03 می 2008
در نیمۀ دوم قرن بیستم چنین می نمود که فرم ها و عقاید سنتی دیگر معنایی برای بسیاری از شعرای آمریکایی ندارند. رویدادهای بعد از جنگ جهانی دوم دربسیاری از نویسندگان این احساس را به وجود آورد كه در تدوام تاریخ گسستی پدید آمده است: هر عمل، هر احساس، و هر لحظه ای به عنوان یک پدیده یگانه تلقی گردید. اکنون به سبك و فرم به عنوان یک پدیده موقتی و ساختگی و بازتابی از روند ساخت و نماینده خود آگاهی نویسنده نگاه می شد. طبقه بندی های آشنای بیانی در معرض سوء ظن قرار گرفتند و اصالت به خودی خود در مقام تبدیل شدن یك سنت قرار گرفت.
بریدن از سنت، در سال ۱۹۵۷ و در هنگام محاکمۀ آلن گینزبرگ به اتهام هرزه نگاری در شعر زوزه، نیرو گرفت. زمانی که ادارۀ گمرک سانفرانسیسکو این کتاب را مصادره کرد، ناشر آن لارنس فرلینگتی، وابسته به انتشارات سیتی لایتز به اقامۀ دعوی برخاست. در طول این محاکمه جنجالی، منتقدان معروف از نقد پرشور اجتماعی زوزه بر مبنای ارزش شایان توجه ادبی آن ، حمایت کردند. پیروزی زوزه موجب شهرت بیش از پیش شاعران شورشی نهضت ضرب آهنگ (Beat) - بویژه گینزبرگ و دوستانش، جک کرواک و ویلیام بوروز گردید.
یافتن دلایل تاریخی برای این احساس عدم وابستگی [به سنت ها] در ایالات متحده مشكل نیست. جنگ دوم جهانی، گسترش ناشناختگی و فرهنگ مصرف دریک جامعه وسیع شهری، جنبش های اعتراضی سالهای دهه ۱۹۶۰، جنگ ده ساله ویتنام، جنگ سرد، تهدیدهای متوجه به محیط زیست- فهرست تکان های وارد شده بر فرهنگ آمریكائی طولانی و متنوع است. با این همه آنچه كه بیش از هر چیز جامعه آمریكائی را دچار دگرگونی ساخته ، ظهور وسائل ارتباط جمعی و فرهنگ توده بوده است. ابتدا رادیو، سپس فیلم های سینمائی و اكنون حضور پر قدرت و همه جا حاضر تلویزیون، زندگی آمریكائی و ریشه های آن را تغییر داده است. آمریکا از یك فرهنگ خصوصی، ادیبانه، نخبه پرور و متکی بر كتاب، مشاهده و مطالعه، به یك فرهنگ رسانه ای تبدیل یافته كه توجه خود ا به صدای رادیو، نوار و و دیسك موسیقی، فیلم و تصاویر صفحه تلویزیون معطوف داشته است.
شعر امریكایی مستقیمأ تحت تاثیر وسایل ارتباط جمعی و تكنولوژی الكترونیك قرار گرفته است. فیلم ها، نوارهای صوتی و شعر خوانی های ضبط شده و مصاحبه با شعرا دردسترس قرار دارند و روش های ارزان چاپ و عكس برداری، شعرای جوان را تشویق كرده كه خود به نشر آثارشان بپردازند و سردبیران جوان را واداشته تا مجلات ادبی را پایه گذاری كنند. مجلاتی كه اكنون شمار آنها از ۲۰۰۰ در گذشته است. از اواخر سال های ۱۹۵۰ آمریکاییان دریافته اند که تکنولوژی هرچند به خودی خود بسیار سودمند است، می تواند از طریق ارائه تصاویر نادرست ولی تاثیر گدار خطرناک باشد. برای آمریكائی هائی كه به جستجوی راه های جایگزین هستند ، شعر بیش از گذشته به صورت یک وسیله مناسب در آمده است. این وسیله راهی را در اختیار مردم قرار می دهد كه از طریق آن زندگی ذهنی خود و تاثیر تكنولوژی و جامعه وابسته به تولید انبوه را بر فرد، به روشنی بیان کنند.
سبك های بسیاری، كه برخی از آنها منطقه ای و بعضی به مكاتب یا شاعران معروف وابسته اند، در جلب توجه مردم با هم رقابت می كردند. شعر معاصر امریكائی دارای مركزیت نبود، بلكه از تنوع فراوانی بهره داشت و غیر ممكن بود بتوان خلاصه ای از آن به دست داد. با وجود این به ضرورت بحث، می توان آن را به صورت طیفی در نظر گرفت كه دارای سه اردوگاه متداخل در یکدیگر است- در یك سوی این طیف شعر سنتی قرارداد، اشعار شخصی و وابسته به سبك های فردی در میانه طیف واقع شده اند، و اشعار تجربی در سوی دیگر. شاعران سنتی آنهائی هستند كه سنتهای شعری را حفظ كرده و یا بدان تجدید حیات بخشیده اند. شاعران سبك ویژه فردی Idiosyncratic در آفریدن آوای منحصر به فرد خود هم از شیوه های سنتی بهره مند شده اند و هم از ارزش های ابتكاری. شاعران دسته سوم یعنی آنهایی هستند كه به آزمایش دست زده اند با سبك های جدید فرهنگی به میدان آمده اند.
نویسندگان سنت گرا شامل استادان شناخته شده فرم ها و شیوه های بیان سنتی هستند كه با استفاده از صنعت و مهارت مطلب می نویسند. آنها به سهولت تشخیص داده می شوند و اغلب از قافیه یا طرح مشخصی از كلمات استفاده می كنند. این گروه از نویسندگان اغلب از كرانه های شرقی ایالات متحده یا قسمت های جنوبی برخاسته اند و در دانشكده ها و دانشگاه ها تدریس می كنند. ریچارد ابرهارت Richard Eberhart و ریچارد ویلبرRichard Willber شاعران “فراری” Fugitive اولیه، جان كراو رنسوم ,John Crowe Ransom آلن تیت Allen Tate، و رابرت پن وارن Robert Penn warren، شاعران برجسته جوان از قبیل جان هلندرJohn Hollander و ریچارد هاوارد Richard Howard، و قبل از آنها رابرت لاول Robert Lowell مثال هایی از این دسته به شمار می روند. آنها شعرای معروفی هستند و اغلب مجموعه هایی از آثارشان منتشر می شود.
در فصل قبل درباره ظرافت ها، احترام به طبیعت و ارزشهای عمیقأ محافظه كارانه "فراریان" Fugitives بحث كردیم. این ویژگیها زینت بخش بیشتر اشعاریست كه ریشه در قالب های سنتی دارند. شعرای سنتی مانند ریچارد ویلبر Richard Wilbur ( ۱۹۲۱) معمولأ دقیق، واقع بین و شوخ هستند. آنها اغلب تحت نفوذ رهنمونهای شعرای ماوراء الطبیعی قرون پانزدهم و شانزدهم انگلستان قرار دارند كه سبکشان توسط تی اس الیوت معرفی شده و محبوبیت یافته است. ، "جهان بدون اشیاء یك خلاء معقول است"A Word Without Objects Is a Sensible Emptiness (۱۹۵۰)معروفترین شعر ویلبر به شمار می رود. عنوان آن شعر از توماس تراهرن Thomas Traherne وام گرفته شده كه یك شاعر معتقد به ماوراء الطبیعه است. آغاز روشن و زنده آن ترسیم كننده وضوحی است كه برخی از شاعران در چارچوب قافیه و نظم های به آن رسمی یافته اند :
شتران بلندقامت ذهن
به سوی صحراهاشان روان می شوند، و با سر و صدا آخرین بیشه را پشت سر می گذارند
همراه با صدای گوش خراش ملخ ها که بسوی عسل دست نخوردۀ
خورشید خشک روانند .
آنها به تأنی گام برمیدارند و با غرور . . . .
شعرای سنتی، برخلاف بسیاری از كسانی كه به تجربه دست می زنند و اعتمادی به لغات و عبارات "بیش از حد شاعرانه" ندارند، از اشعار آهنگین استقبال می کنند. رابرت پن وارن (۱۹۰۵-۱۹۸۹) یك شعر را با این كلمات خاتمه داد: "آنقدر باید عاشق جهان باشیم، كه شاید در انتها به خدا اعتقاد یابیم". آلن تیت (۱۸۹۹-۱۹۷۹) یکی ازشعر های خود را چنین پایان داد : "پاسدار گوری که همه مارا به حساب می آورد" . شعرای سنتی گاهی نیز معانی بلیغ و عباراتی مجرد یا كلماتی عجیب به کارمی برند و از صفت های زیادی در شعر خود استفاده میكنند (نمونه: "جغد حزن انگیز") و نیز قالب هائی وارونه كه در آن ترتیب عادی و طبیعی محاوره ای انگلیسی به طرزی غیر طبیعی برگردانده می شود. گاهی اثر این كار مانند شعر وارن پسندیده است ، و در موارد دیگر به نظر می رسد كه شعر دارای سكته و بدور از عواطف واقعی است چنانكه در بیتی از تیت: "با حماقت لبه های كاهنان مقدس را لمس كرد".
گاهی پیش می آید كه كارهای هلندر Hollander، هاوارد Howard، و جیمز مریل
James Merrill ۱۹۹۵ - ۱۹۲۶) عبارات آگاهانه با شوخی، بازی با كلمات و كنایه های ادبی تركیب می شوند. مریل كه مبتكر موضوع های شهری، ابیات بدون قافیه، موضوعات شخصی و لحنی مكالمه ای است در شعر خود " قلب شكسته" The Broken Heart (۱۹۶۶) درباره یک ازدواج طوری صحبت می كند كه گوئی یك مهمانی است:
همواره همان داستان قدیمی-
بابا زمان و مامان زمین،
یك زناشوئی بر روی صخره ها.
