02 می 2008

نمایشگاهی که میراث یکی از پیشگامان هنر عکاسی را زنده می کند

بن یوسف با عرضۀ تک چهره های به یاد ماندنی دورانی را نهفته به تصویر می کشد

 

آغاز متن

لورن مونسن- عضو هیئت تحریریه

واشنگتن- نمایشگاه تازه ای برای بزرگداشت آثار یک عکاس ترتیب یافته که تعریف تازه ای از عکس های تک چهره ای در اواخرقرن نوزده و اوایل قرن بیست به دست می دهد و ظهور علاقه مندی شدید یک آمریکای تازه صنعتی را به زندگی چهره های برجسته ردیابی می کند. ( این
گرایش، محققا ً راه را برای فرهنگ عامه پسندی که امروز تماما ً به شکلی وسواس گونه بر زندگی آدم های متمرکز است هموار ساخت).

این نمایشگاه – زیده بن یوسف: عکاس نیویورکی تک چهره ها ، به سرپرستی فرانک اچ. گودیرIII – از 11 آوریل تا 1 سپتامبر 2008، در گالری ملی تک چهره ها درمجتمع اسمیتسونین در واشنگتن، دایر خواهد بود. همان طور که گودیر اخیرا ً به America.gov اظهار داشته، بن یوسف در زمرۀ تأثیرگذار ترین عکاسان زمان خودش در نیویورک بود، اما او چهره ای مرموز از خود باقی گذاشته است – چهره ای ناشناس برای همه، به استثنای معدودی از اهل فن.

بن یوسف (1933-1869) که در لندن و از پدرالجزایری و مادر آلمانی زاده شد، در سال 1895 به نیویورک مهاجرت کرد و قبل از روی آوردن به حرفۀ عکاسی، کلاه دوزی می کرد. او عکاسی را نخست به عنوان سرگرمی و به سپس زودی به عنوان یک فعالیت جدی برگزید. او کارآفرینی پرتحرک بود و در سن 28 سالگی استودیوی شخصی خود را در خیابان پنجم نیویورک دایر کرد. او به کشف امکانات هنری در عکاسی علاقه داشت وتوانست ستایش معاصران خود، آلفرد استیگلیتز و فرد هالند دی را که هر دو از حامیان عکاسی به منزلۀ شکلی از هنر بودند، جلب کند.

هر چند پیشینۀ غیر معمول و برازندگی ظاهری بن یوسف بدون شک در نیویورک جلب توجه زیادی می کرد، اما این کار خلاقۀ او با دوربین عکاسی بود که بسیاری از چهره های خبرساز ساکن نیویورک: هنرپیشگان، نویسندگان، نقاشان، مجسمه سازان، سیاستمداران و شخصیت های دیگر را به استودیوی وی کشاند.

حساسیت نوجویانه
به گفتۀ گودیر، این زن جوان جاه طلب، قرائت تازه ای از زیبایی شناسی داشت و تا اندازه ای از ترکیب آثار نقاشانی مانند جان سینگر سارجنت، جیمز مک نیل ویسلر و جان وایت الکساندر الهام گرفته و فورم های قراردادی عکاسی تک چهره ای را در استودیو را متحول ساخت. تصاویر بن یوسف فاقد ژست ها و زمینه های کلیشه ای و پیش پا افتاده بودند که در عکاسی پورترۀ عصر ویکتوریا رواج داشت. بن یوسف به جای گذاشتن گلدان های نخل یا اشیاء مبتذل در زمینۀ عکس های خود، بازی های سایه روشن را تجربه می کرد و از این راه، تک چهره های جذاب و تأثیر گذاری از اشخاص موضوع کار خود تهیه می کرد.

گودیر توضیح داد که تا سال 2003، چیزی از بن یوسف نمی دانسته است، تا این که یکی از همکارانش به طور تصادفی به دو اثر ازاین عکاس برمی خورد. او گفت، اولین عکس،مربوط به دانیل چستر فرنچ، یکی از مجسمه سازان صاحب نام اوایل قرن بیست بود که مجسمۀ عظیم آبراهام لینکلن را برای بنای یادبود لینکلن در واشنگتن، ساخته بود، و عکس دیگر به اورت شین، نقاش جوان نوجو تعلق داشت که وابسته به مکتب اشکان در اوایل قرن بیست بود. این دو عکس نظر مرا جلب کرد، بسیار زیبا بودند و من هرگز نامی از عکاس آنها نشنیده بودم. بعد از آن ، من مجذوب این زن شدم و می خواستم هر چه بیشتر دربارۀ زندگی و کار هنری او بدانم.

جزئیات مربوط به زندگی بن یوسف ناقص و مبهم است، اما در ده سالی که از سال 1897 تا 1907 یکی از عکاسان تک چهره ها و باب روز بود، درکاربه نمایش گذاشتن و چاپ آثار خود در نشریات، فعالیت زیادی داشت. مقالات و عکس های بن یوسف در نشریات ادواری مانند ستردی ایونینگ پست و لیدیز هوم جورنال منتشر می شد، و او موقعیت پرطرفدار سخنگویی شرکت ایستمن کداک را نیز از آن خود کرده بود.

