از کورمک مک کارتی[68] (1933-) نام ببریم. رمان های متقدم او مانند، ساتری (1979)، نمونه ی ابتدایی داستان های جنوبی مبنی بر احساسات عمیق ، فقر و جهل است که در کوه و دره های سرسبز تنسی اتفاق می افتد. در سال 1974، مک کارتی به ال پاسو در تگزاس نقل مکان کرد، و در آن جا به ثبت مناظر و سنت های غربی پرداخت. نیمروز خون: یا شب سرخ در غرب (1985) ترسیم بی رحمانه ای از کید است، پسر چهارده ساله ای از اهالی تنسی که در سال های 1840 در مکزیکو تبدیل به آدمکشی قسی القب می شود. تریلوژی حماسی مک کارتی –تمام اسبان زیبا (1992)، تقاطع (1994)، و شهر های دشت (1998)- با شکوهی اسطوره وار،همگی در بیابان های حد فاصل تگزاس و مکزیکو واقع می شوند.
از دیگر نویسندگان شایان ذکر چارلز فریزر[69](1950-) است که متولد کارولینال شمالی می باشد. او نویسنده ی کوهستان سرد (1997) است که جنگ های داخلی را توصیف می کند. پت کانروی [70](1945-) متولد جورجا، و نویسنده ی سانتینی بزرگ (1976) و موسیقی ساحل (1995) است. و نیز باری هانا[71] (1942-) که معروفیت او برای پیرنگ های خشونت آمیز و سبک مخاطره آمیز اوست.
نویسنده ای متفاوت که در میسی سیپی متولد شده، ریچارد فورد (1944-) نام دارد، که نویسندگی را با پیروی از سبک فالکنر آغاز کرد و با رمان هوشمندانه ی خود به نام ورزشی نویس (1986) به معروفیت رسید، داستان این رمان در نیوجرسی اتفاق می افتد و تکمله ی آن هم موسوم به روز استقلال (1995) است. دومی درباره ی شخصی به نام فرانک باسکومب است که آدمی سرگردان و خیالپرداز بوده و تمام آن چیز هایی که به زندگی اش معنایی می بخشد را از دست می دهد-پسرش، آرزوی رمان نویسی، ازدواجش، دوستان و معشوقه هایش و دست آخر شغلش را هم- او می گوید انتخاب هایش را بر مبنای منحرف کردن درد جانسوز پشیمانی می کند. خلأ درون او، و گشتن های بی هدف او در مراکز تجاری و مجتمع های تازه ساز مسکونی، به طور کلی، گواهی بر بینش فورد نسبت به ناخشنودی مردم است.
بسیاری از نویسندگان آفریقایی آمریکایی نیز از جنوب برخاسته اند، مانند ارنست گینز[72] از اهلی لوییزیانا، آلیس واکر از جورجا، و زورا نیل هرستون، متولد فلوریدا ، که رمان او موسوم به چشمان آن ها به خدا خیره بود (1937)، اولین رمان فمینیستی ، نوشته ی یک آفریقایی آمریکایی محسوب می شود. هرستون که در دهه ی 1960 در گذشت، در دهه ی 1990، با نقد ادبی حیاتی نو یافت. اسماعیل رید، متولد تنسی، کتاب خود مراسم پردنگ و فنگ (1972) را در نیواورلینز فضا سازی کرده بود. مارگرت واکر (1915-1998)، متولد آلاباما، نویسنده ی رمان جشن سالگرد(1966) و مقالاتی با عنوان زن، سیاه و آزاد بودن (1997) است.
جیمز آلن مک فرسون[73] (1943-)، متولد جورجا، در رمان خود به توصیف مردم طبقه ی کارگر می پردازد؛ منطقه ای که خانه نیست؛ تفکراتی از تبعید (2000)، که از عنوان آن پیداست که به آیوا نقل مکان کرده، شامل خاطرات اوست. زی زی پکر[74] (1973-) متولد شیکاگو، و دانشجوی مک فرسون در کارگاه نویسندگان آیوا، در جنوب بزرگ شده، در منطقه ی میانه ی آتلانتیک تحصیل کرده و اکنون در کالیفرنیا زندگی می کند. اولین اثر او ، داستان های کوتاه با عنوان جایی دیگر قهوه خوردن (2003)، او را به شهرت رسانده است. بل هوکس [75](با نام اصلی گلوریا واتکینز[76]، متول 1952 در کنتاکی) معروفیت خود را مدیون نقد هایی است من جمله زیبایی های سیاهپوستان: نژاد و عرضه آن (1992) و زندگی نامه ی شخصی موسوم به خاطرات زمان دختری (1996).
هاریت مالن[77] (1953-)شاعر تجربی و دانشمندی در روایات بردگان است (آزاد کردن روح 1999). اشعار او چند صدایی هستند مانند مجموعه ی الهه ی هنر و آدم زحمتکش (1995). پرسیوال اورت[78] (1956-)، که اصلش به جورجا می رسد، داستان هایی هوشمندانه می نویسد و از آثار اخیر او جنون (1997) و گلیف (1999) است.
بسیاری از نویسندگان آفریقایی آمریکایی که با خانواده هایشان مجبور به مهاجرت های داخلی بودند، ویا در جایی
خارج از جنوب متولد شدند، باز هم منبع الهام خود را در جنوب انتخاب می کنند. اوکتاویا باتلر[79]، از اهالی کالیفرنیا، که نویسنده ای معروف در زمینه ی آثار علمی تخیلی است، کتاب خود موسوم به بذر وحشی (1980) را با الهام از سنت برده داری در جنوب نوشته؛ تمثیل برزگر (1993) در مورد اعتیاد است. شرلی ان ویلیامز[80] (1944-)، از کالیفرنیا، در کتاب خود موسوم به دسا رُز (1986) که بر مبنای واقعیات تاریخی است، از روابط دوستی میان نژادی زنان برده می گوید. رندال کنان[81](1963) که متولد نیویورک می باشد در کارولینای شمالی بزرگ شد، و داستان کتاب او به نام دیدار ارواح (1989) و داستان های کوتاه او ، بگذار مردگان، مردگان خود را به خاک بسپارند (1992) در همان جا اتفاق می افتد. کتاب او ، راه رفتن بر روی آب: زندگی سیاهان آمریکا در آغاز قرن بیست و یکم (1999) از آثار غیر داستانی است.
