03 می 2008
بسیاری از مورخان دوره بین دو جنگ جهانی را علیرغم این واقعیت كه دخالت مستقیم ایالات متحده نستأ كوتاه (۱۹۱۷-۱۹۱۸) و تلفاتش بسیار كمتر از متحدان و دشمنان اروپائی آن بوده، بعنوان زمان "بلوغ" تکان دهنده آمریكا توصیف كرده اند. جان دوس پاسوس John Dos Passos سرخوردگی پس از جنگ آمریكا را در رمان "سه سرباز" (۱۹۲۱) بیان و خاطر نشان می كند كه تمدن یك " بنای بزرگ فریبکاری است و جنگ بجای نشان دادن فروپاشی این بنا، كامل ترین و نهایی ترین تجلی آن است" . آمریكائی ها كه دچار تکان شده و برای همیشه تغییر یافته بودند به میهن خود بازگشتند، اما هرگز نتوانستند معصومیت خود را بازیابند.
سربازانی كه از مناطق روستائی آمریكا آمده بودند نتوانستند به راحتی به اصل و ریشه خود برگردند. پس از تجربه جهان، اكنون بسیار مشتاق یك زندگی مدرن و شهری بودند. ماشین های جدید کشاورزی که درو و بسته بندی می کردند، تقاضا برای مشاغل كشاورزی را به نحو چشمگیری كاهش داده بودند، ولی كشاورزان با وجود افزایش بازده همچنان فقیر بودند. قیمت محصولات كشاورزی، مثل دستمزد كارگران روستائی به نیروهای لجام گسیخته بازار كه بشدت تحت تأثیر منافع تجارتی بودند بستگی داشت – یارانه های دولتی و اتحادیه های كارگری هنوز به وجود نیامده بودند. پرزیدنت كالوین كولیچ در سال ۱۹۲۵ اعلام داشت: " کار عمده ایالات متحده تجارت است". پس از جنگ، تجارت رواج یافت و افراد موفق فراتر از افسار گسیخته ترین رویاهای خود به مال ومنال رسیدند. برای نخستین بار بسیاری از آمریكاییان به تحصیلات عالی دسترسی پیدا كردند- در سالهای دهه ۱۹۲۰ ثبت نام در دانشگاه ها دو برابر شد. طبقه متوسط به رفاه رسید. در این دوره برخورداری آمریكاییها از بالاترین میانگین درآمد ملی در جهان آغاز گردید و بسیاری از مردم صاحب نشانه نهایی شأن و منزلت اجتماعی، یعنی اتومبیل شدند. خانه عادی یک آمریكایی شهر نشین زیر نورچراغهای برق می درخشید. آمریکایی عادی همچنین به داشتن رادیو كه خانه را به دنیای خارج مربوط می کرد به خودمی بالید و شاید صاحب یك تلفن، یك دوربین عكاسی، یك ماشین تحریر و یك چرخ خیاطی هم بود. آمریكائی متوسط مانند شخصیت داستان تاجرپیشه سینكلر لوئیس در رمان بابیت Babbitt (۱۹۲۲)، این دستگاه ها را به سبب مدرن بودن و همچنین به این دلیل كه بیشتر آنها اختراعات آمریكایی و ساخت آمریكا بودند می پذیرفت وتایید می کرد.
آمریكاییان "سالهای پر جوش و خروش دهه ۱۹۲۰" عاشق تفریحات جدید دیگر هم شده بودند. بیشتر مردم هفته ای یك بار به سینما می رفتند. اگر چه منع فروش مشروبات الكلی Prohibition – ممنوعیت تولید، حمل و فروش مشروبات كه از طریق اصلاح اصل هجدهم قانون اساسی به صورت قانون در آمد- – از سال ۱۹۱۹ شروع شد، مکان های زیرزمینی فروش قاچاق مشروبات الکلی و كلوب های شبانه از هر طرف سر کشیدند. ازجمله چیزهایی که در این مکان ها ارائه می شد موسیقی جاز، نوشابه های مخلوط و مدهای جسورانه لباس و رقص جسورانه بود. رقص، رفتن به سینما، گردش با اتومبیل و گوش دادن به رادیو مرادم را واله و شیدای خود كرده بود. زنان آمریكایی به ویژه احساس می كردند كه از بند رسته اند. بسیاری از آنان مزارع و روستاها را ترك كرده و به خدمت درجبهه خانگی در خلال جنگ اول جهانی پیوسته بودند. آنها مصمم بودند كه وارد زندگی مدرن شوند. موی خود را كوتاه كرده بودند (مدل دم بریده)، لباسهای كوتاه (مد آزاد) می پوشیدند و به داشتن حق رأی كه توسط اصلاحیه نوزدهم قانون اساسی، در سال ۱۹۲۰ برقرار شده بود می بالیدند. آنها عقیدهء خود را گستاخانه بیان می كردند و در جامعه عهده دارنقش های دولتی شده بودند.
جوانان غربی كه از وحشی گری های جنگ یاغی و عصبانی شده و از خواب و خیال های خود بیرون آمده بودند، نسل مسن تر را مسئول آن وضع می شناختند. جالب آن كه اوضاع مشكل اقتصادی پس از جنگ به آمریكایی ها - از قبیل نویسندگانی چون اف. اسكات فیتز جرالد، ارنست همینگوی، گرترود استاین، و ازراپاوند- که دلار در اختیار داشتند، امکان می داد تا با پول بسیاركمی به راحتی تمام در خارج زندگی كنند. جریان های روشنفكری، به ویژه روان شناسی فروید و در مقیاسی كمتر ماركسیسم ( نظیر فرضیه تكامل داروین در گذشته) به طور ضمنی بر یك دیدگاه جهانی “ بی خدا “ اشاره داشتند و به فروپاشی ارزش های سنتی مدد می رساندند. آمریكایی هایی كه در خارج زندگی می كردند این دیدگاه ها را جذب کردند و با خود به ایالات متحده آوردند. دیدگاه های جدید در اینجا ریشه گرفتند و به نیروی تخیل نویسندگان و هنرمندان جوان دامن زدند. به عنوان مثال ویلیام فالکنر، یکی از رمان نویسان قرن بیستم آمریکا، عناصر فرویدی را در همه آثار خود به كار گرفت، و همه داستان نویسان جدی آمریكائی پس از جنگ اول جهانی عملا به همین راه رفتند.
علیرغم خوشدلی، نو گرایی و رفاه مادی بی نظیر، آمریكائی های جوان سال های دهه ۱۹۲۰ یک “ نسل گم شده “ بودند. این اصطلاح توسط گرترود استاین، چهره نگار ادبی باب شد. فرد بدون تکیه بر یک ساختار ارزشی با ثبات و سنتی احساس هویت خود را از دست می داد. چنین می نمود که زندگی امن و حمایت كننده خانوادگی، جامعه آشنا و جا افتاده، ریتم های طبیعی و جاودانی طبیعت كه راهنمای كاشت و برداشت در مزرعه هستند، احساس نیرو بخش میهن پرستی، ارزش های اخلاقی تلقین شده توسط باورهای دینی و مراسم وابسته به آن، همگی توسط جنگ اول جهانی و پیامدهای آن زیر سئوال رفته و متزلزل شده اند.
رمان های متعدد به ویژه “ خورشید همچنان می درخشد” Also Rises The Sun (۱۹۲۶) نوشته همینگوی و “ این سوی بهشت “ This Side of Paradise (۱۹۲۰) اثر فیتز جرالد افراط گرائی و سرخوردگی نسل گم شده را منعكس می كنند. در "سرزمین ویران"
The Waste Land
، شعر طولانی و موثر تی اس الیوت (۱۹۲۲)، تمدن غربی به طور نمادین به یك صحرای متروك تشبیه شده كه با نومیدی محتاج باران ( تجدید حیات روحانی) است. كسادی اوضاع اقتصادی دنیا در سالهای دهه ۱۹۳۰ دامن گیر بیشتر جمعیت ایالات متحده شد. كارگران مشاغل خود را از دست دادند، كارخانه ها بسته و شركتها و بانكها ورشكست شدند. كشاورزان كه قادر نبودند محصولات خود را درو كنند، به بازار برسانند یا آنها را بفروشند، نمی توانستند قرض های خود را بپردازند و مزارع خود را از دست می دادند. خشك سالی های مناطق غرب میانه این منطقه گندم خیز را كه “سبد نان” “Bread Basket” آمریكا نامیده می شوند به یك ظرف خاك تبدیل كرده بود. بسیاری از كشاورزان منطقه غرب میانه را در جستجوی كار به مقصد كالیفرنیا ترك كردند. این مهاجرت به گونه ای زنده در “ خوشه های خشم”
The Grapes of Wrath (۱۹۳۹) اثر جان استاین بك بیان شده است. در اوج دوران كسادی بزرگ یك سوم همه آمریكایی ها بیكار بودند. آشپزخانه های مخصوص تغذیه فقرا، شهرهای آلونک نشین و لشكر خانه بدوشان- بیكارانی كه به طور غیر قانونی سوار قطارهای باربری می شدند- به صورت بخشی از زندگی ملی در آمده بود. در چشم بسیاری از مردم كسادی بزرگ تنبیهی برای گناه مادی گرایی بیش از حد و زندگی بی بند و بار بود. آنها براین باور بودند كه توفان های شن و خاك كه آسمان شهر های غرب میانه را سیاه می كرد جلوه ای از حكم خداوندی در کتاب عهد عتیق است. “ گرد باد هنگام فرارسیدن روز و تاریكی هنگام ظهر” .
كسادی بزرگ دنیا را زیر و رو كرد. ایالات متحده در سال های دهه ۱۹۲۰ موعظه گر كتاب مقدس تجارت بود، اكنون بسیاری از آمریكایی ها از نقش فعال تر دولت در برنامه های پرزیدنت فرانكلین دی روزولت به نام "برنامه نو" New Dealحمایت می كردند. سرمایه های فدرال مشاغل جدیدی در بخش عمومی، حفظ منابع طبیعی و برق رسانی به شهر ها ایجاد كردند. به هنرمندان و روشنفكران پول می دادند كه تابلو های دیواری بکشند و كتابهای راهنمای ایالتی تالیف کنند. این درمان ها تا حدی به بهبود اوضاع مدد رساندند اما تنها بسیج صنعتی جنگ دوم جهانی رفاه را تجدید كرد. پس از آنكه ژاپن در ۷ دسامبر ۱۹۴۱ به ایالات متحده در پرل هاربر حمله كرد، كارخانه های كشتی سازی و كارخانه های صنعتی دیگر که بلا استفاده مانده بودند به جنب و جوش افتادند و تولید انبوه كشتی ها، هواپیما ها و جیپ ها و ملزومات جنگی را از سر گرفتند. تولیدات و آزمایش های جنگی به فن آوری های جدید از جمله بمب هسته ای منجر شد. رابرت اپنهایمر، رهبر یك گروه بین المللی از دانشمندان هسته ای، پس از مشاهده اولین انفجار اتمی به طرزی پیامبر گونه یك شعر هندو را نقل كرد: " من به مرگ، درهم کوبنده جهان ها تبدیل شده ام"
مدرنیسم
موج بزرگ فرهنگ مدرنیسم، كه در سال های اولیه قرن بیستم بتدریج در اروپا و ایالات متحده ظاهر شد، بیانگراحساس زندگی مدرن از طریق هنر به عنوان یك جدایی سریع از گذشته و نیز از سنت های كلاسیك تمدن غربی بود. بنظر می رسید كه زندگی مدرن نسبت به زندگی سنتی دارای تفاوت های اساسی است. بدین معنی كه عملی تر و سریع تر، فن شناسانه تر و ماشینی تر است. مدرنیسم این خصوصیات را می پذیرفت.