فصاحت مسلم و هنر نمائی های لفظی توسط بعضی از شاعران، مانند مریل وجان اشبری J.Ashberyاز نظر سنتی آنها را موفق می كند، هرچند که شعر آنها از یك دیدگاه كاملأ خلاقانه نیزتعریف دوباره ای از شعر به دست می دهد. زیبایی سبك باعث می شود که بعضی از این شاعران مانند رندال جارل Randall Jarell ( ۱۹۱۴-۱۹۶۵) و ای آر امونز Ammons A. R. (--۲۰۰۱-۱۹۲۶) سنتی تر از آنچه كه هستند جلوه کنند. امونز یك دیالوگ پر تنش بین انسانیت و طبیعت خلق می كند؛ جارل به ضمیر خود آگاه و بدام افتاده بی نوایان: زنان، كودكان و سربازان در حال مرگ، پای می گذارد. به عنوان مثال در "مرگ توپچی برج توپخانه" The of Death of the Ball Turret Gunner می خوانیم (۱۹۴۵ )
از خواب مادرم بدرون كشور افتادم،
و روی شكمش آنقدر خم شدم كه موی خیسم یخ زد.
شش مایل دورتراز زمین، رها شده از رویای آن زندگی ،
بر روی آتشبار سیاه و رزمندگان كابوس گونه چشم گشودم.
هنگامی كه جان سپردم، با یك لوله آب برج توپخانه را از وجود من زدودند.
اگر چه بسیاری از شاعران سنتی از قافیه استفاده می كنند، همه اشعار قافیه دار از لحاظ موضوع یا آهنگ، سنتی یا متعارف نیستند. شاعری به نام گوندولین بروكز Gwendolyn Brooks(۲۰۰۰- ۱۹۱۷) از مشقات زندگی در محلات پست شهری می نویسد و نه مشكلات نوشتن. او در "آشپزخانه كوچك ساختمان" Kitchenette Building)۱۹۱۴) می پرسد چگونه :
یک رویا می توانست به مدد دود های پیاز
رنگ سفید و بنفش خود را به آن بالا بفرستد ، با سیب زمینی های سرخ شده به جدال برخیزد
در حالی که زباله های دیروز در میان سرسرا در حال رسیدن بودند. ......
بسیاری از شاعران، از جمله بروكس Brooks، ادوین ریچ Adrienne Rich، ریچارد ویلبر، رابرت لاول و رابرت پن وارن كار خود را با نوشتن به طریق سنتی آغاز كردند و از ردیف و قافیه سودجستند ، اما این صنایع شعری را در سال های دهه ۱۹۶۰ زیر فشار وقایع عمومی و روند تدریجی در جهت فرم های آزاد ترک گفتند.
رابرت لاول Robert Lowell (۱۹۱۷-۱۹۷۷)
رابرت لاول، تاثیر گذار ترین شاعر ازمیان متاخران به شمار می رود. او كار خود را با اشعار سنتی آغاز كرد اما تحت تاثیر جریان های تجربی قرار گرفت. از آنجایی كه زندگی و كار او دوره هایی را بین استادان نوگرای قدیمی تر مانند ازرا پاوند، و نویسندگان معاصر در بر می گیرد، زندگی حرفه ای او شعر تجربی بعدی را در زمینه وسیع تری مطرح می کند.
لاول در چارچوب تعریف یك نویسنده آكادمیك می گنجد: كسی كه سفید پوست، مرد، هنگام تولد پروتستان، با سواد و با نهاد های سیاسی و اجتماعی در ارتباط بوده است. او از یك خانواده محترم، از برهمن های بوستون برخاست كه شاعر معروف قرن نوزدهم جیمز راسل لاول و یكی از روسای دانشگاه هاروارد در سال های اخیر از جمله افراد آن بوده اند. با این همه رابرت لاول هویت خویش را در خارج از زمینه خانوادگی اشرافی و نخبه خود یافت. او نه به هاروارد، بلكه به كالج كنیون در اوهایو رفت ودر آنجا مذهب پیوریتن اعقاب خود را ترك گفت و كاتولیك شد. او كه به خاطر اعتراض به جنگ جهانی دوم یك سال زندانی شده بود، بعد ها هم به طور علنی با جنگ ویتنام مخالفت كرد.
كتاب های اولیه لاول، "سرزمین عدم احتمال" Land of Unlikeness (۱۹۴۴) و"قصر لرد ویری" Weary’s Castle Lord (۱۹۴۶)، كه برنده جایزه پولیتزر شد، بازتابی از احاطه كامل او بر فرم ها و سبك های سنتی و نشان دهنده احساسات قوی، و دیدی سخت شخصی و در همان حال تاریخی است. خشونت، به ویژه در كارهای اولیه او در اشعاری مثل "فرزندان روشنایی" Children of Light (۱۹۴۶) كاملأ هویدا است: محكومیت شدید پیوریتن ها كه سرخ پوستان را می كشتند و اعقابشان كه گندم های اضافی را می سوزاندند ولی به انسان های گرسنه نمی دادند. لاول می نویسد: "پدران ما نانشان را از سهام بورس و سنگ در می آوردند/ و باغشان را با استخوان سرخ پوستان حصار می كشیدند".
كتاب بعدی لاول " آسیای های كاوانا " The Mills of the Kavanaughs (۱۹۵۱) حاوی تك گویی مهیج نمایشی است كه در آن اعضای خانواده عطوفت ها و کوتاهی های خود را آشكار می سازند. اینجا نیز مثل همیشه سبك او انسان را با موجودات برتر در هم می آمیزد. او اغلب از ردیف ها و قافیه های سنتی استفاده می كند، اما لحن محاوره ای او تا زمانی كه مانند یك موسیقی متن به نظر برسد، همچنان پنهان است. با این همه این شعر تجربی بود كه به لاول مجال داد تا به توفیق شایان خود دست یابد و زبان فردی خود را خلق كند.
در مسافرتی در اواسط دهه سال های ۱۹۵۰ كه به قصد شعر خوانی انجام گرفته بود، لاول برای نخستین بار برخی از اشعار جدید تجربی را شنید. "عزا داری" اثر گینز برگ و "افسانه ها و متن ها" از گری سیندر كه هنوز منتشر نشده بودند. این شعرها را در قهوه خانه های نورث بیچ، در سانفرانسیسكو گاهی همراه با جاز می خواندند و به صورت سرود اجرا می كردند. لاول احساس كرد كه در چنین موقعیتی، شعرهای كامل و فاضلانه او، بیش از حد خشك و رسمی، وابسته به معانی بیان و به اصطلاح تجملی اند. هنگامی كه آنها را می خواند، همان لحظه اصلاحاتی در آنها انجام می داد تا بیشتر جنبه محاوره ای به خود بگیرند. او بعدها نوشت: "به نظر می رسید كه اشعار من هیولاهای ماقبل تاریخ هستند كه به علت زره های سنگین خود در مرداب فرو رفته و مرده اند. من چیزی را قرائت می كردم كه دیگر احساسی راجع به آن نداشتم. "
در این مرحله بود كه لاول، مانند بسیاری از شاعران پس از خود، این چالش را که از یک سنت رقیب در آمریكا، یعنی مكتب ویلیام كارلوس ویلیامز، چیز بیآموزد پذیرفت. او در سال ۱۹۶۲ نوشت: "وضع به گونه ای است كه گویی هیچ شاعری به جز ویلیامز آمریكا را ندیده یا زبان آن را نشنیده است." از این مرحله به بعد لاول شیوه نوشتن خود را جدأ تغییر داد و به جهتی رفت كه "لحن، فضا و سرعت ناگهان عوض می شد" واین چیزی بود كه لاول بیش از همه آن را در ویلیامز تحسین می كرد.
لاول بسیاری از تخیلات و اوهام نامعلوم خود را كنار گذاشت. قافیه های او به جای این که بر شعر تحمیل شوند به صورت بخش جدایی ناپذیری از تجربه درونی آن در آمدند. ساختار بند های شعر نیز در هم فروریخت و شکل های تازه فی البداهه به جای آن نشستند . در "تاملات زندگی" Life Studies (۱۹۵۹) او شعر اعترافی را بنیاد نهاد، شکل تازه ای از شعر كه او در آن زجر آور ترین مسائل شخصی خود را با صداقت و شور فراوان عریان كرد. در اساس او نه تنها فردیت خود را كشف كرد، بلكه آن را با دشوارترین و خصوصی ترین مظاهری که داشت شناساند. او خود را به یك فرد معاصر تبدیل كرد، كسی كه با کاستی ها و ریزه كاری های روان خویش آشناست.
تغییر حالت لاول كه پس از جنگ یك نقطه عطف مهم در دنیای شعر محسوب می شد، راه را برای بسیاری از نویسندگان جوانتر باز كرد. او در کارهایی مانند " برای مردگان اتحادیه" For the Union Dead (۱۹۶۴)، "دفتر یادداشت" Notebook ۱۹۶۷-۶۹ (۱۹۷۰) و كتاب های دیگر به اكتشافات اتوبیوگرافیك خود و شیوه های ابتكاری كه از تجربیاتش در روان كاوی ناشی می شدند، ادامه داد. اشعار اعترافی لاول تاثیر ویژه ای بر جا گذاشته اند. بدون لاول داشتن هرگونه تصوری از آثار جان بریمن، آن سكستون، و سیلویا پلاث ( دو نفر آخر، شاگردان او بودند) غیرممکن است.
شاعرانی با سبك ویژۀ خود
شاعرانی كه سبك یگانه خود را توسعه داده و باوجود الهام از سنت آن را به قلمرو های جدید كشانده و مشخصأ به رنگ و بوی معاصر درآورده اند، علاوه بر پلاث و سكستون، شامل جان بریمن، تئودور- روثك Theodore Roethke، ریچارد هوگو، فیلیپ لوین Philip Levine، جیمز دیكی، الیزابت بیشاپ و ادرین ریچ می شوند.
