10 جون 2008

فیلم های آمریکایی دارای کدام ویژگی های آمریکایی هستند؟

 
کوههای ولی در اغلب فیلمهای آمریکائی بویژه وسترنهای کلاسیک به کارگردانی جان فورد بتصویر درآمده، عکس از آسویشتدپرس، روزنامه کوریر، جری

توماس دوهرتی

صنعت فیلمسازی آمریکا، علیرغم انتقاد هایی که از آن می شود، بازار فیلم جهان را تحت سلطۀ خود دارد. نویسنده از علت این امر می گوید و به تأثیر چندین فیلم تازه در آمریکا و خارج آمریکا می پردازد. توماس دوهرتی استاد مطالعات سینمایی در دانشگاه براندیس در نزدیکی بوستون، ماساچوست، و نویسندۀ چندین کتاب، من جمله نمایش جنگ: هالیوود، فرهنگ آمریکایی، و جنگ جهانی دوم (1999) و نوجوانان و تصاویر آن ها : سادگی فیلم های آمریکایی در سال های 1950 (2002) است.

یکی از شخصیت های فیلم سلاطین جاده (1976) ساختۀ ویم وندرز می گوید، آمریکایی ها ناخودآگاه ما را به استعمار خود درآورده اند، این گفته که هم ستایش آمیز و هم سرزنش آمیز است، تنها در فیلمی مفهوم دارد که توسط این کارگردان آلمانی و دربارۀ جاده ساخته شده؛ کارگردانی که در اولین فرصتی که نصیبش شد، برای فیلمبرداری به مانیومنت ولی، یوتا، جایی که جان فورد، کارگردان معروف هالیوود زیاد از آن استفاده می کرد، شتافت.

شیوۀ برخورد دو گانۀ وندرز به کشور موطن سینما بیانگر احساس مشترک "مستعمره نشینان" و ساکنان کشور میزبان است. نبوغ هالیوود در به تصویر کشیدن آن چه مبنای رؤیای آمریکاست را نمی توان انکار کرد، اما سینما دوستان غیر آمریکایی راهی به غیر از خشمگین شدن در برابر این تهاجم فکری ندارند. جای تعجب نیست که هر سال در جشنوارۀ فیلم کان، علاقمندان به سینما شوخی می کنند که اقبال نصیب شدن جایزۀ نخل طلایی همیشه به فیلم های ضد آمریکایی ... ساخته شده در آمریکا رو می کند . فیلم فارنهایت 11/9 (2004) مایکل مور شاهد تمام عیار این مدعاست.

علیرغم  تهاجم قاچاقچیان DVD و ویدئو سازان یو تیوب، هالیوود، شرکت های تولیدات انبوه و نمایش دهندۀ ارزش های آمریکایی بر پردۀ بزرگ در قرن بیستم، کماکان حاکمیت خود بر بازار را در قرن بیست و یکم هم حفظ کرده است. دیترویت، میشیگان، مرکز صنایع اتومبیل سازی آمریکا، شاید در رقابت با اتومبیل سازان در شهر تویوتا (ژاپن) و سیندل فینگن (آلمان) لطمه خورده باشد، اما هالیوود هنوز برتری خود در سرگرمی های عامه پسند را حفظ کرده است. شاید بخشی از برتری هالیوود در گرو بسته ای مملو از گنجینه های پر تلألو باشد: فرد گرایی، آزادی عمل، حرکت به سمت بالا، جستجوی خوشبختی (شهوی و مالی)، و قهرمانانی که توسط ابزاری خشن به اعتلای اخلاقی دست می یابند. با این حال، شرکت های خلف کمپانی های فیلمسازی فوکس قرن بیستم، برادران وارنر، و مترو گلدوین میر نیز پر رونق هستند، آن ها کاری را کردند که صنایع اتومبیل سازی انجام ندادند: تطبیق خود با نیرو های تازۀ بازار و برگزیدن رقابت. امروز، خط تولید هالیوود نه تنها محصولاتی مناسب برای صدور به خارج از کشور تولید می کند، بلکه مهندسانی نیز از خارج برای مونتاژ وارد کرده است.