در ادبیات، گرترود استاین (۱۸۷۴-۱۹۴۶) معیاری برای هنر مدرن عرضه كرد. استاین كه ساكن پاریس و مجموعه دار هنری بود ( او و برادرش لئو آثار پل سزان، پل گوگن، پی یر اگوست رنوار، پاپلو پیكاسو و بسیاری از هنرمندان دیگر را می خریدند) یك بار اظهار داشت او و پیكاسو كار مشابهی را انجام می دهند، پیكاسو در هنر و او در نوشتن. گرترود استاین با استفاده از واژه های ساده و ملموس به عنوان بستر کار خود، نوعی شعر منثور مجرد و تجربی بوجود آورد. كیفیت كودك وار لغات ساده او یادآور رنگ های روشن و اصلی هنر مدرن است، درهمان حال طنین های مكرر، حالات تكرار شده هنر های نمایشی مجرد را به خاطر می آورند. او با جابجا كردن ساخت های دستوری و نقطه گذاری ها به معانی "تجریدی " رسید. مثلأ در مجموعه اثرگذار خود به نام "غنچه های ترد" Tender Buttons (۱۹۴۱) به اشیاء مانند نقاشی کوبیست از زاویه متفاوتی می نگرد.
یك میزمعنای یك میز نمی دهد عزیز من
معنایی که می دهد پایداری در حد كمال آن است.
این شاید نوعی تغییر باشد
یک میز چیزی بیشتر از یك شیشه و حتی یک آینه بلند است.
در آثار استاین، معنی اغلب تابع شیوه است، درست همان گونه كه در هنر نمایشی مجرد موضوع نسبت به تجسم از اهمیت كمتری برخوردار است. موضوع و شیوه چه درهنرهای تجسمی و چه ادبی آن دوره از هم جدائی ناپذیر بودند. این فکر كه شکل با محتوا در یک سطح قرار دارد، به عنوان سنگ بنای هنر و ادبیات بعد از جنگ دوم جهانی، در این دوره متبلور شد.
نوآوری های فنی در كارخانه ها و ماشین ها، الهام بخش توجه جدید به شیوه های هنری بود. برای مثال نور، بخصوص نور ناشی از قوه برق هنرمندان و نویسندگان مدرن را افسون كرده بود. پوسترها و آگهی های تبلیغاتی این دوره سرشارند از تصویر آسمان خراش های روشن و شعاع های نوری كه از چراغ اتومبیل ها، سینماها و نمایشنامه ها بیرون زده است و محل های تاریك بیرون را روشن می كند. این تاریكی كنایه ای از جهل و نیز سنت های قدیمی است .
عكاسی بتدریج بعنوان یكی از هنرهای زیبا برای خود محلی یافت و با آخرین تحولات علمی هماهنگ شد. آلفرد استیگلیتزAlfred Stieglitz عكاس در شهر نیویورك سالنی بازكرد که تا حوالی سال ۱۹۰۸ محل نمایش آخرین آثار اروپائی از جمله نقاشی هایی از پیكاسو و سایر دوستان اروپائی گرترود استاین بود. سالن استیگلیتز بر نویسندگان و هنرمندان متعدد از جمله ویلیام كارلوس ویلیامز كه یكی از متنفذترین شعرای آمریكا در قرن بیستم بود تاثیر گذاشت. ویلیامز در تصویر سازی های خود وضوح و روشنی فتوگرافیك را رواج داد، حكم زیبا شناسی او چنین بود: "فکر تنها در قالب اشیاء بیان می شود."
برداشت و دیدگاه به یك جنبه حیاتی در رمان نیز تبدیل شد. دیگر نوشتن به گونه مستقیم و به روایت از زبان سوم شخص (یا بدتر از آن) با استفاده از یك راوی فضول با اظهار نظر های بی معنی، كافی نبود. شیوه ای كه در بیان داستان به کار برده می شد به اندازه خود داستان اهمیت پیدا کرد.
هنری جیمز، ویلیام فالكنر و بسیاری دیگر از نویسندگان آمریكا با دیدگاه داستانی به تجربه اندوزی پرداختند (برخی هنوز چنین می كنند). جیمزاغلب اطلاعات عرضه شده در رمان را به چیزی محدود می كرد كه یك قهرمان داستان می توانست بداند. رمان فالكنز به نام “ خشم و هیاهو “
The Sound and the Fury (۱۹۲۹) روایت را به چهار بخش تقسیم كرده است و هر بخش بازگوینده دیدگاه یك شخصیت متفاوت (از جمله یك پسر عقب افتاده) است.
برای تجزیه و تحلیل این گونه رمان ها و اشعار مدرن، مكتب “نقد جدید” در ایالات متحده ظهور كرد كه دارای فرهنگ لغات جدیدی برای نقادی بود. نقادان جدید كلمه “تجلی”Epiphany را برگزیدند (لحظه ای كه در آن شخصیت داستان ناگهان یك حقیقت برتر را در می یابد، كلمه ای كه از ظهور و تجلی یك قدیس برآدمها گرفته شده است)، آنها یك اثر را به محک “آزمایش" می زدند و “روشن” می كردند و امیدوار بودند كه با “بصیرت” خود برآن “ نور بتابانند”
شعر ۱۹۱۴-۱۹۴۵ : تجربه در فرم
ازرا پاوند (۱۸۸۵-۱۹۷۲)
ازرا پاوند یكی از منتفذ ترین شعرای آمریكا در این قرن است. او از ۱۹۰۸ تا ۱۹۲۰ ساكن لندن بود، جائی كه با بسیاری از نویسندگان،از جمله ویلیام باتلر ییتز William Butler Yeats” و تی اس الیوت حشر و نشر داشت و سرزمین ویران “ الیوت را به نحو عمیقی تصحیح كرد و بهبود بخشید. برای ییتز به عنوان منشی کار می کرد. او یك حلقه ارتباطی بین ایالات متحده و بریتانیا بود و به عنوان كمك ویراستار برای مجله معتبر شیكاگو "شعر" كه به هریت مونرو تعلق داشت كار می كرد و پیشتاز یک مكتب جدید شعری موسوم به "تصویرگرایی" Imagism بود كه به پرداخت های روشن و شدیدأ بصری اهمیت می داد. بعد از این مكتب، او پیشتاز خط مشی های شاعرانه گوناگونی بود. سرانجام هم به ایتالیا نقل مكان كرد و به دام فاشیسم ایتالیائی گرفتار آمد.
پاوند تصویرگرایی را در نامه ها، رسالات و یك گلچین ادبی دنبال کرد. در نامه ای به مونرو در سال ۱۹۱۵ درمقام دفاع از شعری که حالت نو و بصری داشته باشد و از “ كلیشه ها وعبارات قالبی “ احتراز كند برمی اید. در “ کارهایی که یك تصویرگرا باید از آنها احتراز کند” A Few Don’ts of an Imagiste (۱۹۱۳)، او “تصویر” Image را به عنوان چیزی تعریف می کند كه “ یك تركیب روشنفكری و احساسی پیچیده را در یك لحظه از زمان عرضه می دارد.” گلچین ادبی ۱۹۱۴ پاوند “تصویر گرایان” Des Imagists كه مشتمل بر آثار ۱۰ شاعر است عرضه كنندهء مثال هائی از شعر تصویر گرا توسط شاعران برجسته، از جمله ویلیلام كارلوس ویلیامز، اچ دی ( هیلدا دولیتل)، و امی لاول است.
علائق و مطالعات پاوند جهانی بود. اقتباس ها و ترجمه های درخشان او گرچه گاهی ازعیب خالی نیستند، امكانات ادبی جدیدی را از بسیاری فرهنگ ها در اختیار نویسندگان مدرن گذاشتند. اثری كه سالهای بسیار از عمر او صرف آن شد “ بندهای شعر” Cantos بود كه تا زمان مرگ خود به نوشتن و انتشارش ادامه داد. "بندهای شعر" در برگیرندۀ فصول درخشانی است اما اشاراتی که به آثار ادبی و هنری دوره ها و فرهنگ های متعدد دارد فهم آن را دشوار می کند. معروفترین جنبه شعر پاوند تصویرهای روشن و تجسمی، طنین های تازه و بندهای پرقدرت، هوشمندانه و غیر عادی است. به عنوان نمونه می توان به این سطر در بند شماره ۸۱ اشاره کرد: “مورچه موجودی متعلق به دنیای اژدهاگونه خویش است" یا اشعاری كه از شعرهای كوتاه و بدون وزن ژاپنی Hacku الهام گرفته اند از قبیل این بند كه در شعر “در یك ایستگاه مترو” (۱۹۱۶) آمده است :
ظهور این چهره ها در میان جمعیت؛
گلبرگ هایی روی یك شاخه خیس سیاه.
تی اس الیوت (۱۸۸۸-۱۹۶۵)
توماس استیرنز الیوت Thomas Stearns Eliot در سنت لویی میسوری، در شمال شرقی ایالات متحده، در یك خانواده مرفه و قدیمی بدنیا آمد. او در كالج هاروارد، دانشگاه سوربن و مرتون كالج دانشگاه آكسفورد از بهترین تحصیلاتی که نویسندگان مهم آمریكایی هم روزگارش می توانستند داشته باشند، برخوردارشد. زبان سانسكریت و فلسفه شرقی را كه در شعر او تاثیر نهاد فراگرفت. مانند دوست خود پاوند، در همان اوائل به انگلستان رفت و در آنجا به یك چهره برجسته دنیای ادب تبدیل شد. او یكی از محترم ترین شعرای عصر خود به شمار می رفت و اشعار مدرن، ظاهرأ غیر منطقی یا بت شكنانه و تجریدی او دارای اثر انقلابی بود. رسالات و نمایشنامه های موثری نیز نوشت و مدافع اهمیت سنت های ادبی و اجتماعی برای شعر نو بود.