سیلویا پلاث Sylvia Plath (۱۹۳۲-۱۹۶۳)
سیلویا پلاث از نظر ظاهری دارای یك زندگی نمونه بود. او با استفاده از بورس تحصیلی به اسمیت كالج رفت، با رتبه اول فارغ التحصیل شد، جایزه فولبرایت را ربود و از آن طریق برای ادامه تحصیل به دانشگاه كمبریج در انگلستان رفت . آنجا با شوهر جذاب آینده خود، تد هیوز، شاعر، آشنا شد، از او دو فرزند پیدا كرد و در یك خانه روستایی در انگلستان سکونت گزید. در پشت این موفقیت های افسانه ای مسائل روان شناسی بغرنج و حل نشده ای جمع شده بودند كه در رمان بسیار خواندنی او "لرزش ناقوس" The Bell Jar (۱۹۶۳) خود را نشان دادند. بعضی از این مسائل شخصی بودند، در حالی كه بقیه از رفتارهای سركوب گرانه دهه ۱۹۵۰ نسبت به زنان ناشی می شدند. از جمله آنها این اعتقاد بود كه زنان نباید عصبانی شوند یا دنبال یك شغل دائم بروند و به جای آن باید به شوهر و فرزندان خود برسند و این اعتقادی بود كه بیشتر زنان نیز خود بدان پایبند بودند. زندگی زنان موفقی مانند پلاث با این طرز برخورد تناقض پیدا می كرد.
زندگی افسانه مانند پلاث هنگامی كه او و هیوز از هم جدا شدند و او مجبور شد در یك آپارتمان در لندن در طول یك زمستان بی نهایت سرد از كودكانش مراقبت كند، در هم ریخت. او كه بیمار، تنها و ناامید بود قبل از آنكه با باز كردن گاز در آشپزخانه به خودكشی اقدام كند با کوشش شبانه روزی یك رشته اشعار خیره كننده خلق كرد. این اشعار در یك مجموعه به نام "آریل" Ariel گردآوری شده كه در سال ۱۹۶۵ دو سال پس از مرگ او انشتار یافت. رابرت لاول، كه مقدمه آن را نوشت این نكته را خاطرنشان ساخت كه شعر پلات از زمانی كه در ۱۹۵۸ همراه با سكستون در كلاس های شعر او شركت می كرد چه تغییر سریع و محسوسی پیدا كرده است. اشعار اولیه پلاث متصنع و سنتی است، اما آثار بعدی او نشان دهنده یك روحیه نا امید و فریاد خشم و اعتراض فمینیستی است. او در "جوینده کار" ( ۱۹۶۶) پوچی نقش فعلی زن خانه دار را (كه به یک شیئی بی جان تبدیل شده و ضمیر "آن" برایش به کار می رود ) برملا می سازد:
هر كجا می نگرید، یك عروسك زنده است.
می تواند بدوزد، می تواند بپزد.
می تواند حرف بزند، حرف بزند، حرف بزند.
كار می كند، هیچ عیب و ایرادی هم ندارد.
تو یک حفره داری، آن یك ضماد است.
تویك چشم داری، آن یك تصویر است.
پسرم، این آخرین چاره تست.
با آن وصلت خواهی كرد، وصلت خواهی كرد، وصلت خواهی كرد.
پلاث به خود جرأت می دهد تا از یك زبان مقفای کودکانه که داری سادگی خشونت باری است استفاده کند. او دارای شمّی برای كار گیری تصاویر جسورانه از فرهنگ عامه است. درباره یك كودك می نویسد : " عشق ترا مانند یك ساعت طلای خرس گنده كوك می كند. در "بابا جون" او پدرش را به عنوان دراكولا مجسم می كند: " در قلب گنده و سیاه تو یك چماق وجود دارد/ و دهاتی ها هیچ وقت ترا دوست نداشتند".
آن سكستون Anne Sexton (۱۹۲۸-۱۹۷۴)
آن سكستون نیز مانند پلاث، یك زن پر شور بود كه در ابتدای جنبش زنان در ایالات متحده می خواست یك همسر، مادر و شاعر باشد. او نیز مانند پلاث از ناراحتی روانی رنج می برد و سرانجام خود كشی كرد. اشعار اعترافی سكستون بیشتر از اشعار پلاث حالت شرح حال گونه دارند و هنرنمایی های اشعار اولیه پلاث را فاقدند، با این همه احساسات را بسختی تحریك می كنند. در این اشعار موضوعات نگفتنی از قبیل مسائل جنسی، گناه و خودكشی در مركز توجه قرار گرفته اند. سراینده غالبا موضوعات زنانه از قبیل تولد كودك، بدن زن یا ازدواج از دیدگاه یك زن را با شهامت مطرح می كند. در اشعاری مانند "از نوع او" Her Kind (۱۹۶۰) سكستون خود را در وجود زنی می بیند كه او را به اتهام جادوگری زنده زنده می سوزانند:
گاری چی، من در گاری تو سوار شده ام،
و بازوان عریان خود را برای روستا های سر راه تكان داده ام،
آخرین جاده های درخشان را شناخته ام، ای جان به در برده
هنگامی كه شعله های تو هنوز ران های مرا گاز می گیرند
و دنده های من با گردش چرخ های تو صدا می کنند.
زنی این گونه از مردن شرمگین نیست.
من از نوع او بوده ام.
عناوین آثار او نشان دهنده دلواپسی و توجه او به جنون و مرگ است. از جملۀ آنها می توان "به سوی تیمارستان و بازگشت از نیمه راه" To Bedlam and Part Way Back (۱۹۶۰)، "زندگی كن یا بمیر" (۱۹۶۶) و كتابی كه پس از مرگ او منتشر شد، " پارو زدن بیمناك به سوی خدا" (۱۹۷۵) را نام برد.
جان بریمن John Berryman (۱۹۱۴-۱۹۷۹)
زندگی جان بریمن از بعضی جنبه ها مانند رابرت لاول است. او كه در اوكلاهما به دنیا آمده بود در شمال شرقی ایالات متحده، در یك مدرسه و سپس در دانشگاه كلمبیا به تحصیل پرداخت و بعد از آن در دانشگاه پرینستون به تدریس پرداخت. او كه تخصصش در فرم ها و قافیه های سنتی بود از تاریخ اولیه آمریكا الهام گرفت و در كتاب خود "آوازهای رویایی" Dream Songs (۱۹۶۹) اشعاری اعترافی و انتقادی نسبت به خود سرود كه در آن از یك چهره عجیب به نام هنری سخن رفته بود، شخصی كه زندگی خود را شرح می داد، و این تاملی بر روش تدریس، اعتیاد شدید به الکل و جاه طلبی های خود او بود.
بریمن مانند شاعر هم عصر خود تئودودر روثكی، یك سبك انعطاف پذیر، بازیگر اما عمیق را توسعه داد كه توسط عباراتی از فرهنگ عامه، اشعار كودكان، كلیشه ها و عبارات عامیانه مایه می گرفت. بریمن درباره قهرمان خود هنری می نویسد: " به خرابه خیره شد. خرابه هم خیره به او نگریست". جای دیگر با شوخی می نویسد: "اوهو، حیف، حیف/ وقتی بی تفاوتی فرا می رسد، من می نالم و دیوانه می شوم."
تئودور روثكیTheodore Roethke (۱۹۰۸-۱۹۶۳)
تئودور روثكی كه پسر یك گلخانه دار بود، زبان ویژه ای را ابداع كرد كه "دنیای گلخانه" را با حشرات ریز وریشه های پنهان آن تداعی می كرد: "كرم كوچك، با من باش. الآن دوران سختی من است. " "اشعار عاشقانه او به نام كلماتی برای باد" Words for the Wind (۱۹۵۸) زیبایی و اشتیاق برای هوس های معصومانه را می ستایند. یك شعر او چنین آغاز می شود: "زنی را می شناسم، سرتاپا دوست داشتنی / وقتی پرندگان كوچك آه می كشند او نیز برای آنها آه می كشد." اشعار او گاهی مانند تند نویسی طبیعت یا معماهای قدیمی است: "چه كسی خاك را سراسیمه كرد و صدایش را درآورد ؟ از موش كور بپرس، او می داند."
ریچارد هوگو Richard Hugo (۱۹۲۳-۱۹۸۲)
ریچارد هوگو كه اهل سیاتل واشینگتن بود، نزد تئودور روثكی درس خواند. او در محیط های فقیر و ملال انگیز شهری بزرگ شد و در انتقال امیدها، هراس ها و سرخوردگی های طبقات كارگر در برابر محیط های شمال غربی ایالات متحده مهارت یافت. هوگو اشعاری هجایی و نوستالژیك ( توأم با غم غربت) و اعترافی می سرود كه موضوع آنها شهرك های فقیر و فراموش شده در این قسمت ایالات متحده بود؛ او درباره شرم، شكست و لحظات كمیاب پذیرش از طریق روابط انسانی قلم می زد. توجه خواننده را به جزئیات كوچك و ظاهرا بی اهمیت جلب می كرد تا نكته های مهم تر را خاطر نشان سازد. "آنچه تو دوست می داری آمریكایی باقی می ماند" (۱۹۷۵) این شعر با گفتگو درباره شخصی پایان می یابد كه خاطرات خود را از شهر قدیم خود حمل می كند، گویی كه غذاست:
در صورتی كه تو در یك شهرك عجیب
و متروكه سرگردانی
و به دوستی عشاق گرسنه نیازداری،
واین نیاز را حس می كنی
به باشگاه خیابانی كه آنها تشكیل داده اند،
خوش آمدی.
فیلیپ لوین Philip Levine ( - ۱۹۲۸)
فیلیپ لوین كه در دیترویت میشیگان به دنیا آمد، از طریق مشاهده بسیار دقیق، خشم و طنز دردناك، مستقیمأ به رنج های اقتصادی كارگران می پردازد. او مانند هوگو از خانواده ای شهری و فقیر برخاسته است. صدای او صدای فرد تنهایی است كه در آمریكای صنعتی به تله افتاده است. بیشتر اشعار او بی نشاط اند و در عین دریافت این نکته كه نظام های حکومتی بر سر جای خود باقی خواهند بود به هرج و مرج تمایل به دارند.
