13 آگوست 2008

کارگردان فیلم "فداکاری یک پسر" درباره زمینه و پیام فیلم توضیح می دهد

گفتگو با کارگردان یانی بروک

 

آغاز متن

راوی: فداکاری یک پسر داستان یک جوان مسلمان آمریکایی به نام عمران است که تلاش می کند تا مسئولیت کشتارگاه ذبح اسلامی پدر خود را در شهر نیویورک  بر عهده بگیرد. این فیلم که در اوزون پارک در نیویورک فیلم برداری و برنده جایزه نیز شده است، سنت های قدرتمند جامعه مسلمانان آمریکایی را بررسی می کند.   در نتیجه این فیلم آسان کندۀ  گفتگو گفت و شنود میان نسل های مختلف مهاجران بوده است.

 

یانی بروک، کارگردان این فیلم، برای ارائه توضیحات بیشتر در بارۀ زمینه و پیام این فیلم اخیراً به ما پیوست.

 

یانی، متشکریم که امروز به اینجا آمدید. فداکاری یک پسر موضوعی سنتی را در چهارچوبی نوین بیان می کند، و واقعاً تفسیر تازه ای به بسیاری از بینندگان ارائه می دهد. شما چگونه این موضوع خاص را انتخاب کردید؟

 

یانی بروک: من هنگام تحصیل در رشته فیلم سازی در دانشگاه نیویورک، به ساختن فیلمی درباره یک مغازه ذبح حیوانات در شهر نیویورک علاقه مند شدم. من و همکلاسی ام، موسی سعید، متوجه شدیم که بیش از 70 کشتارگاه حیوانات زنده در شهرنیویورک وجود دارد، و ما واقعاً کنجکاو بودیم که بدانیم چرا تعداد کشتارگاه ها تا این اندازه زیاد است.

 

پدر و مادر هر دوی ما مهاجر بودند. پدر من از اسراییل به اینجا مهاجرت کرده است، و والدین موسی نیز از کشمیر مهاجرت کرده اند. ما به عنوان یک مسلمان و یک یهودی از اهمیت قوانین رژیم غذایی و اصول مذهبی در دین ها و فرهنگ های خود آگاه بودیم. پس از آنکه ما شروع به تحقیق و بازدید از این کشتارگاه ها کردیم، متوجه شدیم که آنها برخلاف آنچه شما  انتظار دارید و ما منتظر بودیم، مکان مرگ نیستند، بلکه سرچشمه بسیاری از اصول مرتبط با زندگی و شادی ها در زندگی مردم هستند. و همچنین ما متوجه شدیم که کشتارگاه های مختلفی برای مردم هر جامعه ای وجود دارد – جامعه یهودیان، جامعه مسلمانان خاورمیانه، جامعه مسلمانان آسیا، مهاجران آمریکای جنوبی و مرکزی، و حتی کره ای ها و سایر مهاجران از مناطق دیگر آسیا نیز کشتارگاه های خاص خود را دارند.

 

ما تلاش کردیم داستانی را در یکی از این کشتارگاه ها بیابیم که مربوط به مرگ نباشد، بلکه در ارتباط با زندگی باشد. و در نهایت خانواده ای را ملاقات کردیم که نسل کهنسال آنها – نسل مهاجر – در حال بازنشسته شدن بودند. پدر خانواده قصد داشت بازنشسته شود و پسر او که در آمریکا متولد شده بود – در آمریکا تحصیل کرده و به نوعی دارای خصوصیات آمریکاییان بود – تصمیم گرفته بود با قبول مسئولیت این کار سنتی و قدیمی درشهر نیویورک ، خود را به محک بزند.

 

راوی: شما هنگام ساختن این فیلم زمان زیادی را با خانواده های محلی سپری کردید. رابطه شما با آنها چگونه بود و ابتدا نسبت به شما چگونه واکنشی داشتند؟

 