به عنوان یك ناقد، شهرت عمده الیوت مدیون ارائه مفهوم “ لازم وملزوم عینی” objective correlative است. او آن را در نوشته ای زیرعنوان "جنگل مقدس" The Sacred Wood به عنوان وسیله ای برای بیان احساسات از طریق “ یك رشته اشیاء، موضوعات، یك وضعیت و زنجیره ای از رویدادها" “ كه "فرمول" همان احساس بخصوص هستند توصیف می کند. اشعاری از قبیل " شعر عاشقانه جی آلفرد پروفراك" J. A. Prufrock (۱۹۱۵) این طرز تلقی را عینیت می بخشند. هنگامی كه پروفراك" ضعیف و سالخورده می اندیشد كه " زندگی خود را با قاشق چای خوری اندازه گرفته است” شاعر از این قاشق ها برای نشان دادن یك هستی ملالت بار و یك عمر به هدر رفته استفاده می كند.
آغاز معروف شعر “پروفراك” الیوت، خواننده را به خیابان های كوچك پر زرق و برق كه مانند زندگی مدرن، پاسخی برای پرسش های زندگی ندارند فرا می خواند.
پس بیا تا تو و من،
در آن هنگام كه شب در برابر آسمان
چون بیماری بی هوش برروی تخت عمل پهن شده است به راه افتیم،
بیا تا از برخی خیابان های نیمه متروك بگذریم،
از گوشه های عزلت ناخشودانه شب های بی قرار
به مسافرخانه های ارزان یك شبه فرود آییم
و رستوران ها را از جلد صدف بپوشانیم
خیابان هائی كه چون یك بحث كسل كننده
با قصدی دسیسه آمیز می خواهند
ترا به سوی یك پرسش كوبنده بکشانند. . .
آه، نپرس “ این چیست؟ “
بیا تا برویم و دیدار خود را انجام بدهیم.
از این نوع تصویر سازی در “سرزمین ویران” (۱۹۲۲) نیز به وفور یافت می شود که خود بازتابی از “ دوزخ “ دانته است تا خیابان های شلوغ لندن در سال های جنگ اول جهانی :
شهر غیر واقعی،
زیر مه قهوه ای پگاه زمستان،
سیل جمعیت به پل لندن سرازیر شد، در شماری
كه فکر نکرده بودم مرگ تا كنون چنان تعدادی را درو کرده باشد. . . (اول،۶۰-۶۳)
دیدی که توسط الیوت در”سرزمین ویران” ارائه شده در نهایت مكاشفه ای و جهانی است:
شكاف ها و مرمت ها و انفجارها در آسمان بنفش
برج هایی كه سقوط می كنند
اورشلیم، آتن، اسكندریه
وین، لندن
غیر واقعی (پنجم، ۳۷۳-۳۷۷)
ازمیان اشعار مهم الیوت می توان “ پیرمرد” (۱۹۲۰) را نام برد كه در آن مردی پیرنماد فرتوتی و ضعف جامعه غربی است، و نیز “مردان توخالی” (۱۹۲۵) که نوحه ای تكان دهنده برای مرگ روح انسانیت معاصر است، “اولین روز ایام روزه مسیحیان” Ash- Wednesday (۱۹۳۰) كه در آن شاعر صریحأ به كلیسای انگلیس روی می آورد تا به معنای زندگی انسانی پی برد، و “ چهار کوارتت” (۱۹۴۳)، که یك تفكر تجربی پیچیده و بسیار عینی در مورد موضوعات ماوراء الطبیعی از قبیل زمان، نفس انسانی و آگاهی روحانی است. سروده های او به خصوص نوشته های شجاعانه و ابتكاری اولیه اش بر نسل ها تاثیر گذاشته اند.
رابرت فراست Robert Frost (۱۸۷۴-۱۹۶۳)
رابرت لی فراست در كالیفرنیا به جهان دیده گشود اما تا سن ۱۰ سالگی در شمال شرقی ایالات متحده در یك مزرعه بزرگ شد. مانند الیوت وپاوند به انگلستان رفت و جذب جنبش های جدید شعری آنجا شد. وی كه با گیرائی خاصی اشعار خود را در مجامع عمومی می خواند به خاطر سفرهایش معروف بود. فراست یكی از كارهای اصلیش را در هنگام مراسم ادای سوگند توسط پرزیدنت جان اف كندی در سال ۱۹۶۱ خواند كه به اشتیاق ملی برای شعر دامن زد. شرح علت محبوبیت او آسان است: او درباره زندگی سنتی روستائی می نوشت و همین موضوع ازنظر كسانی كه برای رسوم قدیمی دلتنگ شده بودند جذابیت خاصی داشت. موضوعات او همگانی و جهانی هستند: چیدن سیب، سنگ های دیوار، نرده ها، راه های روستائی. سبك او زلال و دست یافتنی است: او به ندرت از كنایات فضل فروشانه یا حذف به قرینه استفاده می كند. آهنگ های مكرر شعر او برای عامه مردم دلپسند است.
آثار فراست اغلب به نحو فریبنده ای ساده است. در بسیاری از اشعار مفهوم بسیار عمیق تر از ظاهر اثراست برای مثال یك شب ساكت برفی با وزن و طنینی تقریبا مسحوركننده ممکن است نزدیك شدن مرگ را به گونه ای نه چندان ناخوشایند القاء کند.
از “ توقف در كنار بیشه در یك شب برفی “ (۱۹۲۳) :
تصور می كنم بدانم این بیشه از آن كیست.
خانه اش در دهكده واقع شده، گرچه
نمی بیند كه من اینجا توقف كرده ام
كه بیشه اش را تماشا كنم كه دارد از برف پوشیده می شود
اسب كوچك من باید تعجب كرده باشد
كه اینجا ایستاده ام بدون آنكه خانه ای در این نزدیكی باشد
بین بیشه و دریاچه یخ زده
در تیره ترین شب سال.
زنگوله های دهنۀ خود را تكانی می دهد
تا بپرسد آیا اشتباهی روی داده است.
تنها صدای دیگر
نسیمی است كه به آرامی می گذرد و دانه های برفی كه فرو می نشینند
بیشه، دوست داشتنی، تیره و عمیق است
اما من قول هائی داده ام كه باید به آنها وفا كنم
و فرسنگ ها راه بسپرم پیش از آنكه بیارامم
و فرسنگ ها راه بسپرم پیش از آنكه بیارامم
والاس استیونس Wallace Stevens (۱۸۷۹-۱۹۵۵)
والاس استیونس در پنسیلوانیا بدنیا آمد و در كالج هاروارد و دانشكده حقوق دانشگاه نیویورك به تحصیل پرداخت. از سال ۱۹۰۴ تا سال ۱۹۱۶ در نیویورك به شغل وكالت اشتغال داشت و این زمانی بود كه فعالیت های بزرگ هنر و شعری در آنجا رواج داشت. پس از این که در ۱۹۱۶ برای به عهده گرفتن ریاست یك شركت بیمه به هارت فورد كنکتیكت نقل مكان کرد، به نوشتن شعر ادامه داد. زندگی او بخاطر جدا سازی جنبه های مختلف آن قابل توجه است: همكاران او در شركت بیمه نمی دانستند كه او یك شاعر مهم است. او در در سرتاسر زندگی خود به طور پنهانی به پی گیری و توسعه افکار بسیار پیچیده در مقوله زیبائی شناسی در كتاب هایی که نامشان به شایستگی معرف آنها بود ادامه داد. از آن جمله اند “ارغوان” Harmonium (چاپ در قطع بزرگ در سال ۱۹۳۱)، “اندیشه های نظم” Ideas of Order (۱۹۳۵)، و “ قسمتهایی ازیک جهان" (۱۹۴۲). برخی از بهترین اشعار او عبارتند از : “ صبح یكشنبه”، “ پیتر كوینس برشستی های ساز” Peter Quince at the Clavier، “امپراتور بستنی”،
"سیزده روش نگاه كردن به پرنده سیاه" و “اندیشه نظم در كی وست” .
شعر استیونس در اطراف موضوعات تخیل، ضرورت رعایت فرم زیبائی شناسی و این باور دور زند كه نظم در هنر با نظم طبیعت مطابقت دارد. لغات مورد استفاده او غنی و متنوعند است: او صحنه های سرسبز استوائی را ترسیم می كند اما قادر است تصویرهای خشك، طنز آلود و كنایه آمیز نیز ارائه دهد.
بعضی از اشعار استیونس بر فرهنگ عامه تكیه دارند، درحالیكه اشعار دیگر جامعه پیچیده را مسخره و یا به بهشت روشنفكران صعود می كنند. او بخاطر بازی با كلمات كه به فراوانی انجام می دهد معروف است. " ، دیری نگذشت که خدمتکار او بیزانتینز، با صدایی شبیه دایره زنگی وارد شد”
آثار استیونس، سرشار از درون نگری های غافلگیر كننده است. گاهی در آثاری مانند “ رهائی از خیالبافی در ساعت ده” (۱۹۳۱) ترفند به کار خواننده می زند:
خانه ها به محل رفت و آمد اشباح
با لباس خواب های سفید تبدیل شده اند
هیچكدام از آنها سبز نیستند
یا بنفش با حلقه های سبز،
یا سبز با حلقه های زرد،
یا زرد با حلقه های آبی،
هیچكدام عجیب نیستند
با جوراب های توری
و کمربندهای دانه ای
مردم خواب بالونها و حلزونها را نمی بینند.
تنها، اینجا و آنجا یك دریانورد پیر
مست و خراب و به خواب رفته درون چکمه هایش
پلنگ ها را
در هوای سرخ می گیرد
به نظر می رسد كه شاعر در این این شعر از زندگی های بدون تخیل (لباس خواب های سفید) شكوه می كند، اما او در حقیقت با رسوخ دادن تصویرهای روشنی در ذهن خواننده دست به افسونگری می زند. در پایان یك ملاح مست، غافل از ادب و نزاكت حداقل در رویای خود “ پلنگ شكار می كند”. شعر نشان می دهد كه تخیل آدمی - تخیل خواننده یا ملاح – همیشه یك روزنه خلاق می یابد.