 

تأثیرات بین المللی

طبق گزارش ورایتی، منبع اخبار نمایشی، بیش از 50 درصد از درآمد هالیوود از فروش بلیط، از گیشه های خارج از آمریکا تأمین می شود. غالبا ً دریافتی های غیر خالص – بیش از 70 درصد در مورد فیلم های پرفروش طرف دیگر مرز، مانند کازینو روایال و کد داوینچی – از درآمد های داخلی بالاتر می زند. و این درمورد فیلم هایی با دلقک بازی کله پوک ها، پیرنگ های بی محتوا، و انفجار های واقعا ً بزرگ است که در نظر خرده گیران بدترین نوع صادرات از هالیوود و در جستجوی انتقال پیامی به جهان است، نه به مخاطبان داخلی. یک طرح داستانی ساده، جلوه های بصری خیره کننده، و من و من های تک سیلابی که به کمترین مقدار زیرنویس نیاز دارد، بهتر از رشته های درهم تنیدۀ روایتی، شخصیت سازی های چند لایه، و تیرو طعنه های سریع،  سفر می کنند و منتقل می شوند. به همین دلیل است که صف های طولانی برای خرید بلیط از سنگاپور تا سنگال، کاملا ً شباهت به شیوۀ خرید کردن نوجوانان آمریکایی دارد.

البته هالیوود به عنوان شرکت بزرگی که مترصد فروش کالا های خود در خارج از مرز های آمریکاست، همیشه به خریداران و مشتریان خارجی خود نظر داشته است. حتا در زمانی که فیلم های کلاسیک در استودیو های فیلمبرداری ساخته می شد و محدود به صدابرداری در محیط استودیو بود، فیلم های آمریکایی 100 در صد در آمریکا ساخته می شد، اما 100 درصد برای آمریکا ساخته نمی شد. تا جایی که به امروز مربوط می شود، نسبت اجزاء سازندۀ محلی به عناصر خارجی، درصدی متغیر است، و نتیجۀ نهایی میان تأثیرات داخلی و خارجی از فیلم به فیلم متفاوت می باشد. بارز ترین نشانۀ  تلفیق میان عناصر بومی و خارجی، اسامی اعلام شدۀ هنرپیشگان و کارگردانان است. تنها تعصب هالیوود علیه آن دسته از استعداد های خارجی بود که نمی شد آن ها راخرید. در دهه های 1920 و 1930، کارگردانان انگلیسی و آلمانی به راحتی با سرمایۀ تهیه کنندگانی مانند لوییز ب. میر و دیوید و. سلزینک، فیلم می ساختند؛ فیلمسازان مکزیکی و تایوانی نیز به همان نسبت پذیرای وسوسه های این فناوری سحرآمیز و بودجه های مهم آن هستند. خلاصه این است که شاید آن چه فیلم های آمریکایی را رنگ و بوی آمریکایی می بخشد، همانا به سرعت جذب شدن نسل های غیر آمریکایی در آن باشد.

در پایان هر سال ، گزارش عملکرد های فصل گذشتۀ سینما، علنا ً نشانگر این موضوع است که هالیوود به منزلۀ دروازۀ نمادین ورود استعداد هایی که قصد دارند یک گوشه از کار را بگیرند، جایگزین جزیرۀ الیس شده است. به هر جهت، محصولات سال 2006، قابل بردن جایزۀ اسکار یا غیر آن، ارائه دهندۀ نمونه هایی از موفقیت های مهاجران است. این گزارش شاهدی بر قابلیت تطبیق وسیلۀ ارتباطی [سینما] و این نوع اقتصاد تجاری است که فیلم هایی دارای عمیق ترین ریشه در فرهنگ آمریکایی، همیشه هم در عنوان خود نام سازنده های آمریکایی را به یدک نمی کشند. به موارد زیر توجه کنید:

 