لوین در یکی از سروده هایش خود را به روباهی تشبیه می كند كه در پرتو شجاعت و حیله گری از دنیای خطر ناك شكارچیان جان سالم به در می برد. او از نظر الگوهای آهنگین، همزمان با اعتراض گوشه گیرانه به مفاسد جهان معاصر، مسیری را که با اوزان سنتی در کارهای اولیه اش آغاز شده به سوی سبكی باز تر و آزاد تر در آثار بعدی خود می پیماید.
جیمز دیكی James Dickey ( ۱۹۹۷ - ۱۹۲۳ )
جیمز دیكی رمان نویس، مقاله نویس و شاعری است كه در جرجیا به دنیا آمده است. او به گفته خود بر این باور است كه موضوع اصلی كارش تداومی است كه بین شخص و دنیا وجود دارد ، یا باید وجود داشته باشد. بسیاری از نوشته های او ریشه در طبیعت دارند – رودخانه ها و كوهستان ها، خصوصیات آب و هوایی و مخاطراتی كه از درون در کمین نشسته اند.
در اواخر دهه ۱۹۶۰ او كار خود را روی رمانی به نام "رستگاری" شروع كرد كه موضوع آن جنبه ناخوشایند و تیره علائق میان مردان بود. این کتاب كه پس از انتشار به صورت فیلم درآمد بر شهرت او افزود. مجموعه های اخیر اشعار دیکی موضوعات متنوعی را از قبیل چشم انداز جنوب (جریكو: نظاره بر جنوب، ۱۹۷۴) و تاثیر كتاب مقدس بر زندگی او ( تصویر خداوند، ۱۹۷۷) در بر می گیرند. دیكی اغلب به سخت کوشی می اندیشد: "از حد معمول در گذشتن، با تمام وجود / از حد معمول در گذشتن چیزی است كه موردنیاز است)
الیزابت بیشاپ Elizabeth Bishop (۱۹۱۱-۱۹۷۹) و ادرین ریچ ldrienne Rich (- ۱۹۲۹ )
در بین شاعران زن كه دارای سبك مخصوص به خود هستند الیزابت بیشاپ و ادرین ریچ در سال های اخیربیشترین احترام را كسب كرده اند. هوش سرشار بیشاپ و علاقه او به چشم انداز های دور افتاده و استعارات مربوط به سفر، به خاطر دقت و صلابت آن مورد پسند خوانندگان است. بیشاپ هم مانند مربی خود ماریان مور، هر گز ازدواج نكرد، و اشعار بسیار بدیعی با لحن سرد و توصیفی سرود كه معانی فلسفی زیادی را در خود پنهان دارند. توصیف منطقه بسیار سرد شمال اقیانوس اطلس در " در محل تجمع ماهی ها " می تواند به شعر بیشاپ اطلاق شود: "مثل چیزی است كه ما از دانش در تصور خود داریم : / تیره، شور، روشن، پویا، یکسر آزاد. "
شاید بتوان شعربیشاپ را همراه با شعر مور بخشی از سنت "سرد" شاعران زن قرارداد كه ریشه آن به امیلی دیكینسون برمی گردد و در در برابر اشعار "گرم" پلاث، سكستون و آدرین ریچ قرار دارد. اگر چه ریچ سرودن اشعار خود را در شکل وقالب سنتی شروع كرد، آثار او به خصوص آنهایی كه بعد از استحاله وی به یك فمینیست افراطی در سال های ۱۹۶۰ سروده شده اند، حاوی احساساتی بسیار نیرومند هستند. نبوغ او بویژه در استعاره است كه نمونه آن در كار فوق العاده اش " شیرجه در کشتی شکسته" ( ۱۹۷۳ ) مشاهده می شود. در این شعر او جستجوی یك زن را برای یافتن هویت خویش به پریدن درون یک کشتی شکسته تشبیه می کند. این کشتی شكسته مانند وجود درهم شکسته زنان است: در باور سراینده آنها باید راهی بیابند كه خود را از قلمروی که زیرسلطه مردان است رها کنند. شعر ریچ به نام "راهپیمای روی بام" (۱۹۶۱) كه به دنیس لورتوف شاعر اهدا شده، سرودن شعر را برای زنان به عنوان حرفه ای خطرناك مجسم می كند. او احساس می كند كه مانند مردی كه سقفی را می سازد " در معرض خطری بزرگتر از زندگی قرادارد/ و در معرض این خطر قرار دارد که گردنش بشکند.
نیرویی که در پشت دست آوردهای پخته لاول و بیشتر اشعار معاصر قرار دارد در تجربیاتی نهفته است كه توسط تعدادی از شاعران در سال های دهه ۱۹۵۰ آغاز شد كه می توان آنها را به ۵ مكتب نه چندان رسمی تقسیم كرد. این شناسایی توسط دونالد الن صورت گرفته كه در كتاب خود " شعر جدید آمریكایی" The New American Poetry ( ۱۹۶۰)، به آنها پرداخته است : این نخستین مجموعه ای است كه به معرفی كار شاعرانی كه توسط منقدان و دانشگاهیان مورد غفلت قرار گرفته بودند می پردازد.
بیشتر نویسندگان تجربی كه از جاز و نقاشی های مجرد اكسپرسیونیست الهام گرفتند، یك نسل از لاول جوان تر بودند. آنها معمولأ روشنفكرانی بی اعتنا به رسوم جامعه و ضد فرهنگ بودند كه خود را از دانشگاه ها جدا كرده بودند و علنأ جامعه "بورژوا"ی آمریكایی را مورد انتقاد قرار می دادند. شعر آنها جسورانه، اصیل و گاهی تكان دهنده بود. این شاعران در جستجوی ارزش های جدید خود را با دنیای باستانی اساطیر و افسانه ها و جوامع سنتی از قبیل سرخ پوستان در پیوند می بینند. چارچوب های شعری در اینجا رها تر، سازمند تر و طبیعی تر اند. آنها از موضوع بحث، احساسات شاعر در هنگام سرودن و مكث های طبیعی زبان محاوره ای الهام گرفته اند. همان گونه كه آلن گینزبرگ در "شعرگونه های فی البداهه " توجه داده: "اولین فكر، بهترین فكر" تلقی می شود.
مكتب بلك ماونتن The Black Mountain School
مركز مكتب بلك ماونتن، در اطراف كالج بلك ماونتن، یك كالج تجربی علوم انسانی در اشویل، كارولینای شمالی بود، كه در آنجا شاعرانی چون چارلز اولسون، رابرت دانكن، و رابرت كریلی در اوایل دهه ۱۹۵۰ تدریس می كردند. اد دارن، جوئل اوپنهایمر و جاناتان ویلیامز در آن دانشگاه به تحصیل اشتغال داشتند و پل بلاك برن، لری ایگنر و دنیس لورتوف آثار خود را در مجلات این مكتب به نام Origin وBlack Mountain Review منتشر می كردند. مكتب بلك ماونتن بنا به فرضیه چارلز اولسون در مورد "شعر تصویری" projective verse مربوط می شود كه بر شکل آزاد شعر بر اساس مكث طبیعی تنفس در گفتار و فاصله ماشین تحریر پافشاری می کند.
رابرت كریلی Robert Creeley ( ۲۰۰۵- ۱۹۲۶) كه بسیار به ایجاز و اختصار می نوشت، یكی از شاعران عمده بلك ماونتن بود. او در شعر "اخطار" (۱۹۵۵) تخیلی وحشی و دوست داشتنی را به تصور در می آورد :
برای عشق – مایلم
سرت را بشكافم
و در پشت چشمانت
شمعی بگذارم
اگر خاصیت یك طلسم
و یك غافل گیری سریع را
فراموش كنیم
عشق در ما مرده است
مكتب سانفرانسیسكو The San Francisco School
آثاری وابسته به مكتب سانفرانسیسكو- كه عموما بخش اعظم اشعار ساحل غربی آمریكا را شامل می شود - به فلسفه و مذاهب شرقی، و نیز اشعار ژاپنی و چینی سخت مدیون اند واین چندان شگفت انگیز نیست زیرا نفوذ شرق همیشه در غرب آمریكا قوی بوده است. سرزمین اطراف سانفرانسیسكو - كوه های سیرا نوادا و ساحل نا هموار آن دوست داشتنی و با شكوه است و شاعران آنجا نسبت به طبیعت دارای احساس بسیار عمیقی هستند. موضوع بسیاری از اشعار آنها كوه های آنجا یا سفر هایی است كه پیاده صورت می گیرد. شعر برای یافتن منبع الهام به جای آن كه به دنبال سنت های ادبی باشد، به طبیعت می نگرد.
ازمیان شاعران سانفرانسیسكو جك اسپایسر، لارنس فرلینگتی Lawrence Ferlinghetti، رابرت دانكن، فیل واندن، لو ولش، گری اسنایدر، كنت ركسورث، جوان كایگر و دایان دیپریما در خور ذکرند . بسیاری از این شاعران خود را با طبقه كارگر یكی می دانند. شعر آنها اغلب ساده، دست یافتنی و خوش بینانه است.
شعر سانفرانسیسكو ، همانگونه كه در نوشته گری اسنایدر Gary Snyder ( - ۱۹۳۰) خاطرنشان شده ، در بهترین حالت خودمنعكس كننده تعادل ظریف بین شخص و جهان هستی است. در شعری از اسنایدر به نام "برفراز پیت ولی" Above Pate Valley(۱۹۵۵) شاعر كار در یك جاده كوهستانی و یافتن پوسته های پیكان متعلق به قبایل محو شده سرخپوست را در بقایای آتش فشانی شرح می دهد :
آنها روی تپه ای كه همیشه جز تابستان از برف پوشیده شده
سرزمین آهوان فربه زمستانی،
از همان راه خودشان.
اردو زدند.
من هم راه خودم را در پیش گرفتم.
مته سرد را برداشتم،
با كلنگ، تیرك.
و كیسه دینامیت.
ده هزار سال.