ویلیام كارلوس ویلیامز (۱۸۸۳-۱۹۶۳)
ویلیام كارلوس ویلیامز پزشك كودكان بود كه در سرتاسر زندگی خود به طبابت اشتغال داشت. او که بیش از ۲۰۰۰ كودك بدنیا آورد، روی نسخه های خود شعر می نوشت. ویلیامز همكلاس شعرای معروف از قبیل ازراپاوند و هیلدا دولیتل بود و شعرهای اولیه او زیرتاثیر تصویرگرایی است. او بعدها هوادار استفاده از كلام محاوره ای شد. حساسیتش نسبت به اوزان طبیعی انگلیسی آمریكائی به آزاد شدن شعر آمریكائی از اوزان قدیمی مركب از یك هجای كوتاه و یك هجای بلند كه از زمان رنسانس بر شعر انگلیسی غالب بود كمك كرد. همدلی او با مردم عادی زحمت كش، كودكان، و توجه او به اتفاقات روزمره در صحنه شهر های مدرن، شعر او را جذاب و دست یافتنی می کند. “چرخ دستی قرمز” (۱۹۲۳) مانند یك نقاشی هلندی از طبیعت بی جان، علاقه و زیبائی را در اشیاء روزمره می یابد.
خیلی چیزها
به یک چرخ دستی قرمز
که از باران برق میزند
در کنار
مرغ های سفید بستگی دارد
ویلیامز مروج شعر راحت و طبیعی بود. در دستان او، شعر چیزی نبود كه باید همچون کارهای استیونس به یك اثر هنری كامل تبدیل شود یا مثل شعر فراست، یا یك واقعه مورد پسند و توجه وردزورث با دقت بازسازی شود. به جای آن، نقش شعر، ضبط یك لحظه از زمان بود، چون یك عكس فوری بدون ژست قبلی – او این مفهوم را از عكاس ها و هنرمندانی كه در گالری هایی مانند استیگلیتز Stieglitz در نیویورك می دید گرفته بود. اشعار او مانند “خانه دار جوان” (۱۹۱۷)،همانگونه که در عکس ها دیده می شود، اغلب به امكان های پنهان یا مسائل قابل توجه و پر كشش می پرداخت:
در ساعت ده صبح
زن خانه دار در یک لباس خواب در پشت دیوارهای چوبی
خانۀ شوهر ش در حرکت است
من تنها در اتومبیلم می گذرم
سپس او باردیگر به کنار جاده می آید
که مرد بستنی فروش، مرد ماهی فروش را صدا کند
و می ایستد
خجالتی، بدون سینه بند
دست در گوشه آشفته مویش می کند
و من او را با برگ فرو افتاده مقایسه می کنم
چرخ های بی صدای اتومبیل من
با صدای خش خش بر برگهای خشکیده در حرکت اند
در حالی که من با لبخندی در حال عبور سرم را خم می کنم.
او آثارش را “عینی” می نامید و دلیل آن نشان دادن اهمیت اشیاء مادی و غنی بود. آثار او اغلب طرح خود جوش و احساساتی تجربه را ضبط می كردند و از نوشته های “ ضربه آهنگ” “Beat” اوائل دهه سالهای ۱۹۵۰ از آنها تاثیر پذیرفتند.
ویلیامز مانند الیوت و پاوند، سعی كرد دست خود را با اشکال حماسه ای بیازماید، اما در حالیكه حماسه های آن شاعران از كنایه های ادبی مناسب برای عده معدودی از خوانندگان بسیار با سواد بهره می جوید، ویلیامز برای مخاطبان معمولی تر می نویسد. او هرچند که در خارج تحصیل كرده بود زندگی در ایالات متحده را برگزید. اثر حماسه ای او “پاترسن” Paterson (۵ جلد، ۱۹۴۶-۵۸)، شهر زادگاه شاعر را در نیوجرسی از نگاه شرح حال نویسی به نام “دكتر پاترسن” مورد تحسین و تمجید قرار می دهد. در این اثر، ویلیامز قطعات میهنی، نثر، نامه ها، شرح حال شخصی، مقالات روزنامه ها و حقایق تاریخی را كنار هم می گذارد. فضای سفید فراوان در زمینه کار راه باز را که موضوع ادبیات آمریكا است به فكر خطور می دهد و احساسی از چشم اندازهای جدیدی می آفریند كه حتی در دسترس مردم فقیری هم كه یكشنبه ها برای پیك نیك به پارك می روند قرار دارد. دكتر پاترسن نیز مانند قهرمان ویتمن در “برگهای علف” Leaves of Grass به راحتی میان مردم زحمت كش در حركت است.
اواخر بهار
بعد از ظهر یكشنبه!
و او از روی ردپاها به طرف صخره می رود (شمارش: دلیل)
خودش در میان دیگران
روی همان سنگ هائی گام بر می دارد
كه هنگام صعود پایشان آنجا میلغزد،
و سگ هاشان به دنبال آنها می روند!
خندان، همدیگر را صدا می كنند –
برای من صبر كن
رابینسون جفرزRobinson Jeffers (۱۸۸۷-۱۹۶۲)
در سالهای بین دو جنگ جهانی شعرای متعددی در آمریكا ظهور كردند كه صاحب مقام و دیدگاه اصیل بودند و بین آنها شعرای ساحل غربی آمریكا، زنان و سیاهپوستان نیز دیده می شوند. رابینسون جفرز هم مانند رمان نویس معروف جان استاین بك در كالیفرنیا زندگی می كرد و درباره دامداران مكزیكی الاصل و سرخ پوستان و سنت های در هم آمیخته آنها و زیبائی گیرای این سرزمین می نوشت. جفرز كه آثار كلاسیك را خوانده و فروید را به خوبی مطالعه كرده بود طرحهای تراژدی یونانی را در صحنه های خشن ساحلی بازسازی كرد. بیشترین شهرت او به خاطر روایتهای تراژیك از قبیل “ تامار” (۱۹۲۴) “اسب سرخ” (۱۹۲۵)، “برجی فراتر از تراژدی” (۱۹۲۴) – بازسازی آگاممنون اثر آشیل–و "مدیا" (۱۹۴۶) که یك بازسازی تراژدی اوریپید است.
ادوارد استلین كامینگزEdward Estlin Cummings (۱۸۹۴-۱۹۶۲)
ادوارد استلین كامینگز كه عمومأ به نام ای ای كامنیگز e. e. cummings شهرت دارد اشعاری جذاب و ابتكاری سروده است كه بخاطر طنز، ظرافت، ستایش عشق وتوصف نفسانیات و نیزتجربیاتی با نقطه گذاری و صفحه بندی متمایزند. او كه نقاش بود، اولین شاعر آمریكائی بود كه این نكته را تشخیص داد كه شعر اصولأ به یك هنر تجسمی و نه زبانی تبدیل شده است: در اشعار او از فاصله گذاری بسیار و غیر عادی و علامت گذاری و نیز حذف همه حروف كاپیتال (بزرگ) استفاده شده است.
كامینگز نیز مانند ویلیامزاز زبان محاوره، تصویر سازی دقیق و كلماتی از فرهنگ عامه استفاده می كرد. او هم مثل ویلیامز، از آرایش دلخواه خویش در ارائه سروده هایش سود جست “ درست در...” (۱۹۲۰) دعوتی است از خواننده برای پركردن جای فکرهای ازدست رفته:
درست در - -
بهارهنگامی كه دنیا در گِل ولای است -
بادكنك فروش چلاق
سوت می زند دور و كوچولو
و "ادی" و "بیل" می آیند
دوان دوان از تیله بازی می آیند و
دله دزدی و حالا
بهار است . . .
هارت كرین Hart Crane (۱۸۹۹-۱۹۳۲)
هارت كرین شاعری جوان غمگین بود كه در سن ۳۳ سالگی با پریدن به دریا خودكشی كرد. او از خود شعرهای گیرایی به جای گذاشت، از جمله یك حماسه به نام “پل” (۱۹۳۰) كه از پل بروكلین الهام گرفت ودر آن بلند پروازانه قصد داشت تجربه فرهنگی آمریكایی را بررسی و در آن الفاظ و اصطلاحات مثبتی وارد كند. سبك هوس انگیز و پر حرارت او به بهترین نحو در اشعار كوتاهش از قبیل “سفر” (۱۹۲۳-۱۹۲۶) و “بر مزار ملویل” (۱۹۲۶)، كه پایان آن نوشته مناسبی برای سنگ گوركرین است خود را نشان می دهد:
مرثیه دریانورد را بیدار نخواهد کرد.
تنها دریاست كه قادر است این سایه شگفت انگیز را در دل خود جای دهد.
ماریان مور Marianne Moore (۱۸۸۷-۱۹۶۲)
ماریان مور یك بار نوشت كه اشعار “ باغهایی تخیلی هستند كه وزغ هایی واقعی در آنها وجود دارند." “ اشعار او محاوره ای، و با وجود این دارای قافیه پردازی های هجایی پر آب و رنگ و با لطافت هستند كه تعریف هایی بی نهایت دقیق را به همراه حقایقی تاریخی و علمی ارائه می دهند. او كه “شاعر شاعران” نامیده می شد بر شاعران آینده از قبیل دوست جوان خود الیزابت بیشاپ تاثیر گذاشت.
لنگستون هیوز Langston Hushes (۱۹۰۲-۱۹۶۷)
ازمیان شعرای فراوان و با ذوق رنسانس هارلم در سال های ۱۹۲۰، یکی هم لنگستون هیوز است که از او باید در کنار جیمز والدن جانسن، كلودمك كی، كاونتی كالن Countee Cullen و دیگران نام برد. او از ریتم های جاز سیاهان استفاده می كرد و یكی از نخستین نویسندگان سیاه پوستی بود كه سعی كرد از طریق نوشته های خود زندگیش را تامین كند. هیوز در اشعار خود سرودهای سیاهان، مراسم عبادی، كلمات محاوره ای و فرهنگ عامه را بكار برده است. هیوز كه یك سازمان ده فرهنگی پرنفوذ بود، گلچین های ادبی متعددی از ادبیات سیاه پوستان منتشر كرد و گروههای تاتری سیاه پوستان را در لوس آنجلس و شیكاگو و نیز نیویورك براه انداخت. سبك روزنامه نگاری او نیز موثر بود و شخصیتی به نام جس بی سمپلJess B. Sempel یا "سیمپل" "Simple " خلق كرد كه از طریق او نظرات اجتماعی خود را بیان می داشت. یكی از محبوب ترین اشعار او “ سیاه از رودخانه ها حرف می زند” (۱۹۲۱و۱۹۲۵)، میراث آفریقائی – جهانی او را در یك مجموعه حماسی بزرگ در بر می گیرد. این شعر بیانگر این نكته است كه فرهنگ آفریقایی مانند رودخانه های بزرگ دنیا، دوام می آورد و عمیق تر می شود:
من رودخانه ها را شناخته ام:
من رودخانه هایی را شناخته ام كه به قدمت جهان هستند و كهنسال تر از
جریان خون انسانی در رگهای آدمیان
روح من همچون رودخانه ها عمیق شده است.