میدوست
دشت های وسیع مناطق مرکزی آمریکا-که قسمت اعظم آن در میان کوه های راکی و رود میسی سیپی واقع است-در تابستان دارای حرارتی سوزاننده بوده و در زمستان سرمایی منجمد کننده دارد. با تکمیل شدن ساختمان کانال ایری در سال 1825، مستعمره نشینان اروپای شمالی را، که تشنه ی زمین بودند، جلب کرد. نویسندگان اوایل قرن بیست که اصل و نسبشان به میدوست می رسید عبارتند از ارنست همینگوی، اسکات فیتز جرالد، سینکلر لوییس و تئودور دریزر.
نثر روایی میدوست، در رئالیسم ریشه دارد. رمان محلی در سال های اخیر نمو یافته و توصیف کننده ی شبکه ی ارتباط میان خویشان، جامعه ی محلی و محیط است. گسترش مؤسسات کشت و صنعت، در برخی ازقسمت های این منطقه، مزارع کوچک خانوادگی را مورد تهدید قرار می دهد. و بعضی از رمان ها در واقع مانند ناقوس مرگ کشاورزی برای امرار معاش هستند.
نویسندگان محلی عبارتند از جین سیملی[82] (1949-)، که رمان هزار هکتار او (1991) ، صورت امروزی و فمینیستی شاه لیر است. قلمرو از دست رفته، مزرعه ی خانوادگی وسیعی است که چهار نسل بر آن کار کرده اند و نیرو هایی که آن را مورد تهدید قرار داده اند ، زنجیره ای از مشکلات سیاسی و فردی هستند. کنت هراف[83] (1943-) در کتاب خود موسوم به ترانه ی دشت (1999) از شخصیت سازی نیرومند تری برخوردار است.
مایکل کانینگام (1952-)[84]، اهل اوهایو، آغاز کارش با رمان خانه ای در انتهای جهان (1990) به عنوان یک نویسنده ی محلی بود. اثر او به نام ساعات (1998) که فیلمی نیز از روی آن تهیه شد، زندگی خانم دالووی ویرجینیاوولف را با زندگی دو زن دیگرکه در دوره هایی متفاوت می زیستند، درهم آمیخت. استوارت دایبک [85](1942-) داستان های کوتاه درخشانی دارد ، من جمله من با ماژلان دریانوردی کردم (2003)، که درباره ی دوران کودکی خود در محلات جنوبی شیکاگواست.
دیگر رمان نویسان جوان عبارتند از جاناتان فرانزن[86] (1959)، که در میسوری متولد و در ایلینوی بزرگ شد. رمان گسترده ی پرفروش او تصحیحات (2001) نام دارد-یاد آور افت قیمت ها در بازار بورس است- که زندگی چندین نسل از یک خانواده ی اهل میدوست را توصیف می کند. در این کتاب، بحران جسمی و روانی یک پدر سالار که مبتلا به بیماری پارکینسون است لحظه به لحظه گزارش می شود؛ و مانند کتاب هزار هکتار اسمیلی، تمام خانواده درگیر این بیماری می شود. در کتاب شهر بیست و پنجم (1988) و حرکت قوی (192)، فرانزن افراد را در برابر توطئه هایی بزرگ قرار می دهد. برخی از منتقدان، آثار او رانزدیک به کار های دلیلو، پینچون، و فاستر والاس قضاوت می کنند.
در میدوست، تنوع آثار نویسندگان ، زیاد و بیشتر آن نیز به واسطه ی تأثیر پذیری از ادبیات بین المللی بود. ریچارد پاورز[87] (1957-)، متولد ایلینوی بود، اما در تایلند و هلند زندگی کرده بود. در رمان های پسامدرن او شاهد در هم آمیختن زندگی های فردی با تکنولوژی هستیم. در گالاتئا 2.2 ، به چهره ی دانشمند دیوانه بر میخوریم؛ که در این جا دانشمندان همان برنامه های کامپیوتری هستند.
چارلز جانسون (1948-)، نویسنده ی آفریقایی آمریکایی، قبلا ً کاریکاتوریست بود، او متولد ایلینوی و ساکن سیاتل در ایالت واشینگتن می باشد. در رمان هایش از سنت ذن و در کتابش موسوم به داستان هدایت کردن گاو(1982) از بردگان می گوید. او در کتاب خو به نام گذرگاه میانی (1990)، تاریخ بین المللی برده داری را با داستانی که پژواکی از موبی دیک است به هم می آمیزد. در خیالباف (1998)، تصوری دوباره از کشته شدن دکتر مارتین لوتر کینگ را توصیف می کند.
رابرت اولن بالتر[88] (1945-)، در ایلینوی متولد شده و از سربازان جنگ ویتنام است. در کتابش به نام بویی خوش از کوهستانی عجیب (1992) در باره ی پناهندگان ویتنامی در لوییزیانا از زبان خودشان می نویسد. داستان های کوتاه او در رؤیا های کوچک (1996)، که از اخبار مسخره ی روزنامه ها الهام گرفته شده بود، بعدا ً تفصیل یافته و به صورت رمان آقای فضایی (2000) به چاپ رسید که در آن یک مریخی، با تماشای تلویزیون، زبان انگلیسی را می آموزد و اتوبوسی پر از توریست را می رباید تا با آن ها در سفینه ی فضایی خود مصاحبه کند.
نویسندگان بومی آمریکایی عبارتند از لویز اردریک، که رمان های او در داکوتای شمالی، محل تولدش فضا سازی گشته اند. جرالد ویزنور[89](1935-) در کتاب تاریکی در سنت لوییس برهارت (1978) و یک پادشاه میمون آمریکایی در چین (1987)، تصویری پسامدرن و کمیک از زندگی امروز بومیان آمریکایی به دست می دهد. او در اثر خود موسوم به آن ها که خطر می کنند (2000)، از استخوان هایی می گوید که بیرون از محل زادگاه خود به خاک سپرده می شوند.
