15 مارچ 2005
كلمن باركس مترجم به زادگاه مولانا سفر مى كند
واشنگتن – او در ايالات متحده محبوب ترين شاعر است. هم اكنون كلاس هاى درس مربوط به آثار او در كليه نقاط كشور وجود دارد و اين در حالى است كه يك دهه پيش كمتر كسى او را مى شناخت. سخنرانى هاى منطقه اى و خواندن جمعى آثار او در بخش هاى فرهنگى روزنامه هاى همه شهرهاى بزرگ آمريكا اعلام مى شود. گروهى از ستارگان سينما و خوانندگان برنامه ضبط شده اى از آثار و تهيه كرده اند و اين رويداد نشان دهنده ميزان بالاب محبوبيت او است. اين انسان كامل كيست؟ آيا ايالات متحده يك بار ديگر شاعر مشهورى را مثل والت ويتمن(3) مطرح ساخته است تا ترانه آمريكا را نغمه كند؟ فرد ديگرى مانند رابرت فراست(4) اهل نيو انگلند تا با نيمه قابل درك آرزوهاى روحيمان صحبت كند؟
در حقيقت اين شاعر به هيچ عنوان آمريكايى نيست. آمريكايى ها هم نمى توانند اميد ديدار او را در يك سالن سخنرانى محلى يا در برنامه هاى سيار تلويزيونى داشته باشند؛ او بيش از هفتصد سال پيش درگذشته است. و اگر نام او مدت زمان كوتاهى است كه در آمريكا به نامى آشنا تبديل شده است، ايرانى ها قرن هاى متمادى او را در قلب هايشان نگاه داشته اند. نام او جلال الدين بلخى است و در آمريكا با نام رومى بهتر شناخته مى شود.
اگر نخواهيم ابعاد شيفتگى نسبت به مولانا را در ايالات متحده با شيفتگى كه زمانى نسبت به بيتل ها در اين كشور وجود داشت مقايسه كنيم مى توانيم بگوييم كه محبوبيت او قابل ملاحظه است. به نقل از چندين منبع، كتاب هاى مولانا ظرف ده سال گذشته بيش از آثار هر شاعر ديگرى به فروش رسيده است. در جستجوى اينترنتي، داخل نمودن نام او بيش از 800.000 نتيجه را به دنبال خواهد داشت. تقويم ها، ليوان هاى قهوه خورى و حتى تى شرت هاى مولانا در دانشكده ها و كتاب فروشى هاى سراسر كشور به چشم مى خورند.
با اين وجود، در حالى كه موفقيت مولانا با نشانه هاى فراوانى از فرهنگ عامه در آميخته است، كم اهميت جلوه دادن اين موفقيت در ايالات متحده يا اين تصور كه گفته هاى او دربستر سنن اسلامى نمى تواند به نيازها و نگرانى هاى بسيارى از آمريكايى ها بپردازد نادرست خواهد بود.
فيليس تيكل(5)، سردبير نشريه ادوارى پابليشرز ويكلي(6) مى گويد كه محبوبيت مولانا در ايالات متحده "به دليل اشتياق فراوان ما به معنويات است." كلمن باركس، شاعر زاده تنسى نيز كه ترجمه هايش از آثار مولانا بزرگترين عامل محبوبيت شاعر ايرانى در ايالات متحده به شمار مى رود زمانى كه مى گويد طبيعت خلسه آميز مذهبى اشعار مولانا در تلاش آمريكايى ها براى رسيدن به اين كيفيت تشديد مى شود به همين كته اشاره دارد. اين پرسش شاعرانه مولانا كه "زكجا آمده ام، آمدنم بهر چه بود؟" با تعداد بى شمارى از مردم آمريكا كه صاحب احساسات معنوى قوى هستند سخن مى گويد.
تعدادى از مفسران نيز بر اين باورند كه مولانا پس از حملات 11 سپتامبر نقش پل مهمى را بين مردم آمريكا و اسلام ايفا كرده است. بسيارى از افراد با هانس ماينك(7)، شاعر آلمانى كه گفت اشعار مولانا "تنها اميد بخش دوران سياهى است كه در آن زندگى مى كنيم" هم عقيده هستند.
هيچ كس به اندازه مترجم آمريكايى پيشرو آثار مولانا در بالا بردن آگاهى فزاينده نسبت به اين شاعر در ايالات متحده راهگشا نبوده است. به گفته جيمز فاديمن(8)، دانشمند آمريكايى "راز موفقيت مولانا در ايالات متحده كلمن باركس است." انتشار كتاب اسنشال رومي(9) باركس در سال 1995 بيش از هر رخداد ديگرى باعث ظهور بارقه علاقه آمريكا به اين شاعر پارسى زبان شد.
باركس در يك مصاحبه اخير گفت كه ماموريت ترجمه آثار رومى به صورتى باورنكردنى آغاز شد. او مى گويد پيش از آن كه نويسنده نامى آمريكايي، رابرت بلاي(10) در سال 1976 يك نسخه از اشعار مولانا را كه ترجمه اى سنگين و دانشگاهى داشت و تنها ترجمه انگليسى آثار اين شاعر در آن زمان به شمار مى رفت به او بدهد و بگويد: "اين اشعار بايد از قفس هايشان آزاد شوند"، هيچگاه نام او را نشنيده بوده است.