هنگامی كه هنوز پگاه ها ندمیده بودند در فراتها شنا كردم.
من كلبه ای را نزدیك رود كنگو ساختم و او با لالائیش مرا خواباند
من به نیل نگرسیتم و اهرام را بر فراز آن به پا كردم.
هنگامی كه ابی لینكلن به نیواورلئان رفت، سرود می سی سی پی را شنیدم
و دیده ام كه سینه گل آلود او در غروب به رنگ طلا درمی آید
من رودخانه ها را شناخته ام
رودخانه های قدیمی، تیره فام
روح من چون رودخانه ها عمیق شده است.
نثر نویسی، ۱۹۱۴-۱۹۴۵ : رئالیسم آمریكائی
اگر چه نثر آمریكائی بین دو جنگ جهانی با دیدگاه و فرم مخصوص به خود تجربه اندوزی می كرد، بطور كلی آمریكائی ها از اروپائیان واقع گرایانه ترمی نوشتند. رمان نویس آمریكائی درباره جنگ، شكار و سایر مشغولیت های مردانه با سبكی عریان و ساده می نوشت. ویلیام فالكنر رمان های گیرا و جنوبی خود را برای بیان نسل ها و فرهنگ های ریشه گرفته در گرما و خاك می سی سی پی به رشته تحریر کشید ، و سینكلر لوئیس زندگی بورژواها را با وضوحی طعنه آمیز ترسیم كرد.
اهمیت روبرو شدن با واقعیت در دهه سال های ۱۹۳۰-۱۹۲۰ به موضوع روز تبدیل شد: نویسندگانی از قبیل اف اسكات فیتز جرالد و یوجین اونیل مكررأ تراژدی هائی را ترسیم می كردند كه در انتظار كسانی بودند كه در رویاهای پوچ و بی دوام زندگی می كنند.
اف اسكات فیتز جرالد F. Scott Fitzgerald (۱۸۹۶-۱۹۴۹)
زندگی فرانسیس اسكات كی فیتز جرالد مانند داستان های جن و پری است. در خلال جنگ اول جهانی، فیتز جرالد در ارتش آمریكا ثبت نام كرد و عاشق یك دختر ثروتمند و زیبا بنام زلدا سایر شد كه نزدیك محل خدمت او درمونتگمری آلاباما زندگی می كرد. زلدا نامزدی را به هم زد زیرا او نسبتأ فقیر بود. پس از پایان جنگ و به دنبال پایان خدمت در ارتش به نیویورك رفت تا با تامین آینده ادبی خود بتواند ثروتی فراهم كند و با او ازدواج كند.
اولین رمان او “این سوی بهشت” (۱۹۲۰)، فروش فوق العاده ای داشت و آنها در ۲۴ سالگی ازدواج كردند. هیچ كدام قادر نبودند فشارها و وسوسه های ناشی از موفقیت و شهرت را تحمل كنند، و پول خود را بر باد دادند. در سال ۱۹۲۴ برای صرفه جوئی به فرانسه نقل مكان كردند و ۷ سال بعد برگشتند. تعادل روانی زلدا به هم خورد و او را در آسایشگاه روانی بستری كردند. خود فیتز جرالد به الكل روی آورد و به عنوان یك فیلمنامه نویس جوان از دنیا رفت.
مكان مطمئنی که فیتزجرالد در ادبیات آمریكا به دست آودره به طور عمده مرهون رمان گتسبای بزرگ The Great Gatsby (۱۹۲۵) است. این داستان كه به نحو درخشانی نوشته شده و ساختار آن با صرفه جوئی در كلمات بنا گردیده درباره رویای آمریكائی مردی خود ساخته است. قهرمان داستان جی. گتسبای كه شخصیت اسرار آمیزی است، هزینه ویرانگر موفقیت را با فدا کردن رضایت شخصی و عشق كشف می كند. از دیگر سایر آثار خوب او می توان از: “شب لطیف است” Tender is the Night (۱۹۳۴) نام برد. این کتاب داستان روانپزشك جوانی است كه زندگیش درنتیجه ازدواج با یك زن فاقد ثبات روحی تباه می شود. از میان دیگر آثار او می توان به چند داستان در مجموعه های “جوجه اردك ها و فیلسوف ها” (۱۹۲۰) “داستان های عصر جاز” (۱۹۲۲) و “همۀ جوانان غمگین” (۱۹۲۶) اشاره کرد. فیتز جرالد پیش از هر نویسندهء دیگر نومیدی توأم با زرق و برق زندگی سال های ۱۹۳۰ را بیان كرده است. از “این سوی بهشت” بعنوان صدای جوانان امروزین آمریكا توصیف شده است. رمان دوم او “زیبا و لعنتی” (۱۹۲۲) ادامه دهنده تاملات نویسنده در زیاده روی های ویرانگر خودش بود.
یکی از ویژگیهای فیتز جرالد سبك خیره كننده اوست كه برای توصیف زرق وبرق های اغوا كننده کاملا مناسب است. فصل معروفی از “ گتسبای بزرگ” با مهارت تمام یك دوره طولانی گذشت زمان را خلاصه می كند. “سراسر شبهای تابستان از خانه همسایه ام صدای موسیقی می آمد / در باغچه های آبی او مردان و زنان مثل پروانه میان شایعات و شامپاین و ستارگان سینما در پرواز بودند”.
ارنست همینگوی Ernest Hemingway (۱۸۹۹-۱۹۶۱)
زندگی نویسندگان معدودی رنگ و جلای زندگی ارنست همینگوی را دارد، چنان كه گفتی زندگی حرفه ای او از داخل یكی از رمان های پر ماجرایش بیرون آمده باشد. مانند فیتز جرالد، درایزر و بسیاری دیگر از نویسندگان درجه اول قرن بیستم، همینگوی از غرب میانه ایالات متحده می آمد. او كه در ایلینویز به دنیا آمده بود، تعطیلات دوران كودكی خود را در میشیگان در سفرهای توأم با شكار و ماهیگیری می گذراند. در خلال جنگ جهانی اول داوطلبانه به جبهه رفت و در یك واحد آمبولانس در فرانسه خدمت كرد اما زخمی شد و به مدت ۶ ماه در بیمارستان بستری بود. پس از جنگ به عنوان خبر نگار جنگی در پاریس مستقر شد و آنجا بود كه با برخی از نویسندگان آمریكائی مانند شروود آندرسون، ازرا پاوند، اف اسكات فیتز جرالد و گرترود استاین که جلای وطن کرده بودند آشنایی یافت. ازمیان آنان بویژه استاین روی سبك فشرده وساده او تاثیر گذاشت.
پس از آن كه رمان “خورشید همچنان می درخشد” The Sun Also Rises (۱۹۲۶) او را به شهرت رساند پوشش خبری جنگ داخلی اسپانیا، جنگ جهانی دوم، و درگیریهای داخلی چین را در سالهای دهه ۱۹۴۰به عهده گرفت. در یك سفر اكتشافی به آفریقا هنگامی كه هواپیمای كوچكش سقوط كرد به سختی مجروح شد ولی باز هم به شكار و ماهیگیری تفریحی، فعالیت هایی كه الهام بخش برخی از بهترین كارهای او بوده اند، ادامه داد. پیر مرد و دریا” (۱۹۵۲)، یک رمان كوچك شاعرانه درباره ماهیگیر فقیر پیری كه به طرزی قهرمانانه ماهی عظیم الجثه ای را كه توسط نهنگ ها بلعیده می شود به دام می اندازد ، در سال ۱۹۵۳ برای او جایزه پولیتزر را به ارمغان آورد. او سال بعد به دریافت جایزه نوبل توفیق یافت. همینگوی كه در نتیجه وضع آشفته خانوادگی ، بیماری، واعتقاد به این كه دارد استعداد خود را از دست می دهد، دچار نا امیدی شده بود در ۱۹۶۱ با شلیك گلوله خودكشی كرد.
همینگوی شاید محبوب ترین رمان نویس آمریكائی قرن بیستم باشد. احساسات او عمومأ غیر سیاسی و انسانی است و در این مفهوم او نویسنده ای جهانی به حساب می آید. سبك سادۀ او فهم رمان هایش را آسان می سازد و اتفاقات این كتابها اغلب در محیط های خارجی و غریب روی می دهد. همینگوی كه به “آیین تجربه” باور داشت اغلب شخصیت های خود را درگیر موقعیتهای خطرناك می ساخت تا ماهیت آنها را برملا سازد، در آثار بعدی او خطر گاهی به صورت فرصتی برای نمایش قدرت مردانه در می آید.
همینگوی مانند فیتز جرالد به سخنگوی نسل خود تبدیل شد، امابرخلاف فیتزجرالد که هرگز در جنگ جهانی اول نجنگید، به جای ارائه تصویری از رنگ و جلای مهلك آن نسل، از جنگ، مرگ،"نسل از دست رفته" و بازماندگان بدگمان آن نوشت. شخصیتهای همینگوی نه از اشخاص خیالباف و رویا پرور بلكه از گاو بازان خشن ، سربازان و ورزشكاران تشکیل می شوند. اگر از روشنفكران هم باشند، عمیقأ زخم خورده و از خواب و خیال بیرون آمده اند.
علامت مشخصه او سبكی پاکیزه و عاری از هر گونه كلمات اضافی است. او اغلب از بیانی خالی از غلو و گزاف گویی سود می جوید. در “وداع با اسلحه” A Farewell to Arms (۱۹۲۹)، قهرمان زن درحالی كه دارد سر زا می رود می گوید: “ اصلأ نمی ترسم. این فقط یك حقه كثیف است”، هیمنگوی یكبار نوشته هایش را با كوه یخ مقایسه كرد: “در برابر هر قسمتی كه معلوم است، هفت هشتم آن زیر آب است”.
گوش تیز همینگوی برای زبان محاوره و تعریف های دقیق او در داستان های كوتاه عالی این نویسنده از قبیل “برف های كلیمانجارو” و “زندگی كوتاه شیرین فرانسیس مك كامبر” به نمایش در آمده است. در حقیقت به عقیدهء ناقدان ادبی داستان های كوتاه او از رمان هایش برتر یا با آنها برابرند. بهترین رمان های او عبارتند از : “خورشید همچنان می درخشد” دراطراف زندگی خالی ازروحیه ترك میهن كرده های پس از جنگ جهانی اول، “وداع با اسلحه” درباره رابطه عشقی غمناک یك سرباز آمریكائی و یك پرستار انگلیسی در طول جنگ، “زنگ ها برای که به صدا در می آیند” (۱۹۴۰) مربوط به رویدادهای جنگ داخلی اسپانیا و “پیر مرد و دریا”.