رمان نویس محبوب سوری آمریکایی ، مونا سیمپسون[90] (1957-)، که در ویسکانسین متولد شده، نویسنده ی کتابی است موسوم به هرکجا به جز این جا (1986)، که روابط مادری و دختری را مورد مطالعه قرار می دهد.
مناطق کوهستانی غرب
قسمت های داخلی و غرب آمریکا، منطقه ای بسیار وسیع است که به طور مایل از کوه های پر شکوه راکی، تا منتانا و مرز کانادا و تپه های تگزاس در مرز مکزیک امتداد دارد. اساس اقتصاد این منطقه همیشه بر پایه ی مزرعه داری و استخراج معادن بوده است، و سنت آنگلو در این منطقه ، الهام بخش روحیه ای استقلال طلب است.
تم های همیشگی ادبیات غرب، داستان و تاریخ جنگ هاست. در قرن نوزدهم، گاوچرانان و سرخپوستان، دشمنان سنتی یک دیگر بودند، کشاورز و مستعمره نشین در مقابل یاغی ها، مزرعه داران در برابر اسب و دام دزدان. دشمنان مدرن تر، جویندگان نفت و طرفداران محیط زیست هستند، و نیز بساز و بفروش ها در مقابل باستان شناسان، شهروندان فعال علیه نمایندگان نیروی هسته ای و تسهیلات نظامی، که بسیاری از آن ها در غرب کم جمعیت اسکان دارند.
نویسنده ای هست که مانند ویلیام فالکنر برای جنوب، همان ارزش را در غرب دارد و او والاس استگنر[91] (1909-1993) می باشد، که گذر از بیابان های خشک و بی آب و علف برای رسیدن به غرب را در آثار ش تداعی می کند. او در شاهکارش موسوم به فرشته ی آرامش (1971)، تاریخ دانی را تصور می کند که پدربزرگ و مادر بزرگ تحصیل کرده اش ، به غرب "وحشی" مهاجرت کرده اند. در آخرین کتابش، گنجشک آبی برای چشمه ی لیموناد می خواند (1992)، به بررسی زندگی خود به عنوان یک نویسنده در غرب می پردازد. او برای یک ربع قرن، مسئول برنامه ی نویسندگی در دانشگاه استانفورد بود. و فهرست دانشجویان او ، در واقع فهرست شماری از نامی ترین نویسندگان آمریکا است: ریموند کارور، کن کسی، توماس مک گوین[92]، لاری مک مرتری، ن. اسکات مومادی[93]، تیلی اولسن[94]، و رابرت استون. استگنر علاوه بر این، تأثیر زیادی بر دانشکده ی نویسندگی مونتانا در رابطه با مک گوین، جیم هاریسون، و آثار ریچارد فورد و نویسندگان تگزاس من جمله مک مرتری داشته است.
توماس مک گوین (1939-) به طور کلی در آثارش مردی را به تصویر می کشد که در یک ناحیه ی بیابانی به تنهایی می رود و به تدریج در گیر منازعاتی می شود. آثار او عبارتند از کلوب ورزشی (1968) و پیانوی جنگلی (1971)، که در آن قهرمان داستان ازمیشیگان تا مونتانا به خاطر یک رابطه ی عاشقانه ی جنون آمیز مسافرت می کند. عشق او به شکار و ماهی گیری موجب شده که منتقدان او را با همینگوی قیاس کنند. جیم هاریسون[95] (1937-) متولد میشیگان است ، و مانند مک گوین، سال ها در یک مزرعه روزگار گذراند.در اولین رمان او ، گرگ: خاطرات ساختگی (1971)، مردی در جستجوی دیدن یک گرگ در طبیعت وحشی است به امید این که مسیر زندگیش را تغییر دهد. آثار متأخر او که حاکی از بد بینی هستند عبارتند از افسانه های پاییز (1979) و راه خانه (1998).
در رمان ریچارد فورد ، حیات وحش (1990)، مناظر دور افتاده و پرت، در برابر از هم پاشیدگی یک خانواده قرار می گیرد. ریک باس[96] (1958-) در تگزاس متولد شده و زمین شناسی نفت خوانده است؛ او منتقد مسائل زیست محیطی، داستان نویس و طبیعت شناس است. او در آثارش موسوم به کوه های وفادار (1995) و آن جا که دریا بود (1998)، از انسان هایی که به درون طبیعت سفر می کنند واز رابطه ی آن ها با عناصر طبیعی می گوید.
لاری مک مرتری (1936-) ، متولد تگزاس است.در کتاب اسب سوار بگذر (1961) در مورد کودکی خود و زندگی در مزرعه می گوید. از این کتاب در سال 1963 فیلمی تهیه شد به نام هاد که حاوی ویژگی های زندگی در مزرعه است. شین را ترک کردن (1963) و کتاب بعد او، آخرین نمایش عکس (1966) که از روی آن هم فیلمی ساخته شد، نشان دهنده ی دگرگونی نوع زندگی در شهر های کوچک تگزاس است. شناخته شده ترین اثر او کبوتر تنها (1985) نام دارد که نمونه ی رمانی وسترن است و در باره ی جا به جایی گله در سال های 1870 نوشته شده و از روی آن نیز یک سریال تلویزیونی ساخته شد. آخرین کار او ماه کومانچی (1997) نام دارد.
نوشته های چند قومیتی در غرب، کمتر قهرمانانه هستند و بیشتر رو به آینده دارند. یکی از معروف ترین نویسندگان مکزیکی ساندرا سیسنروس[97] (1954-) نام دارد. او در شیکاگو متولد شد وعمر خود را در تگزاس و مکزیک گذرانده است؛ نوشته های او بیشتر درباره ی مرز طولانی میان مکزیک و آمریکاست و آن را منطقه ای پرتضاد وصف می کند که زنان مکزیکی آمریکایی در آن جا باید از خود شخصیتی تازه بسازند. پرفروش ترین کتاب او ، خانه ای در خیابان منگو (1984) نام داردکه در آن تعدادی داستان های کوتاه عکس دار که از زبان دختر جوانی تعریف می شود، با یک دیگر در ارتباط اند وراه را برای دیگر نویسندگان لاتین باز کرده و محلات جنبی و زنده ی شیکاگو را برای خوانندگان به تصویر می کشد. پت مورا [98](1942-) نیز دیدگاه مکزیکی خود را در نپانتلا: مقالاتی از سرزمین میانی (1993) در مورد مسائل مربوط به حفظ فرهنگ در میان می گذارد.