بن یوسف، دید هنرمندانۀ خود را با زیرکی حرفه ای توأم کرده و با دامنۀ تاثیر عکاسی تبلیغاتی در کار با افراد متمول و بنام، آشنا بود. او آن طور که خودش می گفت، یک "گالری عکس های آمریکایی های متشخص" ایجاد کرده و در آن، آثار خود را به نمایش گذاشته بود، یعنی عکس هایی از السی لزلی (1899)، که ژست او یادآور یکی از آثار نقاشی سارجنت بود؛ تئودور روزولت، رییس جمهور بعدی که در سال 1899 هنگام تصدی فرمانداری نیویورک از او عکس گرفته بود؛ گروور کلیولند (1901)،رییس جمهوری اسبق که ظاهرا ً بی اعتنا به دوربین است؛ ویلیلم مریت چیس (1905)، هنرمند و استاد که با اعتماد به نفس اعیان زاده ها ژست گرفته است؛ ادیت وارتون (تقریبا ً 1901)، نویسنده، که در حسرتی رؤیا گونه است؛ ساداکیچی هارتمن (1899)، منتقد
هنری ژاپنی-آلمانی، از نیمرخ؛ و گروه کثیری از افراد دیگر.

اهل فن متفقا ً عقیده دارند که بن یوسف دارای نقشی اساسی در استفاده از عکاسی به عنوان وسیله ای برای بیان هنر بوده است، و همین موضوع موجب برانگیختن شبهه دربارۀ محو شدن او بعد ازیک دهه موفقیت زود گذر است. گودیر، تقصیر را به گردن تبعیض جنسی می اندازد.

او گفت، تاریخ ارتقاء عکاسی تا حد هنر های زیبا در انحصار عکاسان مرد، مانند آلفرد استیگلیتز بود که سابقۀ کار حرفه ای مستندی دارد. اولی ما درمی یابیم که زنان هم در این نهضت شرکت داشته اند.

در اواخر قرن نوزده، آمریکا کشوری بود که از جامعه ای روستایی و بیشتر کشاورزی، به سوی جامعۀ صنعتی و شهر نشین متحول می شد. این تغییر تکان دهنده، با موجی از افکار ترقی خواهانه همراه بود – افکار اجتماعی، سیاسی وهنری – که مرکز آن در نیویورک قرار داشت، شهری که در رابطه با نوآوران در زمینه های علمی، خبرنگاران، ادبا، سیاستمداران، و هنرمندان هنر های تجسمی ونمایشی، مانند یک قطب مغناطیسی عمل می کرد.

این تغییرات اجتماعی، نقش های سنتی را مورد انتقاد روز افزون قرار می داد و در نتیجه، بر کار حرفه ای زنان هم تأثیر گذار بود. متعاقب آن، حوزۀ جدید عکاسی هم به منزلۀ زمینه ای برای فعالیت وتلاش زنان ، از جمله بن یوسف، اعتبار یافت ومورد پذیرش قرار گرفت.

گودیر گفت، با این حال، دورۀ فعالیت کاری و حرفه ای اوزود گذر بود و این برمی گردد به مجرد بودن او و این که می بایست زندگی خود را به تنهایی اداره می کرد- و امکانات کاری برای زنان در آن دوره ، حتی در شهر پیشتازی مانند نیویورک، تقریبا ً محدود بود. او افزود، "بن یوسف بیشتر از طریق گرفتن سفارش کار می کرد؛ کار او پذیرفته شده بود و او خود را وقف حرفه اش کرده بود، اما تحقیقا ً از سوی جامعۀ مردانۀ عکاسی مورد بی اعتنایی قرار گرفت."

او همچنین گفت: "، بن یوسف عمدۀ آثار و عکس هایش را به مؤسسه یا انجمنی اهداء نکرد و به این ترتیب، سابقۀ آثارش از میان رفت. یکی از دشواری های ترتیب دادن نمایشگاه آثار او، در واقع دستیابی به این آثار و جمع آوری آن است که ارزیابی از آثار او را هم به تعویق می اندازد."

بن یوسف بعد از 10 سال عکاسی، این حوزۀ هنری را رها کرد و وارد دنیای مد شد که محیطی صمیمانه تر برای فعالیت های زنانه بود. او بعد از بستن استودیوی عکاسی خود، از نظر ها ناپدید شد، اما گودیر با کاردانی تمام به جمع آوری آثار او پرداخته و تصمیم گالری ملی تک چهره ها دایر بر بر نمایش آثار استادانۀ او، احتمالا به بازگرداندن وی به جایگاه سزاوارش به عنوان یک عکاس پیشتاز در قلمرو هترهای زیبا یاری خواهد رساند.
برای اطلاعات بیشتر به تارنمای گالری ملی پورتره مراجعه کنید.

پايان متن

با پيوندهای روبرو نشانه بگذاريد:     اين چيست؟