باركس كه در آتن جورجيا زنگى مى كند به زودى كار را آغاز كرد. او مى گويد: "من نسخه اى را به نثر آزاد و با انگليسى امروزى تهيه كردم" و به باور او اين شكل [از نگارش] "قوى ترين روش ما است." باركس مى گويد با وجودى كه اين شيوه از ترجمه خلاف عرف است "تلاش فراوانى دارم تا به تصاوير مولانا وفادار باشم و اميدوارم اين امر در مورد معانى نيز صادق باشد." وى مى افزايد: "جوهر موسيقايى شديدى [در آثار او] وجود دارد – اما من نمى توانم كارى در زمينه انتقال آن انجام دهم. من به ضربانى كه در سروده ها موجود است گوش مى دهم و تلاش مى كنم تا آن را دنبال نمايم تا سر راه آن قرار نگيرم" و اجازه دهم كه نغمه سر دهد.
باركس به مدت هفت سال بدون اينكه فكر چندانى در زمينه انتشار در ذهن داشته باشد به ترجمه مشغول بود. در آخر او كارش را براى هارپر كالينز(11)، ناشر آمريكايى فرستاد و بدين ترتيب نخستين نسخه آثار مولانا به چاپ رسيد. موفقيت پيش بينى نشده اين نسخه منجر به انتشار اسنشال رومى بسيار محبوب و چند اثر جديدتر ديگر به وسيله ماركس شد. بيش از 500.000 نسخه از مجموعه اين كتاب ها به فروش رسيده است كه براى يك شاعر موفقيت بزرگى در بين مردم به حساب مى آيد.
باركس شاعر و استاد سابق ادبيات با شوق و احساسى از شگفتى درباره آثار شاعر بزرگ قرن 13 صحبت مى كند. او مى گويد: "اين اشعار نه به وسيله شخصيت كه توسط بخش ديگرى از روان انسانى سروده شده اند" و گاه از شخصيت و معرفت بشر فراتر مى روند. باركس مى گويد: "نظام اعتقادى او بر پايه خنده استوار است" و به صوفى گرى مولانا اشاره مى كند و مى افزايد كه در نظر مولانا كه "شايد خدا انگيزه خنده باشد، تنها صاحب بدن و عقل بودن شادى بزرگى است" و "او درباره جوهره اشتياق دين كه عبادت – و شايد خنده – است صحبت مى كند."
قابليت آثار مولانا در پر كردن فاصله بين آمريكايى ها و مسلمانان بر باركس پوشيده نيست. "آمريكايى ها در برابر بسيارى از چيزهاى موجود در جهان اسلام نابينا هستند. يكى از آن چيزها مولانا است. ما زيبايى [آثار] مولانا را كامل درك نمى كنيم." او اميدوار است كه از طريق اين ترجمه ها درك "درگه خالى شدن" را كه شعر مولانا مى تواند از آن وارد شود و نيز "تسليم" را كه اشتياق به آن جوهر اسلام است آسان نمايد.
اين اشتياق به پر كردن خلا دركى موجود بين اسلام و آمريكا به زودى باركس را به نقاطى خواهد برد كه هنگام شروع ترجمه هايش حتى در خواب هم نمى ديد. او اواخر اين ماه به افغانستان، زادگاه مولانا سفر خواهد كرد تا در برنامه فرهنگى مشترك وزارت فرهنگ افغانستان و وزارت امور خارجه ايالات متحده اشعار مولانا را بخواند. در طول اقامتش در اين كشور از چندين شهر از جمله بلخ، زادگاه مولانا ديدن خواهد نمود. او در وصف انتظار پرشورش براى اين سفر مى گويد: "يك نفر اشعار او را به زبان فارسى مى خواند و من آنها را به زبان انگليسى مى خوانم و موسيقى هم خواهد بود." باركس همچنين در انتظار ملاقات با اعضاى يك گروه اسلامى به نام "جاهلان خدا"(12) است كه از سنت خلسه آميز مولانا پيروى مى كنند. باركس در پاسخ به اين سوال كه جاهلان خدا چه كسانى هستند مى خندد و مى گويد: "دقيقا نمى دانم، ولى در خواهم يافت." وى مى افزايد: "من واقعا منتظر و سپاسگزار هستم."
اين حس كنجكاوى و شوق، ميل به تجربه اندوزى و درك، از ويژگى هاى مشترك مولانا و كلمن باركس هستند و دو انسان متفاوت با اشتياق هاى معنوى مشترك را به يكديگر وصل مى كنند.
1. Coleman Barks
2. Steve Holgate
3. Walt Whitman
4. Robert Frost
5. Phyllis Tickle
6. Publisher’s Weekly
7. Hans Meinke
8. James Fadiman
9. Essential Rumi
10. Robert Bly
11. Harper Collins
12. Fools of God