نویسندگان بومی آمریکایی متعلق به این منطقه عبارتند ازمرحوم جیمز ولش، که در کتاب خود ، ترانه ی قلب گوزن (2000)، جوانی از قبیله ی سیوکس را مجسم می کند که در جنگ شاخ بزرگ کوچک جان سالم به در برده و زندگی تازه ای را در فرانسه آغاز می کند. لیندا هوگان[99] (1947-)، متولد کلورادو و از قبیله ی چیکاساو[100] در رمان هایی مانند روح شرور (1990) در باره ی هجوم به سرزمین های سرخپوستان برای استخراج نفت در دهه ی 1920 ، و قدرت (1998)، که یک زن سرخپوست به غنای باطنی خود پی می برد، به مسائل زنان بومی آمریکا و طبیعت توجه دارد.
جنوب غرب
قرن هاست که بیابان های جنوب غرب، تحت سلطه ی قوانین اسپانیایی گسترش یافته است و بخش اعظم جمعیت آن به زبان اسپانیایی صحبت می کنند، و قبایل بومی آمریکایی نیز در سرزمین های اجدادی خود ساکن هستند. بارندگی در این مناطق نظمی ندارد و نمی توان پیش بینی کرد که در چه مواقعی از سال می تواند برای کشاورزی مفید باشد، برای همین کشاورزی در این مناطق با مشکلاتی جدی روبروست. امروزه، طرح های پیشرفته ای موجب تغییر شرایط دشوار کشاورزی گشته اند و وجود تسهیلاتی مانند دستگاه های خنک کننده ی هوا، باعث شده که مردم هر چه بیشتر از سکونت در این مناطق، مانند سالت لیک سیتی در یوتا و فینیکس در آریزونا، استقبال کنند.
درمنطقه ای که محیط زیست بیابانی آن تا این حد ضربه پذیر است، تعجب آور نیست که دارای این تعداد نویسندگان علاقمند به محیط زیست باشد. ادوارد ابی [101](1927-1989) در تنهایی بیابان: فصلی در بیابان (1968)، بیابان های یوتا را گرامی می دارد.
باربارا کینگسولور[102] (1955-) در رشته ی زیست شناسی تحصیل کرده است؛ اودر تریلوژی خود که در آریزونا فضا سازی شده از نقاط نظر یک زن در مورد منطقه ی جنوب غرب می گوید: درختان لوبیا (1988) در مورد زنی با اخلاق های پسرانه که یک کودک چروکی را به فرزندی قبول می کند؛ رؤیای حیوانات (1990)؛ و خوک ها در بهشت (1993). کتاب مقدس پویزن وود (1998)در مورد یک خانواده ی مبلغان مذهبی در آفریقا نوشته شده. او با بی پروایی به مسائل سیاسی پرداخته و می گوید " من می خواهم دنیا را عوض کنم".
جنوب غرب، زادگاه بیشترین نویسندگان بومی آمریکایی است. این نویسندگان داستان سرایانی اسطوره گونه اند که در آثار خود مفصلا ً از طبیعت یاد می کنند و برای سخن بر زبان رانده شده، احترام زیادی قائل هستند. مهمترین موضوع داستانی، معالجه و بهبود است، که برقرار نمودن دوباره ی هماهنگی تلقی می شود. دیگر موضوعات این ادبیات داستانی، فقر، بیکاری، اعتیاد به الکل، و تجاوز به حقوق سرخپوستان است.
نوشته های بومی آمریکا بیشتر فلسفی است تا غضبناک، و منعکس کننده ی بینش زیست محیطی می باشد. یکی از بزرگترین نویسندگان بومی، اسکات مومدی نام دارد، که رمان بومی رابا کتاب ِخانه ای ساخته شده از فقر بدعت گذاشت؛ یکی از کار های اخیر او مردی ساخته از کلمات (1997) نام دارد. لسلی مارمون سیلکو، نویسنده ی مراسم است که باغ هایی در ماسه ی روان (1999) را نیز نوشته ، که داستان ایندیگو، کودک یتیمی است که زن سفید پوستی در اواخر قرن بیست، از او مراقبت می کند.
بسیاری از نویسندگان مکزیکی آمریکایی در جنوب غرب سکونت دارند، همان گونه که قرن ها در این منطقه ساکن بوده اند. مسائلی که بیش از بقیه در ادبیات این منطقه مطرح می شود شامل زبان اسپانیایی، سنت کاتولیک، فرم های فولکلور، و در سال های اخیر، نابرابری نژادی و جنسیتی، و فعالیت های سیاسی است. فرهنگ ، کاملاً پدرسالارانه است، اما به تازگی صدا هایی نیز از زنان مکزیکی به گوش می رسد.
کتاب شاعرانه ی غیر داستانی مرز: مستیزای نو (1987)، نوشته ی گلوریا آنزالدوا[103] (1942-)، تصوری پر شور از بیداری زنان در سرزمین های مرزی به دست می دهد، که ترکیبی از گرایشات فرهنگی مکزیکی، بومی آمریکایی و انگلو ساکسونی است. آثار نویسنده ی نیو مکزیکی، دنیس چاوز[104](1948-) هم شایان توجه هستند ؛ مجموعه ی داستان های کوتاه او آخرین دختر روی صورت غذا (1986) نام دارد. رمان او ، صورت فرشته گون او (1994)، درباره ی پیشخدمتی که سابقه ی کاری او به 30 سال می رسد، را یک رمان لاتینی اصیل به زبان انگلیسی می خوانند.