ویلیام فالكنر William Faulkner (۱۸۹۷-۱۹۶۲)
ویلیام هریسون فالكنر در یك خانواده قدیمی جنوبی به دنیا آمد، درآكسفورد می سی سی پی، بزرگ شد و بیشتر عمر خود را در آنجا گذراند. فالكنر یك چشم انداز كاملأ تخیلی به نام فرمانداری یوكناپاتافاYoknapatawpha خلق كرد كه از آن همراه با چند خانواده که سابقه مناسباتشان با یکدیگر به چندین نسل بر می گشت در رمان های متعددی نام برد. فرمانداری یوكناپاتافا و مرکز آن“جفرسون” به دقت از روی آكسفورد میسی سی پی و حومه آن الگو برداری شده است – فالكنر تاریخ این سرزمین و نژادهای مختلف آن، سرخپوستان، سیاهپوستان، اروپائی– آمریكائی ها و نژادهای مختلف درهم آمیخته ای را كه در آن زندگی كرده اند دوباره خلق می كند. فالكنر كه نویسنده ای خلاق بود با شرح وقایع تاریخی، دیدگاه ها و آراء مختلف (ازجمله عقاید مطرودین، كودكان و بیسوادان) و با بهره گیری از یك سبك جسورانه غنی و مشكل، به نحوی درخشانی در کار نویسندگی به تجربه پرداخت. در این سبک از جملات بی نهایت طولانی و آکنده از بخش های پیچیده فرعی استفاده شده است.
از میان برخی از بهترین رمان های فالكنر می توان از: “خشم و هیاهو The Sound and the Fury (۱۹۲۹) و “همینطور که برای مردن دراز می کشم” As I lay Dying (۱۹۳۰) نام برد. در این دو اثر نوجویانه نویسنده با ارائه دیدگاه ها و عقایدی وضع خانواده های جنوبی را زیر فشار از دست دادن یكی از اعضای خود مورد كاوش قرار می دهد. “روشنایی در ماه اوت” درباره روابط پیچیده و خشن یک زن سفید و یک مرد سیاه پوست (۱۹۳۲) است و”ابسالوم، ابسالوم!” !Absalom, Absalom (۱۹۳۶) که شاید از پیراسته ترین کارهای او باشد،با صعود یک صاحب مزرعه خود ساخته و سقوط غم انگیز او بدلیل تعصبات نژادی و ناتوانی اش در دوست داشتن ارتباط دارد.
در بیشتر این رمان ها شخصیت های مختلفی حضور دارند كه قسمتی از داستان را بازگو می كنند و نشان می دهند كه چگونه طرز بیان، به اندازه خود شخص رساننده مقصود است. استفاده از دیدگاه های گوناگون سبب می شود تا فالكنر درمقایسه با همینگوی یا فیتز جرالد، بیشتر خویشتن جوی و "درون گرا" “reflexive’ باشد. هر رمان در همان حال که بر خود غور می کند به مسائل جهانی نیز می پردازد. موضوعات فالكنر را سنت های جنوبی، خانواده، اجتماع، سرزمین، تاریخ و گذشته، نژاد و جاه طلبی و عشق های پرشور تشکیل می دهند. او سه رمان نیز به نامهای “دهكدهء كوچك” (۱۹۴۰)، “شهر” (۱۹۵۷) و “عمارت بزرگ” (۱۹۵۹). نوشت كه تمركز آنها بر ظهور یك خانواده رو به انحطاط، یعنی طایفه اسنوپ Snope بود:
رمان های آگاهی بخش اجتماعی
از سال های دهۀ۱۸۹۰، یك جریان پنهان اعتراض اجتماعی در ادبیات آمریكا وجود داشت كه در ناتورالیسم استفن كرین و تئودور درایزر و در پیام های روشن رمان نویسان افشاگر رشد بیشتری یافت. برخی از نویسندگانی كه بعد از آن درگیر مسائل اجتماعی شدند عبارت بودند از سینكلر لوئیس، جان استاین بك، جان دوس پاسوس، ریچارد رایت و كلیفورد اودست Clifford Odest نمایشنامه نویس. آنها از لحاظ مسائل مورد علاقه خود كه رفاه شهروندان عادی و تمركز بر گروههای مردم بود، به اوضاع سالهای دهه ١۹۳۰ مربوط می شوند. به عنوان نمونه ای از این گروه ها می توان به متخصصان در الگوی های آرمانی سینكلر لوئیس در ":ارو اسمیت" (یك پزشك) یا "بابیت" (یك تاجر محلی)؛ خانواده ها در "خوشه های خشم" اثر جان استاین بك یا توده های شهری مانند ١١ شخصیت اصلی دوس پاسوس در اثر سه قسمتی او "یو اس ای" اشاره کرد.
سینكلر لوئیس (١۹۵١-١۸۸۵)
هری سینكلر لوئیس در ساك سنتر مینه سوتا به دنیا آمد و از دانشگاه ییل فارغ التحصیل شد . او چندی از تحصیل كناره گرفت تا در یك مجمع سوسیالیستی بنام "هلیكون هوم كلنی" كه هزینه آن را رمان نویس افشاگر آپتون سینكلر تامین می كرد به كار بپردازد. لویس در داستان “خیابان اصلی” Main Street (۱۹۲۰) زندگی یكنواخت و ریا كارانه شهر كوچك گافر پریری Gopher Prairie در مینه سوتا را مورد تمسخر قرار می دهد. لحن تند او در معرفی زندگی آمریكائی و انتقادش از مادی گری، تنگ نظری و ریاكاری آمریكائی برایش شهرت ملی و بین المللی به ارمغان آورد. در سال ۱۹۲۶ به خاطر نگارش “ارو اسمیت” (۱۹۲۵) برنده جایزه پولیتزر شد كه آنرا نپذیرفت. این رمان داستان كوشش های یك پزشك در جهت حفظ شئون اخلاق پزشكی خود درمحیطی آكنده از حرص و فساد است. در ۱۹۳۰ او نخستین آمریكائی بود كه جایزه نوبل در رشته ادبیات را ربود.
از جمله رمان های مهم دیگر لویئس “ بابیت” (۱۹۲۲) است. جرج بابیت یك كاسب معمولی است كه در یك شهر معمولی آمریكا به نام زنیت Zenith زندگی و كار می كند. بابیت یك فرد اخلاق گرا و دلیر است. كسی است كه به كسب و كار به عنوان یك راه عملی دستیابی به زندگی مدرن می نگرد. پس از آنكه دچار بی قراری می شود دنبال چیزی می گردد كه او را به قرار و آرامش برساند، اما در پی رابطه با یك زن بی بند و باراز دنیای رویائی خود بیرون می آید، به طرف همسرش بر می گردد و سرنوشت خود را در زندگی می پذیرد. این رمان یك واژه تازه به زبان آمریكایی [انگلیسی آمریکا] اضافه كرد و آن Babbittry بود که به معنی شیوه های تنگ نظرانه، سهل انگارانه و بورژوائی است . المر گنتری “Elmer Gantry” (۱۹۲۷) مكتب احیای دین را در ایالات متحده به نمایش می گذارد، درحالی كه
کس تیمبر لین Cass Timber lane (۱۹۴۵) تنش هایی را كه در روابط زناشویی یك قاضی پیر و همسر جوان او بوجود آمده مورد بررسی قرار می دهد.
جان دوس پاسوس John Dos Passos (۱۸۹۶-۱۹۷۰)
جان دوس پاسوس مانند سینكر لوئیس، كار خود را به عنوان یک دست چپی افراطی آغاز كرد. اما بتدریج كه پیرشد به طرف راست تمایل یافت. دوس پاسوس به پیروی از دكترین رئالیسم سوسیالیستی سبكی واقع گرایانه داشت. بهترین اثر او به عینی گرائی عملی دست می یابد و تقریبأ حالتی قابل استناد دارد. دوس پاسوس یك شیوه تجربی و چالش انگیز برای شاهكار خود “یو اس ای” بوجود آورد. این اثر از سه قسمت: “مدار چهل و دوم “The ۴۲nd Parallel (۱۹۳۰)، "هزارو نهصد و نوزده" (۱۹۱۹) و "پول كلان" The Big Money (۱۹۳۶) تشکیل می شود. این مجموعه قطور تاریخ اجتماعی ایالات متحده از ۱۹۰۰ تا ۱۹۳۰ را در بر می گیرد و فساد اخلاقی جامعه مادی گرای آمریكائی را از خلال زندگی شخصیت های داستان بر ملا می سازد.
یکی از شیوه های جدید کار دوس پاسوس “فیلم خبری” Newsreel است که تکه هایی از عنوانهای روز، آوازهای معروف، آگهی های تجاری و نیز " زندگی نامه" هایی را در بر می گیرد که بطور خلاصه زندگی آمریكائی های مهم عصر از قبیل توماس ادیسون، یوجین دبز Eugene Debs ، سازمان دهنده فعالیت های كارگری ، رودلف والینتینو ستاره فقید سینما ، جی پی مورگان، سرمایه گذار و ثورستین وبلنThorestein Veblen جامعه شناس را مطرح می كند. هم”فیلم ها ی خبری” و هم زندگی نامه ها به رمان های دوس پاسوس یك ارزش مستند می دهند. سومین شیوه ای که این نویسنده به کار می بندد "چشم دوربین"
”Camera eye شامل یك رشته شعرهای منثور آگاهانه است كه به وقایع مطرح شده در كتاب ها پاسخی عینی می دهند.
جان استاین بك John Steinbeck (١۹۶۸-١۹۰۲)
ارج و احترام جان استاین بك مانند سینكلر لوئیس در میان ناقدان امروز در خارج از آمریكا بیشتر از داخل کشوراست. دلیل آن هم این است که او در سال ۱۹۶۳ جایزه نوبل را در رشته ادبیات دریافت كرد و به دنبال آن به شهرت بین المللی رسید. در هر دو مورد، كمیته نوبل نویسندگان لیبرال آمریكائی را به خاطر شهرت آنها برای انتقاد اجتماعی برگزید.
