03 می 2008

دوره رمانتیك، ١٨٦٠-١٨٢٠: داستان نویسی

 

والت ویتمن، ناتانیل هاوثورن، هرمان ملویل، ادگار آلن پو، امیلی دیكینسون و گروه طرفداران فلسفه متعالی معرف اولین نسل ادبی بزرگی هستند كه در ایالات متحده بوجود آمده است.  در مورد داستان نویسان، دیدگاه رمانتیك به طریقی به بیان منظورخود تمایل داشت كه هاوثورن آنرا “رمان” “Romance” نامید یعنی فرمی از داستان بلند اغراق آمیز توأم با احساسات و نمادها.  رمان ها داستان های عاشقانه نبودند بلكه داستان هایی بودند بلند و جدی كه برای ارتباط دادن مفاهیم پیچیده و ظریف از تكنیك های ویژه استفاده می كردند.

 

به جای شرح دقیق شخصیت های واقعی از طریق ذكر جزئیات بی شمار، بدان گونه كه روش بیشتر داستان نویسان انگلیسی یا اروپائی بود، هاوثورن، ملویل و پو قهرمانان خود را بزرگتر از واقع شكل داده و به آنها ابهتی افسانه ای می دادند.  شخصیت های اصلی معمولی رمان آمریكائی افرادی هستند منزوی كه دائماً در داستان مطرح می شوند.  شخصیت های ساخته و پرداخته هاوثورن در كتاب نامه ارغوانی  The Scarlet Letter، بنام آرتور دیمزدیل Dimmesdale و هستر پراین Hester Prynne، شخصیت ملویل در موبی دیك بنام آهاب و شخصیت های فراوان منزوی و عقده ای یا وسواسی داستانهای پو، قهرمانانی تنها هستند كه در با سرنوشت های ناشناخته و تیره خود در حال مبارزه اند و در رابطه با عمیق ترین جنبه های ناخودآگاه روان خود به گونه ای اسرار آمیز به رشد می رسند.  موقعیت ها و توطئه های نمادین و اقدامات پنهانی، روح آزرده آنها  را آشكار می سازد.

 

یك دلیل این اكتشاف داستانی در جهت زوایای پنهان روح، فقدان یك زندگی اجتماعی جا افتاده و سنتی در آمریكاست.  رمان نویسان انگلیسی – جین آستین، چارلز دیكنز (نویسنده محبوب و بزرگ)، آنتونی ترولوپ Anthony Trollope، جورج الیوت، ویلیام ثكری William Thackeray – در یك جامعه پیچیده، مفصل و با نظم و ترتیب و سنتی زندگی می كردند و در تجربه رفتارهائی كه منبع داستانهای رئالیستی آنها بود، با خوانندگان خود شریك بودند.  رمان نویسان آمریكائی با تاریخی پر از مبارزه و انقلابی، جغرافیائی با بیابانهای وسیع و جامعه ای سیال، نسبتاً بدون طبقه و آزاد، روبرو بودند.  بسیاری از رمان های انگلیسی غالباً یك شخصیت فقیر را به نمایش می گذارند كه از نردبان ترقی اقتصادی و اجتماعی بالا می رود و دلیل آن شاید یك ازدواج خوب یا كشف یك گذشته پنهان اشرافی است.  اما این طرح نهفته ساختار اجتماعی اشرافی انگلستان را به مبارزه نمی طلبد.  برعكس، آنرا تائید هم می كند.  ترقی شخصیت اصلی، آرزوهای خوانندگان را كه عمدتاً از طبقه متوسط هستند برآورده می سازد.

 

برعكس، رمان نویس آمریكائی مجبور بود بر عناصر ابداعی خود تكیه كند.  آمریكا تا حدی یك منطقه مرزی محسوب می شد كه تعریف درستی از آن نشده و دائماً در حال حركت بود و جمعیت آن را مهاجرانی تشكیل می دادند كه به زبانهای خارجی تكلم می كردند و در زندگی رفتارهائی عجیب و خشن داشتند.  بنابراین شخصیت اصلی ادبیات آمریكائی مثل تایپی Typee، قهرمان ملویل چه بسا خود را در بین قبایل آدم خوار تنها می یافت، یا مثل شخصیت جیمز فنی مورکوپر، بنام لدراستاكینگ  Leather stocking در حال اكتشاف بیابان ها ، یا نظیر قهرمانان منزوی ارگار الن پو شاهد مناظر عجیب و غریب از داخل قبر بود، یا مثل قهرمان ها وثورن بنام یانگ گودمن براون شیطان را در حال قدم زدن در جنگل ملاقات می كرد.   همه قهرمانان های اصلی آمریكائی عملأ، اشخاص" تنهایی" هستند. فرد آزاده آمریكائی مجبور بود، آن  گونه كه بود، خود را بسازد.

 

رمان نویس جدی آمریكائی مجبور بود اشکال جدید را نیز ابداع  كند و چنین بود که شكل گسترده و طبیعت ویژه موبی دیك، داستان ملویل، و اثر رویا گونه و آشفته وار پو به نام "داستان آرتور گوردون پیم" به وجود آمد.  حتی امروز نیز تنها معدودی از رمان های آمریكائی به مرحله تكامل رسمی می رسند.  ، آمریكائی ها به جای وام گرفتن از روشهای ادبی آزمایش شده به ابداع تكنیك های سازنده جدید تمایل دارند.  در آمریكا سنتی بودن و در قالب یك واحد اجتماعی قابل تعریف جای گرفتن كافی نیست، زیرا قدیمی و سنتی عقب می ماند و نیروی جدید و خلاق در مركز توجه قرار دارد.

 

ادبیات داستا نی The Romance

                        

شکل ادبیات داستانی تیره و عبوس است و این نكته را خاطرنشان می سازد كه خلق یك هویت، بدون یك جامعه باثبات تا چه اندازه دشوار است.   بیشتر قهرمانان رمانها در پایان می میرند:  درموبی دیك همه ملوانان به جز ایشمعییل Ishmael غرق می شوند، و كشیش حساس اما گناهكار بنام آرتور دیمزدیل در پایان كتاب نامه ارغوانی نیز به هلاکت می رسد.  در ادبیات آمریکا لحن فاجعه و کشمکش داخلی حتی قبل از جنگ داخلی سالهای تقرقۀ دهه ١٨٦٠ نیز  برداستانهای بلند غلبه دارد و نشان دهنده  فاجعه بزرگتراجتماعی است كه با خود در جنگ است.

 

ناتانیل هاوثورن Nataniel Hawthorne (١٨٦٤-١٨٠٤)

 

ناتانیل هاوثورن یك آمریكائی انگلیسی تبار از نسل پنجم، در سالم Salem ماساچوست، یك بندر معتبر شمال بوستون كه بخصوص در تجارت با كمپانی هند شرقی دست داشت به دنیا آمد.  یكی از اعقاب او یك قرن قبل در خلال محاكمات زنانی كه متهم به جادوگری بودند، به شغل قضاوت اشتغال داشت.  هاوثورن در كتاب خود خانه هفت شیروانی The House of Seven Gables از این فکر كه اعضای خانواده یك قاضی شریر دچار لعن و نفرین شده اند استفاده كرده است.