ادبیات کالیفرنیا
کالیفرنیا ، با جمعیت گوناگون و اقتصاد گستره ی خود،می تواند کشوری قائم به ذات خود فرض شود. این ایالت، به خاطر تجربیات فراوان فرهنگی که مثل قارچ از زمین می رویند، جنبش های جوانان (بیت ها، هیپی ها، تکی ها)، و فناوری های جدید (دات کام های دره ی سیلیکون) که نتایج غیر منتظره ای می توانند داشته باشند، بسیار شناخته شده است.
شمال کالیفرنیا که حول سانفرانسیسکو دور می زند، سنت آرمان گرایانه و لیبرال در ادبیات دارد، همان گونه که در آثار جک لندن و جان اشتینبک نیز مشاهده شده است. این سرزمین میزبان صد ها نویسنده است ، نویسندگان بومی ، مانند جرالد ویزنور، نویسنده ی مکزیکی، لورنا دی سروانتس، نویسندگان آفریقایی آمریکایی ، مثل آلیس واکر و اسماعیل رید، و نویسندگانی که شهرت جهانی دارند، مثل نورمن راش (1933-)، که در رمان خود موسوم به جفت گیری (1991)، زندگی خود در آفریقا را به تصویر می کشد.
در شمال کالیفرنیا به تعداد زیادی از نویسندگان آسیایی آمریکایی برخور می کنیم، که مضامین یاد شده در آثارشان، بیشتر خانواده، نقش مردو زن، جنگ میان نسل ها ، و جستجوی هویت را در بر می گیرد. مکسین هانگ کینگستون، نویسنده ایست که در نوزایی نوشته های آسیایی آمریکایی بسیار مؤثر بوده و ژانر خاطرات داستانی را باب کرد.
از دیگر نویسندگان آسیایی آمریکایی کالیفرنیآ، ایمی تن است که از روی کتاب پر فروش او به نام باشگاه اقبال شاد، در سال 1993 فیلمی نیز ساخته شد. بخش های این کتاب که با هم در ارتباط اند، از روابط چهار مادر و دختر بحث می کند. رمان های تن، که حاوی اشاراتی به تاریخ چین، و آمریکای امروز است، عبارتند از صد احساس مرموز (1995)، در باره ی دو خواهر ناتنی، دختر شکسته بند (2001)، درباره ی مراقبت هایی که یک دختر از مادر خود می کند. گیش جن[105] (1955-) که نویسنده ای زیرک و سرزنده است، پدر و مادرش از شانگهای به آمریکا مهاجرت کردند و رمان هایی مانند آمریکایی نمونه (1991) و مونا در سرزمین موعود (1996) را به رشته ی تحریر درآورده است.
کارن تی یاماشیتا[106] (1951-)، نویسنده ای ژاپنی آمریکایی است که در کالیفرنیا متولد شد. او نه سال در برزیل اقامت داشت که همین امر در نوشتن از ورای قوس جنگل استوایی (1990) ، و برزیل-مارو (1992) تأثیر داشت. او در کتاب پرتقال استوایی (1997) ، از چند زبانی لوس آنجلس حرف می زند. رمان نویسان ژاپنی آمریکایی در آثار خود تحت تأثیرآثار متقدم نویسندگانی چون توشیو موری[107]، هیسائه یاماموتو[108]، و جنیس میریکیتانی قرار دارند.
ادبیات جنوب کالفرنیا، به دلیل شهر نوپای لوس آنجلس بسیار متفاوت است، این شهر توسط بساز و بفروش ها ساخته شد ، و آن ها می دانستند که منابع اندک آب آن جوابگوی شهرسازی نیست. این شهر از آغاز، قرار بود مرکزی تجاری باشد و تعجبی ندار که هالیوود و دیسنی لند در آن جا بنا شده اند. در تضاد با ظاهر درخشان و آفتابی این خطه، رشته ای از رمان هایی شکوفا گشت که درباره ی فلاکت و بدختی و فقر در کالیفرنیا بحث می کنند، و بدعت گذار این رمان ها ، روز ملخ (1939)، نوشته ی ناتانیل وست[109] بود.
در آثار جینا بریول[110] (1926-1999)، شاهد تنهایی و انزوای شخصیت ها هستیم که زندگی فلاکت باری را با صرفه جویی و در اتاق های اجاره ای می گذرانند، مانند کتاب زنان در تخت هایشان (1996). جوان دیدیون[111] (1934-) در، کز کردن به سوی بیت اللحم (1968) مجموعه مقالات درخشان خود، از اضطراب و پریشانی بدون دلیل در کالیفرنیا می گوید. او در سال 2003 ، کتاب من اهل کجا هستم را نوشت، که از مهاجرت خانواده اش به سوی غرب حکایت می کند. دنیس کوپر[112] (1953-) داستان هایی درباره ی انسان هایی بی حس وحال واز خود بیگانه می نویسد.
توماس پینچون در کتاب خود موسوم به زمین شماره 49، ملایمات و ناملایمات لوس آنجلس و توطئه و وضعیت زندگی افراد مطرود را بسیار خوب توضیح می دهد. همو بود که منبع الهام نویسنده ی پسامدرن به نام ویلیام ولمن (1959-) گردید. این نویسنده، نوشته هایی سوررئالیستی و آثار چندین جلدی و بسیار بلند دارد و با کتاب خود موسوم به هفت رؤیا: کتابی در باره ی مناظر آمریکای شمالی ، که اولین داستان آن پیراهن یخی (1990) نام دارد، توانست شهرت زیادی کسب کند. داستان اخیر در باره ی وایکینگ ها نوشته شده، در شما ای فرشتگان درخشان و به پا خاسته: یک کارتون (1987)، او در باره ی جنگ میان انسان های مجازی و حشرات می نویسد.
رمان نویس دیگری که در کالیفرنیا زندگی می کند، ت. کواگسن بویل[113] (1948-) نام دارد و او را برای رمان هایی مانند پایان دنیا (1987) و جاده ای که به ولویل ختم می شود(1993) درباره ی جان هاروی کلاگ، مخترع گندم برشته ی صبحانه، می شناسند.