استاین بك كه اهل كالیفرنیا بود، دره سالیناس نزدیك سانفرانسیسكو را به عنوان صحنه بیشتر نوشته های خود قرار داد. معروف ترین اثر او رمان "خوشه های خشم"Wrath The Grapes of (۱۹۳۹) است كه برندهء جایزه پولیتزر شد. داستانی كه رنج و مشقت های یك خانواده اهل اكلاهما را دنبال می كند. اعضای این خانواده در دوره كسادی بزرگ Depression مزرعه خود را از دست می دهند و برای جستجوی كار به كالیفرنیا سفر می كنند. آنها از جور و ستم فئودالی مالكین ثروتمند رنج می برند. سایر آثاری كه صحنه آنها كالیفرنیا است عبارتند از : "تورتیلا فلت" Tortilla Flat (۱۹۳۵) "موش ها و آدمها" Of Mice and Men (۱۹۳۷)، "كارخانه كنسرو سازی"Cannery Row (۱۹۴۵)، " و شرق بهشت" East of Eden (۱۹۵۲).
استاین بك رئالیسم را با رومانتیسم اابتدایی درهم می آمیزد و تقوی را در میان كشاورزان فقیری كه نزدیك مزرعه زندگی می كنند جستجو می کند. داستان های او آسیب پذیری این مردم را نشان می دهند. مردمی كه خشكسالی می تواند آنها را ریشه كن کند، مردمی که در دوره های نا آرامی سیاسی و كسادی اقتصادی از اولین گروه هائی هستند كه گرفتار رنج می شوند.
رنسانس هارلم
در خلال سال های پر جوش و خروش دهه هزارو نهصد وبیست، هارلم، محله سیاه پوست نشین در منطقه مسكونی شمال نیویورك، سرشار از شور و خلاقیت بود. آوای جاز سیاه پوستان آن چون طوفان ایالات متحده را در می نوردید، و موسیقی دانان و آهنگ سازان جاز، مانند دوک الینگتون تبدیل به ستارگانی شدند كه در ایالات متحده و خارج محبوب همگان بودند. بسی اسمیت Bessie Smith و سایر خوانندگان موسیقی سیاهان ترانه های صریح، هوس انگیز، و كنایه آمیز می خواندند كه سرشار از احساسات بود.
مراسم عبادی سیاهان به عنوان یك موسیقی بی همتا و زیبای مذهبی به طرز گسترده ای مورد تحسین قرار می گرفت. اتل واترز Ethel Waters هنرپیشه زن سیاه پوست بر صحنه می درخشید و رقص و هنر سیاه پوستان با موسیقی و نمایش به شكوفائی رسید.
در بین استعدادهای فراوان و غنی هارلم، دیدگاه های بسیاری در كنار هم وجود داشتند و عرضه می شدند. رمان “۱۹۲۶” اثر كارل وان وختن Carl Van Vechten كه با همدردی و همدلی درباره هارلم نوشته شده، زندگی پیچیده و تلخ و شیرین سیاه پوستان آمریكا در برابر نابرابری اقتصادی و اجتماعی تجسم می بخشد.
كاونتی كالن Countee Cullen شاعر (۱۹۰۳-۱۹۴۶)، اهل هارلم كه مدت كوتاهی با دختر دبلیو ای بی دوبوا .W. E. B. Du Bois ازدواج کرد، اشعاری فاضلانه و قافیه دار در فرم هائی قابل قبول نوشت كه توسط سفید پوستان بسیار مورد تحسین قرار گرفت. او برا این باور بود كه یك شاعر نباید اجازه دهد كه نژاد، موضوع و محتوا و سبك شعر را دیكته كند. در انتهای دیگر این طیف وسیع، سیاه پوستانی بودند كه در جانب داری از جنبش ماركوس گاروی Marcus Garvey به نام “بازگشت به آفریقا” دست رد به سینه ایالات متحده می زدند. كارهای جین تومر در جائی میان این دو قراردارد.
جین تومر Jean Toomer (۱۸۹۴-۱۹۶۷)
مانند كالن، جین تومر داستان نویس و شاعر سیاه پوست یك هویت آمریكائی را در نظر داشت كه فراتر از نژاد باشد. شاید به این دلیل، او به طرز درخشانی سنت های شاعرانه را در آهنگ و قافیه بكار گرفت و در کار شاعری به دنبال یک شیوه جدید “سیاه” نبود. با این همه کار عمده او “نی” Cane (۱۹۲۳) جاه طلبانه و ابتكاری است. او در “نیشكر” مانند “پاترسون” اثر ویلیامز، شعرها قطعات كوتاه نثر، داستان ها و یادداشت های اتو بیوگرافیک را در هم می آمیزد. در این اثر، یك سیاه پوست آفریقائی – آمریكائی به عنوان معلمی از جنوب هویت خود را در میان جوامع سیاه پوست روستایی جورجیا، واشنگتن دی سی، شیكاگو، اایلینویز و فراتر ازآنها جستجو می کند. در “نی” مردم سیاه پوست روستائی جرجیا آنگونه که تومر آنها را تشیریح می کند ذاتا هنرمندند:
صداهاشان اوج می گیرد. . . كاج ها گیتارشان هستند،
در حال نواختن، برگ های سوزنی چون پرده های باران فرو می ریزند. . .
صداشان اوج می گیرد. . . همسرایان مزرعه نیشكر
یک سرود شامگاهی را برای ستارگان ادا می كنند. . . ( یك،۲۱-۲۴)
“نی” با سرعت زندگی سیاهان در واشنگتن در تضاد است:
پول جیب را می سوزاند، جیب به درد می آید،
قاچاقچیان مشروب با پیراهن های ابریشمی
کادیلاک های بالون مانند باسرعت برق٫
با غژغژ جاده های اتوبوس رو را پشت سر میگذارند. (دوم٫ ۱-۴)
ریچارد رایت Richard Wright (١۹۶۰ – ١۹۰۸)
ریچارد رایت در یك خانواده فقیر از كشاورزان بدون زمین می سی سی پی به دنیا آمد و زمانی كه پنج ساله بود پدرش خانواده را ترك كرد. رایت اولین رمان نویس سیاهپوست آمریكایی بود كه خوانندگانی متعلق به همه طبقات اجتماع پیدا كرد٫ گرچه تحصیلات او به زحمت به كلاس نهم می رسید. زندگی مشقت بار او در كودكی در یكی از بهترین كتابهایش كه شرح حال خود اوست به نام "پسرك سیاه" (۱۹۴۵) منعكس شده است. او بعد ها گفت كه احساس تهی دستی شدید او كه ناشی از تبعیض نژادی بود چنان طاقت فرسا بود كه تنها خواندن او را زنده نگه می داشت. انتقاد اجتماعی و رئالیسم شروود اندرسون ٫ تئودر در ایزر٫ و سینكلر لوئیس به ویژه به رایت الهام بخشید. در خلال سالهای ۱۹۳۰ به حزب كمونیست پیوست . او در سالهای دهه ۱۹۴۰ به فرانسه نقل مكان كرد و در آنجا با گرترود استاین و ژان پل سارتر آشنا شد و به یك فرد ضد كمونیست تبدیل گردید. نوشته های صریح او راه رمان نویسان سیاه پوست آمریكایی را در آینده روشن كرد.
ازمیان آثار او "بچه های عمو تام" (۱۹۳۸)Uncle Tom’s Children ٫ كه مجموعه ای از داستانهای كوتاه است٫ رمان قوی و خشن "فرزند بومی" (۱۹۴۰) Native Son قابل ذکرند. در اثر اخیر "توماس گندهه" كه یك جوان سیاه بی سواد است٫ ناخواسته دختر كارفرمای سفید خود را می كشد و به طرز وحشتناكی جسد او را به آتش می كشد، بعد دوست دختر سیاه پوست كارفرمای خود را به قتل می رساند ٫ مبادا دختر او را لو دهد. هرچند بعضی از منقدان سیاه پوست از رایت انتقاد كرده اند كه چرا یك شخصیت سیاه را به عنوان قاتل ترسیم كرده است٫ رمان رایت یك روایت لازم و به موقع برای بیان نابرابری های نژادی بود كه در ایالات متحده موضوع بحث های بسیار بوده است.
زورا نیل هرستون ) Zora Neal Hurston ١۹۶۰-١۹۰۳)
زورانیل هر ستون كه در شهر كوچك ایتون ویل در فلوریدا به دنیا آمد به عنوان یكی از ستارگان رنسانس هارلم شناخته می شود. او برای اولین بار به عنوان عضوی از یك گروه تاتری سیار در سن ۱۶ سالگی به نیویورك آمد.زورا انیل هر ستون داستان گوی فوق العاده با استعدادی بود كه شنوندگان خود را مسحور می كرد. او به برنارد كالج راه یافت و با هدایت مردم شناسی بنام فرانتز بوآزFranz Boaz به تحصیل پرداخت. این تحصیلات به او امکان داد که قومیت را از یك دیدگاه علمی بررسی کند. بوآز وی را تشویق كرد كه فرهنگ عامه را از محیط بومی خود در فلوریدا جمع آوری كند و او نیز چنین كرد. آلن لوماكس Alan Lomax محقق برجسته فرهنگ عامه، اثرهرستن را بنام "قاطرها و اآدم ها" (۱۹۳۵) مشغول كننده ترین ٫ اصیل ترین و ماهرانه ترین كتابی كه در زمینه فولكلور نوشته شده " توصیف کرد.
هرستون زمانی را نیز در هائیتی گذراند و در آنجا به مطالعه جادوگری سیاهان Voodoo و جمع آوری فرهنگ عامه اهالی جزایر كارائیب پرداخت و گلچینی به نام "به اسبم بگو" (۱۹۳۸) فراهم آورد. تسلط طبیعی او به انگلیسی محاوره ای از این نظر وی را به نحوی در ردیف مارك تواین قرار می دهد. نوشته های او در باره داستانهای برخاسته از سنت شفاهی سیاهپوستان زبانی متنوع و خنده آور – یا تآسف بار –درخشان دارد.
هرستون یك رمان نویس بسیار توانا بود. مهمترین اثر او "چشمان آنها خدا را می نگریستند" (۱۹۳۷) ترسیمی تكان دهنده و بدیع از به كمال رسیدن و تجدید خوشبختی یك زن زیبای دورگه از طریق سه ازدواج است. این رمان به روشنی ترسیم كننده زندگی سیاه پوستانی است كه در روستاهای جنوب روی زمین كار می كنند. هر ستون كه یكی از منادیان جنبش زنان و الهام بخش تعدادی از نویسندگان معاصر از قبیل آلیس واكر و تونی موریسون بود و از طریق آثاری مانند شرح حال خود " رد های خاكی بر جاده" Dust Tracks on a Road بر آنها نفوذ گذاشت.
جریانهای ادبی: فراریان و نقد جدید
ازهنگام جنگ داخلی تا قرن بیستم، جنوب ایالات متحده تبدیل به یك مرداب سیاسی و اقتصادی شده بود كه نژاد پرستی و خرافات برآن حكومت می كرد، اما در همان حال از نعمت رسوم غنی محلی، احساس نیرومند غرور و یك سنت قوی برخوردار بود. این منطقه به ناحق بعنوان یك صحرای بی آب و علف فرهنگی كه تنها محصول آن تعصب محلی و جهالت است، شهرت پیدا كرده بود.