 

بسیاری از داستانهای هاوثورن در نیوانگلند پیورتین می گذرد و بزرگترین كتاب او “نامه ارغوانی”  The Scarlet Letter (١٨٥٠) تجسم كلاسیك آمریكای پیورتین است.  این كتاب از رابطه عشقی شدید و ممنوع  بین آرتور دیمز دیل،  یك جوان حساس و مذهبی درکسوت کشیش  و هسترپراین Hester Prynne یکی از اهالی هوسباز و زیبای شهرنشین سخن می گوید. در این داستان كه در بوستون و در حدود سال ١٦٥٠ در خلال مهاجرنشینی اولیه پیورتین ها اتفاق می افتد، نویسنده  توجه خود را به اشتغال شدید ذهنی كالونیست ها با مسائل اخلاقی، سركوبی جنسی، گناه و اعتراف و رستگاری روحانی معطوف می دارد.

 

"نامه ارغوانی" برای زمانه خود، یك كتاب شجاعانه و حتی ویرانگر بود.  سبك ملایم هاوثورن، صحنه دور افتاده و تاریخی و ابهام آن موضوع  دلگیر داستان را ملایم  و توده مردم را خرسند ساخت، اما نویسندگان کارآزموده ای از قبیل رالف والد و امرسون و هرمان ملویل قدرت “جهنمی” كتاب را تشخیص دادند.  این كتاب با مسائلی سروكار داشت كه در قرن نوزدهم آمریكا معمولاً به آنها امکان بروز داده نمی شد.  یکی از این نوع مسائل اثر رهایی بخش تجربه دموکراتیک بر رفتار فردی، بخصوص در زمینه های آزادی جنسی و مذهبی بود.

 

این كتاب به نحو خارق العاده ای دارای نظم و ترتیب است و به شیوه زیبائی به رشته تحریر در آمده است.  در آن بویژه از كنایه، شیوه ای كه مهاجرنشین های اولیه پیورتین بكار می بردند، به نحو متناسبی استفاده شده است.

 

شهرت هاوثورن مدیون رمانها و داستانهای دیگر او نیز هست.  در “خانه هفت شیروانی” (١٨٥١) او باردیگربه به تاریخ نیوانگلند مراجعه می كند.  فروپاشی “خانه” افزوده برخود ساختمان به خانواده ای در شهر سالم Salem نیز به اشاره دارد.  موضوع داستان با نفرینی که به شکل میراث گریبانگیر یک خانواده می شود و حل مشكل از طریق عشق، ارتباط پیدامی کند.  همانگونه که منقدی تذكر داده است، قهرمان آرمانگرای داستان هولگریو Holgrave آزادانه عدم اعتماد هاوثورن را  نسبت به خانواده های اشرافی قدیمی بازگو می کند:  “حقیقت این است كه حداقل هر پنجاه سال یك بار یك خانواده باید با توده بزرگ و گمنام بشریت مستحیل شود  و اجداد خود را به دست فراموشی بسپارد.”

 

دو رمان آخرهاوثورن از موفقیت كمتری برخوردار شدند.  درهر دو  رمان نویسنده از صحنه آرایی مدرن که تاثیر جادویی رمان را از میان می برد  استفاده می كند.  رمان "بلیتد یل رمانس"

The Blithedale Romance (١٨٥٢) از این جهت جالب توجه است که چهره جامعه كشاورزی سوسیالیست و آرمانگرای بروك Brook را تصویر می کند.  هاوثورن اصلاح گران اجتماعی خود پرست و تشنه قدرت را كه در عمق از اصالت دموكراتیك برخوردار نیستند مورد انتقاد قرار می دهد.  “خدای مرمرین کشتزارها” The Marble Faun (١٨٦٠) گرچه در رم اتفاق می افتد، از موضوعات پیوریتن از قبیل گناه، انزوا، كفاره و رستگاری الهام می گیرد.

 

این موضوعات و صحنه هایی که مُهر نیوانگلند مستعمره نشین و پیورتین بر آنها خورده، علامت مشخصه بسیاری از معروف ترین داستانهای كوتاه تر هاوثورن را مانند  “لباده سیاه كشیش”، “گودمن براون جوان” و “خویشاوند من، سرگرد مالینو” اتشکیل می دهد.  در داستان اخیر، یك جوان بی تجربه به نام رابین از ده به شهر می آید – این در آمریكای قرن نوزدهم كه شهرها در حال توسعه اند موضوعی عادی است – تا از یكی از خویشان قدرتمند خود كه هرگز او را ملاقات نكرده كمك بگیرد.  رابین در یافتن سرگرد با مشكلات فراوان روبرو می شود و سرانجام به یك شورش عجیب شبانه می پیوندد كه در آن مردی كه به نظر می رسد یك تبهكار بی آبروست به نحو خنده آور و بیرحمانه ای از شهر بیرون رانده می شود.  این مرد همان شخصی است که او به دنبالش می گردد – او در واقع یكی از نمایندگان انگلستان است كه تازه توسط یك گروه انقلابی آمریكائی سرنگون شده است.  این داستان توالی گناه و رنج را كه همه بشریت در آن سهیم اند تائید می كند.  همچنین موضوع مرد خود ساخته را مورد تأكید قرار می دهد:  رابین مانند هر آمریكائی آزاده، باید بیاموزد كه از بركت كار سخت خود و نه به لطف و مرحمت اقوام ثروتمندش به پیشرفت و موفقیت نائل شود.

 

هاوثورن در“خویشاوند من، سرگرد مالینو” به عرضۀ یكی از برجسته ترین عناصر داستانی خود یعنی فقدان خانواده های هم بسته و منسجم توفیق می یابد.   هرچند که کوپر در“قصه ها ی لدر استاکینگ ” Leather-Stocking Tales موفق می شود خانواده هائی را در غیر محتمل ترین مكانهای وحشی و بیابانی معرفی كند، داستانهای هاثورن یه گونه ای مستمرً نمایشگر خانواده های از هم پاشیده، نفرین شده یا تصنعی و درد و رنج افراد منزوی است.

 

مرام انقلابی نیز ممكن است در ستایش آزادی مغرورانه ولی طردشده نقشی داشته باشد.  از یك دیدگاه روانشناختی – تاریخی، انقلاب آمریكا در حکم طغیان فرد بالغی در خانواده است كه می خواهد از انگلستان پدر گونه و خانواده بزرگ امپراطوری بریتانیا جدا شود. آمریكائی ها استقلال خود را به دست آوردند و سپس با معمای غامض و سردرگم كشف هویت، جدا از صاحبان قدرت قدیم،  روبرو شدند.  این سناریو به صورت بی شمار ومکرر در نخستین مهاجرنشین های آمریکایی به صحنه آمده ، تا جائی كه  انزوا طلبی غالبا به صورت وضع اصلی زندگی آمریکایی تصویر شده است.  خط فكری پیورتین ها و انشعابات پروتستانی آن ممكن است با این موعظه كه اولین مسئولیت فرد، نجات روح خود اوست، احتمالأ  درتضعیف بیشتر خانواده موثر بوده باشد.