شاعران "ضرب آهنگ" Beat
مكتب سان فرانسیسكو با گروه دیگری در هم می آمیزد: شاعران " ضرب آهنگ"، كه در دهه ١۹۵۰ پدیدار شدند. مکتب سانفرانسیسکو در گروه بعدی، یعنی شعرای بیت که در دهۀ ١۹۵۰ ظهور کرد، ادغام گردید. اصطلاح بیت دارای معانی متفاوت است، در موسیقی جاز ، ضرب و ریتم است؛ رستگاری یا سعادت اخروی؛ خسته و کوفته و له. شعرای بیت از موسیقی جاز، ومذاهب شرقی و آوارگی الهام می گرفتند. تمام این احساس ها در رمان جک کرواک ، که در سال ۱۹۴۷ منتشر شد، به تفصیل توصیف شده اند. این رمان که گزارش یک سفرصحرایی با اتومبیل است، در سه هفته ی پرحادثه و روی یک لوله کاغذ نوشته شد، که کرواک آن را نثر خود جوش پاپ می خواند. سبک وحشی و بدیهه سرایانه ی آن، شخصیت های ناسازگار و عرفان زده، و نفی هرگونه قدرت و قرار داد، بر ذهن خوانندگان جوان تأثیر می گذاشت و سر از آزادی های ضدفرهنگی دهه ۱۹۶۰ در می آورد.
بیشتر افراد مهم ضربه (بیتنیك) از ساحل شرقی آمریكا به سان فرانسیسكو مهاجرت كردند و بدین وسیله برای اولین بار در كالیفرنیا به طور فراگیری به رسمیت شناخته شدند و درسطح ملی به شهرت رسیدند.. آلن گینزبرگ (۱۹۲۶-۱۹۹۷)، با شخصیت پر جاذبه خود به سخنگوی اصلی گروه تبدیل شد. پدر او شاعربود و مادرش سخت ً پایبند به کمونیسم. گینزیرگ در دانشگاه کلمبیا تحصیل کرد و در آن جا با همکلاسی های خود، کرواک و ویلیام باروز (۱۹۱۴-۱۹۹۷)، که رمان خشن و کابوس مانند او "ناهار برهنه" (۱۹۵۹) The Naked Launchدر بارۀ اعتیاد به هرویین بود، طرح دوستی ریخت. این سه تن، هسته ی اصلی نهضت بیت بودند.
چهره های دیگر این نهضت عبارت بودند از لارنس فرلینگتی (۱۹۱۹-)، که کتابفروشی او ، سیتی لایتز، واقع در ساحل شمالی سانفرانسیسکو، به پاتوق آنها تبدیل شد. او یکی از بهترین شعرای نیمه ی قرن بیستم بود(و دارای مدرک دکترا از دانشگاه سوربن)، و اشعار متفکرانه و طنز آمیز اوشامل "جزیرۀ مخروطی ذهن" (۱۹۵۸)؛ The Coney island of Mind"زندگی بی پایان" (۱۹۸۱) است و این عنوان کتاب گزیده های اشعار او نیز هست.
گرگوری کورسو[1] (۱۹۳۰-۲۰۰۱)، مجرمی کم اهمیت بود که استعداد خود را در مکتب بیت به آزمایش گذاشت و اشعاری طنزآمیز مانند "وصلت" سروده که در هر جُنگی یافت می شود. کنت رکسرات Keneth Rextroth(۱۹۰۵-۱۹۸۲)، شاعری با استعداد، مترجم، و منتقد بود، و کتاب "شعر آمریکا در قرن بیستم" که به کوشش وی تدوین شده، شاهدی بر استعداد درخشان اوست. او که با سندیکا های کارگری همکاری داشت، بیت را راه حلی از سواحل غرب، برای ادبیات سواحل شرق تلقی می کرد.او با نفوذ خود موجب تشویق مکتب بیت گردید.
نویسندگان مهم مکتب ضربه آلن گینزبرگ Allen Ginsberg، گریگوری كورسو Gregory Corso، جك كروآك Jack Kerouac و ویلیام بروگز William Burroughs را شامل می شوند. شعر ضربه، شفاهی، تكراری و ، و به این دلیل كه از شعر خوانی در باشگاه های زیر زمینی منشأ گرفته، هنگام خواندن بی اندازه موثر است. بعضی ها ممكن است آن را پدر موسیقی "رپ" كه در سال های دهه ۱۹۹۰ معروف شد بدانند.
شعر ضربه ضد تشكیلاتی ترین نوع ادبیات در ایالات متحده است ولی در زیر كلمات تكان دهنده آن، عشق به كشور نهفته است. بانگ درد و خشم بر ضد چیزی است كه شاعر، آن را از دست دادن معصومیت و به هدر رفتن فاجعه آمیز امكانات مالی و انسانی آمریكا می بیند.
شعر هایی مانند "زوزه" Howl از آلن گینزبرگ Allen Ginsberg (۱۹۵۶) انقلابی در شعر سنتی ایجاد کردند.
من شاهد نابودی بهترین مغزهای دوره خود به دست دیوانگی بوده ام
رندان فرشته خوی گرسنه و متشنج و برهنه
سحرگاه در حال كشیدن جسم خود بر كوچه های سیاهپوستان
در جستجوی زدن خشم آمیزمقداری مواد در رگهاشان
در اشتیاق آن پیوند بهشتی باستانی
با نیرومندی ستاره آسا در درون شب می سوزند.
مكتب نیویورك The New York School
بر خلاف شاعران ضربه و مكتب سان فرانسیسكو، شاعران مكتب نیویورك علاقه ای به مسائل آشكار اخلاقی ندارند و معمولأ به طرف مسائل سیاسی نمی روند. آنها دارای بهترین تحصیلات دانشگاهی رسمی هستند.
افراد مهم در مكتب نیویورک – جان اشبری، فرانك اوهارا و كنت كوچ – در زمان تحصیل خود برای دریافت لیسانس در دانشگاه هاروارد با هم آشنا شدند. آنها در اصل شهری، خونسرد، غیر مذهبی، شوخ و نیش زن هستند و رفتار پیچیده ای دارند. شعر آنها سریع، پر از جزئیات شهری، و ناهماهنگی و نمایانگر احساس قابل لمس اعتقادات نامشخص است.
شهر نیویورك مركز هنرهای زیبای آمریكا و محل تولد اكسپرسیونیسم انتزاعی الهام بخش اصلی این نوع شعر است. بیشتر شعرا به عنوان منقد هنری یا متصدی موزه با نقاشان همكاری داشتند. درك كارهای آنها به احتمال زیاد به دلیل احساسشان به هنر مجرد، كه به اشكال تصویری و معانی آشكار بی اعتماد است، معمولأ مشكل است. به عنوان نمونه به كارهای اخیر جان اشبری John Ashbery ( -۱۹۲۷)، كه شاید تحسین شده ترین شاعر معاصر باشد به وسیله منقدان باشد، می توان اشاره کرد.
شعرهای سیال اشبری افكار و احساساتی را كه با سرعت زیادی از مغز انسان می گذرند و در گفتار مستقیم نمی گنجند ثبت می كند. شعر بلند و عمیق او "عكس خود در آینه محدب" (۱۹۷۵) كه سه جایزه عمده را ربود، از فكری به فكر دیگر می پرد و اغلب روی خود بازتاب پیدا می کند
یك كشتی
كه رنگ های نا شناخته را به پرواز در می آورد وارد بندر شده است.
شما اجازه می دهید كه موضوعات فرعی
روز شما را در هم بشکنند.....
سوررآلیسم و اگزیستانسیالیسم Surrealism and Existentialism
دونالد آلن Donald Allen در گلچین ادبی خود در توضیح مكتب های جدید، گروه پنجمی را هم به شمار می آورد كه به دلیل نداشتن زیر بنای روشن جغرافیایی قابل تعریف نیست. . این گروه مبهم شامل حركت ها و تجربه های جدید است و سورآلیسم یكی از مهمترین آنها است. سوررآلیسم ناخود آگاه را از طریق تصویرهای زنده و رویا مانند و شعرهای زیادی را كه به وسیله زنان و اقلیت های قومی در سال های اخیر به شکوفایی رسیده به نمایش می گذارد. سوررآلیست ها، طرفداران حقوق زنان و اقلیت ها، گرچه در ظاهر از هم جدا هستند ، ولی چنین می نماید که در احساس بیگانگی نسبت به جریان اصلی ادبیات که متعلق به سفید پوستان است و حالتی مردانه دارد، با هم شریکند .
با اینكه تی اس الیوت T.S. Eliot، والاس استیونس, Wallace Stevens و ازرا پاند شیوه های سمبولیك را در سال های دهه ۱۹۲۰ به شعر آمریكا معرفی كردند، سوررآلیسم، این نیروی اصلی شعر اروپابی که در طول جنگ جهانی دوم و بعد از آن اندیشه ها را در اوپا به خود مشغول داشته بود، در آمریكا ریشه ندو اند. فقط در سال های دهه ۱۹۶۰ بود كه سوررآلیسم (همراه با اگزیستانسیالیسم) زیر فشار های ناشی از جنگ ویتنام اهلی آمریکا شد.
در طول سال های دهه ۱۹۶۰، تعدادی زیادی از نویسندگان آمریكایی مانند دبلیواس ماروین
W.S. Merwin، رابرت بلای Robert Bly، چارلز سیمیكCharles Simic، چارلز رایت CharlesWright و مارك استرند Mark Strandو دیگران به سوررآلیزم فرانسوی و مخصوصأ اسپانیایی به دلیل احساسات پاك، تصاویر طبیعی و الگوهای ضد منطقی و احساس بیقراری ازهستی که در آن بود ، روی آوردند.
سوررآلیست هایی مانند ماروین به سوی استفاده از كلمات قصار تمایل دارند. این تمایل در ابیاتی مانند : "خدایان كسانی هستند كه ما نتوانستیم مانند آنها بشویم. اگر فكر می كنید كه دیگر اعتقادی به آنها ندارید، معبد خود را گسترش دهید." بیان شده است.
سوررآلیسم سیاسی "بلای" ارزش ها و سیاست های خارجی آمریكا در طول جنگ ویتنام را به شدت مورد نكوهش قرار می دهد. این انتقاد در شعر هایی مانند "مادر دندان سرانجام برهنه شد" بسیار آشكار است:
ما صدف دودی را
در بسته بندی های جدیدی دریافت می کنیم
به همین دلیل است
که حفره های بمب در شالیزارها پدیدار می شوند.