یانی بروک: در حقیقت، بسیاری از صاحبان این کشتارگاه ها، بازارهای حیوانات زنده، در مورد ساخته شدن یک فیلم درباره کار خود نگران بودند، زیرا سوءتفاهم های زیادی در مورد اهمیت این مکان ها و آداب و رسوم کشتار حیوانات وجود دارد. اما من فکر می کنم به این دلیل که من یهودی هستم و موسی نیز مسلمان است، آنها اعتماد بیشتری داشتند که ما حقیقت را نشان خواهیم داد؛ ما دلیل اهمیت این اصول و سنن از نظر آنها درک می کردیم. دلیل آنکه ما توانستیم این فیلم را بسازیم این بود که ما یک سال را صرف یافتن خانواده ای مناسب و یک سال دیگر را نیز صرف فیلمبرداری از کار آنها، در خانه آنها، و خوابیدن در زیرزمین خانه آنها کردیم. در واقع ما با آنها زندگی کردیم. دلیل دستیابی به این اعتماد و آسودگی، توانایی های خارق العاده ما نبود، بلکه به این دلیل بود که افراد آن خانواده واقعاً می خواست داستان خود را بیان کنند. آنها واقعاً به مذهب خود، کار خود و خدمتی که این کار به جامعه انجام می دهد، افتخار می کنند. آنها می خواستند که داستان خود را بیان کنند و ما تنها آنجا حضور داشتیم تا این کار را به انجام برسانیم.

 

راوی: نام فیلم، فداکاری پسر، از کجا آمده است؟

 

یانی بروک: فیلم ماجرای زندگی عمران، پسر صاحب کشتارگاه، است که تلاش می کند پدر خود؛ جامعه خود، مهاجران بنگلادشی؛ و در نهایت خود را متقاعد کند که می تواند در یکی از مقدس ترین اعیاد مذهبی مسلمانان به نام عید قربان، کشتارگاه حیوانات زنده پدر خود را اداره کند. ما تلاش های عمران برای مسلط شدن بر این شغل و جلب اعتماد مشتریان و پدر خود را طی هفته منتهی به این تعطیلات در فیلم نمایش داده ایم. عید قربان در دین اسلام یادبود ابراهیم است که پسر خود، اسماعیل، را قربانی می کند. ما از این داستان به عنوان قالبی برای داستان نوین خود بر مبنای حکایت کتاب مقدس و قرآن استفاده کردیم. از همین رو "فداکاری یک پسر" هم رجوعی به داستان فداکاری کنونی عمران در شهرنیویورک است و هم رجوعی به داستان قرآنی که بازتابی از گذشته برای او به شمار می رود.

 

راوی: کمی درباره ساخته شدن فیلم و مراحل آن توضیح دهید – شرایط و اتفاقاتی که طی فیلمبرداری با آنها روبرو شدید.

 

یانی بروک: گرچه این فیلم بسیار کوتاه است – 27 دقیقه، ولی ما صدها ساعت در کشتارگاه گذراندیم  و در میان این مردم زندگی کردیم. به همین دلیل هنگامی که ما در موقعیت های خصوصی – مانند ذبح به شیوه مذهبی – حضور داشتیم و یا هنگامی که اعضای خانواده در حال بحث بودند، در داخل خانه آنها بودیم، موضعگیری نمی کردیم و مانند غریبه ها به نظر نمی رسیدیم، زیرا تبدیل به عضوی از آن جامعه شده بودیم. هروقت که کسی به این کشتارگاه می آمد، ما را آنجا می دید. به همین علت ما در تمامی لحظات حساس آنجا حضور داشتیم. ساختن فیلم های مستقل نیاز به انگیزه بسیار زیاد و علاقه شدید به موضوع فیلم دارد. از همین رو ما زمان زیادی را به ایجاد ارتباطات و جمع آوری پول اختصاص دادیم تا بتوانیم ساختن فیلم را به پایان برسانیم و آنرا در جهان توزیع کنیم.

 

راوی: این فیلم تاثیر قدرتمند سنن مذهبی را در بسیاری از جوامع مهاجران نشان می دهد. به نظر می رسد که بسیاری از تماشاگرانی که دارای تجربیات شخصی در زمینه این آداب و سنن نیستند، قادر به درک اهمیت این موارد در زندگی روزمره نخواهند بود.

 