 

هرمان ملویل Herman Melville (١٨٩١-١٨١٩)

 

هرمان ملویل، مانند ناتانیل هاوثورن به یك خانواده قدیمی و ثروتمند تعلق داشت. او پس از  مرگ پدرش ناگهان دچار فقر شد.  با وجود تربیت اشرافی، سنت های پر غرور خانوادگی و كار شدید، ملویل خود را در فقر یافت و نتوانست به دانشگاه راه یابد.  در سن ١٩ سالگی عازم دریاها شد.

علاقه او به زندگی دریانوردان طبعاً از تجربیات خود او ناشی  شده بود و بیشتر كتابهای اولیه اش بر مبنای سفرهای خود وی نوشته شده است.  در این آثار ما شاهد تجربه گسترده و آزادیخواهانه ملویل جوان و نفرت او نبست به ظلم و جور و بی عدالتی هستیم. اولین كتاب او تایپی Typee مربوط به زمانی است كه او در بین قبیله ظاهراً آدمخوار اما مهمان نواز Taipis در جزایر ماركیز در جنوب اقیانوس آرام گذرانده است.  ملویل در این اثر جزیره نشینان و زندگی طبیعی توأم با هماهنگی آنها را می ستاید.  برعکس میسیونرهای مسیحی را مورد انتقاد قرار می دهد ودرحقیقت آنها را ازنظر تمدن در مرتبه ای پائین تر از مردمی می یابد که میسیونرها می خواستند آنها را به دین خود درآورند.

 

موبی دیك Moby-Dick یا نهنگ The Whale، شاهكار ملویل،  داستان حماسه گونه كشتی صید نهنگ پیكود Pequod و “مرد بی خدا و خدا گونه”آن كاپیتان آهاب است كه علاقه بیمارگونه او برای صید نهنگ سفید موبی دیك به نابودی كشتی و كاركنان آن منجر می شود.  این اثر كه یك رمان رئالیستی ماجراجویانه است شامل یک رشته تأملات در مورد وضعیت و شرایط انسانی است.  خواننده از طریق كتاب در می یابد كه صید نهنگ استعاره بزرگی برای كسب آگاهی است.  جزئیات و فهرست های واقعی و توصیف نهنگ ها و صنعت صید نهنگ در همه جای كتاب به چشم می خورد، اما اینها تنها حاوی معانی نمادین هستند.  در فصل ١٥، داستانسرا زیر عنوان“سر نهنگ قطبی”، می گوید كه نهنگ قطبی، رواقی Stoic و نهنگ عنبر، افلاطونی است كه اشاره به دو مكتب فلسفه كلاسیك دارد.

 

گرچه داستان ملویل یک اثر فلسفی است، تراژیك نیز هست.  آهاب با وجود شجاعت فراوان، در پایان محكوم به فنا و شاید نفرین شده است.  طبیعت، هر قدر هم زیبا باشد، بیگانه و بالقوه مرگبار باقی می ماند.  در موبی دیك، ملویل با این فکر خوش بینانه امرسون كه انسانها می توانند به طبیعت پی ببرند، به جدال برمی خیزد.  موبی دیك، نهنگ بزرگ سفید موجود مرموزی به وسعت دایره هستی است كه بر كتاب چیره می شود، درست همان گونه كه ذهن آهاب را نیزتسخیر كرده است.  واقعیت های مربوط به نهنگ و شكار آن نمی توانند داستان موبی دیك را توضیح دهند؛ برعكس، این واقعیت ها به صورت نمادهایی درمی آیند، و هر واقعیتی به یک صورت مبهم در شبكه ای وابسته به عالم هستی، به شکل اسرارآمیزی  به واقعیت دیگر مرتبط می گردد.  اما این اندیشه به هم پیوستگی (توصیفی كه ملویل در فصلی از کتاب به نام

”ابوالهول” به دست می دهد) بدان معنی نیست كه انسانها می توانند حقیقت را درطبیعت “بخوانند” ،در حالی که به اعتقاد امرسون به چنین کاری قادرند.  در پشت سر اقدام ملویل به گردآوری حقایق یك دیدگاه عرفانی وجود دارد – اما در مورد اینكه آیا این دیدگاه شر است یا خیر، انسانی است یا غیر انسانی، هرگز توضیحی داده نمی شود.

 

رمان از این نظر که به خود رجوع داده می شود جنبه بازگشت به خود reflexive دارد و بنابراین مدرن محسوب می شود.  به سخن دیگر رمان بیشتر به خود می پردازد.  ملویل غالبا درباره جریانات فکری، از قبیل نوشتن، خواندن، و فهمیدن اظهار نظر می كند.  برای مثال یك فصل از کتاب بررسی مفصلی است كه طی آن راوی می کوشد یك طبقه بندی Classification به دست دهد اما سرانجام تسلیم می شود و می گوید كه هرگز هیچ كار بزرگی انجام شدنی نیست (“خدا هرگز نمی گذارد که من هیچ چیزی را كامل كنم.  تمامی این كتاب چیزی جز یك پیش نویس– نه، بلكه یك پیش نویس پیش نویس- نیست.  آه زمان، نیرو، پول و حوصله ).  برداشت ملویل از متن ادبی بعنوان یك نسخه ناكامل یا پیش نویس ترك شده كاملاً مبتكرانه و جدید است.

 

آهاب در تجسم بخشیدن به یك دنیای قهرمانانه و بدون زمان و سرشار از مطلق ها كه او در آن می تواند برتر از مردان خود باشد، اصرار می ورزد.  او بگونه ای غیر عاقلانه خواستار متن تمام شده، یك جواب است.  اما كتاب نشان می دهد كه درست همان طور كه هیچ متن تمام شده ای در دسترس نیست، شاید جز مرگ، هیچ جواب نهائی هم وجود ندارد.

 

اشارات ادبی مشخصی در سراسر كتاب طنین انداز است.  آهاب كه نام یكی از پادشاهان تورات است خواستار یك دانش كامل، “فاوست” مانند و خدا گونه است.  مانند اودیپ در نمایشنامه سوفوكل كه برای كسب دانش ناصواب بهای فاجعه باری می پردازد، آهاب نیز قبل از آنكه پایش مجروح و سرانجام كشته شود چشمان حقیقت بینش كور است.  موبی دیك با كلمه “یتیم” ختم می شود.   ایشمعیل، راوی داستان یك شخص سرگردان یتیم گونه است.  نام ایشمعیل (اسمعیل) از سفر آفرینش تورات گرفته شده است – او پسر ابراهیم و هاجر (خدمتكار سارا زن ابراهیم) بود.  اسمعیل و هاجر توسط ابراهیم به بیابان رانده شدند.