از دست رفته: آخرین مطالعۀ مارتین اسکورسزه پیرامون آیین های گانگستر های آمریکایی، یک اثر پیوندی دو رگه است: برداشت تازه ای از فیلم پرحادثۀ  کار های دوزخی (2002) که سرشار از چاچول بازی و مجیز گویی و بازی ستارگان هالیوودی است، که در محلۀ ایرلندی نشین بوستون اتفاق می افتد و با انرژی آدرنالین خاص کار های این کارگردان آمریکایی ایتالیایی تبار، از زمان فیلم خیابان های شرّ، ارائه می شود. در این فیلم هنرپیشگانی چون مت دیمون و مارک والبرگ بازی می کنند که هر دو اهل بوستون هستند و با لهجۀ بوستونی در مکان های واقعی شهر ( این موضوع، یعنی تعهد به واقع گرایی، در زمانی که برای نشان دادن شهر های بزرگ از شهر های کانادا استفاده می شود، دارای اهمیت زیادی است) به هنر نمایی می پردازند؛ این فیلم هم در داخل کشور ( و با قضاوت از روی محبوبیت آن) و هم در سایر کشور ها از موفقیت زیادی برخوردار شد. این فیلم که بسیار مورد تحسین واقع گردید، در مراسم اسکار، جوایز بهترین فیلم و کارگردان را به خود اختصاص داد.

 

دختران رؤیا: جهش به یک شهر آمریکایی دیگر، دیترویت، که به خاطر نوا های محلی معروفیت دارد؛ این فیلم اقتباس بیل کوندون از یکی از پرسرو صدا ترین نمایش های برادوی است، اثری پرزرق و برق بر پردۀ بزرگ که برنامه های آهنگین آن فقط از عهدۀ تجهیزات صدابرداری هالیوود برمی آید. یک نمایش موزیکال از پیدایش موتاون رکوردز و یک گروه دختر خواننده به سبک سوپریمز، که تلاش می کنند ترانه های خود را در میان 40 ترانۀ برتر رادیو جای دهند و در پس زمینۀ فیلم هم جنبش دفاع از حقوق مدنی در جریان است. برای آمریکاییان، ته رنگ های این داستان که حاکی ازموفقیت گروه است، منعکس کنندۀ ریتم  موسیقی آن می باشد: جنیفر هادسون، ستارۀ این فیلم که در برنامۀ تلویزیونی آمریکن آیدول در سال 2004 موفقیتی کسب نکرد، در این فیلم تبدیل به یک بت سینمایی رقابت های موسیقی دختران رؤیا گشت. سال خوبی برای فیلم های موزیکال با ضرباهنگ آمریکایی بود: فیلم پاهای شاد که یک فیلم خانوادگی بود پنگوئن هایی را نشان می داد که با انیمیشن کامپیوتری تصویر شده بودند و با ریتم آهنگ های راک اند رول می چرخیدند و می رقصیدند و هشدار هایی زیست محیطی را القا می کردند، در واقع تعبیر کودکانه ای بود از فیلم مستند ال گور موسوم به یک واقعیت مشکل ساز.

 

جنیفر هادسون برای بازی در فیلم دختران رویا بهترین بازیگر زن را در جوایز اسکار برد. عکس از آسویشتد پرس، فریتز رینس