تاثیر فراگیر تر سوررآلیسم، ساكت تر و قابل تعمق تر بوده است، مانند شعری كه چارلز رایت در"شعر نو" (۱۹۷۳) توصیف می كند.
من با غم خودمان همراه نخواهم شد
من كودكان خودمان را تسلی نخواهم داد
من نخواهم توانست كه به خودمان كمك كنم.
سوررآلیسم مارك استرند، مانند سوررآلیزم ماروین معمولأ غمناك و بیانگر محرومیت های شدید است. در حال حاضر كه سنت ها، ارزش ها و اعتقادات شاعر را قانع نكرده اند، او چیز دیگری غیر از روح غار گونه خود ندارد :
من كلیدی دارم
پس در را باز می كنم و وارد می شوم.
تاریك است و من وارد می شوم.
تاریك تر است و من وارد می شوم.
ادبیات در ایالات متحده، مانند بسیاری از كشورهای دیگر، بر پایه معیارهای مردانه كه مشاركت زنان را نادیده می گرفت استوار بود. با این همه شاعران معروف زن در ادبیات آمریكا بسیارند. همۀ آنها طرفدار حقوق زنان (فمنیست) نیستند و موضوعات مطرح شده به وسیله آنها همیشه در مورد مسائل زنان نیست. آنها بیشتر انسانگرا هستند. تفاوت های قومی، سیاسی و محلی نیز كارهای آنها را شكل داده و موضوعی برای تفكر فراهم كرده است. شاعران برجسته زن شامل ایمی كلمپیت، ریتا داو،لوئیس گلاك، جوری گراهام، كارولین كایزر، مگسین كومین، دنیس لورتوف، آدری لورده، گرترود اشنكنبرگ، مری سونسون و مونا ون دوین هستند.
قبل از دهه ی ۱۹۶۰، غالب شعرای زن به یک آرمان دوجنسیتی پیوسته بودند و اعتقاد داشتند که جنسیت، تفاوتی در کیفیت کار هنری ایجاد نمی کند. این موضعگیری مبتنی بر عدم تفاوت جنس ها، در واقع شکلی زود هنگام از فمینیسم بود که به زنان اجازه می داد خواهان حقوق برابر باشند. در اواخر دهه ی ۱۹۶۰، زنان آمریکایی-که بسیاری از آنان در مبارزات حقوق مدنی و اعتراض علیه جنگ ویتنام شرکت فعال داشتند، ویا تحت نفوذ جریان ضد فرهنگ بودند- رفته رفته به انزوای خود پی می بردند."زن عارف" (۱۹۶۳)، نوشته ی بتی فریدن[2]، که در همان سال خودکشی سیلویا پلات به چاپ رسید، وضعیت حقوقی زنان را به باد انتقاد می گرفت . کتاب دیگری که نقطه ی عطف بود، سیاست جنسی (۱۹۶۹)، نوشته ی کیت میلت[3]، این موضوع را پیش کشید که درنوشته های مردان زن ستیزی گسترده ای به چشم می خورد واین نوشته ها سرشار از اهانت به زنان هستند.
در دهه ی ۱۹۷۰، موج دوم انتقادات فمینیست ها در پی تشکیل سازمان ملی زنان (NOW) در سال ۱۹۶۶، صورت گرفت. کتاب "ادبیات خودشان" (۱۹۷۷) نوشتۀ الین شوالتر[4] حاوی آثار مهمترین نویسندگان زن انگلیسی و آمریکایی بود. کتاب "زن دیوانه در اتاق زیر شیروانی" (۱۹۷۹) نوشتۀ ساندرا گیلبرت[5] و سوزان گوبار[6]، رد پای زن ستیزی را در ادبیات کلاسیک انگلستان دنبال کرد و تأثیر آن را برآثار نویسندگان زن، از جمله "جین آیر"، نوشته ی شارلوت برونته ، مورد بررسی قرار می داد. در این رمان، زنی به دلیل رفتار های بد شوهرش به جنون کشیده می شود و در اتاق زیرشیروانی زندانی می گردد. گیلبرت و گوبار، صدای خفه شدۀ زنان را در ادبیات ا با وضعیت اسارت این زن ها مقایسه می کنند.
منتقدان فمینیست موج دوم ستایش آثار بزرگ را بر این اساس که معیارهای زیبایی شناسی نه جاوادانه و جهانی بلکه خودسرانه، ملتزم به فرهنگ و پدرسالارانه هستند، مورد چالش قرار دادند. فمینیسم در دهۀ ۱۹۷۰ به صورت یک نیروی برانگیزنده برای تساوی حقوق زنان، نه تنها در ادبیات بلکه در عرصۀ وسیع ترفرهنگ در آمد. کار گیلبرت و گوبار زیر عنوان "گلچین نورتون ادبیات زنان" (۱۹۸۵)، مطالعه ادبیات زنان را تسهیل کرد و یک سنت زنانه در کانون توجه قراگرفت.
از دیگر زنان شاعر، قبل از سیلویا پلات و ان سکستون، باید از ایمی لوئل (۱۸۷۴-۱۹۲۵) نام برد ، که آثار او زیبایی شور انگیزی دارند. او به جمع آوری آثار تصویر گرایان پرداخت وبا ترجمه شعر نو فرانسه و اشعار چینی ، این قبیل آثاررا به ادبیات انگلیسی زبان معرفی کرد. او در آثارش ، عشق، تمنا و جنبه ی معنوی زیبایی انسان و طبیعت را مورد ستایش قرار داده است. دی. اچ۸۸۶-۱۹۶۱) )، که دوست ازرا پاوند و ویلیام کارلوس ویلیامز بود و به وسیله فروید تحت روانکاوی قرار گرفته بود،اشعار شفافی با الهام از طبیعت و آثار کلاسیک یونان سرود. شعر عرفانی او به ستایش خدایان زن می پردازد. سهمی که لوئل و دی اچ و دیگر شاعران زن اوایل قرن بیستم مانند ادنا سنت وینسنت میلی[7] در ادبیات داشتند ، تازه به رسمیت شناخته شده و به آن بها داده می شود.
شاعرانی با قومیت های چندگانه
ادبیات زنان، مانند ادبیات اقلیت های قومی و سورآلیسم، اولین بار در سال های آخر دهه ۱۹۶۰ به عنوان به یك نیروی پیش برنده در زندگی آمریكا خود را شناساند. این ادبیات در جنبش طرفداری از حقوق زنان كه در آن زمان آغاز شد به شكوفایی رسید.
نیمه دوم قرن بیستم شاهد تجدید حیات ادبیات چند فرهنگه بوده و این جریان تا قرن بیست یکم امتداد یافته استاست. در اوایل دهه ۱۹۶۰، بعد از رهبری سیاه پوستان آمریكا در صحنه ادب ، نویسندگان قومی ایالات متحده توجه عمومی را به خود جلب كردند. در طول سال های دهه ۱۹۷۰، برنامه های آموزشی قومی در دانشگاه ها دایر شد.
طی سال های دهه ۱۹۸۰، بعضی از نشریات آكادمیك، سازمان های حرفه ای و مجلات ادبی كه به اقلیت های قومی اختصاص داشتند بوجود آمدند. تشکیل کنفرانس هایی در باره گروههای قومی آغاز شد، فهرست آثار " كلاسیك" گسترش یافت و از نویسندگان قومی نیزدر گلچین های ادبی و دوره های آموزشی نام برده شد. مسائل مهم عبارت بودند نژاد، زندگی معنوی و روحانی،نقش خانواده و جنسیت و زبانها.
شعر شاعران اقلیت های نژادی مانند ادبیات زنان معمولأ نشان دهنده خشم در اشكال مختلف است. از میان آمریكائیانی كه از آمریكای لاتین مهاجرت كرده اند گری سوتو، آلبرت ریوس و لورنا دی سروانتس، از میان سرخ پوستان لسلی مارمون سیلكو، سیمون ارتیز و لوئیس اردریچ، از میان نویسندگان سیاه پوست کسانی مانند ایمیری باراكا (لی روی جونز) مایكل هارپر، ریتا داو، مایا انجلو و نیكی جیوانی و از میان آمریكایی های آسیایی تبار افرادی چون كتی سانگ، لاسون اینادا و جنیس میریكتیانی بسیار خوب درخشیدند.
اشعارچیکانو، اسپانیایی نژادان، مهاجران آمریكای لاتین
اشعاری كه تحت تاثیر فرهنگ اسپانیایی قرار گرفته است گروه های متعددی را شامل می شود. در میان آنها آمریكائیان مكزیكی تباری كه از دهه ۱۹۵۰ به بعد به نام چیكانو خوانده شده اند و برای چند نسل در ایالات غربی آمریكا زندگی می كنند، در خور ذکرند. این ایالات در جریان جنگ آمریكا و مكزیك كه در سال ۱۸۴۸ به پایان رسید به تصرف آمریکا در آمدند.
در میان جامعه اسپانیایی زبان جزایر كارائیب، آمریكایی های كوبایی تبار و پورتوریكویی ها، سنت ادبی متمایز و حیاتی خود را حفظ كرده اند. برای مثال، نوع كمدی آمریكایی های كوبایی تبار آنها را از قصیده های بزمی نویسندگان آمریكایی لاتین تبار مانند رودولفو آنایا متمایز می سازد. مهاجران تازه رسیده از مكزیك، آمریكای مركزی و جنوبی و اسپانیا همیشه در حال توسعه و دوباره سازی قلمرو ادبی خود هستند. اشعار چیكانو یا آمریكائیان مكزیكی تبار دارای فرهنگ شفاهی غنی از نوع "كوریدو" یا شعر افسانه ای هستند. كارهای تازه بر ارزش های فرهنگی جامعه مكزیكی و تبعیض نژادی نسبت به آنها بوسیله سفید پوستان تاكید می كند. بعضی اوقات شعرا كلمات اسپانیایی و انگلیسی را به نوع شاعرانه ای با هم تركیب می كنند مانند شعر های آلوریستا و گلوریا انزالدوا. شعرهای آنها بشدت تحت تاثیر فرهنگ شفاهی قرار گرفته است و وقتی بلند خوانده می شود بسیار گیر است.