یانی بروک: این یکی از مواردی است که تماشاگران فیلم را تحت تاثیر قرار می دهد. کودکان در سرتاسر این فیلم حضور دارند؛ در کشتارگاه و در تمامی مکان های دیگر. و دلیل این موضوع این است که خانواده ها فرزندان خود را با خود می آورند تا ببینند که غذای آنها چگونه تهیه می شود. و من فکر می کنم که این موضوع بسیار مهم است که نه تنها این آداب و سنن جنبه های مذهبی را دربرمی گیرند، بلکه دربرگیرنده آموزش به خانواده های ما و خودمان نیز هستند تا بیاموزیم که غذای ما از این حیوانات زنده به دست می آید و باید به آنها احترام بگذاریم. و این دلیلی بود که من توانستم این فیلم را بسازم. من از طرفداران کشتارگاه ها نیستم، اما حامی این عقیدههستم که ما باید به غذای خود احترام بگذاریم و بدانیم که این غذا چگونه تهیه می شود. و فکر می کنم که جنبه مهم در مورد کشتارگاه ها و نشان دادن این موضوع مردمی هستند که به آنجا می روند، خانواده های خود را نیز به آنجا می برند، و نمی خواهند که فرزندانشان بی تفاوت باشند؛ آنها می خواهند که فرزندانشان بیاموزند که غذای آنها از قفسه های سوپرمارکت ها به دست نمی آید، بلکه از حیواناتی به دست می آید که آنها نیز مخلوقات خدا هستند.

 

راوی: گرچه این فیلم درباره جامعه مسلمانان در آمریکا است، به نظر می رسد که مفاهیم و احساسات بیان شده در آن، صرف نظر از مذهب، با جوامع دیگر نیز ارتباط دارد. آیا موضوعات دیگری نیز که مردم بتوانند از این فیلم برداشت کنند وجود دارند ؟

 

یانی بروک: امیدوارم اینگونه باشد. یعنی امیدوارم که کسانی که جزو جامعه مسلمانان نیستند نیز بتوانند این فیلم را تماشا کنند و وجوه مشترکی بین شخصیت های فیلم و خودشان، خانواده شان، پدر و مادرشان و جامعه شان بیابند. زیرا من فکر می کنم که مفاهیم جهانی بسیاری در زمینه های روابط بین پدر و پسر، هویت، و معنای آمریکایی بودن در این فیلم وجود دارد. شخصیت اصلی فیلم ما یک بنگلادشی نیمه مسلمان و نیمه پورتوریکویی است. به همین علت او با این مسایل مرتبط با هویت درگیر است. موضوع دیگر فیلم این است که غذایی که درون بشقاب روبروی ما قرار دارد، از کجا آمده است. و هنگامی که ما به کشتارگاه می رفتیم، با خود فکر می کردیم که چه جالب است که این سنت واقعاً قدیمی هنوز در آمریکا زنده باقی مانده است. این بخشی از دنیای کهن است که در بزرگترین کلان شهر جهان وجود دارد. اما من فکر می کنم که این نشان دهنده مردمی است که می خواهند سرمنشا غذای خود را پیدا کنند و می دانند که غذای آنها به صورتی ناگهانی داخل بشقابشان قرار نمی گیرد، و این غذا باید یک سرمنشاء واقعی، نه مانند مایکروفر، داشته باشد.

 

راوی: برنامه های آینده شما چیست؟ اکنون در حال کار بر روی چه طرح هایی هستید؟

 

یانی بروک: در حال حاضر موسی و من به طور مشترک در حال کارگردانی دو طرح جدید برای تلویزیون عمومی (PBS) هستیم. یکی از این طرحها درباره دانشجویان در ادیان مختلف است. موسی قسمت اسلام این طرح را کارگردانی می کند و من قسمت یهودی آنرا و همزمان با ما نیز کارگردان های دیگری قسمت های کاتولیک و پروتستان این فیلم را در نقاط مختلف کشور کارگردانی می کنند. این یک طرح چهارساعته به نام "دعوت" است. طرح دیگری که ما به طور مشترک در حال کارگردانی آن هستیم، "شاهدخت برانکس" نام دارد که درباره دختر جوانی در محله برانکس در نیویورک سیتی است که پدر و مادرش از غنا در غرب آفریقا مهاجرت کرده اند. این دختر در فیلم برای دیدار با پدر خود، رئیس قبیله ای به غنا، در غرب آفریقا می رود، و متوجه سختی های بزرگ شدن به عنوان یک آمریکایی و یک آفریقایی می شود.

 

راوی: می توانید اطلاعات بیشتری در مورد فداکاری پسر، موضوع این فیلم، و مراحل تولید آن را در تارنمای زیر به دست آورید: sonsacrifice.com

 

podcast

این مطلب توسط اداره برنامه های اخبار بین المللی وزارت خارجه ایالات متحده تولید شده است. هرگونه پیوندی با سایر تارنماهای اینترنتی یا عقایدی که مطرح شده نباید به معنای تایید سایر محتویات و دیدگاه ها تلقی شود.

 

پايان متن

با پيوندهای روبرو نشانه بگذاريد:     اين چيست؟