خورشید خانم کوچولو: کودک محور ترین فیلم سال در واقع فیلمی مناسب بزرگالان نیز بود. مشابه ویم وندرز، جاناتان دیتون و والری فاریس، کارگردانان مشترک فیلم، از هاک فین، جک کرواک و تعداد زیادی از فیلم های هالیوودی با موضوع جاده الهام گرفته بودند که یک خانوادۀ غیرمتعارف در یک استیشن فولکس واگن سوار شده و در جاده های کشور حرکت می کنند. طبق معمول، مقصد (کالیفرنیا – وگر نه دیگر کجا؟) کمتر از سفر و مسافران راه، اهمیت دارد: دختر بچه ای که داوطلب شرکت در یک مسابقۀ زیبایی است، یک سخنران بی انگیزه، پدر بزرگی که هرویین از بینی اش بالا می کشید، یک آدم از خود بیگانه، همسر و مادری که همه چیز را سرو سامان می دهد. این فیلم در آمریکا بسیار محبوبیت یافت اما در خارج مورد استقبال چندانی قرار نگرفت. ممکن است هالیوود سیستم بسیار موفقی برای محبوبیت فیلم هایش در خارج به وجود آورده باشد اما کشور های خارجی هم دارای انسجام خود هستند. فیلمی که دارای دیالوگ های زیاد است و رنگ و بوی غلیظ محلی و ملی دارد در خارج از کشور سود آور نیست. بهترین کار تمرکز بر خصوصیتی است که همۀ فیلم های پرفروش از آن برخورداراند: " یک سواری دائم و یک رولر کوستر هیجان انگیز."

 

ابلیس در لباس های پرادا: این فیلم که در خارج از کشور فروش بهتری داشت، یک کمدی-ملودرام بی عیب و نقص به کارگردانی دیوید فرانکل و اقتباس از رمان لورن ویسبرگر بود . داستان این فیلم بی شباهت به داستان سیندرلا نبود با این تفاوت که در این جا شاهزاده خانم یک جفت کفش بلور نمی پوشید، بلکه البسۀ او را لباس های طراحان بزرگ مد تشکیل می داد. نقش دختر سادۀ فیلم به عهدۀ  ان هاتاوی بود، و همان طور که او ترو تمیز، و با خونسردی  می خرامید، زن بد جنس فیلم که طراح مد بود و نقش او را مریل استریپ بازی می کرد، به سرنوشت غمناک قربانیانی محکوم بود که رابین وود، منتقد سینما، آن را سندروم روزباد می خواند: حتا در آمریکا نیز ثروت و شهرت برای برخورداری از احساسات و محبت کافی نیست و این شخصیت بی احساس و طمعکار، دچارسرنوشتی مانند چارلز فاستر کین در فیلم همشهری کین (1941) می شود و در حالی که در تنهایی می میرد حسرت روزگار کودکی و معصومیت را می خورد.

 

پرچم های پدرانمان و نامه های ایو جیما: بلند پروازی دوگانۀ کلینت ایستوود، چرخش غیر منتظرۀ تاس ها در تاریخ هالیوود بود، دو فیلم جداگانه که هر دو یک روایت را از پشت دو خط  مخالف جبهه دنبال می کردند. این دو فیلم بعد از این که به تناوب بیرون آمدند، در لیست 10 فیلم برتر منتقدان سینمایی قرار گرفتند، اما بینندگان آمریکایی که جنگ دوم جهانی برایشان امری مقدس به شمار رفته و آن را به هیچ وجه بیهوده تلقی نمی کنند  و برعکس، آن را دورانی قابل تکریم می دانند، از هیچ یک استقبال چندانی نکردند.

عجیب آن که، یا به طور مناسبی، هنرمندانی که در خارج از آمریکا به دنیا آمده اند بیشتر از کلینت ایستوود، هنرپیشه و نویسندۀ معروف، نبض آمریکاییان را در دست دارند. آن ها نیز مانند نسل های پیشین مهاجرانی که با کشتی به آمریکا وارد می شدند، اسباب و وسایل خود را همراه آوردند اما به سرعت زبان محلی را فرا گرفته و به شهرت کاری و تجاری رسیدند. ملکه: درام به شیوۀ امروزی، به کارگردانی استفن فریر، بازتاب شیفتگی دیرین آمریکاییان برای پادشاهی انگلستان است. اما رخداد های فرعی میان خلقیات دموکراتیک در ابراز احساسات خود (تونی بلر، نخست وزیر) و وفاداری خدشه ناپذیر به برتری طبقاتی (ملکه الیزابت دوم)، در پایان و در واکنش به  سوگ شاهزاده خانم دیانا با مردم  هم داستان می شوند. برخلاف آن چه در ظاهر پیداست، خویشتنداری سنتی ملکه بیش از اشک های ریختۀ چهره های معروف، در سلک نجبا است.