نویسندگان مکزیکی آمریکایی در لوس آنجلس، گاهی به موضوع تنش های نژادی می پردازند. ریچارد رودریگز[114] (1944-)، در آثاری مانند گرسنه ی خاطره : درس هایی از ریچارد رودریگز (1982) ، و روز های تعهد: بحثی با پدر مکزیکی خودم (1992) ، بحث هایی درمورد تحصیلات دوزبانه می کند. لوییز رودریگز[115] (1954-)، در رمان خود، همیشه در حال دویدن (1993)، که خاطرات یک دسته ماچوی مکزیکی در لوس آنجلس است، از نیمه ی تاریک زندگی در این شهر پرده بر می دارد.
آورارگان لاتینی آمریکایی، بر آثار هلنا ماریا ویرامونتس (1954-) تأثیر گذاشته است. او در محلات شرق لوس آنجلس متولد و بزرگ شد. او در آثارش این شهر را مانند مغناظیسی توصیف می کند که تعداد روز افزونی از مهاجران اسپانیایی زبان را به خود جذب می کند، مخصوصا ً مکزیکی ها و اهالی آمریکای مرکزی که از فقر و جنگ فرار می کنند. در کار قدرتمند خود موسوم به "کافه ی کریبو" (1984)، از مهاجران و پناهندگان غیر قانونی می نویسد که در جستجوی کاربه آمریکا می آیند.
شمال غرب
در دهه های اخیر، کوهستان های پوشیده از جنگل شمال غرب، که اطراف سیاتل، مرکز ایالت واشینگتن را فرا گرفته ، میزبان فرهنگی بوده اندکه دیدگاه های لیبرال آن، به ستایش طبیعت می پردازد. پر نفوذ ترین نویسنده ی این خطه ریموند کارور بوده است.
دیوید گاترسون[116] (1956-)، متولد سیاتل ، هنگامی که از روی رمان او موسوم به برف روی درختان سدر می بارد (1994) فیلمی تهیه شد، به اوج معروفیت رسید. این رمان در جزیره ی دور دست سن خوان و بعد از جنگ جهانی دوم اتفاق می افتد، و در مورد یک فرد ژاپنی آمریکایی است که به قتل متهم شده. در رمان دیگر او، شرق کوه ها (1999)، یک جراح قلب که به سرطان مبتلا شده، به سرزمین کودکی خود باز می گردد تا درهمان جا خود کشی کند، اما دلایلی برای ادامه ی زندگی می یابد. رمان به یاد ماندنی مریلین رابینسون [117](1944-)، خانه داری (1980)، این سرزمین وحشی و ناهموار را از دید یک زن توصیف می کند. او در رمان دوم خود ، گیلید (2004)، کشیش مسنی که با مرگ فاصله ای ندارد ، داستان زندگی خانوادگی خود را می نویسد که از زمان جنگ های داخلی آغاز می شود.
انی دیلارد[118] (1945-) علیرغم تجربه ی زندگی در بسیاری از نقاط آمریکا، شمال غرب را به عنوان محل وقوع رمان های خود انتخاب کرده است. مقاله ی شاعرانه ی او ، "بنگاه مقدس" (1994)، از سوختن فرزند همسایه ای در آتش الهام گرفته. توصیفات او از کرانه های شمال غرب اقیانوس آرام ، مناظری واقعی و معنوی را تداعی می کند : "به این جا آمدم تا دشواری ها را بیاموزم-سنگ های کوه و نمک دریا-و روح خود را بر حاشیه ی آن ها صیقل دهم." او نیز مانند هنری دیوید تورو و رالف والدو امرسون، در طبیعت در جستجوی روشنگری است. مجموعه ی مقالات او موسوم به پیلگریم در آبنای تینکر (1974) است. تنها رمان او ، زندگان (1992)، در مورد زندگی اولین خانوار های مهاجر است که در معرض انواع مشکلات، از بیماری و غرق شدن در آب گرفته تا بخارات سمی ، ودرختان تنومند که سقوط می کنند و آتش گرفتن کلبه های چوبی، قرار دارد. تا این که رفته رفته خود را با شرایط جدید وفق داده و در کنار قبایل بومی، مهاجران چینی و تازه واردان از شرق به زندگی ادامه می دهند.
شرمن الکسی[119] (1966-)، از قبیله ی اسپوکین، جوان ترین داستان نویس بومی آمریکایی است که دارای شهرت ملی گردید. الکسی، از نوع زندگی سرخپوستان تعریفی غیر احساساتی گرایانه و طنز آمیز ارائه می دهد و آن را آمیزه ای از فرهنگ سنتی و پاپ قلمداد می کند. رمان های او شامل بلوز مناطق حفاظت شده (1995) و مسابقه ی مشت زنی جنگلبان تنها و تونتو در بهشت (1993) است که از رمان اخیر او فیلمی نیز به نام علامت هایی با دود (1998) ساخته شد که نوشتن فیلمنامه ی آن را خود به عهده داشت.این فیلم یکی از معدود فیلم هایی است که توسط خود بومیان آمریکا ساخته شده. آخرین مجموعه ی داستان های کوتاه او پوست کلفت ترین سرخپوست جهان (2000) نام دارد، و رمان موسوم به سرخپوست کش (1996) او، ما را به یاد پسر بومی، نوشته ی ریچارد رایت می اندازد.
نویسندگان جهانی : آوای سمت و سوی کاراییب و آمریکای لاتین
شکل گیری فکری و آثارنویسندگان انگلیسی زبان جزایر کاراییب، تحت نفوذ سنت ادبی انگلستان و حکومت استعماری بوده است. اما در سال های اخیر، توجه آن ها از لندن منحرف گشته و به سوی نیویورک و تورونتو جلب گشته است. مضامین آن ها عبارتند از زیبایی جزایر، خرد ذاتی جزیره نشینان، و جنبه های مهاجرت و تبعید، مانند از هم پاشیدن خانواده، صدمات فرهنگی، تغییر نقش جنس ها، و تطبیق با محیط.