 

مثالهای دیگری نیز وجود دارند.  راشل (راحیل) (یكی از زنان یعقوب) نام قایقی است كه در پایان كتاب ایشمعیل را نجات می دهد.  سرانجام نهنگ ماوراء طبیعی، خوانندگان یهودی و مسیحی را بیاد داستان یونس در تورات می اندازد، كه توسط ملاحان دیگر به دریا انداخته شد، زیرا او را مایه بدشانسی خود می دانستند.  بنا به نوشته كتاب مقدس، او توسط یك “ماهی عظیم” بلعیده شد و قبل از آنكه به كمك خداوند به خشكی برگردد مدتی در شكم آن جانور زندگی كرد.  یونس كه می خواست از مجازات بگریزد تنها درد و رنج بیشتری برای خود به ارمغان آورد.

 

اشارات تاریخی نیز به كتاب غنا می بخشند.  نام كشتی پكود همان نام یك قبیله نابود شده سرخ پوست نیوانگلند است. پس این اسم القاء کننده این معنی است كه كشتی محكوم به فناست.  صید نهنگ در حقیقت یك صنعت مهم بخصوص در نیوانگلند بود:  این صنعت منشاء تهیه روغن به عنوان منبع انرژی، بخصوص برای چراغ ها بود.  بنابراین بطور تحت اللفظی می توان گفت كه نهنگ بر جهان هستی “نور می افكند”.  شكار نهنگ نیز ذاتاً ماجراجویانه و توأم با حس توسعه طلبی بود و به اندیشه سرنوشت محتوم مرتبط می شد زیرا مستلزم آن بود كه آمریكائی ها در جستجوی نهنگ در اکناف جهان  دریا ها را در نوردند.  (در حقیقت ایالت فعلی هاوائی به علت این که به عنوان یك پایگاه مهم برای سوختگیری كشتی های آمریکایی صید نهنگ مورد استفاده قرار داشت، تحت حاكمیت آمریكا در آمد).  خدمه پكود معرف همه نژادها و ادیان گوناگون هستند و این موضوع را مطرح می كنند كه آمریكا كشوری است متشکل از افکار جهانی و نیز ظرفی است که در آن همه نژادها باهم درمی آمیزند .  در وهله آخر می توان آهاب را تجسم تراژیك فردگرائی آمریكائی دانست.  او شأن و مقام خود را به عنوان یك فرد بیان می كند و از خود این شهامت را نشان می دهد كه با نیروهای بی رحم خارجی جهان هستی به مقابله برخیزد.

 

قسمت پایانی كتاب، نابودی تراژیك كشتی را ملایم و معتدل می سازد.  در سراسر كتاب، ملویل بر اهمیت دوستی و جامعه انسانی با فرهنگ های فراوان خود تأكید می ورزد.  پس از آن كه كشتی غرق می شود، ایشمعیل به كمك یك تابوت كنده كاری شده كه بوسیله دوست نزدیك او، كوئیكگ Queeqag شاهزاده پلی نزی و نیزه انداز قهرمانی كه بدنش پر از خالكوبی است، ساخته شده نجات می یابد.  نقش های ابتدائی و اساطیری تابوت، بیانگر تاریخ جهان هستی است.  ایشمعیل توسط یك شیئی مربوط به مرگ از مرگ نجات می یابد.  بدینگونه در پایان زندگی از مرگ زائیده می شود.

 

موبی دیك یك “حماسه طبیعی” خوانده شده است -- نمایش باشكوه روح انسانی در متن طبیعت وحشی – و دلیل آن اسطوره شکار، زمینه آغازین اثر، نمادگرایی جزیره بهشتی آن، برخورد مثبت با مردمان ماقبل عصر تکنولوژی و حستجوی آن برای تولدی دوباره است.   این اثر با قرار دادن بشریت به صورت  تنها در طبیعت به طرز برجسته ای آمریكایی محسوب می شود.  نویسنده و سیاستمدار فرانسوی الكسی دو توكویل Alexis de Tocqueville در ١٨٣٥ در اثر خود به نام “دموكراسی در آمریكا”  پیش بینی كرده بود كه این زمینه به دلیل دموكراسی در آمریکا اوج خواهد گرفت:

 

سرنوشت بشریت، كناره گیری اختیاری انسان از شهر و دیار و زمانه خود و ایستادن او در حضور خدا و طبیعت، همراه با هوسها و اشتیاقها، شك و تردیدها، گرایش های نادر و شوربختی های غیر قابل تصور او،  اگر به صورت تنها موضوع شعر آمریکایی در نیاید به زمینه اصلی آن تبدیل خواهد شد.

 

توكویل چنین استدلال می كند كه در یك دموكراسی، ادبیات به جای سکنی گزیدن در ظواهر یا تمایز های تصنعی از قبیل طبقه اجتماعی یا مقام، در “اعماق پنهان طبیعت غیر مادی انسان” جای می گیرد. شکی نیست که موبی دیك و تایپی Typee، مانند ماجراهای هكلبری فین Adventures of Huckleberry Finn و والدن Walden در این تعریف می گنجند.  آنها را باید  در حکم  ستایش  طبیعت  و تخطئه ساده دلانه و روستایی وار  تمدن شهری متاثر از نظامی طبقاتی به شمار آورد .

 

ادگار آلن پو Edgar Allan Poe (١٨٤٩-١٨٠٩)

 

ادگار آلن پواین مرد جنوبی، در بینش  تیره متافیزیكی همراه با عناصر متأثر از رئالیسم ،  تقلید و نمایش توام با تمسخربا ملویل اشتراک دارد.  او سبك نگارش داستان كوتاه را پیراست و داستانهای پلیسی را ابداع كرد.  بسیاری از داستانهای او پیشگام  انواع ادبی  داستان های علمی، ترسناك و خیالی است كه امروزه سخت محبوبند.

 

زندگی كوتاه و فاجعه بار پو سرشار از ناراحتی و احساس عدم امنیت بود.  مانند بسیاری از نویسندگان مهم قرن نوزدهم آمریكا، پو در كودكی یتیم شد.  ازدواج عجیب پو در ١٨٣٥ با دختر عموی خود ویرجینیا كلم V. Clemm كه هنوز ١٤ سال هم نداشت بعنوان راهی برای یافتن یك زندگی با ثبات خانوادگی كه از آن محروم بود تعبیر شده است.