بعضی از شاعران طبق سنتی كه به اولین حماسۀ نوشته شدۀ در آمریکای امروز برمی گردد.بیشتر به اسپانیایی می نویسند. از آن میان می توان به اثر گاسپار پرز دو ویلاگرا بنام تاریخ نیو مكزیكو Historica de la Nueva Mexico اشاره کرد كه جنگ ۱۵۹۸ بین اسپانیائی های مهاجم و سرخ پوستان پوابلو در آكوما در نیومكزیكو را یاد آوری می كند.
یك اثر مهم از اشعار تازه چیكانو، كتاب "من خواكین هستم" (۱۹۷۲) اثررودولفو گنزالس (۱۹۲۸-۲۰۰۵) ، مشكلات چیكانو ها را با لحنی شکوه آمیز باز می گوید:
گمشده در دنیای گیجی
گرفتار در چرخش جامعه بیگانه
مبهوت به وسیله قوانین...
بسیاری از نویسندگان چیكانو ارزش های غنی در ریشه های كهن مكزیكی خود را پیدا می كنند. لورنا دی سروانتسLorna Dee Cervantes ( - ۱۹۵۴) با اندیشیدن به عظمت مكزیك باستان، می نویسد كه آهنگ " یك حماسه كریدو" در رگهایش جریان دارد، و این در حالی است كه لوئیس اومار سلیناس ( - ۱۹۳۷) خود را یك " فرشته آزتك " می بیند.
مقدار زیادی از اشعار چیكانو بسیار شخصی هستند و با احساسات و خانواده یا اعضای جامعه ارتباط دارند. گری سوتو Gary Soto ( متولد ۱۹۵۲) درباره سنت كهن احترام به اجداد درگذشته قلم می زند. سروده ای که درسال ۱۹۸۱ نوشته شده موقعیت امروزی تمام آمریكائیان چند فرهنگه را در بیان می كند:
یک شمع برای مرده روشن شده
دو دنیا جلوتر از همۀ ما
در سال های ۱۹۸۰، اشعار چیكانو به اوج تازه ای از اهمیت ارتقاء یافته و كارهای سروانتس، سوتو و آلبرت ریوس به طور وسیعی در گلچین های ادبی جمع آوری شده اند.
اشعار آمریکاییان بومی
آمریکاییان بومی اشعاری بسیار عالی سروده اند. دلیل آن به احتمال زیاد این است كه سنت نغمه های جادویی نقش حیاتی در میراث فرهنگی آنها دارد. كارهای آنها به روشنی و وضوح طبیعت و جهان را بارزتر به نمایش می گذارند كه گاه تقریبا مرموز و صوفیانه می نمایند. شعرای سرخ پوست آمریكایی همچنین احساس حزن انگیز از دست دادن همیشگی میراث فرهنگ غنی خود را بیان می کنند.
سیمون اورتیزSimon Ortiz ( - ۱۹۴۱) از قبیله آكوما، بسیاری از اشعار تكان دهنده خود را بر پایه تاریخ نوشته است و تضاد های آمیخته با موقعیت یک آمریکایی بومی را در ایالات متحده در روزگار حاضر مطرح می كند. اشعار او خوانندگان سفید پوست را به چالش می طلبند، زیرا غالبا ظلم و خشونتی كه را که زمانی در حق آمریکاییان بومی رفته است به آنها یاد آوری می كنند. اشعار او هماهنگی نژادی را بر اساس یک درك عمیق مورد توجه قرار می دهند.
در " چهل تكه ستاره" ربرتا هیل ویتمن Roberta Hill Whiteman ( - ۱۹۴۷)، یكی از اعضای قبیله اویندا یك آیندۀ چند ملیتی مانند "گلیم چهل تكه ستاره، دوخته شده با نور سپیده" را به تصویر می كشد، در حالی كه لسلی ماومون سیلكو ( - ۱۹۴۸) كه نسب به قبیله لاگونا می برد از زبان محاوره ای و داستان سنتی برای اشعار گیرای بزمی استفاده می كند. در " طوفان سرد نور " (۱۹۸۲) سیلكو طنینی همانند اشعار بی قافیه سه سطری ژاپنی ایجاد می كند:
از درون آسمان ستبر یخ زده
به چابكی دویدن
كوبیدن
چرخیدن بر فراز درختان
گوزن شمالی به سوی من بیا
حركت كن، حركت كن
آواز سفید
باد و طوفان در شاخه ها بدم.
لوئیز اردریچ Louise Erdrich ( - ۱۹۵۴)، مانند سیلكویك رمان نویس است. او تك گوئی های نمایشی قدرتمندی می آفریند كه مانند رمان های مفصل تأثیر گذارند. اردریچ بی دریغ وضع خانواده هایی را كه در محل مخصوص سرخ پوستان چیپوا با اعتیاد به الكل، بی كاری و فقر دست و پنجه نرم می كنند ترسیم می كند.
در " گرد همایی خانوادگی" (۱۹۸۴) یك عموی دائم الخمر و متجاوز بعد از سال ها از شهر باز می گردد. در همان حالی كه او از بیماری قلبی رنج می برد، دختر برادر که مورد آزار قرار گرفته و راوی داستان است به یاد می آورد كه او چگونه یك لاك پشت بزرگ را در چندین سال با پركردن شكمش از ترقه كشته بود. در آخر شعر سرنوشت "عمو ری" با لاك پشت قربانی شده ارتباط پیدا می كند.
هر طور شده ما راه برگشت خود را پیدا می كنیم، عمو ری
برای بدنی كه او را بطرف خانه می كشد، آوازهای قدیمی می خواند.
دستانش كه به پولك های خاكستری تبدیل شده اند،
استخوان های کج و کولۀ دست او به داشبرد چنگ می زنند.
صورت او دارای تحمل آرام و عجیب یك كودك است كه همیشه زخم های جدی را به حال خود گذاشته است.
و یا مانند موجودی كه برای مدت زیادی زیر آب زندگی كرده شکیبا است.
و فرشتگان رشته ها و تخت روان خود را پائین می آورند.
شعر آفریقایی - آمریکایی
سیاه پوستان آمریكایی اشعار زیبا و متنوعی با موضوعات و آهنگ های متنوع ارائه داده اند. این سروده ها که پیشرفته ترین ادبیات قومی در آمریكا به شمار می روند اشكال بسیار گوناگون دارند. ایمیری باراكا Amiri Baraka (۱۹۳۴)، شناخته شده ترین شاعرسیاه پوست آمریكایی در دهه های۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ است. او نویسنده نمایش های بسیاری نیز بوده و در سیاست نیز شركت داشته است. آثار مایا انجلو (متولد ۱۹۲۸) در اشكال ادبی متفاوتی مانند نمایش نامه و خاطرات مشهور او " من می دانم چرا پرنده در قفس می خواند" (۱۹۶۹ارائه شده اند. مجموعه اشعار او زیر عنوان "فقط قبل از اینكه بمیرم به من یك لیوان آب خنك بده" (۱۹۷۱) نیز در دسترس قراردارند. انجلو برای سرودن شعری به مناسبت گشایش دوره ریاست جمهوری پرزیدنت بیل كلینتون در ۱۹۹۳ برگزیده شد.
ریتا داو Rita Dove ( متولد ۱۹۵۲) یكی دیگر از شاعران برجسته سیاه پوست است که به عنوان ملک الشعرای آمریکا برای سال های ۱۹۹۵- ۱۹۹۳ برگزیده شد.. داو كه نویسنده رمان و نمایشنامه هم هست جایزه پولیتزر سال ۱۹۸۷ را برای اثری به نام توماس و بلا دریافت كرد. در این اثراو پدر و مادر بزرگ خود را از طریق یك رشته اشعار تغزلی مورد ستایش قرار داده بود. بنا به گفته خود وی، او این اثر را نوشت تا بدین وسیله زندگی غنی و درونی فقرا را آشكار سازد.
مایكل هارپرMichael Harper ( متولد ۱۹۳۸) هم اشعاری برای آشكار كردن زندگی پیچیده سیاه پوستان آمریكا كه با تبعیض نژادی و خشونت دست و پنجه نرم می كنند، سروده است. اشعار متراکم و كنایه دار او معمولأ با صحنه های مهیج و شلوغ جنگ یا زندگی شهری ارتباط دارند. در این اشعار از تصاویر دقیق به قصد شفا دادن استفاده می شود. شعر "دیدار طایفه": زایش ها و ملت ها: یك آوازخونین" (۱۹۷۱) غذا پختن را به جراحی (" متصل كردن گوشت ها با مایعات") تشبیه می كند. شعر بدینگونه آغاز می شود " ما تکه های زندگی را در بخش مراقبت های حیاتی بازسازی می كنیم، آنها را در یک بوفه کنار هم قرار می دهیم . . ." شعر با پیوند زدن تصاویر بیمارستان به تبعیض نژادی در فیلم قدیمی "آمریكا تولد یك ملت" ، كوكلوس كان ها، ویرایش فیلم و فن آوری رادیولوژی پایان می یابد:
مغز های خود را مانند دوربین ها به فیلم تازه مجهز می کنیم
فیلم در معرض اشعه ایكس قرار گرفته
و زیادی نور دیده است
در پشت در دوجداره ای که برای جلوگیری از عبور نو قفلش می کنیم: نژاد و جنسیت
در اشعه ایكس
[مانند فیلم] دور حلقه ای پیچیده
و به صورت یک سرگرمی مورد علاقه در آمده اند
ما بسته اسکناس خود را بر می داریم و به خانه می رویم
تاریخ، جاز و فرهنگ توده به بسیاری از افریقایی - آمریکاییان را از هارپر (یك استاد دانشگاه) گرفته تا ناشر و شاعر ساحل غربی امریكا، ایشماعیل رید Ishmael Reed ( متولد ۱۹۳۸)، که به خاطر پیشگامی در ادبیات چند فرهنگی از طریق "بنیاد قبل از كولومبوس" شهرت یافته الهام بخشیده است. یك رشته مجلات مانند "یارد برد"، "كویلت" و "كُنچ" نیز ازهمین منبع الهام گرفته اند.