دو تن از پیشقدمان درخور ذکر هستند. پل مارشال[120] (1929)، متولد بروکلین، یک نویسنده ی جهانی نیست اما در رمان دختر قهوه ای، سنگ های قهوه ای (1959)، از تجربیات خود به عنوان فرزند مهاجران باربادوسی در بروکلین حکایت می کند. جین رایز[121] (1894-1979)، یک رمان نویس اهل دومنیکن بود. او نویسنده ی رمان دریای وحشی سارگاس (1966) است ، رمانی شاعرانه و یاد آور جین ایراثر شارلوت برونته.رایز قسمت اعظم زندگی خود را در اروپا گذراند، اما فمینیست های آمریکا، که "زن دیوانه ی اتاق زیر شیروانی" برایشان چهره ی نمادین زن سرکوب شده بود، کتاب او را ارج نهادند.
آثار رایز، راه را برای کتاب های خشمانه ترجامائیکا کینکید ، هموار کرد. او در سال 1949 و در آنتیگ متولد شد و آثار او که همگی جنبه ی زندگی نامه ی شخصی دارند، عبارتند از انی جان (1985)، لوسی (1990)، و زندگی نامه ی مادرم (1996). ادویج دانتیکات[122] (1969-) در هاییتی متولد و در آمریکا درس خوانده است. او با مجموعه داستان های خود به نام کریک؟ کراک! (1995) مورد توجه قرار گرفت. عنوان این کتاب از جمله ای گرفته شده که در هاییتی هنگام حکایت کردن داستانی آن را بر زبان می آورند. این نویسنده، در اثر خود موسوم به کاشتن استخوان ها (1998)، از تاریخ تراژیک سرزمین خود می گوید.
بسیاری از نویسندگان آمریکای لاتین، برخلاف نقاط نظر مشترک در میان اکثریت نویسندگان مکزیکی که سعی کرده اند در نوشته های خود رومانتیک و چپ گرا باشند ، طوری دیگر می اندیشند و متفاوت هستند. مثلا ً نوشته های کوبایی آمریکایی، جهان وطن، کمیک، و از لحاظ سیاسی محافظه کارانه هستند.خاطرات گوستاو پرز فیرمت[123]، سال آینده در کوبا: گزارشی از بلوغ در آمریکا (1995)، همان قدر که از هاوانا صحبت می کند، از بیس بال هم می گوید. عنوان آن طعنه آمیز است "سال آینده در کوبا" جمله ایست که تبعیدیان می گویند به امید بازگشت هرچه زود تربه موطن خود. خانواده ی پرز (1990)، نوشته ی کریستین بل[124] (1951-)، خانواده های آشفته و مضطرب کوبایی را دور از وطن ودر میامی توصیف می کند- که نیمی از آن ها نامشان پرز است. آثار متأخر اوسکار هیخوئلوس [125](1951-) شامل چهارده خواهر امیلیو مونتز اوبراین (1993) است که درباره ی ایرلندی کوبایی آمریکاییان نوشته شده، و کریسمس آقای ایوز (1995) در باره ی مردی است که پسر خود را از دست می دهد.
نیکولاسا مور[126](1938-)، نویسنده ای از اهالی پورتو ریکو است؛ رمان او ، آیین تنازع بقا: شرح حال یک زن (1985) در باره ی زندگی شش زن پورتوریکویی است، و روزاریو فره[127] (1938-)، نویسنده ی کتاب جوان ترین عروسک (1991) می باشد. از میان نویسندگان جوان تر می توانیم از جودیت اوتیز کوفر[128] (1952-)نام ببریم با آثارش به نام رقص در سکوت: یادآوری بخشی از دوران کودکی در پورتو ریکو (1990) و اغذیه فروشی لاتین (1993) که در آن شعر و نثر را به هم می آمیزد. آورورا لوییز مورالس[129] (1954-)، شاعر و مقاله نویس، در مورد پورتو ریکو از دید یک یهودی می نویسد.
جولیا آلوارز[130] (1950-) ، نویسنده ای با اصلیت دومنیکنی است. در رمان دختران گارسیا لهجه ی خود را از کجا آورده اند (1991)، زنان طبقات بالای جامعه ی دومنیکن کوشش می کنند خود راهمانند زنان نیویورک سازند. کتاب !یو! (1997)، به خواهران گارسیا باز می گردد و با نقل داستان 16 شخصیت ، به کشف هویت آن ها می پردازد.جونت دیاز[131] (1948-)، در مجموعه داستان های خود موسوم به مغروق (1996)، در باره ی مردان جوان ، در حلبی آبا های نیوجرسی و جمهوری دومنیکن می نویسد.
مهمترین نویسندگان آمریکای لاتین که در سال های دهه ی در1960 آمریکا به شهرت رسیدند، عبارتند از گئورگ لوییس بورخس، از آرژانتین، گابریل گارسیا مارکز ، از کلمبیا، پابلو نرودا، از شیلی، و خورخه آمادو ، از برزیل. این نویسندگان، رئالیسم جادویی، سوررئالیسم ، حساسیت نیمکره ای، و قدر شناسی از فرهنگ بومی را به مؤلفان آمریکایی آموختند. یکی از نویسندگانی که موفق گشت محبوبیت زیادی در میان مخاطبان رنگین پوست بیابد، ایزابل آلنده (1942-)، نوه ی رییس جمهور فقید شیلی، سالوادور آلنده است، که در سال 1973 به قتل رسید. ایزابل آلنده، تاریخ خونین کشور خود را در رمان خانه ی ارواح (1982) به تصویر می کشد. از دیگر کتب او (که به زبان اسپانیایی نوشته و چاپ شدند) اوا لونا (1987)، و دختر اقبال (1999) را می توانیم نام ببریم که در کالیفرنیا و زمان تب طلا به وقوع می پیوندد. سبک تداعی کننده ی آلنده، و بینش زنانه ی او، موجب شده که کتاب های او در آمریکا بسیار پرخواننده باشد.