 

پو بر این باور بود كه غرابت یك عنصر حیاتی در زیبائی است، و نوشته های او اغلب عجیب و دور از ذهن اند.  داستانها و اشعار او مملو از اشراف محکوم به زوال وسر درگریبان خود فروبرده اند. (پو مانند بسیاری دیگر از اهالی جنوب آرمان های اشرافی را تحسین می كرد)  چنین به نظر می رسد كه این قهرمانان عبوس هرگز كار نمی کنند و دارای زندگی اجتماعی نیستند.  به جای آن خود را در قلعه های تاریك و مخروبه دفن كرده اند.  قلعه هایی به طور نمادین با فرش ها و پرده های عجیب و غریب تزئین شده و دنیای واقعی،  پنجره ها، دیوارها و زمینها را از چشم خورشید، پنهان می کنند.  در اتاقهای پنهانی آنها كتابخانه های قدیمی، آثار هنری عجیب و اشیاء برگزیده شرقی وجود دارند.  این اشراف در حالیكه به مصیبتهایی که در اثر مرگ عزیزان برایشان پیش آمده می اندیشند به نواختن آلات موسیقی یا به خواندن كتابهای قدیمی مشغولند.  زمینه های  مرگ در زندگی، به ویژه زنده به گور شدن، یا برگشتن از قبر مانند یك شبكور یا موجود خون آشام، در بسیاری از آثار این نویسنده وجود دارند.  از جمله این کارها می توان به “دفن قبل از وقت”، “لیجیا” Ligeia،” تابوت آمونتیلادو “ Amontillado و “سقوط خاندان اشر” Usher   اشاره کرد.   قلمرو تاریك و روشنی که پو بین زندگی و مرگ آفریند،  صحنه های  پر زرق و برق و گوتیك او صرفاً جنبه تزئینی ندارند.  آنها نمایانگر درون بیش از حد متمدن و در عین حال مرگبارقهرمانان او که روان های پریشانی دارند هستند . آنها بیان نمادین ضمیر ناخودآگاه وی به شمار می روند و بنابراین قلب هنر او را تشکیل می دهند.

 

شعر پو، مانند بسیاری از اهالی جنوب بسیار آهنگین و سخت موزون است.  معروفترین شعر او، چه در زمان حیاتش و چه امروز “كلاغ” Raven (١٨٤٥) است.  در این شعر وهم آور، راوی مجنون و بی خواب كه در نیمه شب مشغول نوحه سرایی و سوگواری برای  “لینور” Lenore از دست رفته خویش است، كلاغی را مشاهده می كند (پرنده ای كه گوشت مرده می خورد، بنابراین نماد مرگ است) كه بر فراز در نشسته و با لحنی شوم برگردان معروف شعر، یعنی  “هرگز دیگر” را تكرار می كند.  شعر در یك صحنه منجمد مرگ و زندگی با هم خاتمه می یابد:

 

          و كلاغ، بدون هیچ جنبش، همچنان

          بر فراز نیم تنه کمرنگ مجسمه پالاس Pallas

          درست بالای در اتاق من

          ، همچنان نشسته است؛

          و چشمانش به تمامی

          شیطانی را می ماند كه غرق در رویاست،

          و روشنائی چراغ بر  فراز او

          سایه اش را بر زمین می اندازد

          و روح من از آن سایه

          كه بر روی زمین شناور است

          هرگز دیگر عروج نخواهد كرد!

 

داستانهای پو – از قبیل آنچه قبلاً به آنها اشاره رفت – به عنوان داستانهای ترسناك توصیف شده اند.  داستانهائی از قبیل “حشره طلائی” و “نامه به سرقت رفته” بیشتر داستانهای عقلانی یا منطقی هستند.  داستانهای وحشت آوراو پیش آهنگ آثار نویسندگان داستانهای ترسناك و تخیلی نویسندگانی از قبیل اچ. پی لاوكرافت Lovecraft و استفن كینگ شمرده می شوند، در حالیكه داستانهای منطقی او پیش آهنگ داستانهای پلیسی داشیل همت Dashiell Hammett رموند چندلر، راس مك دونالد و جان. دی مك دونالد تلقی شده اند.  این خود اشاره ای هم به  این موضوع  است که چه چیز بعنوان الگوی داستانهای علمی وجود داشته است.  همه این داستانها نشان دهنده شیفتگی پو نسبت به ذهن و دانش علمی اضطراب آوری بود كه جهان بینی قرن نوزدهم را به شکلی بنیانی به سوی جدایی از دین پیش می برد.

 

پو در همه موضوعات خودبه کاوش درقلمرو روان می پردازد.  در سراسر داستانهای او آگاهی های عمیق روانشناختی به چشم می خورند.  در “گربه سیاه” می خوانیم:  “چه كسی صد بار خود را در حال انجام عملی پست یا احمقانه نیافته باشد و دلیل آن چیزی جز این نبوده که میدانسته نباید چنین كند؟”  برای کاویدن جنبه غریب و غیرعادی فرآیند های روانشناختی، پو در داستان هایی آکنده از جنون و احساس های افراطی به غوررسی می پردازد.  سبك به شدت سنجیده و توضیحات پر آب و تاب در داستانها، در ضمن روشن و جالب ساختن وقایع، احساس ترس را افزایش می دهد.

 

کار پو درتركیب انحطاط با حالت بدوی سبک رومانتیك، برای اروپائی ها،  بویژه شاعران فرانسوی، استفان مالارمه، Stephane Mallarme، شارل بودلر Charles Baudelaire، پل والری و آرتورمبو A. Rimbaud جاذبه فوق العاده ای داشت.  اما پو، علیرغم كراهت اشرافی نسبت به دموكراسی، دلبستگی به جنبه های نامتعارف و انسان زدایی از موضوعات خود، غیر آمریكائی محسوب نمی شود.  برعكس، او تقریباً یك نمونه كلاسیك از پیشگوئی توكویل Tocqueville است كه گفت دموكراسی آمریكا آثاری را به وجود خواهد آورد كه عمیق ترین بخش پنهان روان را آشكار می سازند.  به نظر می رسد كه اضطراب عمیق و احساس عدم امنیت روانی در آمریكا زودتر از اروپا روی داده، زیرا اروپائیان حداقل دارای یك ساختار محكم و پیچیده اجتماعی بودند كه به آنها امنیت روانی می بخشید.  در آمریكا، امنیت جبران كننده وجود نداشت:  هر كس برای خود بود.  پو با صحت و دقت قسمتهای زیرین و پنهان رویای آمریكائی را در رابطه با انسان خود ساخته بیان كرد و بهای پرداخت شده برای مادی گری و رقابت بیش از حد را نشان داد:  تنهائی؛ بیگانگی و تصویرهائی از مرگ و زندگی با هم.

 

“انحطاط” از نظر پوهمچنین بازتابی  از رنگ باختن  نمادهایی است که به قرن نوزدهم تعلق داشتند.  تمایل به تركیب بی تناسب و توأم با هرج و مرج اشیاء هنری از دوره ها و محل های مختلف و در این جریان سلب هویت از آنها و تنزل دادن آنها تا حد اشیاء تزئینی در یك مجموعه.  در هم آمیختگی سبک ها به عنوان نتیجه ای از این جریان،  بخصوص در ایالات متحده كه سبك اصیل و سنتی برای خود نداشت، شایان توجه بود.  این آشفته بازار بازتابی از فقدان نظام های فكری منسجم بود چرا كه مهاجرت، شهرنشینی و صنعتی شدن جامعه،  خانواده ها و رسوم سنتی را ریشه كن می ساخت.  در قلمرو هنر، آشفتگی در نمادها به پیدایش سبک "گروتسک" [سبکی که از اجزای عجیب و غریب ترکیب می شد] انجامید، و این همان شیوه  ای بود که پو آشکارا  در مجموعه كلاسیك داستانهای خود “قصه های عجیب و غریب”   Tales of the Grotesque and arabesque (١٨٤٠)  به کار بست.