بسیاری از شاعران سیاه پوست مانند آدری لرد Audre Lorde (۱۹۳۴-۱۹۹۲) از فرهنگ آفریقایی، كه آفریقا را از دوران قدیم یك مركز تمدن می داند تغذیه می کنند. او در شعر هوس بار "زنهای دن شمشیر به دست به یادبود دوران جنگجو یی خود می رقصند " از زنان جنگجوی داهومی باستان یاد می كند، " گرم كردن هر چیزی كه لمس می كنم" و فقط "مصرف كردن آنچه که دیگر مرده است".
شعر آمریكایی- آسیایی - اشعار آمریكائیان آسیایی تبار مانند اشعار نویسندگان لاتین تبار و چیكانو، دارای اشكال بسیار گوناگون است. آمریكایی های ژاپنی، چینی، و فیلیپینی تباری هستند كه ممکن است برای ۷ نسل در ایالات متحده زندگی كرده باشند، در حالی كه آمریكائیان كره ای، تایلندی و ویتنامی تبار به احتمال زیاد مهاجرین جدید هستند. هر گروه، زبان، تاریخ و سنت های فرهنگی متمایز خود را دارد. پیشرفت های جدید در فرهنگ آمریكائیان آسیایی تبار شامل تاكید بر روی مطالعات مناطق حاشیه ای اقیانوس آرام و ادبیات زنان است. آمریكاییان آسیایی تبار معمولأ با تصویر كلیشه ای نژادی آنها به عنوان اقلیت "مرموز" و "خوب" مبارزه می كنند. زیبائی شناسان، مقایسه سنتهای ادبی آسیائی و غربی را آغاز كرده اند؛ که مقایسه مفهوم "تائو" و "لوگوس" نمونه ای از آن است.
شاعران آمریكایی آسیایی تبار از بسیاری از منابع، از اپرای چینی گرفته تا فلسفه "زن" Zen و سنت های ادبی آسیایی، بویژه “زن” استفاده كرده اند. این موارد همچنین مشوق تعداد زیادی از شاعران غیر آسیایی بوده است که نمونه های آن را می توان در گلچین ادبی ۱۹۹۱ " زیر یك ماه واحد: بودیسم در اشعار معاصر آمریكا" مشاهده كرد. شاعران آمریكایی آسیایی تبارطیف وسیعی را در بر می گیرند. از سروده هایی بت شکنانه فرانك چین، یكی از ویرایشگران "آیی" Aiiieeeee! ( یك گلچین ادبی قدیمی از ادبیات آمریكائیان آسیایی تبار) گرفته تا کارهای رمان نویسی چون مكسین هانگ كینگستون Maxine Hong Kingston
( متولد ۱۹۴۰) با بهره گیری دست ودل بازانه از سنتها و آداب و رسوم، همه در این محدوده قرار می گیرند. جنیس میریكیتانی Janice Mirikitani، كه یك "سانسی" (نسل سوم آمریکاییان ژاپنی تبار) است، تاریخ آمریكائیان ژاپنی تبار را ترسیم و چندین مجموعه مانند "زنان جهان سوم"، "زمانی برای گریز greeze" و "آیومی: چهار نسل از ژاپونی ها در آمریكا" را ویراستاری كرده است.
کتی سانگ Cathy Song، آمریكائی چینی تبار در کار تغزلی "عروس عكس" (۱۹۸۳) تاریخ را از طریق زندگی افراد خانواده خود به نمایش می گذارد. بسیاری از شاعران آمریكایی چینی تبار تفاوت های فرهنگی را در اثار خود مطرح می سازند. در "هوای سبزی" (۱۹۸۸) اثر سانگ، یك شهر آشفته و فقیر با گاوهائی در میدان شهر، یك رستوران چینی و یك تابلوی کج آویخته كوكا كولا نشانه یک زندگی معاصر و چند فرهنگۀ بی ریشه است. این نوع زندگی تنها به کمک هنر قابل تحمل است و هنر اینجا چیزی بجز یك نوار كاست از یك اپرا نیست:
و بعد یك آواز آشنا
كه مانند ماه طلوع می كند
تو را از خود فرا تر می برد
و به كشوری دیگر می كشاند
جایی كه برای یك لحظه، سبك بال سفر می كنی.
مکتب زبان،تجربه و شکل گرایی (فرمایسم) جدید
در پایان قرن بیستم جهت گیری های تازه در شعر آمریكا "شاعران زبان" را كه به صورت ازاد با مجله Temblor و داگلاس مسرلی Douglas Messerli ویرایشگر اشعار مجله "زبان" language : یک گلچین ادبی (۱۹۸۷)]،در ارتباط بودند در بر می گیرد. بروس اندروزBruce Andrews، لین هجینیانLyn Hejinian، ، باب پرلمن
Bob Perelman و بارت واتن Barret Watten، نویسنده "تركیب كامل" ،Total Syntax ( ۱۹۸۵) که مجموعه ای از مقالات است ، در این شمار هستند. آنها زبان را در چنان وسعتی به کار می برند که توان آن را برای ابهام آفرینی، از هم گسیختگی و تاکید برموجودیت خود در میان از هم آشفتگی نشان دهد. آنها با حالت دوپهلو و پسا مدرنی خود " روایتها" – اندیشه ها و عقاید مذهبی و قراردادها – را رد می كنند و به وجود واقعیت متعالی شك دارند. مایكل پالمر می نویسد :
این بهشت كتاب كپك زده ای بیش نیست
كه مدت زیادی در خانه به جا مانده است
"معناهای مزمن" Chronic Meanings اثر باب پرلمن این گونه آغاز می شود:
تنها واقعیت است که اهیمت دارد
تنها این پنج حرفند که می توانند
آسمان سیاه شب را به طورمعقول تعریف کنند.
من یك رسوب غیر منطقی هستم .....
آنها با تلقی هنر و نقد ادبی به عنوان چیزی که ذاتا یک امر عقیدتی است، با شکل های بسته نوگرایی ، با سلسله مراتب، با اندیشه های تجلی و تعالی، با طبقه بندیهای انواع ادبی و متن های رسمیت یافته (اشکال پذیرفته شده ادبی) مخالفند. درمقابل اشكال آزاد و آثار چند فرهنگی ارائه می کنند. این گروه تصویرهایی را از فرهنگ مردم ، وسایل ارتباط جمعی و مد می گیرد و آنها را باز سازی می كند. مانند اشعار نمایشی، در برابر تفسیر ها به مقاومت دست می زند و مردم را به مشاركت دعوت می کند.
اشعارقرائتی نیز مانند اشعار ویژه نمایش، مجموعه ای ازاجراهای اتفاقی مانند آثار جان كیج، John Cage، آهنگ ساز، بداهه نوازی های جاز، آثار در هم آمیخته رسانه های همگانی و سوررآلیسیم اروپایی بر روی شاعران ایالات متحده بسیار تاثیر گذار بوده اند. چهره های شناخته شده در این مكتب شامل لوری اندرسونLaurie Anderson، نویسنده كتاب پرفروش در سطح جهانی به نام "ایالات متحده" (۱۹۸۴) است كه از فیلم، ویدئو، هنرهای صوتی و موسیقی، هنر رقص و فن آوری عصر فضا استفاده می كند. اشعار صوتی، با تاكید بر صدا و آلات موسیقی مورد استفاده شاعرانی چون دیوید انیتن David Antin (كه نمایش های خود را فی البداهه اجرا می کند) و جورج كواشا George Quasha ( ناشر استیشن هیل پرس)، آرماند شرونرArmand Shrewner و جكسون مك لو Jackson Mac Low است. افرد اخیر بومی نیویورک هستند. مك لو همچنین اشعار بصری یا ملموس را با استفاده از فن چاپ و قرار دادن كلمات در محل معین، سروده است..
اشعار نمایشی قومی، با ورود موزیك رپ وارد میدان شدند، این در حالی كه است در سراسر ایالات متحده "اشعار ضربتی" - - مسابقات آزاد شعر خوانی كه در گالری های مختلف هنری و كتاب فروشی های ادبی اجرا می شوند ،به یك نوع سرگرمی ارزان و هیجان انگیز تبدیل شده اند.
در قطب مخالف این طیف فرضی "فرمالیستهای جدید" New Formalists خودساخته قرار دارند که طرفدار بازگشت به فرم، وزن و قافیه هستند. همه این گروهها به مسئله واحدی پاسخ می دهند -- یك احساس فرضی خوشنودی از سوی اشخاصی با سواد و تحصیلات متوسط در رابطه با وضع كنونی، یك صدای محافظه كارانه و بیش از حد پرداخته که معمولأ محصول كارگاه های شعر، و تاكید بیش از حد بر اشعار شخصی در مقایسه با یك حركت عمومی است.
این مكتب فرمالیست به انتشارات استوری لاین پرس وابسته است. دانا جیوآ Dana Gioia که در سال ۲۰۰۳ ریاست هیدت مدیرۀ موقوفه ملی هنرها را به عهده گرفت، فیلیپ داسی Philip Dacey و دیوید جاسDavid Jauss از چهره های موثر این جنبش به شمار می روند. آنها شاعران و ویرایشگران کتاب " تدابیر موثر: اشعارمعاصر آمریكایی در اشكال سنتی خود" (۱۹۸۶) هستند. افزوده بر این سه تن باید از برد لیتهوزر Brad Leithauseو گرترود شانكن برگ Gjrtrude Schankenberg نیز در این جمع یاد کرد. دیگر از نام های به یاد آوردنی رابرت ریچمن Robert Richman مولف "مسیر شعر: بیت های موزون و مقفی در زبان انگلیسی از ۱۹۷۵ تا به امروز " است. با آنکه بعضی این شاعران را تمایل به بازگشت به موضوعات قرن نوزدهم متهم می کنند، آنها اغلب از تصاویر و حالات معاصر همراه با زبان موسیقی و اشكال بسته سنتی بهره می جویند.