نویسندگان جهانی: آوای سمت و سوی آسیا و خاور میانه
بسیاری از نویسندگان شبه قاره ی هند، در سال های اخیر، آمریکا را به عنوان وطن خود برگزیده اند. باراتی موکرجی[132] (1940-)مجموعه ای از داستان های کوتاه دارد که بسیار مورد توجه است، موسوم به مرد وسط و داستان های دیگر (1988)؛ رمان او ، جاسمین (1989)، داستان زنی است که به طور غیر قانونی مهاجرت می کند. موکرجی در کلکته بزرگ شده است؛ رمان او موسوم به نگهدارنده ی جهان (1993) ماجرا های پرشوری را در هند در قرن هفدهم به تصویر می کشد. آن را به من واگذار کن (1997) مبارزات دختری سرگردان را توصیف می کند که در هند رها شده و در جستجوی اصلیت خویش است. داستان "سازماندهی سوگواری" (1988)، که درباره ی وقایع بعد از بمب گذاری تروریستی در یک هواپیما است، بعد از وقایع 11 سپتامبر 2001، مورد توجه بسیار قرار گرفت.
مینا الکساندر[133] (1951-) در هند متولد شده ، او پیشینه ی سوری داشته و بزرگ شده ی آفریقا است؛ او در کتاب خاطرات خود ، موسوم به خطوط خطا (1993)، از تجربیات خود می گوید. چیترا بانرجی دیواکارونی[134] (1956-)، متولد هند است، او داستان نویس و شاعر می باشد و رمان های احساسی که موضوع آن ها حول محور زن دور می زند نوشته است، مانند، استاد ادویه (1997) و خواهر قلبم (1999)، مجموعه داستان های او خطا های ناشناخته ی زندگی ما (2001) نام دارد.
جومپا لاهیری[135] (1967-) در کتاب خود، مترجم ناملایمات: داستان هایی از بنگال، بوستون و فراتر (1999)، از نسل های جدید و مبارزات آن ها برای تطبیق و شبیه کردن خود با محیط می پردازد. او از تجربیات خود نیز حکایت می کند: والدین بنگالی او در هند بزرگ شده اند، و او متولد لندن است و در آمریکا بزرگ شده.
نویسندگان جنوب شرقی آسیایی آمریکایی، به خصوص کره ای ها و فیلیپینی ها، در سال های اخیر بسیار مطرح بوده اند.از میان آن ها چانگ-ری لی (1965-) شهرت زیادی دارداو در سئول، کره متولد شد و در کتاب خود، سخنگوی بومی (1995)، آرمان های مردمی، خیانت ها، و سرخوردگی های شخصی را به هم می آمیزد. رمان دوم او، زندگی با اشاره (1999)، درباره ی خشونت ها و وحشیگری های زمان جنگ است- جنگ میان ژاپن و کره- و استفاده ی ژاپنی ها از زنان کره ای برای "تسکین" خود.
ترزا هاک کیونگ چا[136] (1951-1982) متولد کره بود؛ او در اثر خود، دیکته (1982)، تصاویرویدئویی، عکس، و اسناد تاریخی را به هم درمی آمیزد، تا بتواند هر چه بهتر رنج و عذاب کره ای ها را در هنگام جنگ با ژاپن تجسم ببخشد. شرلی گئوک-لین لیم ، از اجداد چینی است اما ملیت مالزی آمریکایی دارد. او کتاب خاطراتی دارد موسوم به در میان صورت سفیدان به رنگ ماه (1996) و زندگی نامه ی شخصی او جاس و طلا (2001)نام دارد. داستان های او در مجموعه ی دو رؤیا (1997) جمع آوری گشته است.
از دیگر نویسندگان متولد فیلیپین، می توان از بینونیدو سانتوس[137] (1911-1996) نام برد. رمان او بوی سیب (1979) نام دارد، و جسیکا هجدورن[138] (1949-) که رمان های سوررئالیستی او ، سگ خور ها (1990) و گانگستر عشق (1996) نام دارند. این دو به انحاء گوناگون ، پاسخگوی رمان اتو بیوگرافیک نویسنده ی فیلیپینی آمریکایی، کارلوس بولوسان[139] (1913-1956)، موسوم به آمریکا در قلب جای دارد (1946)، هستند.
ترین مین-ها[140] (1952-)، فیلمساز و نظریه پرداز اجتماعی ویتنامی آمریکایی است. او در کار فمینیستی خود ، زن، بومی، دیگر (1989)، داستان سرایی و نظریه پردازی را با هم تلفیق می کند. ها جین[141] (1956-) در چین متولد شده و نویسنده ی رمان انتظار (1999) است و داستان غم انگیز جدایی بعد از هجده سال می باشد و در این اثر، سبک واقع گرایانه ی او که از مختصات نویسندگان چینی است، بسیار بر دل مخاطبان آمریکایی می نشیند.
تازه ترین نویسندگان از جامعه ی عربی آمریکایی، جوزف گها[142] (1944-)، متولد لبنان است، که داستان های او موسوم به جلوتر و جلوتر (1990)، در تولدو، اوهایو اتفاق می افتند. دیانا ابو جابر[143] (1959-) نویسنده ی اردنی آمریکایی، در نیویورک متولد شده و رمان جاز عربی (1993) را نوشته است.
الماز ابینادر[144] (1954-)، شاعر و نمایشنامه نویس است، او نویسنده ی خاطراتی است موسوم به کودکان روجمه: سفر یک خانواده از لبنان (1991). در "درست نزدیک خیابان اصلی" (2002)، او از فرهنگ دوگانه ی خود در کودکی و سال های دهه ی 1960 در یکی از شهر های کوچک پنسیلوانیا نوشته است: "...صحنه های خانوادگی مرا سرشار از نشاط و تعلق می کرد، اما می دانستم که پشت در، هیچ یک از آن ها برای دیگران وجود ندارد."
ادبیات آمریکا، از دوران ماقبل استعماری تا زمان معاصر،مسیری پر پیچ و تاب را طی کرده است. جامعه، تاریخ ، و فناوری، هر سه، تأثیراتی بر آن به جای گذاشته اند. با این حال، در نهایت در آن انسانیتی پایدار- با تمام تابناکی ، بد اندیشی، سنت و وعده هایش موجود است.