 

زنان نویسنده و اصلاحگران

 

زنان آمریكائی در طول قرن نوزدهم نابرابری های بسیاری را تحمل كردند:  آنها حق رای نداشتند، از حق ورود به مدارس حرفه ای و برخورداری از آموزش عالی محروم بودند، نمی توانستند در اجتماع سخنرانی  و حتی در اجتماعات عمومی شركت كنند و قادر نبودند صاحب ملك باشند.  علیرغم این مشكلات، شبكه نیرومندی از زنان به شکلی ناگهانی ظهور کرد.   زنان از طریق نامه ها، دوستیهای شخصی، ملاقاتهای رسمی، روزنامه ها و کتاب های زنانه، موفق شدند تغییرات اجتماعی را تقویت كنند.  زنان روشنفكر بین خود و بردگان وجوه مشابهی می دیدند.  با وجود مشكلات اجتماعی و گاهی ورشکستگی مالی، آنها با شجاعت خواستار اصلاحات اساسی اجتماعی از قبیل محو برده داری و اعطای حق رأی به زنان بودند.  فعالیت آنها طلایه دار بیان روشنفكرانه یك نهضت ادبی زنانه وسیع تر بود كه رمانهای احساساتی را نیز شامل می شد.  رمانهای احساساتی زنان، از قبیل "كلبه عمو تام"، اثر هریت بیچراستو   Harriet Peecher Stowe  از محبوبیت فوق العاده ای برخوردار بودند.  آنها از نظر احساسی جاذبه داشتند  و اغلب مسائل اجتماعی بحث  انگیز بخصوص موارد مربوط به خانواده و نقش و مسئولیت زنان را به نمایش می گذاشتند.

 

لیدیا چایلد Lydia Child (١٨٨٠-١٨٠٢) یکی از هواداران لغو برده داری، که نفوذ فراوانی بر مارگارت فولر داشت، رهبر این شبكه بود.  رمان موفق او در ١٨٢٤ بنام "هاباماك" Hobomock نیاز بردباری نژادی و مذهبی را به نمایش می گذارد.  صحنه این داستان – شهر پیوریتن سالم Salem در ماساچوست بود – و بر کار ناتانیتل هاوثورن تقدم داشت.  چایلد این فعال اجتماعی،  یك مدرسه خصوصی دخترانه تأسیس كرد،اولین نشریه كودكان را در ایالات متحده بوجود آورد و سرپرستی كرد.  او نخستین رساله ضد تبعیض نژادی را در ١٨٨٣ با عنوان “ تقاضایی به سود یک طبقه از آمریكائی ها كه افریقائی نامیده می شوند” انتشار داد.  این اثر شجاعانه او را به شهرت رساند ولی از نظر مالی نابود كرد.  اثر دیگر او به نام " تاریخ وضعیت زنان در اعصار وملل  مختلف history of conditions of Women in Various Ages and Nations (١٨٥٥) از تساوی حقوق زنان با اشاره به دستاوردهای تاریخی آنها دفاع می كند.

 

آنجلینا گریمكی Angelina Grimke  (١٨٧٩-١٨٠٥) و سارا گریمكی Sarah Grimke (١٨٧٣-١٧٩٢) در یك خانواده بزرگ ثروتمند و برده دار در شهر زیبای چارلستن Charleston، در كارولینای جنوبی به دنیا آمدند.  این خواهران برای دفاع از حقوق سیاهان و زنان به شمال نقل مكان كردند.  آنها به عنوان سخنگویان انجمن ضد برده داری نیویورك، نخستین زنانی بودند كه در اجتماعاتی که مردان نیز در آنها حضور داشتند، سخنرانی كردند.  آنها در نامه ها، رسالات و مطالعات خود، موارد مشابه بین نژادپرستی و تبعیض براساس جنسیت را مشخص كردند.

 

الیزابت كدی استانتون Elizabeth Cady Stanton (١٩٠٢-١٨١٥) این طرفدار لغو تبعیض نژادی و فعال حقوق زنان، برای مدتی در بوستون زندگی كرد و در آنجا با لیدیا چایلد دوست شد. اوهمراه با لوكرشیا مات Lucretia Mott كنوانسیون ١٨٤٨ سنكا فالز Seneca Falls را برای زنان سازمان داد.  وی همچنین پیش نویس “اعلامیه عواطف” Declaration of Sentiments را در جریان این گرد همایی نوشت.   او “اعلامیه استقلال زنان” را با این جمله که “مردان و زنان مساوی خلق شده اند” آغاز می کند. این اعلامیه شامل قطعنامه ای است كه در آن برای زنان حق رأی درنظر گرفته شده است. الیزابت كدی استانتون در سالهای دهه ١٨٦٠ و ١٨٧٠ در کنار سوزان بی.آنتونی  به منظور تامین حق رأی برای زنان مبارزه کرد و ، "جمعیت ملی  وفادار به زنان" را  Women’s Loyal National League  که مخالف برده داری بو بنیاد نهاد.  علاوه بر این "انجمن ملی هوادار حق رای  زنان" را بوجود آورد.  او همچنین یکی از سردبیران  مجله هفتگی “انقلاب” Revolution بود.  الیزابت كدی استانتون بمدت ٢١ سال ریاست انجمن دفاع از حق رأی را به عهده داشت و مبارزه برای احقاق حقوق زنان را رهبری می كرد.  وی در چندین ایالت به ایراد سخنرانی های عمومی پرداخت  و یكی از دلایل این کار آن بود که  بتواند هزینه تحصیل هفت فرزند خود را تأمین كند.

 

کدی استانتون پس از فوت شوهرش تحلیل های خود را در زمینه نابرابری زنان و مردان عمیق تر كرد.  او در “كتاب مقدس زن” The Woman’s Bible (١٨٩٥) یك جهت گیری عمیق ضد زن را در سنت یهودی- مسیحی تشخیص می دهد.   کدی استانتون تا زمان مرگ خود که در سن ٨٦ سالگی درست پس از نوشتن نامه ای  به پرزیدنت تئودور روزولت در حمایت از حق رأی زنان اتفاق افتاد، سخنرانی های خود را درباره مسائلی از قبیل طلاق، حقوق زنان، و مذهب ادامه  داد.  کارهای متعدد او – كه ابتدا با نام مستعار و سپس با نام خود او انتشار یافتند –همكاری در تألیف “تاریخ حق رای زنان” (١٨٨٦-١٨٨١) درسه مجلد  و یك شرح حال بی پرده و طنز  آمیز از خود او را شامل می شوند.