جالب آن كه مهمترین جنبش ادبی محلی قرن بیستم متعلق به "فراریان" Fugitives بود كه توسط جان كرو رانسوم John Crowe Ransom شاعر، نقاد و فرضیه پرداز ، آلن تیت Allen Tate شاعر، و رابرت پن وارن Robert Penn Warren رمان نویس، شاعر و مقاله نویس رهبری می شد. این مكتب ادبی جنوبی ارزشهای شهری و تجاری "شمالی" را كه جنوبی ها احساس می كردند بر آمریكا غالب شده رد می كرد. "فراریان " ندای برگشت به زمین و سنتهای آمریكائی را كه در جنوب یافت می شد سر می دادند. این جنبش نام خود را از مجله ادبی "فراری" Fugitive The گرفته بود، كه از ۱۹۲۲ تا ۱۹۲۵ در دانشگاه واندر بیلت Vanderbilt در نشویل Nashville در ایالت تنسی منتشر می شد. رانسون، تیت و وارن همگی با آن در پیوند بودند.
این سه نویسنده مهم "فراری" Fugitive به نقد جدید New Criticismنیز تعلق داشتند، برداشتی كه فهم ادبیات را از راه مطالعه دقیق و توجه به الگوهای رسمی (تصویر سازی، استعاره ها، اوزان، اصوات و سمبل ها) و معانی پیشنهادی آنها جستجو می کرد. رانسوم، نظریه پرداز اصلی رنسانس جنوب، در بین دو جنگ بر مبنای این روش كتابی منتشر كرد به نام " نقد جدید" The New Criticism (۱۹۴۱) كه راه جایگزینی در برابر روشهای نقد بیش از حد ادبی بر مبنای تاریخ و بیوگرافی عرضه می داشت. در سالهای دهه های ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ نقد جدید به برداشت ادبی و انتقادی مسلط آمریكا تبدیل شد زیرا ثابت كرد كه به مذاق نویسندگان نوگرا از قبیل الیوت سازگار است و می تواند فرضیه فروید( بخصوص طبقات ساختاری آن از قبیل نهاد id، خود ego و فراتر از خود superego ) را جذب كند و به ترسیم و الگوهای اسطوره ای نزدیك شود.
تا سالهای متمادی پس از آغاز قرن بیستم نمایشنامه نویسی آمریكا تقلیدی از تاتر انگلیسی و اروپائی بود. اغلب نمایشنامه هائی از انگلستان یا نمونه های ترجمه شده از زبانهای اروپائی بر فصل های تاتری حاكم بودند. قانون ضعیف حق تألیف كه قادر نبود از نمایشنامه نویسان آمریكائی حمایت کند و آثار آنها را رواج دهد، برضد نمایش نامه نویسی اصیل و واقعی كار می كرد. "راه و رسم ستاره سازی" نیز تاثیر مشابهی داشت، زیرا هنرپیشگان مرد و زن، و نه خود نمایشنامه ها بودند كه بیشترین تحسین را به خود جلب می كردند. آمریكائی ها برای دیدن هنرپیشگان اروپائی كه بین تآترهای ایالات متحده در حرکت بودند هجوم می آوردند. علاوه بر آن، نمایشنامه های وارداتی مانند شراب وارداتی نسبت به محصولات بومی از موقعیت ممتازتری بهره مند بودند.
در خلال قرن نوزدهم ملودرام هایی كه در آنها ها قهرمانان نمونه و آزاده وجود داشتند و تضاد روشنی را بین خیر و شر نشان می دادند از محبوبیت برخورداربودند. نمایشنامه هایی با موضوعات اجتماعی از قبیل برده داری نیز تماشاگران زیادی را به خود جلب می كردند. گاهی این نمایشنامه ها اقتباسهائی از رمانهائی از قبیل كلبه عمو تام بودند. تا فرا رسیدن قرن بیستم نمایشنامه های جدی به ابتكارات زیبائی شناسانه دست نمی زدند. با این همه فرهنگ عامه، بخصوص در واریته ها ( نمایشنامه های متنوع شامل مسائل انتقادی، دلقك بازی، موسیقی و از این قبیل) دچار تحولات اساسی شد. نمایشهای ترکیب یافته از نوازندگان دوره گرد بر مبنای موسیقی و فرهنگ عامیانه سیاه پوستان – این نمایش ها توسط سفید پوستانی اجرا می شدن كه صورت خود را سیاه كرده بودند - نیز اشکال و اصطلاحات اصیل در این زمینه را وسعت بخشیدند.
یوجین اونیل Eugene O ‘Neil (۱۸۸۸-۱۹۵۳)
یوجین اونیل چهره برجسته تاتر آمریكا است. نمایشنامه های متعدد او تركیبی از اصالتهای عظیم فنی با بدعت نظر و عمق احساس است. نمایشنامه های اولیه اونیل به طبقه كارگر و فقرا می پردازند، درحالیكه كارهای بعدی او به اكتشاف مسائل عینی از قبیل وسواسها و مسائل جنسی می روند و از مطالعات او در كارهای فروید و کوشش اضطراب آلود وی برای فائق آمدن بر مسئله مرگ مادر، پدر و برادر پرده بر می دارند. نمایشنامه او به نام"هوس زیر درختان نارون" Desire Under the Elms" (۱۹۲۴) بیان كننده هوسهای پنهان در یك خانواده است. "خداوند بزرگ براون" The Great God Brown (۱۹۲۶) ضمیر ناخودآگاه یك تاجر ثروتمند را آشكار می سازد، و "میان پرده عجیب
Strange Interlude (۱۹۲٨) كه برنده جایزه پولیتزر شد عشقهای پیچیده یك زن را دنبال می كند. این نمایشنامه های قوی نشان دهنده شخصیتهای مختلف هستند كه به احساسهای اولیه رجوع می كنند یا سردرگمی ناشی از فشارها را به نمایش می گذارند.
اونیل در یك نمایش سه بخشی تحت عنوان "سوگواری برازنده الكترا است"
Mourning Becomes Electra" (۱۹۳۱) به اكتشاف فشارهای عشقی فرویدی و مشاهده تسلط و نفوذ آن بر خانواده ها ادامه داد. مبنای این اثر نمایشنامه سه بخشی سوفوكل Sophocles بنام اودیپوس Oedipus بود. نمایشنامه های بعدی او شامل شاهكارهای زیر بودند: "یخ فروش می آید" Iceman Cometh The (۱۹۴۶)، یك کار بی تعارف درباره مرگ، "سفر دراز روز در شب" Long Day’s Journey Into Night (۱۹۵۶) یك بیوگرافی طولانی در یک شکل نمایشیی كه تمركز آن براعضای خانواده نویسنده و وخامت حال جسمی و روانی آنها است. داستان در طول یك شب به وقوع می پیوندد. این اثر قسمتی از رشته نمایشنامه هائی بود كه اونیل در هنگام مرگ خود برروی آنها كار می کرد.
اونیل با پشت کردن به تقسیم بندی های سنتی تآتر به پرده ها و صحنه ها ، تعریفی دوباره از تآتر بدست داد. ("میان پرده عجیب" دارای نه پرده است و نمایش "سوگواری برازنده الكترا است" نه ساعت طول می كشد). در این نمایشنامه ها ماسكهائی از قبیل آنچه در تآترهای یونان باستان و آسیا استفاده می شد به كار می رود. تك گفتارهای monologues شكسپیر گونه و ترانه های جمعی یونانی خوانده می شود و از طریق نور و صدا تاثیر گذاری های ویژه ای صورت می گیرد. از او معمولأ به عنوان پیشرو نمایشنامه نویسهای آمریكا یاد می شود. اونیل در سال ۱۹۳۶ برنده جایزه نوبل در ادبیات شد و اولین نمایشنامه نویس آمریكائی بود كه به این افتخار نائل آمد.
ثورنتون وایلدر Thornton Wilder(۱۸۹۷-۱۹۷۵)
ثورنتون وایلدر به خاطر نمایشنامه هایش "شهر ما" Our Town (۱۹۳۸) و " با یك سر مو فاصله " The Skin of Our Teeth (۱۹۴۲) و رمان "پل سان لوئیس ری" The Bridge of San Luis (۱۹۲۷) معروفیت یافته است.
"شهر ما" نشان دهنده ارزش های مثبت آمریكائی است. این اثر دارای همه عناصر دلتنگی احساساتی برای زاد و بوم – یعنی شهرك های كوچك سنتی اولیه- است. پدرمادرهای مهربان، بچه های بازیگوش و عشاق جوان. با این همه عناصر ابتكاری از قبیل اشباح، صداهائی از سوی تماشاگران و تغییرات زمانی جسورانه این نمایشنامه را درخور توجه می سازد. در عمل، این اثری است درباره زندگی و مرگ كه در آن مردگان، لااقل برای همان لحظه، زنده می شوند.
كلیفورد اودتس Clifford Odets (۱۹۰۶-۱۹۶۳)
كلیفرد اودتس استاد نمایش های اجتماعی از خانواده ای وابسته به یهودیان مهاجر اروپای شرقی برخاسته بود. او كه در نیویورك پرورش یافت، یكی از اعضای فعال گروه تأتری بود كه توسط هارولد كلورمن Harold Clurman، لی استراسبورگ Strasburg Lee و چریل كرافورد Crawford Cheryl كارگردانی می شد و تنها به خلق نمایشنامه های بومی آمریكائی می پرداخت.
معروفترین نمایشنامه اودتس اثری به نام " انتظار برای چپ دست"for Lefty Waiting (۱۹۳۵)، یك نمایشنامه تجربی تك پرده ای است كه با شور و شوق تشكیل اتحادیه های كارگری را ترغیب می كند. اثر دیگر او "بیدار شو و آواز بخوان! " یك نمایشنامه خانوادگی به یاد زادبوم است كه آن نیز از محبوبیت زیادی برخوردارشد و به دنبال آن "پسرك طلایی" Golden Boy به صحنه آمد. این نمایشنامه داستان یك جوان مهاجر ایتالیایی است كه استعداد خود را در موسیقی برباد می دهد، زیرا پول او را وسوسه می كند كه به حرفه مشت زنی روی آورد و دستهایش مجروح شوند( او ویولونیست است). این نمایشنامه مانند "گتسبی بزرگ" فیتز جرالد و "تراژدی آمریكائی" درایزر، بر ضد جاه طلبی و مادی گری بیش از حد هشدار می دهد.