یونایتد 93: یک کارگردان انگلیسی نیز مسئولیت آن چه به تعبیر آمریکاییان، یکی از پرسرو صداترین و دردناک ترین تجربه های سینمایی سال بود را به عهده داشت. فیلم هولناک پل گرین گلاس اولین فیلم سینمایی بود که جزئیات حملۀ تروریستی 11 سپتامبر 2001 را به تصویر می کشید. سبک نازل فیلم که عملا ً در یک زمان واقعی روی می داد، برای زدن به جای حساس مجامع سیاسی، نیازی به شق القمر نداشت. تماشای این فیلم در سالن سینما مانند مشتی در شکم بود، تأکید بر "مرگ را به یاد داشته باش"، که به نظر من تأثیر آن به سالن های سینمای خارج از آمریکا منتقل نشد.

 

بورات، آموخته های فرهنگی آمریکا برای استفادۀ ملت پرغرور قزاقستان: بدون صحبت کردن از زمخت ترین و وقیح ترین کار ساشا بارن کوهن، عامل تحریک کنندۀ اهل بریتانیا، کشوری دارای آداب و سلوک مؤدبانه است، بحث  تأثیر کار فیلمسازان غیر آمریکایی در آمریکا، کامل نمی شود. فیلم او طی کردن مسیر شرق ( نیویورک) به غرب (در جستجوی پاملا اندرسون، هنرپیشه و مدل) را در آمریکا به تصویر می کشد. هر چند کوهن مانند الکسیس دو توکویل عمل نمی کند، اما همزاد کودن او موفق می شود بُعدی از آمریکاییان را در معرض دید قرار دهد که تا آن زمان مشاهده نشده بود، به عبارت دیگر، مدارای بی حد آن ها در برابر غیر قابل تحمل ترین خارجیان.

 

هزارتوی پان، بابل، و فرزندان انسان: بخت بلند سه کارگردان مکزیکی (گولیلمو دل تورو، الخاندرو گونزالس اینیاریتو، و آلفونسو کوارون) در تولید سه فیلم جذاب و موفق به ترتیب دربارۀ یک گذشتۀ کابوس زده، بن بست زمان حال، و آینده ای حاکی از فلاکت و بدبختی، نشانۀ بارز نفوذ عمال خارجی در هالیوود است. آن ها که درمطبوعات هنری "سه رفیق" خوانده می شوند، نسجی نقاشی مانند و معنایی تراژیک به جریان فکری آمریکایی که دارای ظاهری پرتلألو و سرشار از نوعی خوش بینی و سرزندگی است، بخشیده اند؛ جدیت و سنگینی متعلق به فراسوی مرز های جنوب که قهرمانان در پایان ماجرا می میرند و جهان جای ناخوشایندی است که در برابر دخالت و فعالیت انسان بی اعتنا باقی می ماند.

از تمامی فیلم های آمریکایی سال 2006، که در آمریکا یا خارج ار آمریکا ساخته شده، بابل، که تصویر غلطی از عنوانش ارائه می دهد، بهترین شاخص آیندۀ چند زبانه و چند ملیتی هالیوود است: آمیزه ای مطلوب از عناصر میان فرهنگی در بازیگران، پدیدآورندگان ، مکان های فیلمبرداری (مراکش، کالیفرنیا، مکزیک و ژاپن) و حساسیت های فیلم. با جبران ماوقع، خارجیان در حال استعمار فیلم های آمریکایی هستند.

 

نظرات بیان شده در این مقاله ضرورتا ً منعکس کنندۀ دیدگاه و سیاست دولت آمریکا نیست.

برگرفته از چاپ ژوئن 2007 نشریۀ الکترونیکی ایالات متحده.

 

 

 

با پيوندهای روبرو نشانه بگذاريد:     اين چيست؟