 

سوجورنر تروث Sojourner Truth (١٨٨٣-١٨٨١)

 

او تجسم پایداری و جاذبه گروه خارق العاده ای از زنان است که خود وی به آن تعلق داشت.  سوجرنر تروت كه به عنوان یك برده در نیویورك بدنیا آمد در سالهای رشد به زبان هلندی تكلم می كرد.  در ١٨٢٧ از زیر یوغ بردگی گریخت و همراه  دختر و پسری نزد یک خانواده آمریكائی هلندی الاصل به نام  وان - واگنر Van Wagner رفت و برای آنها كه از او حمایت می كردند  به عنوان خدمتكار به كار پرداخت.  آنها به او در پیروزی در یک دعوای حقوقی برای تحصیل آزادی پسرش كمك كردند و او اسم خانوادگی آنها را بر خود نهاد.  در اقدامی  چشمگیر با یك واعظ برای هدایت روسپیان و گرواندن آنها به آیین مسیحیت همکاری کرد و در یك خانه اشتراكی مترقی مسکن گزید.  پس از تجربه ای که در شنیدن بعضی نداها و الهامات به دست آورد نام تعمیدی سوجرنر تروث بر او نهاده شد (سوجرنر بمعنی ساكن موقت و تروث بمعنی حقیقت است).  او به برای نشر حقیقت و تعلیم الهاماتی که دریافت می داشت تنها زندگی می كرد و طی بیش از سه دهه و در بسیاری از ایالات به سخنرانی، خواندن سرودهای انجیلی و موعظه در مورد محو برده داری اشتغال داشت.  سوجرنر تروث كه توسط الیزابت كدی اسانتون تشویق شده بود، از حق رأی زنان طرفداری می كرد.  زندگی او در “قصه سوجرنر تروث” Narrative of sojourner Truth (١٨٥٠) كه یك اتوبیوگرافی است نقل و توسط آلیور گیلبرت بازنوسی و اصلاح شده است.  او كه در تمام عمر بی سواد باقی ماند انگلیسی را با لهجه هلندی تكلم می كرد.  گفته می شود هنگامی كه در یك كنوانسیون حقوق زنان به مرد بودن متهم شد سینه خود را برهنه ساخت.  پاسخ او به مردی كه اظهار داشت زنان جنس ضعیف هستند به افسانه ای تبدیل شده است:

 

من زمین را شخم زده ام و كاشته ام و محصول را جمع كرده ام و هیچ مردی نتوانسته به پای من برسد!  آیا من زن نیستم؟ من می توانم به اندازه یك مرد كار كنم و به اندازه یك مرد بخورم – البته وقتی كه گیرم بیاید – و تازیانه هم در دست داشته باشم! آیا من زن نیستم؟ من سیزده بچه به دنیا آورده ام و شاهد بودم كه همه شان به بردگی فروخته شدند، و وقتی از شدت غم فریاد زدم كسی جز مسیح صدایم را نشنید.  آیا من یك زن نیستم؟

 

این سخنران شوخ و گستاخ با خوانندگان بزرگ گ بلوز" [موسیقی جاز سیاهان[  مقایسه شده است.  هریت بیچر استو و بسیاری دیگر از این سیاه بصیر چیزها آموخته اند.  او می گوید:  “خداوندا، خدایا، من می توانم حتی سفیدها را هم دوست داشته باشم!”

 

هریت بیچر استو Harriet beecher Stowe (١٨٩٦-١٨١١)

 

رمان هریت بیچر استو بنام كلبه عمو تام Uncle Tom’s Cabin یا زندگی در میانِ افتادگان

 Life   Among the Lowlyمحبوب ترین كتاب آمریكائی در قرن نوزدهم بود.  این كتاب كه ابتدا بصورت پاورقی در مجله "نشنال ارا" National Era (١٨٥٢-١٨٥١) انتشار شد بی درنگ  با استقبال فراوانی مواجه شد.  تنها در انگلستان چهل ناشر مختلف آن را چاپ كردند، و به سرعت به ٢٠ زبان ترجمه شد و مورد تحسین نویسندگان بزرگی از قبیل ژرژ ساند فرانسوی، هاینرش هاینه آلمانی و ایوان تورگینف روسی قرار گرفت.   جاذبه نیرومند آن برای پایان دادن به بردگی در ایالات متحده آتش بحثی را شعله ور ساخت كه در عرض ده سال به جنگ داخلی آمریكا (١٨٦٥-١٨٦١) انجامید.

 

دلایل موفقیت “كلبه عمو تام” مشخصند.  كتا ب انعکا س دهنده این عقیده است كه برده داری در ایالات متحده، كشوری كه ادعا می كند تجسم دموكراسی و برابری برای همه است، یك بی عدالتی وحشتناك محسوب می شود.

 

استو خود نماینده كاملی از مردم پیورتین نیوانگلند بود.  پدر، برادر و شوهرش همگی روحانیون و اصلاحگران معروف و تحصیل كرده پروتستان بودند.  اندیشه تصینف کتاب یک روز که استو برای عبادت به كلیسا می رفت به صورت تصویری در ذهن او جان گرفت:  تصویر برده مسن ژنده پوشی كه در حال كتك خوردن بود.  او بعدها گفت این كتاب از خدا الهام گرفته و “توسط خدا نوشته شده” است.  انگیزه او شور و غیرت مذهبی برای اصلاح زندگی از طریق بیشتر خدایی كردن آن بود.  دوره رمانتیك وارد یك عصر احساسی شده بود:  فضائل خانوادگی و عشق از درجه والائی برخوردار بودند.  رمان استو بردگی را به این دلیل مورد حمله قرار داد كه دقیقاً خلاف ارزشهای خانوادگی بود.

 

عمو تام، برده و چهره اصلی كتاب، یك شهید واقعی مسیحی است كه تلاش می كند ارباب مهربان خود سنت كلر St. Clare را به دین مسیح در آورد.  هنگام فوت سنت كلر برای آمرزش روح او دعا می كند و در دفاع از زنان برده جان خود را از دست می دهد.  برده داری به عنوان یك شر توصیف می شود. برای این توصیف دلایل سیاسی یا فلسفی ارائه نمی گردد.  دلیل اساسیً برای چنین توصیفی آن است كه خانواده ها را از هم می پاشد، عشق طبیعی پدر و مادر را نسبت به كودكانشان نابود می کند و در ذات خود غیر مسیحی است.  در مهیج ترین صحنه های کتاب نشان داده می شود که چگونه یك مادر برده رنج می برد ولی قادر نیست به کودک خود كه در حال گریستن است كمكی كند و چگونه پدری در مقابل دیدگان خانواده خود فروخته می شود.  اینها جنایاتی مغایر با تقدس عشق خانوادگی شمرده می شدند.

 

رمان استو در اصل برای حمله به جنوب نوشته نشده بود.  در حقیقت استو از جنوب دیدن كرده بود.   او جنوبی ها را دوست داشته و آنها را با مهربانی تصویر كرده بود.  برده داران جنوبی اربابان خوبی هستند و با تام به خوبی رفتار می كنند.  كلر شخصاً از برده داری نفرت دارد و خیال دارد همه بردگانش را آزاد كند.  از طرف دیگر ارباب شیطان صفت، سیمون لگری Simon Legree یك شمالی و فردی فرو مایه است.  هرچند این داستان با قصد آشتی دادن شمال و جنوب كه از ده سال قبل به طرف جنگ داخلی رانده می شدند به رشته تحریر کشیده شد، اما سرانجام توسط مخالفان برده داری و دیگران به عنوان یك وسیله بحث و جدل بر ضد جنوب مورد استفاده قرار گرفت.

 

هریت جیكوبز Harriet Jacobs (١٨٩٦-١٨١٨)

 

هریت جیكوبز به عنوان یك برده در كارولینای شمالی به دنیا آمد و توسط زن اربابش خواندن و نوشتن را فرا گرفت.  بدنبال مرگ خانم خود، جیكوبز به یك ارباب سفیدپوست فروخته شد كه سعی كرد به زور با او رابطه جنسی برقرار كند.  او مقاومت كرد و معشوق سفید دیگری یافت كه از او دو فرزند پیدا كرد و آنها را برای زندگی نزد مادر بزرگ خود فرستاد.  او صادقانه نوشت:  “به نظر می رسد تن دادن دلخواهانه از پستی كمتری برخوردار است تا تسلیم به اجبار”.  او از دست ارباب خود فرار كرد و این شایعه را رواج داد كه به شمال گریخته است.

 

بااحساس وحشت از این كه دستگیر شود و دوباره به بردگی برگردد ومورد مجازات قرار گیرد، مدتی نزدیک به هفت سال در شهر ارباب خود در خانه مادر بزرگش در یك اتاق زیر شیروانی كوچك و تاریك به سر برد.  آنچه او را زنده نگاه می داشت و به او امید می داد افکندن نگاهی به كودكان دلبندش از طریق سوراخ هایی بود كه در سقف ایجاد كرده بود.  سرانجام به شمال فرار كرد،  در راچستر Rochester نیویورك اقامت گزید. در آنجا فردریك داگلاس روزنامه ضد برده داری نورث استار  North Star را منتشر می كرد و در آن نزدیكی (در سنكا فالز) بتازگی یك كنوانسیون حقوق زنان تشكیل شده بود.  جیكوبز در آنجا با امی پست Amy Post ،كوئیكر، مدافع حقوق زنان و مخالف برده داری دوست شد و او تشویقش كرد تا خاطرات خود را بنویسد.  در ١٨٦١ “وقایع زندگی یك دختر برده” با نام مستعار لیندا برنت Linda Brent منتشر شد. این کتاب به وسیله لیدیا چایلد تصحیح شده بود.  این اثر با صراحت بهره كشی های جنسی زنان سیاه برده را محكوم می كند.  كتاب جیكوبزمانند اثر داگلاس قسمتی از روایت های بردگان است كه قدمت آن به اولادا اكیانو Olauda Equiano در دوران استعماری بر می گردد.

 

هریت ویلسن Harriet Wilson (١٨٧٠-١٨٠٧ حدود)

 

هریت ویلسن اولین سیاه پوستی بود كه در ایالات متحده رمانی انتشار داد. عنوان رمان وی چنین بود:  “سیاهان ما، قصه هایی هائی از زندگی یك سیاه آزاد، در یك خانه سفید دو طبقه در شمال كه نشان می دهد سایه های برده داری حتی آنجا هم می افتد” (١٨٥٩).  این رمان به نحوی واقع گرایانه ای ازدواج بین یك زن سفید و یك مرد سیاه را به نمایش می گذارد و زندگی سخت یك برده سیاه در یك خانواده ثروتمند مسیحی را نیز شرح می دهد.  ابتدا تصور می شد كه این کتاب یك شرح حال است اما اكنون مشخص شده كه داستان است.

 

ویلسن نیز مانند جیكوبز چیزی به نام خود منتشر نكرد.  (“سیاهان ما”، طنز آمیز بود) و تا دوران کنونی  مورد توجه قرار نگرفت.  این موضوع در مورد آثار بیشتر زنان نویسنده آن دوره صدق می كند. لویی لوئیس گیتز H.L. Gates،  محقق معروف سیاه پوست - در نقش خود به عنوان پیش گام طرح داستان نویسی سیاهان –  در ١٩٨۳ “سیاهان ما” را باردیگر منتشر ساخت.

 

 فردریك داگلاس Fredrick Douglass (١٨٩٥-١٨١٧)

 

فردریك داگلاس معروف ترین رهبر سیاه پوست ضد برده داری و سخنور دوره خود در یك مزرعه مریلند به عنوان برده بدنیا آمد.  خوشبختی او در این بود كه در جوانی به شهر نسبتاً لیبرال بالتیمور فرستاده شد و در آنجا خواندن و نوشتن را آموخت.  او در ١٨٣٥ در سن ٢١ سالگی به ماساچوست گریخت، مورد حمایت ناشر ضد برده داری، ویلیام لوید گریسون قرار گرفت و در اجتماعات ضد برده داری شروع به سخنرانی كرد.

 

“داستان زندگی فردریك داگلاس، برده آمریكائی” در ١٨٤٥ منتشر شد. (چاپ دوم کتاب در ١٨٥٥ و نسخه تجدید نظر شده آن در١٨٩٢  انتشاریافت).  این کتاب در بین كتب متعدد “روایت  سیاهان” بهترین و محبوب ترین اثر محسوب می شود.  این نوع قصه ها كه غالبا توسط سیاهان بی سواد به سفید پوستان مخالف برده داری دیكته می شدند و بعنوان یك وسیله تبلیغاتی مورد استفاده قرار می گرفتند، درست چند سال قبل از جنگ داخلی از معروفیت برخوردار بودند.  داستان داگلاس روشن و بسیار ادبی است و دیدگاهی بی مانند  در ارتباط با روحیه برده داری و رنج و مشقتی كه از این رهگذر بر سیاهان وارد آمده است به دست می دهد.

 

داستان های بردگان، اولین نمونه های  نثر ادبی سیاهان در ایالات متحده نیز به شمار می روند.  این داستان ها به سیاهان در تلاش سختشان برای به وجود آوردن یك هویت افریقائی – امریكائی در آمریكای سفید پوست کمک کرده و آنها را در گسترش نفوذ مهم خود در شیوه ها و موضوعات داستان نویسی سیاهان در سراسر قرن بیستم یاری داده اند.  جستجوی هویت، خشم در برابر تبعیض،  احساس یك زیست نامرئی، آزرده و زیرزمینی که اكثریت سفید پوستان اعتنایی به آن ندارند، در آثار نویسندگان سیاه پوست قرن بیستم از قبیل ریچارد رایت جیمز بالدوین، رالف الیسون و تونی موریسون از نو تكرار شده است.

 

با پيوندهای روبرو نشانه بگذاريد:     اين چيست؟